۱۳۹۶ پنج شنبه ۳۰ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
هاشمي؛ سياست‌مدار صلح‌گرا
محمد کیانوش‌راد-عضو شورای مرکز اتحاد ملت

راه هاشمي راه ايران فرداست. مشي و منش و نقشه راه هاشمي، راه ‌حل‌وفصل بحران‌هاست. هاشمي سياست‌مداري عقل‌گرا، واقع‌بين و صلح‌گرا بود. هاشمي به ‌دنبال بهره‌گيري از تمامي نيروهاي اجتماعي در روند بازسازي ايران بود. اگر سياست‌مداري روحاني را بتوان با هاشمي مقايسه كرد، بي‌شك سيدحسن مدرس نمونه‌اي برجسته در اين زمينه است. 
مدرس در زمره بزرگ‌ترين سياست‌مداراني است كه تاريخ ايران به خود ديده است. مدرس نيز در گزينش وسايل پراگماتيك بود، اما در دفاع از اصولش هيچ گونه انعطافي نشان نمي‌داد(كاتوزيان، اقتصاد سياسي ايران). مدرس به اقتضاي ديد واقع‌بينانه‌اش، به استفاده از نيروهاي باسواد، لايق و متخصص اعتقاد داشت. به همين دليل، مدرس هنگام معرفي وثوق‌الدوله، به دفاع از وثوق‌الدوله، عامل قرارداد ١٩١٩ پرداخت. مصدق، مخالف وثوق‌الدوله و مدرس موافق وثوق‌الدوله سخن گفت. اما مدرس علت اين حمايت را چنين تحليل مي‌كرد:
«من با جمعي بر‌ اين شديم كه كابينه وثوق‌الدوله سر كار بيايد و كارهايي هم كرد، تا رسيد به قرارداد و ما هم مخالفت كرديم... اما يك لفظ توهين‌آميز نسبت به وثوق و موافقان قرارداد نگفتيم. به‌هرحال عقيده سياسي بود،» (مكي، زندگي سياسي احمدشاه). از نظر مدرس اينها عملشان بد بود، ولي صلاح آتي مملكت را هم بايد در نظر گرفت. به همين دليل مدرس، با سعه ‌صدر و گذشت فوق‌العاده با مخالفان خود برخورد مي‌كرد. تا جايي ‌كه گذشت و تسامح او با مخالفان و منتقدان سياسي‌اش، از نظر جواد شيخ‌الاسلامي در كتاب سيماي احمدشاه قاجار، به عنوان يكي از نقاط ضعف مدرس شمرده شده است. 
اين جهات شخصيتي را، يعني انعطاف‌پذيري در مقابل مخالفان، به‌كارگيري همه نيروها، زيركي، زمان‌شناسي و تكيه بر اصول، پس از مدرس شايد گزافه نباشد اگر گفته شود تنها در شخصيت هاشمي‌رفسنجاني به‌خوبي مشاهده شد. 
هاشمي نماد اعتدال در سپهر سياست ايراني است. نمي‌توان گفت هاشمي در هيچ مقطعي، دچار تصميمات احيانا اشتباه و قابل نقد نبوده است، اما مشي كلي و منش او، همواره مشي اعتدالي بود. 
گرايش به مصالحه و حل مسائل از طريق گفت‌وگو و با روش‌هاي سياسي موردنظر هاشمي بود. هاشمي پوپوليست و عوام‌فريب نبود و در برابر برنامه و پيشنهادهاي عوام‌فريبانه مي‌ايستاد. هاشمي به ‌دنبال تحقق دوره آرامش پس از انقلاب بود. 
هاشمي به‌ دنبال تحقق وجهي از آنچه كرين برينتون در كالبدشكافي چهار انقلاب داشته است، بود. دوره آرامش و حاكميت ميانه‌روها و دوري از افراطي‌گري و راديكاليسم سياسي، به همين دليل در مقاطعي متفاوت از سوي راديكال‌ها مورد هجمه قرار گرفت. 
هاشمي‌رفسنجايي را در چند مقطع مهم مي‌توان منادي صلح، آشتي و مشي اعتدالي يافت. 
1- نقش اساسي در پايان‌بخشيدن به جنگ تحميلي و آمادگي فداشدن در برابر قبول مسئوليت آتش‌بس (براساس اسناد موجود) و ابتكار گفت‌وگو و مكاتبات تاريخي براساس حكمت، عزت و مصلحت با صدام حسين. مكاتباتي كه در آن حقانيت و قدرت جمهوري اسلامي به نمايش گذاشته شد. جز هاشمي كسي قادر به حل قاطعانه، شجاعانه و عزت‌مندانه جنگ نبود. 
هاشمي در فرازي از نامه تاريخي خويش به صدام و به عنوان سندي ماندگار و از موضع برحق منافع ملي ايران مي‌نويسد: «مي‌بايست به قراردادهاي بين دو كشور كه از نظر بين‌المللي به رسميت شناخته شده، پايبند باشيم و بيش از حق مشروع خود طلب نكنيم، زيرا قابل تصور نيست آنچه با جنگ هشت‌ساله حاصل نشد در مذاكرات قابل تحقق باشد». 
٢- مسئله حل‌وفصل موضوع گفت‌وگو با آمريكا و حل مسئله تابوي مذاكره با آمريكا بر سر منافع ايران. 
هاشمي در اين مسير، با اطمينان و قاطعيت و با تكيه بر منابع قدرت مردم به ‌دنبال حل مسئله بود. همچنين، حل‌وفصل پرونده هسته‌اي ايران، در برابر 1+5 همواره از حمايت‌هاي جدي هاشمي در برابر مخالفان برخوردار بود. 
در ساحت فرهنگ نيز او به ايجاد صلح و دوستي در ميان مذاهب اسلامي مي‌انديشيد. تماس‌ها و مكاتبات او با شيخ قرضاوي و قدرت و برتري استدلال هاشمي مخالفان را نيز به پذيرش راه ميانه، صلح‌طلبانه و مسالمت‌آميز ترغيب مي‌كرد. در سايه همين مشي، هاشمي به رفع تهديدات منطقه‌اي و بهبود روابط با كشورهاي عربي منطقه مي‌انديشيد. 
پايان جنگ با شجاعت، ابتكار و پيشنهاد هاشمي و حركت دو كشور ايران و عراق به سوي صلح و آشتي، كافي بود تا وي به‌عنوان يكي از برندگان جايزه صلح نوبل انتخاب شود. 

 


دیدگاه‌ها(۰)