۱۳۹۶ پنج شنبه ۳۰ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
7 نقش‌آفريني که آيت‌‌الله را بي‌رقيب مي‌کرد
مصطفي تاج‌زاده-فعال سياسي اصلاح‌طلب

در‌گذشت آيت‌الله هاشمي، بدون ترديد ضايعه سنگيني براي ملت ايران و به‌ويژه اصلاح‌طلبان و هم‌پيمانانشان، يعني اعتداليون به شمار مي‌رود. با‌اين‌حال فقدان آيت‌الله، مانند ديگر پديده‌هاي اجتماعي مهم با تبعات مثبت و منفي زيادي همراه است. ما اميدواريم با هم‌افزايي ملي بتوانيم خلائي را که فقدان آقاي هاشمي براي ما و دولت و ملت ايجاد کرده است، جبران کنيم. در اينجا به اين موضوع مي‌پردازم که در چه موضوعاتي فقدان آيت‌الله قابل جبران نيست و بايد در اين زمينه‌ها تلاش بيشتري از سوي نيروهاي سياسي و اجتماعي همفکر او بشود.

يک: با فوت آيت‌الله، قدرت چانه‌زني اصلاح‌طلبان از بين نرفته است؛ زيرا آقاي هاشمي تنها فردي نبود که مي‌توانست مطالبات اصلاح‌طلبان را با بخش‌هاي ديگر حکومت در ميان بگذارد. در حقيقت ضايعه درگذشت وي در شرايطي پيش آمد که شخص ايشان قبلا اعلام کرده بود، بعد از انتخاب آقاي روحاني و به‌ويژه بعد از حماسه هفتم اسفند 94 با خيال راحت مي‌تواند به ديار باقي سفر کند. بر‌اين‌اساس مي‌گويم خلأ وجود هاشمي مي‌تواند از سوی اشخاص و احزاب ديگر پر شود؛ يعني در دولت و مجلس و نيز در بخش‌‌هايي از خبرگان و در آينده نزديک ان‌شاءالله در شوراها، اصلاح‌طلبان در موقعيتي قرار خواهند گرفت که قدرت چانه‌زني نه‌تنها برايشان موجود است، بلکه رو به افزايش هم خواهد بود؛ به‌ويژه اينکه فضاي معنوي ناشي از درگذشت آيت‌الله شور و اشتياق مردم را براي شرکت در انتخابات افزايش داده است. طبق نظرسنجي‌هاي معتبر، آمار  درخور توجهي از مردم مصمم‌اند که در انتخابات شرکت کنند. همين مسئله آراي دکتر روحاني را به طور خاص و آراي اصلاح‌طلبان و مؤتلفان آنها را به طور عام افزايش خواهد داد و امکان ناديده‌گرفتن جناح اصلاح‌طلب و مهم‌تر از آن مطالبات آنان را از سوي جناح رقيب ناممکن مي‌کند؛ بنابراين جريان اصلاح‌طلب در کوتاه‌مدت نگراني عميقي از فقدان آقاي هاشمي ندارد؛ به‌ويژه آنکه مجموعه اتفاقاتي که امروزه در داخل و خارج ايران رخ مي‌دهد، به سود انديشه اصلاحي است. مردم نيز بيش از گذشته متوجه شده‌اند براي حفظ نظم و ثبات سياسي و دستيابي به حقوق خود، در مسیر پيشرفت کشور و بهبود رفاه و معيشت خود، بهترين انتخاب ممکن، مجموعه اصلاح‌طلبان‌اند.
دو: در بلند‌مدت و از نظر راهبردي فقدان آقاي هاشمي مي‌تواند نگراني‌‌هايي را به وجود آورد و خلأ‌‌هايي را ايجاد کند که به باور من امکان جبران آن به وسيله يک يا چند نفر ميسر نخواهد بود. اين موضوع هم به دليل جايگاهي است که شخصيت، سوابق، اطلاعات و جامعيت هاشمي براي او در حکومت و جامعه ايجاد کرده و باعث شده بود نقش‌هاي منحصربه‌فردي ايفا کند؛ به‌طوري‌که هيچ‌يک از بزرگان اصلاح‌طلب به‌تنهايي قادر به ايفاي آن نقش‌ها نباشند. البته ممکن است اين بزرگان در بخش‌‌هايي حتي تأثيرگذارتر از آقاي هاشمي در زمينه خاصي باشند يا عمل کنند، اما جامعيت او را ندارند. در اينجا من به چند مورد اشاره مي‌کنم. اولين نقش آقاي هاشمي همان است که او در سال 68 و در خبرگان، بعد از درگذشت امام خميني ايفا کرد. همه معترف‌اند که در اين گذار نقش هاشمي بي‌نظير بود. دومين نقش آقاي هاشمي جلوگيري از تحريف تاريخ به‌ويژه از سوی کساني بود که در دوران انقلاب و جنگ تحميلي همگامي و همراهي جدي با ملت ايران نداشتند، اما بعدها خود را سخنگويان انقلاب و جنگ خواندند. سومين مورد هم اینکه در حقيقت هيچ‌کس ديگر جايگاه هاشمي را ندارد که بتواند از درون دلواپسان را در موارد اساسي به چالش بکشد. البته از بيرون اشخاص و احزابي هستند که توانسته‌اند و همچنان مي‌توانند اين نقش را ايفا کنند. نقش چهارم هاشمي حمايت از دولت و مجلس بود. فقدان آيت‌الله ما را از داشتن اين پشتوانه محروم کرده است و فعلا براي آن بديلي نمي‌شناسيم. نقش پنجم هاشمي ارتباط گسترده و عميق ايشان با مراجع تقليد و مدرسان و محققان حوزه و طلاب جوان بود. اين ارتباط به او اين امکان را مي‌داد تا موضوعاتي را طرح کند که ارائه آن از طرف ديگران يا ممکن نيست يا با دشواري ممکن است. ما از اين نظر يک نوآور ديني را از دست داديم؛ اگرچه جایگزین‌هایی نه به صورت فردي، بلکه در مجموع حوزه‌هاي علميه براي او مي‌شناسيم. نقش ششم هاشمي ارتباط خاص او با فرماندهان دوره جنگ و رزمندگان دفاع مقدس بود که جايگاه ويژه‌اي در ميانشان به وي مي‌بخشيد. هاشمي بر‌اساس آن رابطه مي‌توانست علاوه‌ بر اينکه برخي از حقايق دوران جنگ را مطرح کند، مانع از طرح برخي از گفتار‌هاي ناصحيح درباره جنگ شود. نقش هفتم هاشمي رياست وي بر مجمع تشخيص مصلحت نظام بود که مانع تبديل اين نهاد به نهادي حزبي و جناحي شده بود. اينها بخشي از نقش‌‌هايي بود که آيت‌الله هاشمي در حيات خود بعد از انقلاب، به‌ويژه در سال‌هاي اخير ايفا کرد. نقش‌‌هايي که در برخي از زمينه‌ها بدون جايگزين است. با وجود اين، ملت ايران مي‌تواند با هوشياري، آگاهي و البته سازماندهي بيشتر به سوي تحقق همان آرمان‌ها حتي بدون آيت‌الله پيش رود. به سخن روشن، خلأ وجود هاشمي را بايد با آگاهي بيشتر و با سازمان‌يابي و تلاش بيشتر جبران کنيم كه  اين امري ممکن است. تشييع پيکر مرحوم هاشمي نيز نشان داد بخش‌هاي عظيمي از ملت ايران به آرمان‌هاي او باور دارند و به بخشي از آنها دست يافته‌اند. از جمله اينکه ما مي‌توانيم با وجود رقابت نيروهاي سياسي و اجتماعي با علايق و سلايق متفاوت، در موارد حساس هم مانند ملتی واحد عمل کنيم. درست مانند ليگ فوتبال که تيم‌هاي مختلف با هم رقابت مي‌کنند، اما همه مي‌دانند وقتي تيم ملي انتخاب مي‌شود، از ميان همين نيروها خواهد بود و زماني که مسابقه مي‌دهد، همه ملت ايران صرف نظر از اينکه طرفدار استقلال باشند يا پيروزي، تراکتورسازي يا سپاهان، از تيم ملي حمايت مي‌کنند.


دیدگاه‌ها(۰)