۱۳۹۶ يکشنبه ۲۸ آبان
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
حميدرضا دهقاني، رئيس سابق اداره خاورمیانه وزارت‌ خارجه:
نزديكي ترامپ و پوتين به نفع خاورميانه نيست

خاورميانه را در نظام بين‌الملل بايد منطقه‌اي بدانيم كه به دليل‌هاي متعدد در مناسبات جهان جدي گرفته مي‌شود و در مناسبات، تأثيرگذاري غيرقابل‌انكاري دارد. منبع اصلي نفت، مأمن اسرائيل و البته حضور كشورهاي مهمي چون ايران و عربستان، فضايي را به وجود آورده است تا تصميم‌گيران عرصه ديپلماسي نگاهي ويژه به اين منطقه استراتژيك داشته باشند. اين «مهم‌بودن» باعث شده تا سؤال‌هاي مهمي طرح شود؛ اوپك چه طرح و برنامه‌اي براي مديريت صحيح نفت دارد، اسرائيل در شرايطي كه ابهتش را در مجامع جهاني از دست داده، چه فكرهايي در سر دارد، آيا مي‌توان منتظر حاشيه‌نشيني داعش و در كل تروريسم در خاورميانه بود، سوريه چه زماني از بحران خارج مي‌شود و آيا يمن در حال تبديل‌شدن به سوريه‌اي ديگر است و بالاخره اين سؤال مهم كه «آمريكاي ترامپ چه رويكردي را در قبال خاورميانه در پيش خواهد گرفت؟» سؤال‌هايي هستند كه چه براي خاورميانه‌اي‌ها و چه براي غيرخاورميانه‌اي‌ها اهميت بالايي دارد. حميدرضا دهقان، رئيس سابق اداره خاورمیانه وزارت ‌خارجه می‌گوید، «دونالد ترامپ در حالي اين آهنگ خوش را نواخته است كه از روزهاي تبليغاتي تا روزهاي اول كاخ‌سفيدنشيني نغمه‌هايي آتش‌افزا از او شنيده شده و مي‌شود. به هر حال اين اميد هست كه آمريكاي ترامپ دفاع از تروريسم و دخالت در امور كشورها و همچنين تلاش براي سرنگون‌كردن دولت‌ها را كنار بگذارد تا بتوان جهان را جهاني ببينیم كه به سمت تعامل و آرامش حركت مي‌كند». او ابراز اميدواري مي‌كند كه خاورميانه از اين پس آرامش بيشتري را تجربه كند.

 

‌به نظر مي‌رسد كه خاورميانه به بحران هم اصرار و هم عادت دارد.
بله، مردم خاورميانه متأسفانه در دهه‌هاي گذشته از يك سو گرفتار اشغالگري رژيم ‌صهيونيستي و دخالت‌هاي خارجي و از سوي ديگر گرفتار شخصيت‌هاي ديكتاتور و حكومت‌هاي تماميت‌خواه بودند و البته همچنان هستند. درواقع بحران در اين منطقه مهم و استراتژيك به سال جاري يا سال‌هاي اخير ربط پيدا نمي‌كند. بحرانِ خاورميانه ريشه‌دار است و آغاز آن به زماني بازمي‌گردد كه رژيم‌ صهيونيستي در دنيايي كه بالطبع بايد براساس قانون اداره شود، به‌طور غيرقانوني اعلام موجوديت كرد. اما به‌طور مشخص در سالي كه گذشت، تحولات مهمي در منطقه خاورميانه روي داده است و از جمله آنها مي‌توان به بحران سوريه اشاره كرد. با اين حال در سال جاري گشايش‌هايي هم حاصل شد كه از جمله اين موارد مي‌توان به برخي گشايش‌ها در پرونده اوپك، لبنان، سوريه، يمن و...  اشاره كرد. همچنین انتخاب نخست‌وزير لبنان يكي از مهم‌ترين رويدادها بود و اين كشور توانست با انتخاب رئيس‌جمهور، پس از دو سال و نيم، آرامشي نسبي را تجربه كند. همچنين مي‌توان توافق به‌دست‌آمده در اوپك بر سر ميزان توليد، قيمت و البته سهميه‌ها را هم اتفاقی مثبت قلمداد كرد. در مجموع سال 95 به‌ويژه در اواخر آن، سالي بود كه در برخي از پرونده‌ها افق‌هاي روشني نمايان شد.
‌خاورميانه هميشه براي آمريكا مهم بوده و هست‌‌؛ رابطه اين منطقه با آمريكايِ ترامپِ جنجالي چطور خواهد بود؟
امكان پيش‌بيني نوع تصميم‌گيري و رفتار ايالات متحده‌اي كه قرار است تصميم‌گير اولش دونالد ترامپِ جنجالي باشد، به اين دليل مشكل است كه ترامپ سابقه و تجربه‌اي به عنوان يك دولتمرد ندارد و همچنين اظهارات و انتصاباتش به نحوي است كه براي تحليلگران راهنماي درستي براي پيش‌بيني از آينده آمريكا نمي‌دهد.
بااين‌حال ترامپ نمي‌تواند در ديدگاه سنتي آمريكا انقلاب و واژگوني ايجاد كند و سياست سنتي اين دولت در حمايت از رژيم‌ صهيونيستي و حمايت از امنيت عبور نفت استمرار خواهد يافت‌‌؛ با توجه به برخي سخنان آقاي ترامپ مبني بر اينكه بايد بهاي حمايت‌هاي خود از كشورها را دريافت كنيم، مي‌توان پيش‌بيني كرد در دوره او كشورهاي مورد حمايت آمريكا بايد خود را آماده پرداخت مابازايي در مقابل حمايت‌هاي آمريكا كند. البته به جز رژيم‌ صهيونيستي، حمايت‌هاي آمريكا از ديگر كشورها چندان كارآمد نبوده است.
‌البته ترامپ با وجود همه حرف و حديث‌ها برخي اظهارات پراكنده‌اي داشته مبني بر اينكه به دنبال سرنگوني دولت‌ها نيست، بلكه خواستار سركوب تروريسم است. آيا مي‌توان اين اظهارات را اتفاقي خوشايند تلقي كرد؟
اينكه رئيس‌جمهوري ايالات متحده چنين نقطه‌نظري درباره استقلال دولت‌ها و همچنين مبارزه با پديده شوم تروريسم دارد، در نگاه اول باعث رضايت جامعه جهاني مي‌شود و اميدواري‌هايي را ايجاد مي‌كند. اما نكته اين است كه آيا ترامپ واقعا چنين موضعي را قبول دارد يا هدفش از طرح چنين اظهاراتي صرفا نمايش‌هاي رسانه‌اي است.
بايد منتظر واكنش‌هاي عملي ترامپ بمانيم. به‌طور ويژه درباره رابطه آينده آمريكا و خاورميانه بايد گفت، سياست دونالد ترامپ راجع به پرونده‌هاي موجود در منطقه، متناقض و مختلف است. او از طرفي حمايتي جدي از رژيم‌ صهيونيستي دارد، به‌طوري‌كه در تبليغات انتخاباتي‌‌اش از انتقال سفارت كشورش به بيت‌المقدس سخن گفت كه اين امر هم با توجه به رويه رؤساي‌جمهوري سابق آمريكا و سياست‌هاي عملي اين كشور، تك‌روي محسوب مي‌شود و هم خلاف حقوق بين‌الملل و قطع‌نامه‌هاي بين‌المللي است.
اگر آقاي ترامپ با مشاوران حقوق بين‌الملل و صاحب‌نظران منطقه خاورميانه مشورت مي‌كرد، قطعا چنين اظهاراتي را عنوان نمي‌كرد. از طرف ديگر درباره موضوع مربوط به سوريه نظرش بر اين پايه است كه حتما بايد با تروريست‌ها برخورد شود و خلاف سياست‌هاي گذشته آمريكا، حرفي از بركناري بشار اسد به ميان نياورده است. درباره پرونده مهم هسته‌اي ايران نیز، با بي‌توجهي به اراده جهان براي توافق، به‌طور بي‌پرده موضع منفي مي‌گيرد، هر‌چند بعيد است ساختار سياسي ايالات متحده به رئيس‌جمهوري اجازه لغو برجام را بدهد‌‌؛ چراكه چنين حالتي هزينه‌هايي را بر آمريكا تحميل خواهد كرد.همچنين بايد اذعان داشت كه مخالفت‌هاي ايشان با فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي ايران در كمپين‌هاي انتخاباتي با اين هدف طرح مي‌شد كه در فضاي داخلي، عملكرد دولت دموكرات را تخريب كند. اينكه ايالات متحده به رهبري ترامپ از توافق حاصل‌شده كنار بكشد، امري بعيد به نظر مي‌رسد؛ هرچند ممكن است برخي سختگيري‌ها را در اجراي آن يا برخي محدوديت‌هاي غيرهسته‌اي را براي ايران مد نظر قرار دهد. البته پيش‌بيني انسان‌هايي مانند دونالد ترامپ سخت است و ممكن است مواضع اتخاذي ايشان در حرف و عمل متفاوت باشد.
‌اسرائيل در سال 2016 سال متفاوتي را پشت‌سر گذاشت و براي اولين‌بار قطع‌نامه‌اي در شوراي امنيت عليه اين رژيم به تصويب رسيد. آيا مي‌توان اين‌طور گفت كه دولت «بنيامين نتانياهو» روزهاي پرچالش ديگري را پيش‌روي خود مي‌بيند؟
رژيم صهيونيستي در سالي كه گذشت، با دو روند روبه‌رو بود؛ در منطقه به دليل سرگرم‌بودن ملت‌ها و اختلافات موجود در كشورها، توانست بخشي از منافع سياسي خود را محقق و نوعي آسودگي خاطر را تجربه كند. به نظر مي‌رسد استمرار فضاي موجود در خاورميانه باز هم به نفع اسرائيل باشد، اما اين كشور در سطح مجامع بين‌المللي به واسطه رخ‌دادن چند تحول، متحمل هزينه‌هاي جدي شد و روزگاري متفاوت با گذشته را سپري كرد. اولين اتفاق، قطع‌نامه‌اي بود كه يونسكو درباره تعلق اماكن مذهبي به مسلمانان در قدس صادر كرد كه اين براي اسرائيلي‌ها كه در راستاي توسعه‌طلبي به‌راحتي حاضر مي‌شوند حقوق ملت‌ها را ناديده بگيرند، خيلي اتفاق تلخ و غيرقابل هضمي بود. دومين مسئله هم اقدام شوراي امنيت بود كه بعد از سال‌ها، شهرك‌سازي در سرزمين‌هاي اشغالي را محكوم كرد كه در اقدامي جالب ايالات متحده هم به اين قطع‌نامه رأي ممتنع داد تا رژيم ‌صهيونيستي در آخرين روزهاي دولت اوباما ضربه سهمگيني را متحمل شود. همچنين مي‌توان به برخي تحريم‌هاي سازمان‌يافته نهادهاي غير دولتي اروپايي اشاره كرد كه موجب شد اشغالگران قدس به اين نتيجه برسند كه شرايط در نظام بين‌الملل ديگر مانند گذشته نيست و قطعا از اين پس نمي‌توانند مانند گذشته رفتارهاي نژادپرستانه خود را ادامه دهند.
‌آمريكا هميشه و با روي‌كارآمدن هر دولتي در كاخ سفيد، نگاه خاصي به عربستان داشته است. فضاي بين دولت ترامپ با دولت سعودي را چطور مي‌توان پيش‌بيني كرد؟ با اين توضيح كه اوباما خودش را چندان ملزم به كنارآمدن با مواضع آل‌سعود نمي‌ديد.
عربستان سعودي در هر حال يكي از كشورهاي بااهميت خاورميانه به شمار مي‌رود و دقيقا به همين دليل بسياري منتظر رفتار ترامپ با عربستان هستند. سعودي‌ها بدشان نمي‌آيد كه با آمريكاي ترامپ تعامل تنگاتنگي برقرار كنند تا بتوانند از اين طريق اهداف منطقه‌اي‌شان را محقق كنند؛ چراكه عربستان هميشه داعيه پدرخواندگي بر كشورهاي عربي منطقه را دارد و حاضر نيست از اين سياست عقب‌نشيني كند. همچنین بايد گفت با توجه به غيرقابل پيش‌بيني بودن ترامپ، در اين مسئله هم ناچار به گذر زمان هستيم تا نوع همكاري دولت جديد ايالات متحده با اين كشور خاورميانه مشخص شود. البته سعودي‌ها به برخي اظهارات ترامپ و برخي از مسئولان جديد آمريكا در مخالفت با جمهوري اسلامي ايران دل بسته‌اند و اميدوارند اين اظهارات عليه كشورمان جامه عمل بپوشد. در اين راستا اميد زيادي به روابط بهتر خود با دولت جديد آمريكا در مقايسه با دوره اوباما دارند.
‌به نظر مي‌رسد يمن نيز به سرنوشت سوريه نزديك مي‌شود. آيا موضع ضد تروريسم ترامپ راهكاري براي حل مشكل اين كشور جنگ‌زده خواهد شد؟
قطعا چنين موضوعاتي با لشکركشي حل نمي‌شود و با كشتار بي‌گناهان و خراب‌كردن خانه‌هاي مردم، هيچ متجاوزي به اهداف خود نمي‌رسد. يمن هم مانند سوريه راه حل نظامي نداشته و فقط از طريق سياسي مي‌توان به حل بحران يمن اميدوار بود. ابتدا بايد متجاوزين به كشور خود بازگردند و يمني‌ها نيز به دنبال حل مشكلات داخلي از طريق گفت‌وگو باشند. در عين حال چنانچه ترامپ همان‌‌گونه كه اظهار کرد، واقعا به دنبال مبارزه با تروريسم باشد، مي‌توان به تحقق راه حل سياسي در يمن نيز اميدوار بود.
‌دغدغه ديگر و مهم جامعه جهاني تهديدي به نام داعش است.
بله. داعش تهديد بزرگي براي كشورهاي منطقه و حتي كشورهاي جهان است. افراط‌گرايي و تفكر تكفيري مي‌تواند مصيبت بزرگي براي جهان اسلام باشد. از يك طرف در درون جهان اسلام اين بلاي خانمان‌سوز مي‌تواند همه دستاوردهاي تاريخي، فرهنگي، تمدني و سياسي جهان اسلام را با تهديد مواجه کند و از سوي ديگر با ارائه چهره زشتي از اسلام در سطح جهان مي‌تواند به پروژه اسلام‌هراسي كمك كند. پيدايش داعش بدون طراحي نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي امكان‌پذير نبود اما كاستي‌هاي موجود در ميان كشورهاي اسلامي، زمينه گرايش به داعش را فراهم كرده است. تا زماني كه دو عامل پيدايش و گرايش به داعش وجود داشته باشد، تهديد روزافزون آن نيز وجود خواهد داشت.
اين كه ترامپ خودش را چهره‌اي ضد تروريسم معرفي مي‌كند، چقدر مي‌توان جدي گرفت؟
دونالد ترامپ در حالي اين آهنگ خوش را نواخته است كه از روزهاي تبليغات انتخاباتي تا روزهاي اول كاخ‌سفيدنشيني نغمه‌هايي آتش‌افزا از او شنيده شده و مي‌شود. به هر حال اين اميد هست كه آمريكاي ترامپ دفاع از تروريسم و دخالت در امور كشورها و همچنين تلاش براي سرنگون‌كردن دولت‌ها را كنار بگذارد تا بتوان جهان را جهاني ببينیم كه به سمت تعامل و آرامش حركت مي‌كند. به‌طور مشخص درباره خاورميانه بايد گفت كه اگر واقعا رئيس‌جمهوري جديد آمريكا سياستش را براساس مقابله با تروريسم بگذارد، شاهد خاورميانه‌اي توام با آرامش خواهيم بود. البته همواره بين عمل و وعده‌هاي سياست‌مداران به‌ويژه آمريكايي‌ها فاصله وجود داشته است. اميدواريم در بين ده‌ها پيام منفي صادرشده از سوی ترامپ، شاهد تحقق برخي وعده‌هاي مثبت او نيز باشيم.
‌تأثير رابطه آمريكا و روسيه در دوره ترامپ بر خاورميانه چيست؟
در ابتدا بايد گفت روابط شخصي ترامپ و «ولاديمير پوتين» لزوما بيانگر روابط نزديك روسيه و آمريكا نخواهد بود. نقش افراد در دولت‌ها نقش محدودي است‌‌؛ با اين حال مي‌توان پيش‌بيني كرد كه در اين دوره شاهد روابط نزديك‌تري بين دو كشور باشيم. بهبود روابط آمريكا و روسيه مي‌تواند براي كشورهاي خاورميانه فرصت‌ها و تهديداتي را فراهم کند. مي‌توان گفت تعامل و هماهنگي كشورهاي خاورميانه در سايه روابط نزديك آمريكا و روسيه به ايجاد فرصت براي منطقه مي‌انجامد و عكس آن، در صورت استمرار درگيري‌ها، اختلافات و ناهماهنگي‌ها بين كشورهاي منطقه، نمي‌توان از نزديكي روابط آمريكا و روسيه فرصتي براي خاورميانه انتظار داشت. در پایان ذکر این نکته را ضروری می‌دانم که خاورمیانه‌ای منهایِ تنش و آرام هم برای کشورهای خاورمیانه و هم برای کشورهایی که هرکدام به بهانه و دلیلی به خاورمیانه نگاه ویژه‌ای دارند، ضرورتی است که با هیچ اتفاق و دلیلی انکار‌شدنی نيست. دقیقا به‌همین دلیل می‌توان این امید را داشت که این منطقه پرتلاطم با تدبیر جهانی که «خاورمیانه آرام یکی از اهدافش است» بالاخره از شر تلاطم رهایی پیدا کرده و آرامش را تجربه کند.


دیدگاه‌ها(۰)