۱۳۹۶ سه شنبه ۶ تير
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۷۷۴ - ۱۳۹۵ چهارشنبه ۲۲ دي
ارتباط کاهش آرای آیت‌الله هاشمی در ریاست‌جمهوری ششم با انتخابات سال 96
به دست خودمان رقیب درست کرده بودیم
نفیسه زارع‌کهن

حکایت هرساله است داستان انتخابات در ایران؛ داستانی که تمامی ندارد و هر سال چندماهی و گاه تمام سال سوژه روزمره مردم و البته سیاسیون می‌شود.
برایش برنامه می‌ریزند و نقشه راه می‌کشند تا به نحوی از انحا، رقیب را به حاشیه برانند و خود گوی پیروزی را بربایند. آنان داعیه ارزش‌مداری دارند اما ابایی ندارند دراین‌بین از مدار حق و انصاف خارج شوند و اخلاق را به حاشیه برانند. آنها این بداخلاقی‌ها را معایب جزئی می‌دانند حتی اگر گاهی منفعت ملی را هم دراین‌بین خدشه‌دار کنند. سال آینده هم از همان دست سال‌های انتخاباتی است که دست بر قضا دو انتخاب مهم در آن انجام خواهد شد؛ نخست انتخابات ریاست‌جمهوری و دیگری انتخابات شوراهای شهر و روستا. اگرچه هر دو اهمیت بسزایی دارند، اما به نظر می‌رسد انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم اهمیت بیشتری دارد تا آنجا که واکنش‌های عجیب‌وغریبی از برخی رقیبان انتخاباتی رئیس‌جمهور دیده می‌شود.
رقابت نامعلوم یا معلوم؟
اگر هنوز مشخص نیست هر شهر و روستایی چه کاندیداهایی خواهد داشت و کدام جریانات رقیب، مقابل هم قرار خواهند گرفت اما در انتخابات ریاست‌جمهوری آنچه مشخص و نهایی به نظر می‌رسد حضور حسن روحانی به‌عنوان یکی از کاندیداهای دوره دوازدهم آن هم به‌عنوان گزینه اجماعی اعتدالیون و اصلاح‌طلبان است؛ مردی که اکنون سکان‌دار دولت است و بناست تا در چهارسال دوم بتواند برخی کارهای نیمه‌تمامش را تمام کند و به نتیجه برساند. اما در اردوی رقیب این‌گونه نیست و هنوز به جمع‌بندی برای داشتن کاندیدای واحد نرسیده‌اند ضمن اینکه به نظر می‌رسد رقیبی که با روحانی و میزان شناختي که جامعه از وی دارد، رقابت كند در چنته آنان نیست. اما با همه این اوصاف، مدتی است جناح مقابل ساز دیگری کوک کرده و با طرح این مسئله که آرای روحانی ریزش کرده و همین ریزش موجبات شکست وی را در انتخابات 96 فراهم خواهد کرد، سعی در ایجاد تردید در حامیان دولت و جامعه دارند. مثلا پایگاه خبری «صراط‌نیوز» در گزارشی تحلیلی خبر از ترس رئیس‌جمهور برای شرکت دوباره در انتخابات ریاست‌جمهوری داده و نوشته است: «در میان اظهارنظرها آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، هراس حامیان دولت از رأی نیاوردن روحانی در سال 96 است. این ترس در حالی است که بسیاری از این حامیان دولت چهره شاخصی را هم برای رقابت با روحانی در نظر ندارند اما ظاهرا عملکرد روحانی در همین سه سال به‌گونه‌ای بوده که پیش‌بینی شکست به سراغ آنها آمده؛ دراین‌بین درخواست‌های برخی اصلاح‌طلبان از روحانی برای ترمیم کابینه به‌ویژه تغییر مسئولان اقتصادی را هم می‌توان در راستای همین هراس از شکست ارزیابی کرد».
پایگاه خبری «خیبرآنلاین» هم که در مطالبش حمایت از تیم محمود احمدی‌نژاد و دولت گذشته به چشم می‌خورد در مطلبی به نقل از فردی که او را کارشناس مسائل سیاسی نامیده، با اشاره به انتخابات مجلس و طرح این مدعی که دولت و حامیانش در انتخابات مجلس دهم شکست خوردند ادعا کرده است: «پاسخ مردم در اکثر شهرها و استان‌ها به انتخابات، انتخاب افرادی بود که از معیشت مردم صحبت کردند و اصولگرایانی انتخاب شدند که معیشت مردم برای آنها دغدغه قلمداد می‌شد. لذا دولت اگر بخواهد با این روش گذشته ادامه مسیر خود را دنبال کند، بدون شک و با توجه به مطالعاتی که در این زمینه صورت گرفته است، انتخابات سال 96 را خواهد باخت و نمی‌تواند رأی مجدد از مردم بگیرد؛ چراکه دغدغه غالب مردم چیزی نیست که دولت پیگیری می‌کند». محمد ناظمی‌اردکانی، قائم‌مقام دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین و وزیر کابینه محمود احمدی‌نژاد، نیز سخن از احتمال شکست روحانی داد و در نشست ماهانه تشکل سیاسی متبوعش که اوایل دی‌ماه در دفتر مرکزی جام برگزار شد، گفت: «جریان اصلاح‌طلب و اعتدالیون یا تقرییا یا تحقیقا روی کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری 96 به اجماع رسیدند و کاندیدای آنها حجت‌الاسلام روحانی خواهد بود اما آنها این دغدغه را دارند که پیروزی او قطعی نیست. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد پایگاه مردمی و محبوبیت رئیس‌جمهور سیر نزولی داشته است. البته آرای منفی‌ای که از گذشته وجود داشته، می‌تواند مؤثر واقع شود. بنابراین این موضوع بزرگ‌ترین دغدغه جریان اصلاح‌طلب است».
ناصر ایمانی، تحلیلگر سیاسی اصولگرا، هم دیگر فردی است که سخن از ریزش آرای روحانی می‌زند و مدعی می‌شود: «با توجه به ریزش رأی آقای روحانی احتمال زیادی وجود دارد که اصولگرایان از استراتژی چند کاندیدایی استفاده کنند تا انتخابات را به‌دور دوم بکشانند».
تکرار آرزوها در آینه تاریخ
این ماجرا، داستانی تکراری است؛ داستانی که درست 23 سال قبل هم اتفاق افتاد؛ همان زمانی که هاشمی‌رفسنجانی می‌رفت تا در انتخابات ریاست‌جمهوری ششم هم کاندیدا شود تا بتواند دولت سازندگی را در دور دوم هم ادامه دهد؛ دولتی که در روزهای سخت پس از جنگ بر سرکار آمده بود و کشوری را تحویل گرفته بود که روزهای پیش‌بینی‌ناپذیر و دشواری را از سر گذرانده بود و از برنامه‌های توسعه وعده داده‌شده در ایام پیروزی انقلاب، به‌طور جدی عقب افتاده بود. اجرای اولین برنامه پنج‌ساله توسعه اقتصادی بعد از انقلاب در این دولت انجام گرفته بود و سیاست باز اقتصادی و وضع قوانین ضدانحصار از جمله اقداماتی بود که هاشمی در دولت نخستش آنها را سرلوحه امور اجرائی قرار داده بود. براساس آنچه در کتاب خاطرات آیت‌الله هاشمی آمده و البته صاحب‌نظران حوزه سیاست روایت می‌کنند، از مهم‌ترین دغدغه‌های پیشِ‌روی این دولت بازسازی کشور بعد از جنگ هشت‌ساله بود که نیاز بود در اسرع وقت بازسازی شوند. چنین هم بود که میزان بودجه عمرانی در دولت پنجم به‌طور چشمگیری نسبت به سایر فعالیت‌های دولت افزایش پیدا کرد و شاید همین مسئله و البته شدت ویرانی‌های پس از جنگ موجب بروز کسری بودجه قابل توجه در دولت اول سازندگی شد. گفته می‌شود آیت‌الله هاشمی سعی کرد برای برقراری تعادل در کابینه طیف‌های گوناگون را در کنار هم قرار دهد و همین هم بود که لابد سیدمحمد خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد شد و علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه. مصطفی معین وزیر فرهنگ و آموزش عالی شد و محمد سعیدی‌کیا، وزیر راه و ترابری. عبدالله نوری وزیر کشور بود و علی فلاحیان، وزیر اطلاعات. ولی اینها به‌علاوه تورم بالایی که در جامعه به دلیل اجرای سیاست‌های تعدیل، نرخ ارز و وام‌هایی که گرفته شد و مسائلی از این دست وجود داشت؛ همه‌وهمه دستاویزی بود تا مخالفان توسعه اقتصادی هاشمی و دولت تکنوکراتش سعی در کاهش آرای آن در انتخابات سال 72 داشته ‌باشند چون باورشان نمی‌شد چهره باسابقه سیاسی ایران را به این راحتی‌ها بتوان از صحنه به در کرد. برهمین‌اساس هم بود که درست در زمانی که هاشمی می‌رفت تا در بهار 72 بار دیگر شانس خود را برای انتخاب بیازماید رقبا و مخالفانش بر موج همین تورم بالا سوار شدند و از کاهش آرای وی سخن گفتند. رقبای آن روزهای هاشمی که البته با هم برای رقابت با وی در انتخابات ریاست‌جمهوری ششم به توافق نرسیده بودند با استراتژی کاهش رأی هاشمی سعی داشتند تا حداقل از این طریق رئیس دولتی کم‌اقتدارتر را برای چهار سال در کنار داشته باشند. اما اینها همه در شرایطی بود که در این دوره از انتخابات به علت سپری‌شدن عمر نخستین دولت پس از جنگ، نظام خود را در وضع تثبیت‌شده‌تری می‌دید و اوضاع عادی‌تر از گذشته بود، بنابراین مردم جامعه بیشتر به فکر مسائل روزمره زندگی افتاده بودند. براین اساس، فضای سیاسی کشور و توان جناح‌های نظام هم به‌کلی تغییر کرده و نمود این تغییرات در صف‌آرایی نامزدهای انتخاباتی به چشم می‌خورد. اگرچه این استراتژی به باور خودشان به گونه‌ای پاسخ داد ولی آیت‌الله نظر دیگری داشت که وقتی صحنه را از رقبا خالی دید از رقیبانی دعوت به شرکت برای حضور در انتخابات کرد و همین مسئله را هم موجب کاهش آرای خود خواند. به این ترتیب بود که در کتاب خاطرات خود دراین‌باره نوشت: «جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۷۲. امروز انتخابات ریاست‌جمهوری داشتیم. برای دادن رأی به حسینیه جماران رفتیم. خبرنگاران زیادی جمع بودند. به چند سؤال جواب دادم. ظهر بستگان مهمان ما بودند. عفت ولیمه حج مهدی و فرشته را می‌داد. مقداری از وقت را به تماشای برنامه‌های تلویزیون برای گزارش انتخابات گذراندم. مرتبا با ستاد انتخابات کشور و هیئت اجرائی تماس داشتم. برخلاف همه انتخابات گذشته، این بار برای گرم‌ترشدن انتخابات، به دست خودمان رقیب درست کرده بودیم. به نظر می‌رسد مقدار زیادی از آراء من از دست می‌رود؛‌ گرچه محتمل است برای جو رقابت، رأی‌دهنده بیشتری داشته باشیم که همین جزو اهدافمان بود. محسن پس از بازدید چند حوزه نظر داد که تقریبا ۱۵ تا ۲۰ درصد از آراء را رقبا و باطله‌ها دارند. چند بار وقت انتخابات تمدید شد، برای اینکه مراجعه داشتند. آقای عبدالله نوری، آخر شب اولین گزارش قرائت آراء را داد. به نظر می‌رسد حدود سی‌وپنج درصد آراء از من نیست و رقبا بیش از حد انتظارمان رأی آورده‌اند. در مناطق کردنشین به آقای احمد توکلی رأی داده شده و لابد به خاطر مخالف‌خوانی‌های جدی است. از خاطرات جالب امروز، اظهارات علی فرزند فاطی است که چون او را از رفتن به لب بام نهی کردم، رنجید و به مادرش گفته می‌خواهد به آقای جاسبی رأی دهد، چون باباجون با او دعوا کرده! از بچه سه‌ساله اظهارات جالبی است». اگرچه پس از پایان رقابت‌های انتخاباتی، هاشمی‌رفسنجانی برای بار دوم بر کرسی ریاست‌جمهوری نشست اما دو روز بعد از روز جمعه انتخابات، در خاطراتش نوشت: «یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۷۲ ساعت هشت‌ونیم صبح دفترم بودم. آمار قطعی انتخابات اعلان شد: 63.1 درصد من و بقیه {آرا}، سه نفر دیگر؛ به نظرم آرایم کم و تلخ است». به‌این‌ترتیب آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که در دور اول یعنی در سال 68 درحالی‌که از حمایت جامعه روحانیت مبارز و اکثر گروه‌ها و جریانات سیاسی برخوردار بود و شعار سازندگی را برگزیده بود، با کسب 94 درصد آرا و رأی 15‌میلیون و 550‌هزار و 528 نفری بر کرسی ریاست دولت جمهوری اسلامی تکیه زده بود در انتخابات ریاست‌جمهوری ششم نتوانست چنین آرایی را کسب کند، گرچه طبق روایت تاریخ و آمار در این دوره، هم مشارکت مردمی کاهش یافت و هم آرای هاشمی‌رفسنجانی و شاید کاهش حضور مردم، از دلایل کاهش آرای رئیس‌جمهور مستقر ارزیابی شود. چنین بود که در انتخابات ششمین دوره ریاست‌جمهوری که سال 1372 برگزار شد، درحالی‌که 33‌میلیون و 156‌هزار و 55 نفر واجد شرایط رأی‌دادن شناخته شدند تنها 51 درصد آنها یعنی 16‌میلیون و 796‌هزار و 787 نفر پای صندوق‌های رأی رفتند و هاشمی با کسب 10‌میلیون و 566‌ هزار و 499 رأی یعنی حدود 63 درصد آرا، برای دومین بار رئیس‌جمهور ایران شد.
مخالف، مخالف است
حالا مخالفان روحانی آرزو دارند بتوانند جا پای مخالفان هاشمی بگذارند. اگرچه اکنون بیشتر از دو دهه از آن روزها گذشته و شرایط قابل قیاس با دهه 70 نیست اما آنچه در این روزها می‌گذرد شبیه همانی است که بر هاشمی رفت هرچند ممکن است در چند ماه آینده فضا تغییر کند. اما درهرحال آنچه مشخص است اینکه همان داستان کاهش محبوبیت و کاهش رأی را مخالفان پرتعداد و برخوردار از امکانات، برای حسن روحانی هم طراحی کرده‌اند. طبق قاعده‌ای همیشگی و بدون استثنا اصولا هر رئیس دولتی در دور دوم انتخاب خود دچار ریزش رأی خواهد شد، چراکه همیشه پای ناراضیانی در میان است و اصولا تمام وعده‌های انتخاباتی که داده می‌شود صورت اجرائی به خود نخواهد گرفت. این موضوع را نخستین‌بار صادق زیباکلام در یادداشتی که در روزنامه اعتماد نوشت، مطرح کرد: «آقای روحانی از برخی جهات نتوانسته واقعا حمایتی را که ٢٤ خرداد ٩٢ وجود داشته، نگه دارد. برخی اقشار امروز از نتیجه‌بخش‌بودن عملکرد دولت بر زندگی‌شان ناامید شده‌اند. اگر در شرایط کنونی انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شود تصور نمی‌کنم آقای روحانی همان ١٨‌ میلیون رأی سال ٩٢ را بیاورد. ضمن اینکه بعید است از الان تا اردیبهشت سال آینده نیز تغییر و تحولات زیادی رخ دهد و این مقدار رأی افزایش یابد. بنابراین سبد رأی آقای روحانی با چند ‌میلیون کاهش برای دور دوم انتخابات مواجه خواهد شد». همین جمله کافی بود تا مخالفان به استناد همین موضوع و همین جمله صادق زیباکلام از دلسرد شدن اصلاح‌طلبان از روحانی بگویند و تأکید کنند رأی وی کاهشی چشمگیر خواهد داشت. چنین بود که رسانه‌‌هاي آنها شروع به نقل‌قول از زیباکلام کردند و درهمین‌راستا سایت رجانیوز -رسانه حامی سعید جلیلی و محمود احمدی‌نژاد- نوشت: «در شرایطی که چند ماه بیشتر به پایان عمر دولت یازدهم باقی نمانده است و با نزدیکی به زمان برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری، اصلاح‌طلبان که در بهره‌برداری از به‌ظاهر پیروزی‌ها و موفقیت‌ها در صف اول قرار داشته‌اند، پروژه مشترک انتقاد از روحانی را در دستور کار خود قرار داده و ترجیح داده‌اند که با انتقاداتی به‌ظاهر دلسوزانه جایگاه اجتماعی خود را ترمیم کرده و از کارنامه به‌جای‌مانده از روحانی خود را مبرا کنند...».
روحانی رئیس‌جمهور دولت دوازدهم با آرای بالاتر
در برابر این مدعا اگرچه اصلاح‌طلبان وارد شدند و بارها و بارها جواب جریان مقابل را دادند که روحانی تنها کاندیدای اصلاح‌طلبان است و ناامیدی از دولت اعتدال ادعایی بیش نیست، اما هنوز این آرزوی خام‌اندیشانه در میان اصولگرایان دست‌به‌دست می‌شود و به شکل‌های مختلف از این رسانه به آن رسانه منتقل می‌شود؛ چه در برابر اصولگرایان که این روزها به نظر می‌رسد رقیبی جدی دربرابر روحانی ندارند شانتاژ خبری و ایجاد جو ناامیدی در میان جامعه برای بودن حسن روحانی با رأی پایین‌تر در کسوت ریاست‌جمهوری خوشایندتر است. اینها ولی یک بعد قضیه است و بعد دیگر آن دیده نمی‌شود؛ بعدی که صادق زیباکلام در همان یادداشت در روزنامه اعتماد به آن اشاره کرده بود و اصولگرایان تعمدا از دیدن آن چشم‌پوشی کردند. همان جایی که زیباکلام در بند دوم یادداشتش نوشت: «لیکن با همان میزان رای نیز شانس پیروزی آقای روحانی در انتخابات آتی بسیار بالاتر است. در مقابل هیچ شانسی برای اصولگرایان در انتخابات آتی وجود ندارد. با وجود تمام حملات و تهاجماتی که علیه دولت آقای روحانی انجام می‌شود، این تخریب‌ها به پیروزی منجر نخواهد شد. شانس گزینه‌هایی که امروز این جریان مطرح می‌کند از جمله آقایان قالیباف و جلیلی نسبت به سال ٩٢ بیشتر نشده است. نه آقای جلیلی به چهار‌ میلیون رأیش اضافه خواهد شد و نه آقای قالیباف. در حالی که به نظر می‌رسد حتی از سبد رأی آنها کاسته شده باشد و آنها شانس سال ٩٢ را نیز در انتخابات نداشته باشند». انتخابات مجلس دهم نشان داد جامعه ایران تصمیم گرفته در برابر محدودیت‌هایی که مقابل جریان اصلاحات و اعتدال ایجاد شده است، حتی از فهرست‌های چندم آنان حمایت کند و آنها را بر ژنرال‌های رقیب ترجیح دهد. درباره انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم نیز این باور در میان برخی اصلاح‌طلبان مطرح شده است که اگر اتفاق خارج از عرف سیاسی رخ ندهد و روحانی در مرحله اصلی انتخابات حاضر باشد، روحانی با آرای بالاتری از ریاست‌جمهوری یازدهم، راهی پاستور خواهد شد. عبدالله ناصری، از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب، دراین‌باره می‌گوید: «امروز میدان در دست روحانی است که می‌تواند با عملکردش در سال 96 حتی بیشتر از سال 92 هم رأی بیاورد. اصولگرایان حتی اگر چهره بسیار قوی‌تری داشته باشند قطعا محبوبیت روحانی را نخواهد داشت. آنها فقط با بیان برخی سخنان می‌خواهند فضا را بر هم بزنند و شرایط را به نفع خودشان برگردانند». این حتی از سوی عبدالرضا داوری، سخنگوی غیررسمی جریان حامی محمود احمدی‌نژاد، هم تأیید شده است: «استفاده از اهرم تمدید تحریم‌های «ایسا» در رقابت‌های پیشِ‌رو نه‌تنها به ضرر حسن روحانی نیست، بلکه فضایی را برای او ایجاد خواهد کرد که بتواند رقبا را در حوزه سیاست خارجی به بحران‌زایی متهم کند و خود را منجی سیاست خارجی و تنش‌زدایی معرفی کند.
نوع جهت‌گیری افکارعمومی روشن است. مردم در چنین صحنه‌ای به کمک روحانی آمده‌اند و با توجه به تمایل غالب در جامعه به پرهیز از تنش در سپهر دیپلماسی و اقتصاد، در صورت تندشدن فضای دیپلماسی، میدان و فضای تحرک برای حسن روحانی بازتر و امکان نشاندن رقبا بر صندلی تنش‌زایی و تحریم‌خواهی و جنگ‌طلبی برایش میسر خواهد شد. راهی که امروز رقبای روحانی در تندکردن فضای سیاست خارجی در پیش گرفته‌اند، جز به انتخاب مجدد او با آرایی افزون‌تر از سال 92 نمی‌انجامد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد روحانی در غیاب احمدی‌نژاد، ۶۰ تا ۶۵ درصد رأی دارد که در 40 ‌میلیون واجدان رأی در دوره بعد این تعداد چیزی حدود 24‌میلیون رأی برای روحانی است». آیا روحانی مانند رئیس‌جمهور دوران اصلاحات، رکورد آرای دور اول ریاست‌جمهوری خود را خواهد شکست؟


دیدگاه‌ها(۰)