۱۳۹۶ يکشنبه ۲۹ بهمن
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۸۲۱ - ۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۸ اسفند
نقدی بر نمایش «حرفه‌ای»
خودت را عوض کن!
جواد رنجبر

تماشای یک نمایش با یک نمایش‌نامه درست و حرفه‌ای لذت‌بخش‌ترین کار است. حرفه‌ای نوشته دوشان کواچویچ به کارگردانی رضا کیانیان یکی از آنهاست. کواچویچ نویسنده یوگسلاویایی در نمایش‌نامه حرفه‌ای داستانی زیبا و جذاب می‌آفریند؛ براساس تقابل یک پلیس مخفی دوره کمونیسم (با بازی خوب رضا کیانیان) و یک انقلابی (با بازی خوب هدایت هاشمی). پلیس مخفی اکنون بازنشسته شده است و انقلابی مدیر. اساس زیبایی درام در این است که همیشه رابطه پلیس و سوژه سیاسی، رابطه‌ای جذاب و پرتنش است. گاه پلیس پیش می‌افتد و سوژه منفعل می‌شود و گاه سوژه بازی در می‌آورد و پلیس را در انفعال باقی می‌گذارد. این تقابل اساس بسیاری از فیلم‌نامه‌های پلیسی سینمای جهان است. اما در حرفه‌ای پلیس بازنشسته است و بنابراین رابطه برابر و مکمل است. هرچند پلیس به‌دلیل سال‌ها تجسس اطلاعات بیشتری از سوژه‌اش دارد و ازاین‌روی بر او برتر است، اما از این اطلاعات برای تضعیف یا گیرانداختن سوژه استفاده نمی‌کند. اطلاعات بیشتر مبنای یک رابطه دوستانه و از آن مهم‌تر تحول در شخصیت سوژه است.
پیش از هرچیز باید نحوه دیدن نمایش را انتخاب کرد. «حرفه‌ای» کواچویچ مانند «شاه می‌میرد» اوژن یونسکو به دو نوع خوانش راه می‌دهد؛ خوانش اول سیاسی است. می‌توان فجایع دوره کمونیسم را در نمایش دید؛ حسرت انسان‌ها بر آزادی و تحت تعقیب‌بودن مداوم‌شان را. فروپاشی تدریجی کمونیسم به همراه فروپاشی اخلاقی و فرهنگی جامعه و باقی‌ماندن حسرت‌ها و دردهای انسانی. عمرهای بربادرفته جوانان مخالف از یک‌سو و پلیس‌های بازنشسته بیمار، که مسافرکشی می‌کنند و زندگی رقت‌باری دارند، از سوی دیگر. مهم‌تر از همه اینها کواچویچ به بررسی مسئله انقلاب می‌پردازد. براساس چه منطقی از دل جامعه‌ای فاسد و بسته و مستبد انسان‌های انقلابی برمی‌خیزند؟ او به این امر به دیده شک می‌نگرد و راه‌حل کلی‌تر اما مطمئن‌تری را پیشنهاد می‌کند: خودت را عوض کن!
اما نمایش‌نامه به خوانش غیرسیاسی هم راه می‌دهد. مدیر انقلابی دو کتاب نوشته و با افتخار در صندلی مديريت نشسته و با همکارش (با بازی بهاره رهنما) حرف از ازدواج زده و به نظر می‌رسد غیر از فشارخون بالا و کبد چرب مسئله‌ای دیگر نداشته باشد. اما پلیس به او می‌فهماند مشکل بزرگ‌تری دارد. او چیز زیادی از خود نمی‌داند. انگار خود را فراموش کرده است. این مسئله فقط ابعاد سیاسی ندارد. یک مسئله بزرگ انسانی است.
انسان‌ها در سیاست و مبارزه یا کار و پول‌ساختن یا عاشقی‌کردن یا تفریح و لذت‌بردن از زندگی چنان بر اکنون و دم متمرکز می‌شوند که خود را فراموش می‌کنند. می‌توان گفت این آدم‌ها بایگانی ندارند یا به آن مراجعه نمی‌کنند. حرفه‌ای در قالب سیاسی خود این مسئله بزرگ انسانی را بازگو می‌کند.
اجرای موفق نمایش به نحو مطلوب هر دو خوانش را برای تماشاگر دست‌یافتنی کرده است. بازی‌ها بسیار خوب و دقیق و باورکردنی است. کیانیان تصویر یک پلیس اروپای شرقی را با ظرافت می‌سازد و نکته مهم در آن این است که نقش خود را ایرانی و خودمانی نمی‌کند. تنها مؤلفه ایرانی نمایش زبان آن است. نه اشاره‌ای به ایران و نه استفاده از ضرب‌المثل‌ها یا حرکت‌ها و رفتارهای ایرانی. کیانیان در واقع در طول نمایش یک پلیس کمونیست بازنشسته است. گاه بازی‌ها چنان روان و خوب می‌شود که تماشاگر مرز بین بازی و واقعیت را از یاد می‌برد. در صحنه‌های مستی بازی‌ها چنان خوب است که تماشاگر ممکن است لحظه‌ای به تردید دچار شود: آیا حال بازیگران خوب است یا واقعا بدحال شده‌اند؟ یا در صحنه ریختن کتاب‌ها و افتادن پلیس معلوم نیست صحنه جزئی از نمایش است یا حادثه‌ای بود که اتفاق افتاد؟
کارگردانی نمایش خوب است و ریتم آن عالی. طراحی صحنه و فضاسازی نمایش، با استفاده از بازیگرانی که در انتهای صحنه با پاهای خمیده راه می‌روند، به تکمیل حس نمایش کمک کرده است. رنگ طوسی لباس‌ها و صحنه هم با فضای کلی نمایش متناسب است. نبودن دیوار در انتها، صحنه را بازتر کرده و باعث تنگی فضا نشده است. نور به‌خوبی طراحی شده است و گذر زمان را برای تماشاگر مجسم می‌کند. گفتن این که شب شده است و زدن کلید و روشن‌شدن صحنه ابتکار جالبی است که بازی با نور را به متن نمایش می‌کشاند.
بازی‌ها روان و اجرای شیرین و دوست‌داشتنی نمایش با پس‌زمینه ذهنی مثبتی که از بازیگران آن نزد تماشاگر وجود دارد، بار طنز نمایش را بالا برده است. در نمایش‌نامه هم گفت‌وگوها و کلمات طنز فراوان است. این طنز شیرین گاه به خنده‌های بلند و مستمر تماشاگران آماتور می‌انجامد. خنده بلند در تئاتر چندان دلچسب نیست و ممکن است تمرکز بازیگران و تماشاگران را به هم بزند. اما طنز و غم در نمایش به استادی تمام در هم تنیده شده است؛ هم در نمایش‌نامه خوب آن و هم در اجرای دقیق‌اش. دو مرد و یک زن کارهای خنده‌دار می‌کنند و کلمات خنده‌دار بر زبان می‌آورند. اما درنهایت می‌دانیم آنها زندگی غم‌باری دارند؛ پر از تنهایی و فراموشی خود. پلیس شب به بیمارستان خواهد رفت و معلوم نیست تیا (مدیر انقلابی) شب را با اطلاعاتی که از زندگی خود به دست آورده چگونه سپری خواهد کرد!
به نظر می‌رسد حرفه‌ای یکی از بهترین نمایش‌های این‌روزهاست. اما دو مشکل قابل رفع هم در اجرا وجود داشت. نمایش دیر شروع شد. ظاهرا در بیشتر نمایش‌های تماشاخانه پالیز این مشکل وجود دارد و صدای موسیقی که در سالن پخش می‌شد بلند و کمی گوش‌خراش بود.


دیدگاه‌ها(۰)