۱۳۹۶ پنج شنبه ۱۰ فروردين
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
نگاهي به سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در دوران رياست‌جمهوري آقاي هاشمي‌رفسنجاني
مرد شماره يک تشنج‌زدايي
قاسم محب‌علي-سفير پيشين ايران در مالزي

ترديدي نيست که نقش و عملکرد آقاي هاشمي‌رفسنجاني در جمهوري اسلامي ايران در ميدان سياست خارجي، تنها به دوران هشت‌ساله رياست‌جمهوري ايشان محدود نمي‌شود. آن مرحوم از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي و تشکيل جمهوري اسلامي در ايران، همواره در تمامي مراحل تصميم‌سازي، تنظيم و اجراي سياست خارجي کشور، نقشي تعيين‌کننده و در برخي موارد بي‌بديل داشتند. وي در موارد متعددي، چه در دوران جنگ و چه پس از پايان رياست‌جمهوري، نه‌تنها يک بازيگر تصميم‌ساز بود، بلکه در موارد متعددي نيز مستقيما در امور اجرائي روابط خارجي مداخله مستقيم داشت. از جمله اين موارد مي‌توان به مسائل سياسي جنگ هشت‌ساله عراق عليه ايران، قضيه مک فارلين، موضوع ياري‌رساني به آزادي گروگان‌هاي آمريکايي در لبنان و از همه مهم‌تر قضيه پذيرش قطع‌نامه و پايان‌دادن به هشت سال جنگ، مذاکره با پادشاه و وليعهد عربستان سعودي قبل و پس از دوران رياست‌جمهوري اشاره کرد. با‌اين‌حال اين نوشته قصد دارد عملکرد سياست خارجي دوران سازندگي يا هشت‌ساله رياست‌جمهوري آقاي هاشمي را بررسي کند.

دوران پس از جنگ
رحلت امام خميني(ره) در فاصله کمتر از يک سال پس از پايان جنگ هشت‌ساله عراق عليه ايران رخ داد. بالطبع علاوه بر مسائل و موضوعات ناشي از جابه‌جايي قدرت در جمهوري اسلامي ايران و باز‌تنظيم سياست‌هاي داخلي و خارجي، مهم‌ترين مسئله دولت در عرصه داخلي و خارجي، حل‌وفصل مسائل و قضاياي باقي‌مانده از جنگ يا متأثر از آن بود. در عرصه داخلي باز‌گرداندن شرايط سياسي، اقتصادي، اجتماعي و امنيتي کشور به حالت طبيعي و عادي در اولويت بود. در عرصه سياست خارجي، پيشبرد موضوع سخت و سراسر چالش مذاکرات صلح با عراق تحت نظارت سازمان ملل و در چارچوب اجراي قطع‌نامه ۵۹۸ و علاوه‌برآن بازسازي مناسبات بعضا تخريب‌شده ايران با ديگر کشورها، از جمله کشورهاي عرب خليج فارس، جهان عرب، اروپاي غربي و نحوه برخورد با معضل مناسبات با آمريکا بود که علاوه بر خصومت‌هاي ناشي از تحولات پس از انقلاب‌، قضيه اشغال سفارت آمريکا و حوادث دوران جنگ‌، حمله موشکي ناو جنگي آمريکايي به هواپيماي مسافري در آستانه پايان جنگ به‌شدت روابط ايران و آمريکا را تيره کرده بود. همين امر خواسته يا ناخواسته بر مناسبات جمهوري اسلامي با جهان خارج سايه افکنده بود.
مشکلات باقي‌‌مانده از گذشته، تنها منحصر به موضوعات باقي‌مانده يا مرتبط با جنگ در عرصه سياست خارجي‌ نبود، بلکه قصه سلمان رشدي و فتواي مهدورالدم‌بودن نويسنده هندي‌تبار تبعه انگليس و واکنش يکپارچه بازار مشترک وقت و اتحاديه اروپاي فعلي در قبال اين فتوا، مسئله ديگري بود که بر روابط خارجي جمهوري اسلامي سايه افکنده بوده و مناسبات با کشورهاي اروپايي کاملا تحت‌ تأثير اين موضوع قرار گرفته بود.
در منطقه نيز ايشان با معضل رابطه با عربستان سعودي در پرتو واقعه کشتار حجاج ايراني در مکه و حل‌و‌فصل مسئله حج ايرانيان، سردي و رکود جدي روابط با کشور‌هاي همسايه عرب و غيرغرب دست‌و‌پنجه نرم مي‌کرد.

 دوران سازندگي در داخل و تشنج‌زدايي در خارج
همان‌طوري که اشاره شد، علي‌الاصول بايد مهم‌ترين مسئله دولت رفسنجاني در ابتداي کار، پرداختن به مسائل باقي‌مانده از دوران انقلاب و هشت سال جنگ، بازسازي خرابي‌هاي ناشي از جنگ و نوسازي اقتصاد به‌شدت آسيب‌ديده کشور ‌می‌بود که د ر 10 ‌سال اول جمهوري اسلامي با وقوع بحران‌هاي پي‌درپي 
هيچ‌کدام از دولت‌هاي قبلي فرصت رسيدگي جدي به آنها را نداشتند؛ بنابراین استراتژي يا به عبارتي گراند استراتژي برگزيده دولت ايشان «سازندگي اقتصادي کشور» بود که بعدا به همين عنوان، يعني دولت سازندگي اشتهار يافته و آوازه يا برند دولت وي دولت سازندگي و شخص وي سردار سازندگي تلقي شد.
اما بازسازي اقتصادي کشور، خصوصا با منابع محدود داخلي و اقتصاد متکي به صدور نفت و صنايع نفتي به‌شدت آسيب‌ديده آن، نمي‌توانست نتيجه در‌خور توجهي در‌ بر ‌داشته ‌باشد. نوسازي کشور پس از 10 سال جنگ و آشفتگي، به سرمايه، تکنولوژي و مشارکت فراملي نيازمند بود. دسترسي به منابع و امکانات خارجي ممکن نمي‌شد، مگر اينکه در عرصه سياست خارجي، وي و دولتش موفق به حل‌وفصل معضلات و چالش‌هاي برشمرده در فوق مي‌‌شدند؛ از‌اين‌رو آقاي هاشمي سرلوحه و دستور کار سياست خارجي خويش را «تشنج‌زدايي» اعلام کرد. البته ناگفته نماند کمابيش اين گرايش پيش‌تر هم در رفتار و عملکرد وي به چشم مي‌خورد و سياست‌ورزان و محافل ديپلماتيک خارجي، وي را به عنوان يک سياست‌مدار عمل‌گرا يا پراگماتيست ارزيابي کرده و ايشان را صرفا يک روحاني مسلمان انقلابي، همانند ديگر رهبران اوليه انقلاب اسلامي محسوب نمي‌کردند. طبيعي بود در آن شرايط، اين خط مشي، يک خط مشي چالش‌برانگيز در داخل نظام و هواداران انقلاب تلقي ‌شده و مورد انتقاد بسياري از جريانات اعم از چپ‌گرا يا راست‌گراي درون نظام بود. موضوع صدور انقلاب اسلامي، حمايت از جنبش‌هاي اسلامي و آزادي‌بخش و جريانات معارض ‌حکومت‌هاي منطقه، ضد‌غربي و خصوصا ضد‌آمريکايي و ضد‌اسرائيلي مي‌توانست با سياست و رويکرد تشنج‌زدايي در تناقض قرار گيرد. اما موقعيت و نقش تعيين‌کننده وي در آن مقطع خاص تاريخي، به‌گونه‌اي بود که شايد تنها فردي که مي‌توانست به اتخاذ اين رويکرد بپردازد، شخص هاشمي‌رفسنجاني بود.
اين رويکرد به‌سرعت و در سطح نسبتا بالايي با استقبال جامعه جهاني به‌ويژه کشورهاي اروپايي و ديگر کشورهاي صنعتي مواجه شد. البته علاوه بر اشتياق دوَل مزبور براي حل‌وفصل مشکلات با جمهوري اسلامي ايران و حضور مجدد در بازار ايران و مشارکت در بازسازي و نوسازي اقتصادي و صنعتي کشورمان، تقويت رويکرد جديد جمهوري اسلامي و خصوصا بازگشت امنيت و ثبات به منطقه بحراني خاورميانه، مي‌توان تحولات و حوادث سرنوشت‌ساز ديگري را نيز در پيشبرد اين سياست تأثيرگذار دانست. فرصت‌هايي که معمولا کمتر در برهه‌هاي زماني کوتاه‌مدت تاريخي تکرار مي‌شود:
- تغيير جهت رژيم صدام‌حسين از دشمني صرف با جمهوري اسلامي ايران به سياست ادعاي ارضي عليه کويت و عربستان و نهايتا تجاوز به کويت و اشغال آن. حاصل اين تغيير جهت، تخريب مناسبات آن رژيم با جهان عرب و وقوع به‌اصطلاح جنگ دوم خليج فارس بين ائتلاف تحت رهبري آمريکا و خروج جمهوري اسلامي ايران از تهديد شماره يک در سياست خاورميانه‌اي آمريکا و دوَل عرب خليج فارس در نتيجه اعاده روابط عادي بين ايران و کشورهاي عربي، پذيرش مجدد و نسبتا صريح معاهده ۱۹۷۵ الجزاير از سوی شخص صدام‌حسين در نامه‌نگاري‌هاي مستقيم با آقاي هاشمي‌رفسنجاني بود که اين امر را مي‌توان در زمره مهم‌ترين دستاوردهاي وي در عرصه سياست خارجي دانست.
- خروج قواي نظامي شوروي سابق از افغانستان و رفع‌شدن يکي از مهم‌ترين تهديدات امنيت ملي ايران.
- فروپاشي شوروي سابق و بلوک شرق و استقلال جمهوري‌هاي قفقاز و آسياي ميانه، علاوه بر بهبود وضعيت امنيت ملي ايران، موجبات ارتقای موقعيت ژئوپلیتيک و اعتبار منطقه‌اي و بين‌المللي ايران شد. همچنين با توجه به محاط در خشکي بودن اين جمهوري‌ها براي تحکيم استقلال خويش و نياز آنها و قدرت‌هاي غربي و جهاني براي يافتن مسيرهاي جايگزين و دور از کنترل و دسترسي مجدد روسيه، موضوع گسترش مناسبات با ايران از سوي آنان و خصوصا دوَل اروپايي در دستور کار قرار گرفت. همه اين موارد باعث شد معضلات في‌مابين ايران و اتحاديه مشترک اروپا و حتي آمريکا موقتا تحت‌الشعاع اين تحولات شگرف قرار گرفته، تجارت خارجي جمهوري اسلامي مجددا رونق گرفته و موانع سرمايه‌گذاري و حضور شرکاي سابق اقتصادي و صنعتي ايران تا حد درخور توجهي برطرف شود.
ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد اين دوره اگرچه کوتاه بود، اما مي‌توان آن دوره چندساله را ماه‌عسل مناسبات ايران و غرب، همچنين جمهوري اسلامي و جهان عرب دانست که در‌عين‌حال کمک زيادي به استراتژي بازسازي و رويکرد سازندگي اقتصادي آقاي هاشمي کرد. وام‌ها، سرمايه‌گذاري‌ها و مشارکت در طرح‌هاي عمراني دولت هاشمي عموما در اين سال‌ها و دوره اول رياست‌جمهوري آقاي هاشمي‌رفسنجاني و سال‌هاي اوليه دوره دوم و در حد فاصل ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ انجام شد.

سال‌هاي آخر رياست‌جمهوري آقاي هاشمي و بازگشت بحران‌ها در سياست خارجي
اشاره شد که علاوه بر استقبال جهاني از رويکرد تشنج‌زدايي، سلسله‌اي از تحولات به توفيق و پيشبرد سياست تشنج‌زدايي دولت هاشمي فقيد ياري رساندند. اما در سال‌هاي پاياني دولت ايشان مجددا يک‌سري تحولات در عرصه‌هاي داخلي و خارجي زمينه‌ساز بازگشت کدورت و بحران‌ در روابط خارجي جمهوري اسلامي ايران شد و پيشبرد استراتژي تشنج‌زدايي را در عمل با دشواري و موانع جدي مواجه کرد. به طور خيلي مجمل و بعضا سربسته مي‌توان به پاره‌اي از اين موارد اشاره کرد.
- نبود پيشرفت در حل‌وفصل قضيه سلمان‌رشدي و مذاکرات انتقادي في‌مابين ايران و اتحاديه اروپا.
- وقوع حوادث مشکوک و ابهام‌برانگيزي مانند انفجار مقر يهوديان در آرژانتين و ديگر کشورها و نشانه‌رفتن انگشت اتهامات به سوي جمهوري اسلامي ايران از سوي محافل و لابي‌هاي صهيونيستي.
- ترور شاپور بختيار در پاريس در آستانه سفر رسمي آقاي هاشمي به فرانسه.
-  حادثه ترور رهبران جدايي‌طلب حزب منحله دموکرات ايران در رستوران ميکونوس در شهر برلين آلمان (حادثه ميکونوس منجر به توقف مناسبات ديپلماتيک ايران و اتحاديه اروپا و فراخواندن متقابل سفراي کشورهاي اروپايي و جمهوري اسلامي ايران شد. اين امر در حالي بود که با وجود مخالفت آمريکا، دولت آلمان با حمايت اتحاديه اروپا و ژاپن بدهي‌ها و وام‌هاي حال‌شده ايران را استمهال کرده و از فروپاشي اقتصادي خارجي ايران و ارجاع ايران به کميسيون کشور بدهکار در پاريس ممانعت کرده بود. همچنين انتظار مي‌رفت سفر آقاي هاشمي به فرانسه زمينه‌ساز شروع عصر جديدي در مناسبات جمهوري اسلامي ايران و کشور‌هاي اروپايي شود. اما اين حوادث بار ديگر روابط دو طرف را به محاق برد).
- آخرين حادثه‌اي که ضربه‌اي بسيار جدي به سياست تشنج‌زدايي آقاي هاشمي زد، واقعه تروريستي انفجار مقر نظاميان آمريکايي در شهر خُبر عربستان سعودي در شرق اين کشور بود. اين حادثه باعث واکنش شديد دولت دموکرات کلينتون در آمريکا شد. در نتيجه آن آمريکا سياست مهار هم‌زمان ايران و عراق را در پيش گرفت و زمينه آن‌ را فراهم کرد که طرح پيشنهادي آقاي داماتو، سناتور تندرو جمهوري‌خواه براي تحريم تجاري ايران و ليبي، به‌ويژه در عرصه سرمايه‌گذاري در بخش انرژي اين دو کشور در کنگره آمريکا تصويب شد تا مانعي جدي بر سر راه روابط خارجي جمهوري اسلامي ايران، از جمله توسعه بخش انرژي ايران قرار دهد.
ناگفته نماند آنچه باعث شد خطر تهاجم نظامي آمريکا عليه ايران رفع شده و مناسبات ديپلماتيک ايران و کشورها مجددا احيا شود، واقعه دوم خرداد ۱۳۷۶ و پيروزي شگفت‌انگيز آقاي خاتمي در انتخابات رياست‌جمهوري آن سال و احياي سياست تشنج‌زاديي و اعتمادسازي بود.
- يک‌سري حوادث بعضا بي‌ارتباط با جمهوري اسلامي مثل پيروزي اسلام‌گرايان تندرو در الجزاير و متعاقبا وقوع کودتاي نظامي در آن کشور، برکناري دولت اسلام‌گراي اربکان در ترکيه از سوی ارتش، ناکامي دولت ائتلافي مجاهدين در افغانستان و سلطه‌ طالبان بر افغانستان و حمايت پاکستان و کشورهاي عرب خليج فارس از آنها، اوج‌گيري منازعات شيعي- سني در پاکستان، همگي در ناکامي برخي تلاش‌هاي تنش‌زدايي از سياست خارجي ما تأثير‌گذار بود. 

ارزيابي سريع ديدگاه‌هاي آقاي هاشمي‌رفسنجاني در سياست خارجي
 پيش‌تر اشاره شد که محافل و کارشناسان خارجي در اين نکته اتفاق نظر داشتند که رويکرد آقاي هاشمي در مناسبات با ديگر دولت‌ها نگرش و رويکردي عمل‌گرايانه يا به عبارتي مبتني بر کسب منافع متقابل و دستاوردهاي حداکثر ممکن، خصوصا اقتصادي براي جمهوري اسلامي ايران استوار بوده و ايشان کمتر در مذاکرات و گفت‌وگوهايشان با دولتمردان خارجي از ديالوگ انقلابي و تهاجمي سود مي‌بردند. اين گفتمان خصوصا در مناسبات ايران با برخي کشورهاي اروپايي مؤثر واقع شده و آنان نيز در تلاش بودند پاسخ مثبت و سازنده‌اي به اين رويکرد آقاي هاشمي‌رفسنجاني بدهند.
اين رفتار و رويکرد، به‌ويژه در مناسبات با عربستان سعودي در چند مورد بسيار کارساز بود و شايد از همين رو، بسياري ايشان را معمار تجديد رابطه دوستانه ايران و عربستان سعودي پس از وقايع حج و حادثه مشکوک و تروريستي «خُبر» مي‌دانند. اعتماد و برداشت مثبت رهبران وقت عربستان، از جمله امير عبدالله، وليعهد وقت عربستان و پادشاه سابق عربستان نسبت به ايشان، از جمله عوامل مديريت کنترل آثار واقعه خبر از جانب آن کشور و همراهي‌نکردن با آمريکا در متهم‌کردن جمهوري اسلامي در اين حادثه بود. در واقع دو امر تأثيرگذار نقش و رابطه دوستانه ايشان با دولتمردان وقت سعودي و روي‌کارآمدن اصلاحات و احياي رويکرد تشنج‌زدايي و اعتمادسازي در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، آن حادثه خطرناک را تبديل به محملي براي همکاري سياسي و امنيتي ايران و عربستان سعودي کرد و باعث شد شخص امير عبدالله که به دليل پيري مفرط پادشاه وقت، عملا همه‌کاره پادشاهي عربستان سعودي بود، در اجلاس سران کنفرانس اسلامي در تهران حضور يافته و متعاقبا ضمن همکاري با جمهوري اسلامي ايران در سازمان اوپک، روند نزولي قيمت نفت را به روند افزايش قيمت تبديل کرده و اين امکان را براي دولت جمهوري اسلامي ايران فراهم بياورد که بتواند از عهده پرداخت بدهي‌ها و قسط‌هاي استمهال‌شده خود بر‌آيد. 
 البته آقاي هاشمي بار ديگر در دولت‌هاي نهم و دهم و حتي يازدهم تلاش کرد تا ظرفيت و توانايي‌هاي خويش را براي احياي روابط به‌شدت تخريب‌شده ايران و عربستان سعودي به کار گيرد که موانع داخلي، وي را از اين امر کاملا حياتي در عرصه سياست خارجي کشور بازداشت. همچنين ايشان تلاش وافري کردند که برنامه هسته‌اي ايران به يک معضل و مناقشه‌اي تهديدآميز تبديل نشود که نهايتا ديدگاه‌هاي ايشان در دولت آقاي روحاني تا حد درخور توجهي محقق شد.
در يک جمله مي‌توان گفت آقاي هاشمي اگرچه همانند ديگر دولتمردان و سياست‌ورزان جمهوري اسلامي ايران، مراحل و تغييرات مختلفي در عرصه‌هاي نظري و عملي طي کرده، اما حداقل از زمان برگزيده‌شدن به عنوان رياست‌جمهوري تا بعد در ميدان سياست ‌خارجي به سياست تشنج‌زدايي، تعامل سازنده با جهان خارج و گفت‌وگو براي حل‌وفصل اختلافات قائل بود. اين اجماع را در بين ديپلمات‌هاي وطني و خارجي که با ايشان ملاقات يا در دولت داراي پست‌هاي ديپلماتيک داخلي و خارجي بوده‌اند، مي‌توان يافت که ايشان همواره از بهبود مناسبات ايران با دول خارجي استقبال کرده و در تمامي ديدارها بر گسترش رابطه اقتصادي و سياسي با دولت‌ها و دوري‌جستن از رفتارهاي خارج از عرف و تحريک‌آميز در ارتباط با ديگر دولت‌ها و ملت‌ها تأکيد داشتند.  از جمله آرزوهاي برآورده‌نشده وي، حل‌وفصل معضلات في‌مابين ايران و آمريکا بود که اگرچه در مقاطعي بر پايه رويکرد تشنج‌زدايي موفق به کاهش مخاصمات و جلوگيري از وقوع درگيري نظامي بين طرفين شد، اما در نهايت نتوانست شاهد تشنج‌زدايي کامل از مناسبات دو کشور و رفع تهديدات ناشي از مخاصمات آمريکا عليه امنيت و منافع ملي ايران باشد.
فقدان آقاي هاشمي به‌مثابه يک سياست‌مدار تأثيرگذار که در مواقع بحراني تأثير نقشش شناخته مي‌شد، در شرايطي که يک رئيس‌جمهوري با کابينه تندرو و نظامي‌گرا در آمريکا قدرت را در دست گرفته احتمالا در آينده نزديک بيش‌از‌پيش ملموس خواهد شد.


دیدگاه‌ها(۰)