۱۳۹۶ چهارشنبه ۶ ارديبهشت
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۷۷۵ - ۱۳۹۵ پنج شنبه ۲۳ دي
نگاهی به کنش سیاسی اردوغان

افشین غلامی: ساختار اجتماعی ترکیه متشکل از گروه‌های درهم‌تنیده عقیدتی و سیاسی است و رنگ دین در این ساختار به عنوان یکی از عناصر مهم هویت‌بخش اجتماعی، در 600 سال گذشته در برهم‌کنش فزاینده‌ای با هویت ملی - ترکی همگام بوده است.  این دو عنصر ملیت به مثابه مرکز و دین به عنوان چسب هم‌گرایی اجتماعی توانسته به ایجاد و گسترش دایره فرهنگی و نظام ایدئولوژیک سردمداران ترکیه در منطقه کمک کند. هرچند در مدرنیته میانی بانیان ترکیه نوین تلاش کردند عنصر دین به مثابه چسب هویت اجتماعی را کنار بگذارند و به جای آن از ارزش و فضیلت عرفی و قانون و لیبرالیسم به عنوان یکی از مصادیق هم‌گرایی همگام با عنصر هویت ترکی بهره ببرند، اما ته‌نشین‌نشدن این دغدغه (یعنی دین) در بستر اجتماعی موجب به‌وجودآمدن دینامیسم قوی در اوایل سال 2003 تحت عنوان حزب «عدالت و توسعه» شد.  رجوع مردم ترکیه به دین و حزب عدالت و توسعه که تحت عنوانی اسلام وارد چرخه سیاسی ترکیه شد، نوعی لزوم تاریخی و نوعی سرخوردگی بخشی از مردم ترکیه به شعارهای سکولاری و لائیکی مدیران سیاسی ترکیه بود.
حذف امر مقدس بدون آنکه زمینه‌های تاریخی آن مانند مغرب‌زمین در پروسه‌ای فلسفی و جدلی و با قبول موضوع جدایی دین از سیاست از سوی جامعه شکل بگیرد، منجر به قوی‌ماندن ریشه‌های دینی و موضوع سیاست مبتنی بر دین در میان جامعه ترکیه شد. هرچند اتفاقات چهار دهه اخیر و بازگشت دین به سطح سیاست منطقه‌ای و رفتارهای حاکمان ترکیه نوین با گروه‌های اجتماعی و سیاسی (از قبیل کردها) نیز از دلایل تمایل جامعه ترکیه به سمت رویکردهای حزب عدالت و توسعه بود. اما لزوما با وجود عناصر قوی لیبرال‌دموکراسی و جامعه‌ای که صد سال است بنا بر این عرف هدایت می‌شود، می‌توان گفت بازگشت مردم به سمت دین سیاسی خود حامل نوعی پیام و نوعی سرخوردگی از وضع موجود بوده است.  این بازگشت مردم و اقبال مردمی به رهبری اردوغان، این حزب را بر آن داشت تا برای تحکیم جایگاه و افزایش قدرت سیاسی از چند فاکتور بسیار مهم برای ایجاد نظام معنایی خود بهره ببرد.  
از میان این نظام معنایی ساخته‌شده، یکی از عناصری که توانسته حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان را تبدیل به حاکم بلامنازع ترکیه کند، ایدئولوژی اردوغانیسم است. اگر افسانه «والاجایگاهی» عثمانیسم از نظر سردمداران ترکیه کنونی را بخش سورئالیست نظام معنایی اردوغان بدانیم، ایدئولوژی اردوغانیسم مبنایی فلسفی و عقلانی دارد و ایدئولوژی‌ها هم مانند افسانه‌ها همبستگی اجتماعی را تضمین می‌کند؛ همبستگی اجتماعی که اردوغان از سال 2003 تا سال 2011 سعی کرد با تبدیل‌کردن خود به یک کاریزمای سیاسی در ترکیه به وجود آورد. اردوغان پس از سال 2011 و بعد از شروع جنگ سوریه با چرخش پارادایمی از تئوری کاهش تقابل در داخل و خارج، سیاست رویکرد تهاجمی را برگزید و با استفاده از مهم‌ترین ابزار سلطه (فضای تصلب) سعی کرد ایدئولوژی اردوغانیسم را گسترش دهد که کارایی این نوع بینش را ما در ماجرای کودتای اواسط سال 2015 و دستگیری‌ هزاران نفر از مخالفان او می‌بینیم.
خصیصه دولتی که اردوغان به وجود آورده، در بود یا نبود نظارت و مهار اوضاع نیست، بلکه کاربست ابزارهای مهار اوضاع و نظارت به نفع خود است و او از این کاربست توانسته جناح‌های سیاسی داخلی را یا تخطئه یا با زور و تطمیع ساکت کند. در سیاست خارجی هم اردوغان سعی می‌کند بر مبنای «نظریه تعیین‌کنندگی» عملکرد خود را بر پایه پیرامون سیاسی بداند و در جهت کسب بیشترین دستاورد، یارگزینی خود را نه تابع ایده‌آلیسم سیاسی، بلکه تابع منفعت و واقع‌گرایی سیاسی ببیند.


دیدگاه‌ها(۰)