۱۳۹۶ شنبه ۵ اسفند
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۸۲۱ - ۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۸ اسفند
هشت مارس، احیای حق اعتصاب
ترجمه: سودابه رخش

سازمان‌های فمینیستی، مردمی و سوسیالیستی سراسر جهان در دفاع از حقوق جنسی و علیه خشونتی که شامل خشونت اقتصادی، نهادی و بینافردی می‌شود، خواستار حضور در اعتصاب بین‌المللی زنان در روز هشتم مارس شده‌اند. این اعتصاب دست‌کم در 40 کشور برگزار می‌شود و اولین اعتراض هماهنگ بین‌المللی سال‌های اخیر در چنین مقیاس بزرگی است: این اعتراض به‌لحاظ بزرگی و تنوع سازمان‌ها و کشورهای شرکت‌کننده با تظاهرات بین‌المللی علیه حمله امپریالیستی سال 2003 به عراق و اعتراض‌های بین‌المللی هماهنگ تحت لوای مجمع اجتماع جهانی و جنبش عدالت جهانی اوایل سال 2000 قابل قیاس است.
گرچه جنبش‌های «اشغال»، «خشمگینان» و «جان سیاهان مهم است» انعکاس جهانی دارند و موفق به راه‌انداختن تظاهرات‌، اشغال‌ و اعتراض در شماری از کشورها شدند، اما هماهنگی بین‌المللی آگاهانه میان سازمان‌ها و گروه‌های مختلف ناچیز بود. انقلاب‌های عربی رویدادی فوق‌العاده و تاریخی بود، اما سازمان‌های سیاسی و اجتماعی در دیگر کشورها نتوانستند حمایت خود را به یک بسیج هماهنگ بین‌المللی بدل کنند. اعتصاب جهانی زنان در صورت موفقیت جهشی کمی و کیفی به شمار می‌رود در فرایند دیرینه بازسازی بسیج اجتماعی در سطح بین‌المللی علیه نئولیبرالیسم و امپریالیسم که جنبش‌های مختلف سال‌های اخیر به آن شکل داده‌اند، از اشغال گرفته تا پارک گزی، از خشمگینان تا استندینگ راک و جان سیاهان مهم است. این موفقیت در ضمن نشانه امکان عینی یک جنبش فمينیستی بین‌الملل‌گرای جدید، قدرتمند و ضد سرمایه‌داری است.
چرا آن را  اعتصاب می‌نامیم؟
بحث‌های زیادی، به‌ویژه در ایالات‌متحده، در این‌باره در گرفته که آیا اصلا درست است هشتم مارس را به جای تظاهرات «اعتصاب» بنامیم. انتقادها یک موضوع را نادیده می‌گیرند. اهداف و خواسته‌های اعتصاب‌‌های زنان همواره فراگیرتر از اعتصاب‌های سنتی برای شرایط کاری و دستمزد بوده ‌است.
در سال 1975، 90  درصد زنان ایسلند دست به اعتصابی در محل کار خود زدند و یک روز از ارائه کار‌های خدماتی بی‌دستمزد امتناع کردند تا کار و سهم زنان ایسلند را در جامعه مشهود کنند. آنها خواستار دستمزد برابر با مردان و پایان‌دادن به تبعیض جنسی در محل کار شدند.
در پاییز 2016، فعالان سیاسی لهستان راهبرد و پیام اعتصاب سال 1975 زنان ایسلند را اتخاذ کردند و اعتصاب گسترده‌ای را برای جلوگیری از تصویب لایحه‌ای در مجلس سامان دادند که سقط جنین را ممنوع می‌کرد. فعالان آرژانتینی هم اکتبر گذشته در اعتراض به خشونت مردان علیه زنان همین کار را کردند. این رویدادها - که جرقه ایده اعتصاب گسترده‌تر در روز جهانی زن را زد - نشان می‌دهد چرا اعتصاب زنان با اعتصاب عمومی فرق دارد. اعتصاب زنان از تأمل سیاسی و نظری بر شکل‌های عینی کار زنان در جوامع سرمایه‌داری نشئت می‌گیرد. در سرمایه‌داری کار زنان در بازار کار رسمی تنها بخشی از کاری است که آنها انجام می‌دهند؛ زنان تأمین‌کنندگان اصلی کار خانگی هم هستند؛ کار بی‌مزد و مواجبی که به یک میزان برای بازتولید جامعه و روابط اجتماعی سرمایه‌داری مهم است. اعتصاب زنان برای این طراحی شد تا این کار بی‌مزد و مواجب دیده شود و تأکید کنیم بازتولید اجتماعی هم میدان نزاع است.
 در ضمن، به‌خاطر تفکیک جنسیتی کار در بازار کار رسمی، تعداد بی‌شماری از زنان مشاغل بی‌ثبات دارند، حق کار ندارند، بی‌کار، یا کارگران بدون مجوز هستند. زنان شاغل در بازار کار رسمی و غیررسمی و در حوزه کار خانگی بی‌مزد و مواجب همگی کارگرند. این تفکر نه‌تنها در ایالات‌متحده، بلکه به طرزی جهانی باید در مرکز هرگونه بحثی درباره بازسازی جنبش‌ طبقه کارگر قرار گیرد. تأکید بر اشتراک بین محل کار و خانه کلیدی است و اصل اساسی راهبر اعتصاب هشتم مارس. سیاستی که کار زنان را جدی می‌گیرد نه‌تنها باید شامل اعتصاب در محل‌کار باشد، بلکه اعتصاب در حوزه کار خانگی بی‌مزد، اعتصاب در کارهای پاره‌وقت، درخواست کاهش ساعت ‌کار و دیگر اشکال اعتراض را هم شامل ‌شود که ماهیت جنسیتی روابط اجتماعی را در نظر می‌گیرند.
 «اعتصاب» به اصطلاحی عام بدل شده که شکل‌های مختلف کنش را تحت پوشش خود قرار داده است چون این اصطلاح به بهترین نحو بر محوریت کار زنان تأکید می‌کند و هم‌ذات‌پنداری زنان را با عنوان کارگر، صرف‌نظر از شکل کارشان، نشان می‌دهد.
احیای حق اعتصاب
ایالات‌متحده آمریکا چه‌بسا بدترین قوانین کار را در میان دموکراسی‌های لیبرال دارد. اعتصاب‌های عمومی و سیاسی ممنوع است، اعتصاب‌ها به معدودی مطالبات اقتصادی از کارفرمایان محدود شده و قراردادها اغلب به‌صراحت شامل بند ممنوعیت اعتصاب می‌شوند که نقض آن می‌تواند موجب شود کارگر کارش را از دست بدهد، اتحادیه‌هایی که اعتصابی را سازماندهی کنند هم به جریمه‌های سنگینی محکوم می‌شوند. افزون بر این، چندین ایالات، مانند نیویورک، قوانینی دارند که صریحا اعتصاب کارمندان دولتی را ممنوع می‌کند. بحث درباره چگونگی تغییر این شرایط و توانمندسازی کارگران نگرانی راهبردی اصلی چپ ایالات متحده در چند دهه گذشته بوده است. ولی یکی از مخاطرات این بحث فروکاستن مبارزه طبقاتی به مبارزه اقتصادی صرف و خلط روابط اجتماعی سرمایه‌داری با برداشتی محدود از اقتصاد رسمی است. دگرگونی روابط کار در ایالات متحده صرفا مستلزم فعال‌سازی طبقه کارگر بر پایه خواسته‌های اقتصادی در محل کار نیست، بلکه نیازمند سیاسی و رادیکال‌شدن آن است؛ ظرفیت به‌راه‌انداختن مبارزه‌ای سیاسی علیه کلیت روابط قدرت، نهادها و اشکال استثمار در مکان. نمی‌توان صرفا با بهبود وضع کارمندان عادی و تقویت آنها در سازماندهی محل کار به این نکته رسید؛ یکی از مسائل اساسی که سازماندهی رادیکال کار با آن مواجه می‌شود انزوای سیاسی و اجتماعی و رؤیت‌ناپذیر‌بودن آن است. مهیا‌کردن زمینه برای تجدید حیات توان طبقه کارگر نیازمند کنش در سطوح مختلف است؛ ایجاد ائتلاف‌های اجتماعی بزرگ که در داخل و خارج از محل کار دست به کار می‌شوند و میان کارگران، ضدنژادپرستان، فمینیست‌ها، دانشجویان و سازمان‌دهندگان و فعالان ضدامپریالیستی هم‌بستگی و اعتماد برقرار می‌کنند. این امر به معنای تقویت تخیل اجتماعی از طریق مداخلات و تجربیات فکری، نظری و خلاق با شیوه‌ها و زبان‌های جدید هم هست. به‌جای تمرکز محدود بر مبارزات جاری در محل کار، باید جنبش‌های مبتنی بر جنسیت، نژاد، قومیت و تمایلات جنسی را به فعالیت‌های سیاسی زیست‌محیطی و سازماندهی‌های کارگری وصل کنیم. فقط با ایجاد این کلیت جمعی است که می‌توانیم به پیچیدگی موضوعات و مطالباتی دست یابیم که این شکل‌های مختلف بسیج اجتماعی پیش‌پایمان می‌گذارند. این مسیری است که اعتصاب بین‌المللی زنان با برنامه جامع و گسترده‌اش دنبال می‌کند. هشتم مارس یک اعتصاب عمومی نیست. ولی گامی مهم است برای بازپس‌گیری مشروعیت حق اعتراض علیه انحطاط سرمایه‌داری که همه مردم در همه حیطه‌های زندگی با آن دست به گریبانند.
منبع: مجله ژاکوبن


دیدگاه‌ها(۰)