۱۳۹۶ شنبه ۶ خرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
سایه ترامپیسم بر دیپلماسی
نسرين رضايي

دو هفته نخست حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید ثابت می‌کند که سیاست خارجی در دوران او یک کابوس تمام‌عیار است. ترامپ اصولا عقیده راسخی به سیاست خارجی ندارد و بنا به گفته برخی مقامات وزارت خارجه آمریکا، سیاست خارجی ترامپ به هیچ وجه قابل‌پیش‌بینی نیست، زیرا او اصولا قبل از تصمیم‌گیری‌ها با کسی مشورت نمی‌کند. دو هفته نخست و اتفاقاتی که در آن به وقوع پیوست، تنها قله یک کوه یخی را نشان می‌دهد که بخش عظیمی از پیکره آن زیر آب قرار دارد. ترامپ رئیس‌جمهوری است که از شدت عصبانیت یک مکالمه تلفنی ساده با نخست‌وزیر استرالیا، کشور دوست و متحد قدیمی آمریکا ‌را نیمه‌کاره قطع می‌کند و به‌وضوح به پرسش‌هایی که به مذاقش خوش نمی‌آیند، پاسخ نمی‌دهد؛ رویه‌ای که کمتر در میان رؤسای‌جمهوری آمریکا مرسوم بوده است.

ترامپ در قامت رئیس‌جمهور کشوری که بزرگ‌ترین قدرت جهان به شمار می‌رود، از نظر برخی کشورها مانند روسیه و عربستان به فال نیک گرفته شده و در مقابل ،کشورهایی نظیر چین و مکزیک آن را یک فاجعه می‌دانند. او خلاف باراك اوباما آغوش خود را به روی روسیه باز کرده و در مقابل، چین را پس‌می‌زند. اما همه آنچه نگرانی یا خرسندی این کشورها را برمی‌انگیزد تنها به کلی‌گویی‌های انتخاباتی ترامپ مربوط می‌شود و او هنوز استراتژی مدونی را در عرصه سیاست خارجی و روابط با کشورهای کلیدی ارائه نداده است. ابهام در دیپلماسی ترامپ راه را برای گمانه‌زنی‌های تحلیلگران و کارشناسان باز گذاشته است؛ گمانه‌زنی‌هایی که با توجه به غیرقابل ‌پیش‌بینی‌بودن رئیس‌جمهور جدید آمریکا می‌توانند درست یا غلط باشد.
تنش‌های لفظی دولت ترامپ با ایران و ایجاد ممنوعیت‌های مسافرتی برای ایرانیان موجب شد گروهی از تحلیلگران احتمال تشدید تنش‌ها با تهران و حتی صف‌آرایی منطقه‌ای علیه ایران را دور از ذهن ندانند. در مقابل، کارشناسان بلومبرگ معتقدند ایران هنوز مسئله ترامپ نشده است. به این معنی که ترامپ قصد دارد با اظهارات آتشین، تهران را تحریک کند تا از توافق هسته‌ای خارج شود و با انداختن گناه لغو توافق هسته‌ای بر گردن ایران، بهانه‌ای برای جلب حمایت دوستان اروپایی از سیاست‌هایش علیه تهران پیدا کند. او در تبلیغات انتخاباتی‌اش از پاره‌کردن برجام سخن گفته بود اما ناظران بین‌المللی بر این باورند که پاره‌کردن برجام برای دولت ترامپ هزینه‌های بسیار سنگینی دارد و احتمالا او ترجیح می‌دهد با اقدامات جانبی به طور غیرمستقیم بر توافق هسته‌ای تأثیر بگذارد.
عربستان سعودی و روسیه از دیگر کشورهایی هستند که معادلات ترامپ با آنها بر ایران نیز تأثیرگذار خواهد بود. روابط واشنگتن- ریاض که باوجود نفوذ اقتصادی عربستان در واشنگتن در دوره اوباما چندان گرم نبود، قرار است در دوره ترامپ دوباره احیا شود. در همان روزهاي نخست ترامپ سیگنال‌هایی مبنی بر علاقه‌مندی به توسعه روابط اقتصادی و استراتژیک با ریاض ارسال کرده که در شرایط بحران اقتصادی ریاض به منزله یک هدیه برای مقامات این کشور خواهد بود. برخی تحلیلگران معتقدند دلیل اصلی چرخش ترامپ به سوی عربستان منافع اقتصادی شرکت‌های او در عربستان است و برخی دیگر نفت و ملاحظه‌های منطقه‌ای را در این روند مؤثر می‌دانند. اما دلایل هرچه باشند، ترامپ دست‌کم تاکنون به پادشاهی عربستان روی خوش نشان داده است.
این در حالی است که روسیه نیز مانند عربستان از به‌قدرت‌رسیدن ترامپ راضی به نظر می‌رسد. روابط سرد باراک اوباما و ولادیمیر پوتین در سال‌های گذشته همواره سوژه رسانه‌ها بوده است. از نحوه دست‌دادن اوباما با پوتین گرفته تا تحریم‌هایی که دولت اوباما به دلیل ماجراجویی‌های کرملین در اوکراین علیه روسیه برقرار کرد. اما ترامپ ظاهرا دوست نزدیک پوتین است که قصد دارد روابط واشنگتن- مسکو را وارد مرحله جدیدی کند. اگر ترامپ طبق پیش‌بینی‌ها به سمت روسیه متمایل شود، متحدان اروپایی آمریکا نگران امنیت خود می‌شوند، به‌ویژه که هم‌اکنون نیز کشورهای اروپای شرقی، روسیه را یک تهدید علیه خود قلمداد می‌کنند و ترامپ علیه ناتو سخن گفته است. رویکرد ترامپ نسبت به روسیه و اروپا، علیه خود و متناقض است. آغوش گرم ترامپ برای پوتین، رهاکردن اوکراین در دستان مسکو، لغو تحریم‌های روسیه، سخنان منفی درباره ناتو، اتحادیه اروپا و رهبرانی مانند آنگلا مرکل و خوشحالی از برگزيت و جنبش‌های پوپولیستی در اروپا، میان آمریکا و مهم‌ترین متحدان دموکراتش فاصله می‌اندازد.
هفته‌نامه «فارن پالسی» می‌نویسد برای ترامپ دشوار خواهد بود هم‌زمان با مبارزه با داعش، بتواند روابط خوبی با روسیه داشته باشد. احتمالا تمایل ترامپ برای اتحاد کامل با ولادیمیر پوتین در مبارزه با داعش، نتایج معکوس در بر خواهد داشت. چنانچه ترامپ تصمیم بگیرد بدون هیچ شرط و شروطی با روسیه همکاری کند، درواقع در بمباران‌های بی‌رویه روسیه و تلاش برای در قدرت نگه‌داشتن بشار  اسد، شریک خواهد شد. این اقدامات دستورالعملی برای دامن‌زدن به جنگ داخلی و افراط‌گرایی است، نه مبارزه با آن. 
«چتهم هوس» در تحلیل رفتار رئیس‌جمهور جدید آمریکا در حوزه دیپلماسی می‌نویسد: در دستور کار ترامپ مرکانتیلیسم بر هر بحث دیگری تقدم دارد و او بازار و منافع اقتصادی آمریکا را به حفظ روابط درازمدت با متحدان قدیمی و استفاده از دیپلماسی ترجیح می‌دهد. از طرفی دیگر، او شخصیتی غیرقابل‌پیش‌بینی و زودرنج دارد که بر تعاملات او در امور سیاست خارجی تأثیر می‌گذارد.
گمانه‌زنی‌ها در مورد سیاست ترامپ درباره چین نیز حاکی از آن است که ترامپ می‌خواهد با عقب‌نشاندن چین، عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان را به کشورش بازگرداند. اما ترامپ نمی‌تواند به طور هم‌زمان چین و کره‌شمالی را تهدید کند. درحال‌حاضر، تحریم‌های سنگینی علیه پیونگ‌یانگ اعمال می‌شود که همراهی چین در آنها بسیار ضروری است. ترامپ اوایل ماه ژانویه در توییتر خود نوشت: «چین در معاملات یک‌طرفه، پول و ثروت زیادی را از آمریکا خارج کرده است؛ اما حاضر نیست در زمینه کره‌شمالی همکاری کند. چه خوب!». برخی معتقدند ترامپ می‌خواهد با استفاده از ابزار اقتصادی، چین را بر آن دارد که آن‌گونه که واشنگتن می‌خواهد، با کره‌شمالی برخورد کند. اما چینی‌ها در تجربه بحران مالی سال 2008 به‌خوبی دریافتند که جهان به آنها نیاز دارد.
از سوی دیگر، ترامپ می‌خواهد با خروج از پیمان تجارت آزاد میان 12 کشور که 45 درصد تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌دهد، موسوم به تی‌تی‌پی، به کارگران آمریکایی کمک کند. اما نتیجه این اقدام واگذارکردن میدان جنگ اقتصادی به چین است، چراکه از هم‌اکنون برخی کشورهای عضو این پیمان و برخی دیگر از کشورهای اطراف چین برای مشارکت جامع منطقه‌ای با پکن وارد مذاکره شده‌اند.


دیدگاه‌ها(۰)