۱۳۹۶ جمعه ۳ آذر
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۷۷۵ - ۱۳۹۵ پنج شنبه ۲۳ دي
باراک اوباما در آخرین خطابه ریاست‌جمهوری‌اش از تغییر سخن گفت
بر آستان شکست

هشت سال پیش بود که سوار بر موجی از شور و هیجان جهانی، با وعده تغییر، عنوان اولین رئیس‌جمهوری سیاه‌پوست ایالات متحده را از آن خود کرد. سه‌شنبه‌شب اما با گذشت حدود سه هزار روز از گردهمایی پیروزی در رقابت‌های انتخاباتی سال 2008، باراک اوباما باری دیگر به شیکاگو بازگشت تا این‌بار در واپسین روزهای زمامداری‌اش، با هواداران از تحقق وعده‌هایش سخن بگوید؛ از توانستن‌ها و باور به رسیدن‌ها. این اما بخش ابتدایی خطابه اوباما بود؛ خطابه‌ای که درست همانند دوران ریاست‌جمهوری‌اش اگرچه با شور و امید آغاز شد، اما هرچه گذشت تسلیم تمامی هراس‌ها و تهدیدهایی شد که در سایه انتقال قریب‌الوقوع قدرت، ایده دموکراسی آمریکایی را تحت محاصره خود درآورده‌اند. شاید بهتر بود سخنرانی خداحافظی چهل‌وچهارمین رئیس‌جمهوری ایالات متحده در همان جملات پایانی او خلاصه می‌شد؛ همان‌جایی که از مردم آمریکا خواست تا برای ایجاد تغییر، نه به توانایی او و امثال او، بلکه به توانایی خودشان باوری راسخ داشته باشند. این شاید مهم‌ترین وصیت رئیس‌جمهوری باشد که جامعه آمریکایی را از بلندای امید به دامان یکی از واپس‌گراترین جریان‌های سیاسی تاریخ معاصر آمریکا انداخت که بناست کمتر از 10 روز دیگر کاخ سفید را به تصرف خود درآورد.
اوباما احتمالا همین چند ماه پیش امید داشت تا در آخرین خطابه ریاست‌جمهوری خود درباره استمرار راهش در دولت هیلاری کلینتون سخن بگوید، اما پیروزی غافلگیرکننده دونالد ترامپ سبب شد تا او در سخنرانی‌ خود تحت عنوان وضعیت دموکراسی آمریکایی، بیش از هرچیز آتش انتقاد بر تمامی آن دست بیماری‌های اجتماعی و مناسبات حزبی بگشاید که چنین فرزند بدشگونی به بار آورده است. او اگرچه در سخنرانی حدودا یک‌ساعته‌اش تنها یک‌بار نام ترامپ را بر زبان آورد، اما از هیچ تلاشی برای انکار مواضع جانشین خود و البته اذعان به کاستی‌های دموکراسی آمریکایی فروگذار نکرد. اوباما در ابتدا ضمن اشاره به این نکته که دموکراسی بر پایه برابری استوار است، رشد دوباره اقتصاد آمریکا را برای رفع ناعدالتی‌ها ناکافی دانست و مدعی شد نابرابری‌های آشکار امروزی با آسیب به اصول دموکراسی، تقابل‌های قطبی و بدگمانی فزاینده را بر عرصه سیاست مسلط کرده است. او البته تهدید دوم دموکراسی را چشم‌بستن بر واقعیت‌های نژادی جامعه آمریکایی دانست که به گفته او، همچنان در قامت نیرویی تفرقه‌انگیز استمرار داشته‌اند. اوباما بحران‌های ریزودرشت تبعیض قضائی و اجتماعی در قبال رنگین‌پوستان را دلیلی محکم بر بی‌اعتباری ایده آمریکایی پسانژادی دانست که درست پس از به‌قدرت‌رسیدن او رواج یافت و تأکید کرد برخورد قانونی با تبعیض نژادی به‌تنهایی کافی نیست؛ چراکه رفع بحران نژادی نیازمند تغییر در افکار و عواطف شهروندان آمریکایی است.
اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست تاریخ ایالات متحده البته هم‌نژادهای خود در مبارزه علیه ناعدالتی را تنها ندید. او از پناه‌جویان، مهاجران، زنان، اقلیت‌ها و حتی مردان میان‌سال سفیدپوست به‌عنوان مردمانی نام برد که حالا هریک به درجاتی با چالش‌های پیشاروی جامعه‌ای پیوندی چون آمریکا دست‌به‌گریبان هستند. او نه‌تنها به دفاع از حقوق مهاجران و مسلمانان آمریکایی برخاست، بلکه نسبت به تهدید ظهور و رواج موجی از سیاست‌‌بازی‌های عریان و کورکورانه هشدار داد که ثمره‌ای جز محصورکردن مردمان در حباب‌های شکننده ایدئولوژیک ندارد؛ حباب‌هایی که فارغ از واقعیت‌های جاری در بطن جامعه آمریکایی، به قشر‌بندی‌های منطقه‌ای و اقتصادی و هرچه انحصاری‌ترشدن رسانه‌ها دامن زده است. اوباما سپس در طعنه‌ای به رئیس‌جمهور آتی ایالات متحده، از تغییرات اقلیمی به‌عنوان بحرانی نام برد که اگرچه هولناک‌ترین تهدید پیش‌روی حیات انسانی است، اما برخی بدون نظر به تمامی شواهد علمی در پی انکار آن برآمده‌اند. چهل‌وچهارمین رئیس‌جمهور ایالات متحده سپس با اشاره به نرخ مشارکت پایین مردمی در انتخابات اخیر ماه نوامبر، از بزرگ‌ترین تهدید در قبال دموکراسی سخن گفت و آن مسلم‌پنداشتن دموکراسی است. اوباما قانون اساسی آمریکا را باوجود تمامی ارزش‌هایش، صرفا طوماری دانست که بدون عزم و اختیار مردمی فاقد قدرت است؛ مردمی که به گفته او باید نه‌فقط در موسم انتخابات یا آن‌گاه که منافعشان در خطر است، بلکه در تمامی طول حیات خود به کمک دموکراسی بشتابند.
تمامی اینها اما مانع از آن نشد تا ساکن کنونی کاخ سفید بر شکوه دموکراسی آمریکایی پافشاری نکند. او در سخنانی که با اعتراض حاضران همراه بود، خاطرنشان کرد کشورش 10 روز دیگر به نظاره یکی از بارزترین جلوه‌های دموکراسی خواهد نشست: انتقال مسالمت‌آمیز قدرت از رئیس‌جمهوری منتخب به همتای بعدی او؛ انتقالی که به گفته اوباما، با تعهد همیشگی واشنگتن به فراهم‌آوردن یک دوره انتقالی آرام و بی‌دردسر همراه خواهد بود؛ شاید درست بسان تصویر خود او که پس از آخرین سخنرانی‌اش دست در دست بانوی اول آمریکا، چنان آرام و متین صحنه را ترک گفت که گویی هیچ تردیدی در قبال میراث متناقض هشت‌ساله‌اش؛ از جنگ‌های بی‌وقفه و نقض مستمر حریم خصوصی شهروندان گرفته تا پشتیبانی از جنبش‌های اقلیتی ندارد.


دیدگاه‌ها(۰)