۱۳۹۵ دوشنبه ۲ اسفند
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۷۷۴ - ۱۳۹۵ چهارشنبه ۲۲ دي
مردی بیا برج میلاد
جواد طوسی

شرق: ستون هفتگی «خرابات» که یکشنبه‌ها به قلم جواد طوسی منتشر می‌شود، در تاریخ یکشنبه،
19 دي به صورت مغشوش و نادرست منتشر شد. ضمن پوزش از آقای طوسی و خوانندگان، متن صحیح این یادداشت را در ادامه می‌خوانید.

«جشنواره فیلم فجر» به‌عنوان مهم‌ترین رویداد سینمایی سال، همواره حرف‌وحدیث‌های خودش را دارد. فعلا بحث داغ درباره فیلم‌های پذیرفته‌نشده در بخش «سودای سیمرغ» است. جدا از فیلم‌هایی که مشکل اساسی ممیزی دارند و چانه‌زنی از بالا و پایین نمی‌تواند در این فضای محافظه‌کارانه تغییري در وضعیت بعدی‌شان ایجاد کند، بد نیست امکان نمایش آن تعداد فیلم‌های بدون‌مسئله که از سروشکل و ارزش‌های نسبی برخوردارند، در بخش مستقل دیگری (با عنوان مناسب) فراهم شود تا تنور جشنواره گرم‌تر شود. البته در سال‌های دورترِ جشنواره، انبوهی از تولیدات سالانه در بخش «مرور سینمای ایران» به نمایش درمی‌آمد که تعداد درخور‌توجهی از آنها فاقد ارزش‌های کیفی و ساختاری بودند؛ بنابراین پیشنهاد بنده به‌منزله تکرار آن بخش نیست؛ بلکه می‌توان با درنظرگرفتن قابلیت‌های مضمونی و تکنیکی تعداد مشخصی از آثار راه‌نیافته به بخش مسابقه، در ویترین جشنواره تنوع ایجاد کرد و بر تعداد علاقه‌مندان و مخاطبان جشنواره افزود، اما معضل اساسی و پایان‌‌ناپذیر جشنواره، لوکیشن پرازدحامی به نام «برج میلاد» است. با آنکه در این مکان وضعیت دلپذیر و آرامش‌بخشی در انتظارت نیست و کیفیت نمایش چندان مطلوبی ندارد، نمی‌دانم چرا این‌قدر برایش سرودست می‌شکنند؟ در شرایطی که همه‌گونه آدمی در این قبله‌گاه دل‌ها به‌عنوان میهمان خوانده یا ناخوانده حضور می‌یابد که شمار درخور‌توجهی از آنها با سینما صَنَمی ندارند، معلوم نیست چرا همه کاسه‌کوزه‌ها را سر منتقدان و اهالی رسانه می‌شکنند؟ تعداد اعضای واقعی انجمن منتقدان و تعداد صندلی‌های سالن برج میلاد مشخص است. واقعا به‌جز منتقدان و خبرنگاران دارای کارت، بقیه حضار در سالن که صدای دادوفریاد بچه‌های عده‌ای از آنها (طبق گفته‌ها و شنیده‌های هرساله) گوش فلک را کر می‌کند، چگونه دعوت شده‌اند و چرا بنده که سال‌هاست پشت دستم را داغ کرده‌ام در این مکان مقدس آفتابی نشوم، چون شأن آنجا اجل است و امثال حقیر خرابش می‌کنیم، ولی در حد توان و حوصله‌مان بارها از دبیر محترم جشنواره و مسئولان ذی‌ربط درخواست کرده‌ایم که یک سینمای مستقل در مرکز شهر به منتقدان بدهند تا سرشان توی لاک خودشان باشد و بدنامی‌اش نصیب این طیف که گردنشان از مو باریک‌تر است نشود. اگر هم واقعا شماری از جامعه منتقدان می‌توانند میزانسن مورد نظر مدیران در این برج کذایی را شکیل‌تر کنند، پس لااقل برایشان حرمت قائل شوند و رسم میزبانی را درست به‌جا آورند و درباره افراد گمنام‌تر و معمولی‌تر جامعه منتقدان و حوزه‌های رسانه‌ای نیز لطف کنند سینمای آبرومندانه‌ای در اختیارشان بگذارند.
متأسفانه هنوز منتقد در مفهوم اصیل و واقعی و فرهنگ‌سازش در کانون سوءتفاهم مورد قضاوت قرار می‌گیرد و به‌جای ایجاد حسن‌تفاهم و جذب حداکثری به بهانه این رویدادهای فرهنگی، فاصله‌ها بیشتر می‌شود و سوءتفاهمات تشدید می‌یابد. بعضی از اهالی سینما و مسئولان فرهنگی اسم «منتقد» که می‌آید، انگار با یک مشت بچه پررو طرف‌اند که باید یک‌جورهایی رویشان را کم کرد و پوزشان را به خاک مالید. خلاصه که حکایتی است... .


دیدگاه‌ها(۰)