۱۳۹۶ جمعه ۳۰ تير
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
مسيرهاي سه‌گانه ترامپ و تهران
امیرعلی ابوالفتح-تحليلگر مسائل بين‌الملل و آمريكا

همان‌گونه که انتظار می‌رفت، دونالد ترامپ، ریاست‌جمهوری خود را با راه‌انداختن توفانی علیه ایران آغاز کرد. در اولین بیانه کاخ سفید در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، دولت آمریکا اعلام کرد برای مقابله با به‌اصطلاح خطرات موشکی ایران و کره شمالی، سامانه‌های جدید موشکی احداث خواهد کرد. متعاقب این بیانیه، موضوع ممنوعیت سفر اتباع هفت کشور مسلمان، از جمله ایرانیان به آمریکا مطرح شد و در اوج کشمکش‌های سیاسی- حقوقی بر سر این موضوع، دولت ترامپ تعدادی از شخصیت‌های حقیقی و حقوقی را به بهانه انجام آزمایش جدید موشکی ایران در فهرست تحریم‌های خود قرار داد. با توجه به این اقدامات فقط در 15 روز، می‌توان چشم‌انداز کلی از نوع مناسبات ایران و آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ را ترسیم کرد. به نظر می‌رسد دولت جدید آمریکا در قبال ایران سه مسیر جداگانه را در پیش گرفته است.
1 دونالد ترامپ و سران حزب جمهوري‌خواه قصد دارند با تشدید فشارها بر ایران، تهران را به تجدید نظر در توافق هسته‌ای موسوم به برجام وادار کنند.  از دید جمهوري‌خواهان، دولت قبلی آمریکا در جریان مذاکرات هسته‌ای، امتیازات بزرگی به ایران داده است. آنان برای اثبات دیدگاه خود به موضوعاتی نظیر، پذیرش اصل غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران، موافقت با اصلاح در نیروگاه آب‌سنگین اراک، برداشته‌شدن تحریم تسلیحاتی ایران بعد از پنج سال، امکان ادامه تحقیقات و توسعه هسته‌ای، به‌کارگیری سانتريفیوژهای نسل جدید بعد از هشت سال و خارج‌شدن ایران از تعهدات برجامی بعد از 10 یا 15 سال، اشاره می‌کنند.  دولت ترامپ صراحتا اعلام کرده است به دنبال مذاکره مجدد با ایران و تجدیدنظر در سند برجام است؛ اقدامی که نه با موافقت تهران همراه خواهد بود و نه احتمالا حمایت دیگر طرف‌های مذاکراتی در گروه 1+5 را به دنبال خواهد داشت. 
بااین‌حال، مقامات دولت کنونی ایالات متحده آمریکا امیدوار هستند از طریق تشدید فشارها و طرح تهدیدات جدی، ایران و دیگر کشورهای گروه 1+5 را به مذاکره مجدد هسته‌ای وادار كنند و پرونده هسته‌ای ایران را بر سر میز مذاکره مجدد بگشایند.
2 از نظر دولتمردان آمریکایی- فارغ از تعلقات حزبی به دموکرات‌ها یا جمهوري‌خواهان- ایران هم‌زمان با برجام هسته‌ای یا حداکثر، مدتی بعد از آن بايد برجام‌های غیر‌هسته‌ای همچون برجام حقوق بشری، برجام ضد‌تروریستی یا برجام موشکی را می‌پذیرفت. به عبارت دیگر، برای مقابله با آنچه خطر ایران عنوان می‌شود، این کشور باید در همه زمینه‌های مورد اختلاف با غرب، به توافق دست یابد. همچنین، این‌گونه توافقات باید با واگذاری امتیازاتی از جانب تهران- آن‌گونه که در برجام هسته‌ای رخ داد- انجام گیرد. در غیر این صورت، خاتمه‌یافتن تعامل با ایران پس از توافق برجام، فقط بر قدرت این کشور در سطح منطقه غرب آسیا خواهد افزود. با توجه چنین نگرشی، به نظر می‌رسد فشارهای غیر‌هسته‌ای بر ایران در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ افزایش یابد تا تهران به قبول برجام‌های غیرهسته‌ای در موضوعاتی همچون موشکی، ضد‌تروریستی یا حقوق بشری وادار شود.
3 دولت جدید آمریکا بر واکنش احساسی و حساب‌نشده ایران در برابر فشارهای خارج از توافق برجام دل بسته است. از منظر آمریکایی‌ها، این احتمال که ایران از کارشکنی‌ها، بدعهدی‌ها و دشمنی‌های واشنگتن خسته یا عصبانی شود و در اقدامی تلافی‌جویانه، برخی مفاد توافق برجام را زیر پا گذارد، وجود دارد. آنان امیدوار هستند، رویکردی که ایران در سال 1384 و در پی اتلاف وقت سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و بریتانیا اتخاذ کرد و به تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی پایان داد، این بار در برابر خط‌و‌نشان‌کشیدن‌های آمریکا در پیش گیرد و به عنوان مثال، از تعهدات خود در قبال تعداد سانتریفیوژها یا میزان ذخایر و افزایش غلظت اورانیوم غنی‌شده تخطی کند.  در چنین وضعیتی، دولت آمریکا بدون نگرانی از تبعات نقض متقابل توافق برجام، قادر خواهد بود تحریم‌های هسته‌ای را مجددا علیه ایران اجرا کند؛ از‌این‌رو، اعمال ممنوعیت سفر اتباع ایرانی به آمریکا یا گسترش تحریم‌های ضد‌موشکی علیه ایران برای رسیدن به هدف بزرگ‌تری که نقض احتمالی برجام از طرف ایران خواهد بود، اجرا خواهد شد.

به‌هرحال آنچه مسلم است اینکه مناسبات ایران و آمریکا در دوران پسا‌اوباما، دشوارتر، پیچیده‌تر و حساس‌تر خواهد بود. بااین‌حال، واشنگتن تنها بازیگر جهت‌دهنده به این مناسبات نخواهد بود. اینکه جمهوری اسلامی ایران در برابر هر یک از مسیر‌های سه‌گانه ذکر‌شده چه رویکردی را در پیش گیرد و چه راه‌حلی را اجرا کند، می‌تواند آینده رابطه ایران و آمریکا را شکل دهد.


دیدگاه‌ها(۰)