دکتر‌تر از دکتر
 
بیژن ظهوری زنگنه . استاد ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
 
در سخنان نمایند‌گان مجلس در جلسه بررسی صلاحیت وزیر پیشنهادی برای آموزش‌وپرورش و سخنرانی آقای دکتر نجفی، در مورد دکترای نیمه‌کاره ایشان در دانشگاه MIT صحبت شد. در این مقاله می‌خواهم در این مورد، توضیحاتی بدهم. من آقای دکتر نجفی را از سال 1351 می‌شناسم. در این سال، من مدرک کارشناسی ریاضی خود را تازه از دانشگاه صنعتی شریف گرفته بودم و دانشجوی سال اول کارشناسی ارشد ریاضی همان دانشگاه بودم. در همان سال، آقای دکتر نجفی دانشجوی سال سوم رشته ریاضی بود که از مهندسی به ریاضی تغییر رشته داده بود. ایشان در زمان فارغ‌التحصیلی در دوره کارشناسی ریاضی، نه‌تنها اول نمره رشته ریاضی بلکه اول نمره دانشگاه صنعتی شریف با اختلاف معدل زیاد با‌ نفر بعدی بود. در این دوره ایشان در اولین دوره مسابقه انجمن ریاضی که بین همه دانشگاه‌های ایران انجام شد، شرکت کرد و ‌نفر اول شد و مدال طلا گرفت. (توجه شود که در آن زمان، فقط یک مدال طلا داده می‌شد، در صورتی‌که اکنون، در هر مسابقه سالانه، چندین مدال طلا داده می‌شود).  دوستی و آشنایی بیشترم با آقای دکتر نجفی در MIT بود. من در سال 1352، کارشناسی ارشد ریاضی خود را از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم و برای ادامه تحصیل به دپارتمان ریاضی دانشگاه MIT رفتم، دانشگاهی که تا آن زمان، هیچ دانشجویی از دانشگاه‌های ایران به دپارتمان ریاضی آن نرفته بود. تحصیل من، بهمن 1352 شروع شد. در مهر 1353، آقای دکتر نجفی به من پیوست و تعداد زیادی از دروس را با هم گرفتیم. در دوره دکترای ریاضی MIT، باید حداقل 11 درس تحصیلات تکمیلی می‌گرفتیم (که این معادل 44 واحد در سیستم دانشگاه‌های ایران است). در این دوره، نمره تمام دروس آقای دکتر نجفی A بود. یعنی ایشان در هیچ درسی، نمره کمتر از A نگرفتند. زبان خارجه دوم ما فرانسه بود و این امتحان را با هم دادیم. دکتر نجفی امتحان جامع را هم با موفقیت گذراند و روی پایان‌نامه خود مشغول به کار شد. باید توجه کرد که این درس‌خواندن، همراه با فعالیت‌های دانشجویی بود که بر ضد رژیم شاه می‌کردیم و مقدار زیادی از وقت و انرژی مفید ما را می‌گرفت. استاد راهنمای رساله دکترای دکتر نجفی، پروفسور برترام کاستانت (Bertram Kostant) بود که یکی از غول‌های نظریه لی (Lie) است و من هم رساله دکترای خود را با پروفسور سینگولار هلگاسون (Singular Helgason) گرفتم که او هم غول دیگر این نظریه بود.  نظریه لی، ترکیب پیچیده‌ای از آنالیز، جبر و هندسه منیفلد است. رساله دکتر نجفی در زمینه نمایش گروه‌های لی و رساله من در زمینه آنالیز هارمونیک روی گروه‌های لی بود، کار تحقیقی آقای دکتر نجفی بیشتر با نگاه جبری و تحقیق من بیشتر با نگاه آنالیزی بود. در هر حال، در زمان انقلاب 57، با وجودی که هر دو نزدیک به انتهای کار بودیم، تصمیم گرفتیم به ایران بیاییم. من چون مدرک کارشناسی‌ارشد ریاضی خود را در ایران گرفته بودم، مدرکی از MIT نگرفتم اما دکتر نجفی چون به‌طور مستقیم وارد دوره دکترای ریاضی شده بود، به اصرار استاد راهنمایش، تصمیم گرفت یک مدرک کارشناسی ارشد بگیرد.            
بنابراین از کارهای تمام‌نشده رساله دکترای خود به عنوان پایان‌نامه کارشناسی ارشد دفاع کرد و هر دو در هشتم فروردین 1358، بدون گرفتن مدرک دکترای خود به ایران آمدیم. در مدتی که در ایران بودم، علاقه تحقیقاتی من تغییر کرد و در سال 1362، تصمیم گرفتم برای کار در زمینه جدید به MIT بروم به همین دلیل به سویس رفتم که ویزای آمریکا بگیرم. در آن سال موفق به گرفتن ویزای آمریکا نشدم و به همین دلیل، به پلی تکنیک لوزان (EPFL) رفتم. در آن سال، سمیناری در دانشگاه لیون فرانسه در زمینه نظریه لی برگزار می‌شد و اغلب ریاضیدانان برجسته این رشته، در آن حضور داشتند. من هم با وجودی که زمینه تخصصم تغییر کرده بود و دیگر در زمینه نظریه لی کار نمی‌کردم، برای دیدن استادان سابقم که در این سمینار حضور داشتند، به لیون فرانسه رفتم. در سمینار موفق به دیدار هلگاسون استاد خودم و کاستانت استاد دکتر نجفی شدم. کاستانت احوال دکتر نجفی را از من پرسید، گفتم که ایشان وزیر علوم هستند. با تعجب گفت «علی با این سن کم، وزیر علوم است!؟» گفتم در ایران وزیرها جوان هستند، گفت خیلی‌ها پایان‌نامه کارشناسی ارشد علی را از من می‌خواهند و من مجبور می‌شوم که هر نسخه‌ای از آن را برای آنها کپی کنم (توجه کنید که در آن زمان، اینترنت، دیسک، فلش و غیره موجود نبود) دیگر خسته شدم! به او بگو بیاید که آنها را تبدیل به چند مقاله کند تا علاقه‌مندان، آنها را در مجلات علمی پیدا کنند و ادامه داد که این پایان‌نامه خیلی اصیل و نوآورانه است و الان در بورس است (توجه کنید که این حرف، پنج‌سال بعد از نوشتن آن پایان‌نامه بود). هلگاسون هم حرف‌های کاستانت را تایید کرد. سال بعد، من به کانادا رفتم و دکترای خود را از دانشگاه بریتیش کلمبیا گرفتم. الان به عنوان یک استاد ریاضی که تاکنون 10 دانشجوی دکترا فارغ‌التحصیل کرده‌ام و حدودا در 200 دفاع دکترا شرکت کرده‌ام و امضا به همراه چند‌نفر دیگر، باعث «دکتر» شدن این 200‌نفر شده، با توجه به شناختی که نسبت به پایان‌نامه آقای دکتر نجفی و چنین تاییدی توسط دو‌نفر از غول‌های این رشته یعنی کاستانت و هلگاسون دیدم، با اطمینان می‌گویم که آقای دکتر محمدعلی نجفی، دکترای ریاضی هستند. آقای دکتر نجفی در 35سال گذشته، مطمئنا می‌توانست به سهولت- به دلیل توانایی-هایش، مدرک دکترای خود را از ایران دریافت کند و نکرده و این باعث افتخار است که ایشان، همه جا آخرین مدرک رسمی خود را کارشناسی ارشد ریاضی نوشته است، در حالی که واقعا شایسته مدرک دکترای ریاضی است و این نشان می‌دهد که درخت هر چه پربارتر است، افتاده‌تر است. من از سال 1371، در دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شروع به کار کردم و با آقای دکتر نجفی همکار شدم. جالب این است که هر زمان که ایشان از فعالیت‌های اجرایی کمی فارغ شده، به راحتی به تدریس در دانشگاه بازگشته و متعهدانه و عاشقانه، به تدریس ریاضی پرداخته است و همیشه یکی از محبوب‌ترین استادان ریاضی شریف از نظر دانشجویان و همکارانش بوده است و یادم هست بعد از اینکه دوره معاونت رییس‌جمهوری دکتر نجفی تمام شد، او به دانشکده آمد و قرار شد که درس ریاضی عمومی I را با هم، برای دانشجویان سال اول تدریس کنیم. ایشان با دقت و اشتیاق فراوان به مطالعه کتاب درسی انتخاب‌شده و آماده‌شدن برای تدریس پرداخت. یک روز هم قبل از شروع کلاس‌ها، از من خواست تا با هم به تالار محل تدریس برویم تا مطمئن شویم که گچ، تخته گچی، نور کلاس، میکروفن (چون کلاس‌ها خیلی بزرگند) و اندازه دید دانشجویان، مناسب است. او همیشه همکاری جدی، متعهد، محبوب و مورد احترام در بین همکاران دانشکده و دانشجویان بود. من به عنوان کسی که چند دوره عضو شورای اجرایی انجمن ریاضی ایران بوده‌ام، با قاطعیت اعلام می‌کنم که آقای دکتر محمدعلی نجفی، مورد احترام جامعه ریاضی و ریاضیدانان ایران است.
 

 
http://sharghdaily.ir/?News_Id=18400