۱۳۹۶ جمعه ۳۱ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
رد پوتین بر شن‌های خاورمیانه
محمدعلی عسگری

روزنامه آمريكايي «فایننشال‌تایمز» در رويكردی كلي نوشت: «سال ۲۰۱۶، سال خوبی، برای ایران و روسیه در خاورمیانه، بود و موازنه قدرت جدیدی شکل گرفت. آنها توانستند رقباي خود را مبهوت كنند». در اين نوشتار - كه بايد آن را فشرده يك مقاله بلند دانست- ضمن اشاره به پيشينه روابط روسيه و تعدادی از کشورهای خاورميانه، منهای ایران، كوشش مي‌شود پیشرفت‌های جدید مسكو در سال‌های اخیر مورد مداقه قرار گیرد. به طور کلی، روسیه در دوران جنگ سرد، به‌‌خصوص از دهه ۵۰ به بعد، به مدت چهار دهه نقشی کلیدی در خاورمیانه داشت. حضور روسيه در خاورميانه در سال‌هاي 1985 تا 1991 تا اندازه‌اي محدود شد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، پایه‌های نفوذ روسیه در خاورمیانه به‌تدریج سست شد و به حداقل رسید. به‌قدرت‌رسيدن ولاديمير پوتين در سال 2000 را باید سرفصل جديدي در تاريخ تحولات داخلي و خارجي روسيه تلقي كرد. ملي‌گرايي شخص پوتين و بلندپروازي‌هاي او مبني بر بازسازي قدرت تاريخي روسيه و نيز رقابت يا مقابله با آمريكا در جاهايي از نو چالش‌هاي تازه‌اي را پيش پاي مقامات كرملين گذاشت. در اين ميان منطقه خاورميانه نيز یک بار دیگر برای مسکو اهمیت تازه‌اي پیدا کرد.

کارشناسان می‌گویند روسیه در خاورمیانه جدید، دست‌کم سه رویکرد ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی را به‌طور هم‌زمان دنبال مي‌كند. در رویکرد نخست مسکو به دنبال تشكيل یک يا چند بلوک قدرت در خاورمیانه است و به همين دليل تحركات روسيه حول دو محور ايران و تركيه قابل‌تأمل خواهد بود؛ زيرا ايران، از یک سو، مسکو را به شیعیان منطقه و نيز محور مقاومت وصل مي‌كند و در مقابل تركيه مسکو را با مسلمانان اهل تسنن در داخل و خارج آشتي می‌دهد و از سوی دیگر، به ناتو و اروپا متصل مي‌سازد. در رويكرد دوم، مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا و دستیابی به نقش بین‌المللی، به عنوان قدرتی جهانی و رفع نگراني از حضور مسلمانان در آسياي غربي معنا پيدا مي‌كند و در ابعاد اقتصادی نیز روسیه در بسیاری از موارد به خاطر کنترل بازار و قیمت نفت و گاز ناچار به همکاری و هماهنگی با كشورهاي تولیدکننده انرژي در منطقه است.

از ديروز تا امروز
1- ترکیه: روابط ترکیه و روسیه پستی‌وبلندی‌های بسیاری داشته که در این مختصر نمی‌توان به همه آنها حتی اشاره کرد. بااین‌حال از سال 2004 این روابط گرمای تازه‌ای به خود گرفت. در این سال بود که ولادیمیر پوتین به ترکیه سفر کرد و مورد استقبال گرم «رجب طیب اردوغان»، همتاي ترك خود، قرار گرفت. از آن پس تجارت خارجی روسیه و ترکیه از 2.2 میلیارد دلار در سال 1995 به 33.8 میلیارد دلار در سال 2008 افزایش یافت. سال 2010 ارزش مبادلات تجاری دو کشور به 25 میلیارد و 300 میلیون دلار رسید. روسیه و ترکیه تصمیم داشتند سطح مبادلات خود را به صد میلیارد دلار برسانند كه بحران سوریه و موضع‌گیری‌های متناقض دو كشور در قبال نظام اسد روابط‌شان را دچار نوسانات جدیدی کرد. سرنگون‌شدن یک هواپیمای روسی در خاک سوریه این کشمکش‌ها را به اوج خود رساند و حتی دو کشور را در آستانه جنگی تمام‌عیار قرار داد. با‌این‌حال، سال گذشته در یک رویکرد غیرمنتظره، اردوغان نامه‌ای عذرخواهانه به پوتین نوشت و بلافاصله خود نيز به مسکو رفت تا با پوتین به صورت مستقیم گفت‌وگو کند. همین رویکرد موجب گرم‌شدن دوباره رابطه شد تا جایی که این دو در سوریه به یک وحدت‌نظر رسیدند. مشارکت ترکیه در ماجرای آزادسازی حلب و بعد مشارکت فعال این کشور در کنفرانس «آستانه» حاصل اين تعاملات بود. هم‌اكنون به نظر می‌رسد روسیه و ترکیه در سوریه یک استراتژی واحد را دنبال می‌کنند و آن ایجاد آشتی بین دولت و مخالفان و انتقال نرم قدرت از طریق تدوین یک قانون اساسی جدید است. این همکاری اگر همراه با تأیید «دونالد ترامپ»، رئيس‌جمهوری جدید آمریکا، باشد بايد ترکیه و روسیه را برنده نهایی بحران سوریه دانست.
2- سوریه: روزگاري سوريه مهم‌ترين شريك شوروي در خاورميانه بود. در كنار همكاري‌هاي اقتصادي و سياسي، سوريه همواره يكي از مهم‌ترين بازارهاي تسليحاتي روسيه بوده است. به‌علاوه، شرکت‌های روسی در زمینه اکتشاف و توسعه نفت وگاز در سوریه سرمایه‌گذاری کلانی داشته‌اند كه با جنگ كنوني به تعطيلي كشيده شد. تجارت اسلحه میان اتحاد شوروی و سوریه تا دهه ۹۰، در مجموع به ۳۴ میلیارد دلار رسید. فروپاشی اتحاد شوروی دوران رکود این رابطه بود تا اینکه پوتین در سال ۲۰۰۵ تصمیم گرفت روابط مسکو با دمشق را از سر بگیرد. از این سال به بعد، دو کشور در زمینه‌های مختلف قراردادهای زیادی، مجموعا به ارزش 4.5 میلیارد دلار، به امضا رساندند.
سال 2015 روسيه در شرايطي كه به گفته «سرگئي لاوروف»، وزير خارجه اين كشور، نظام «بشار اسد»، رئيس‌جمهوري سوريه، در حال سقوط بود، به كمك سوريه آمد و حملات هوايي خود عليه گروه‌هاي تروريستي، ازجمله داعش را شروع كرد. درمجموع اگر مسكو بتواند بقاي نظام اسد را در آينده تضمين كند حضور خود را براي سال‌هاي آينده در اين كشور تضمین کرده است.
3- عراق: در سال‌های 1958 تا 1980، مسکو 30.8 میلیارد دلار، از محل فروش سلاح به عراق درآمد داشت؛ همچنین قراردادهای صنعتی، اقتصادی و نفتی متعددی بین دو کشور منعقد شد بود که ارزش آنها در آگوست 2002 حدود 40 تا 60 میلیارد دلار برآورد می‌شد.در دوران پس از اشغال عراق، روسیه ارتباط محدودی با اين كشور داشت و این محدودیت همچنان باقی ماند. با ظهور داعش و نیاز این کشور به کمک‌های تسلیحاتی، مقامات عراقی به مسکو رفتند تا قراردادهای تسلیحاتی جدیدی را امضا کنند. يك بار گفته شد «نوری المالکی» نخست‌وزير سابق عراق، در سفری که به مسکو داشت، موفق شد قراردادی تسلیحاتی به مبلغ 195میلیون دلار با روسیه امضا کند. اما بعدها گفته شد این قرارداد به دلیل داشتن «شبهه‌ای آشکار و امکان بروز یک فساد مالی» لغو شده است. بعد از بازپس‌گرفتن الرمادی، «حیدر العبادی»، نخست‌وزیر عراق، راهی مسکو شد و با پوتین دیدار کرد. بااین‌حال درخواست اصلی مقامات عراقی، مبنی بر حضور نظامی روسیه در این کشور برای مبارزه مستقیم با تروریسم، به جایی نرسید؛ زیرا باید از پیش مجوز آمریکا برای آن گرفته می‌شد و اين امكان‌پذير نبود.
4- مصر: اتحاد جماهير شوروي در دوران «جمال عبدالناصر» رئيس‌جمهوري سابق مصر، يكي از متحدان قوي و نيرومند اين كشور به شمار مي‌رفت. با سقوط ناصر و روي‌كار‌آمدن «انور سادات» اين معادله تقريبا معكوس شد؛ مسئله‌ای كه در دوران جانشيني او، يعني «حسني مبارك»، نيز جريان داشت. با سقوط مبارك مدتی مصر دچار تنش‌های داخلی بود تا اینکه با روي‌كارآمدن «عبدالفتاح السيسي»، رئيس‌جمهوري كنوني اين كشور، دوران تازه‌اي در روابط بين مسكو و قاهره شکل گرفت. امروزه سفرهای مکرر مقامات مصر و روسیه و برگزاری مانورهای مشترک نظامی بیانگر گرمی روابط دو کشور در سطوح مختلف است. عبدالفتاح السيسي در سفر اخیر خود به مسکو موفق به امضای يك توافق‌نامه تسليحاتي، به ارزش دو ميليارد دلار شد.
بااين‌حال، در 31 اکتبر یک فروند هواپیمای روسی با 224 سرنشین در نزدیکی «شرم الشیخ» سقوط کرد. اين حادثه براي مدتي روابط دو كشور را دچار ركود ساخت اما عبدالفتاح السيسي موفق شد تقصير را به گردن گروه‌هاي تروريستي بیندازد و درنتيجه روابط خود را با مسكو مستحكم نگه دارد.
5- لیبی: روسیه هنوز زخم‌دار قطع‌نامه 1937 براي ايجاد منطقه «پرواز ممنوع» در ليبي است كه سال 2011 تصويب شد و خلاف تصور مسكو، به بهانه‌ای برای حمله هواپيماهاي ناتو به ليبي و سرنگوني نظام قذافي تبديل شد. روسيه تا آخر از حاميان «معمر قذافي»، ديكتاتور ليبي، بود و در دوران جنگ سرد و پس از آن بين طرابلس و مسكو روابطي گرم وجود داشت. سرهنگ قذافي همواره يكي از مشتريان جدي سلاح‌هاي روسي بود تا جايي كه در يكي از آخرين سفرهايش قراردادي به مبلغ 3.1 ميليارد يورو امضا كرد. با سقوط دولت قذافي، مسكو با حالتی قهرگونه اين كشور را ترك گفت. بااين‌حال به نظر می‌رسد اخیرا مسکو رویکرد جدیدی نسبت به لیبی در پیش گرفته باشد. اين روند با قدرت‌گرفتن فردي به نام ژنرال «حفتر» در ليبي و ارسال زيردريايي روسيه به سواحل ليبي تقويت شد. از همين‌رو بايد ماه‌ها و روزهاي آينده شاهد حضور پررنگ‌تر روسيه در ليبي بود.
6 - یمن: روابط میان روسیه و یمن، قدمتی بیش از ٧٥ سال دارد؛ روابطي مملو از کمک‌های نظامی و اقتصادی. «علی عبدالله صالح»، رئیس‌جمهوری سابق یمن، از هر فرصتی برای سفر به مسکو استفاده می‌کرد. بعد از او نيز جانشينش «عبد ربه منصور هادي» کوشید همين رابطه را حفظ كند، اما قيام حوثي‌ها در سال 2014 همه چيز را در اين كشور به‌هم ريخت و به دنبال آن عربستان سعودي حملات هوايي خود را شروع كرد. هم‌اكنون روسیه در یمن نقش ناظری را بازی می‌کند که منتظر پایان بازی است. 
7- کشورهای حاشیه خلیج‌ فارس: روسیه در كل روابط «کج‌دارومریز»ی با كشورهاي عرب حوزه خليج‌ فارس (منهاي اردن) دارد. مسكو با متهم‌کردن عربستان سعودی و قطر به «سازماندهی حملات تروریستی و حمایت از آنها»، به‌ صورت تلویحی از اين كشورها انتقاد می‌کند. بااين‌حال روسيه و عربستان، به عنوان دو توليدكننده بزرگ نفت، هميشه به همكاري يكديگر نياز داشته‌اند. همچنين عربستان گاهي از ارتباط با روسیه به عنوان «اهرم فشاري» بر آمريكا يا ديگران استفاده مي‌كند. تمايل «ملك عبدالله»، پادشاه عربستان، به داشتن ارتباط با روسيه در سال 2003 و سفر پوتين به رياض در همين رابطه معنا پيدا مي‌كرد. پيشنهاد عربستان به مسكو مبني بر اينكه اگر روسيه از اسد صرف‌نظر کند، نقش مهمی در خاورمیانه پيدا خواهد كرد نيز در همين راستا بود. 
8- اسرائیل و فلسطين: اگرچه اتحاد جماهیر شوروی در سال 1948، اسرائیل را به رسمیت شناخت، اما پس از جنگ شش‌روزه در سال 1967، روابط دیپلماتیک خود را با تل‌آویو قطع کرد. از اکتبر 1991، اندکی پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دو طرف یک ‌بار دیگر به برقراری روابط پرداختند. روابط روسیه و اسرائیل در دوران زمامداری پوتین همواره در سطح بالایی قرار داشته است؛ براي مثال، در یک سال «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزير اين رژيم، چهار بار به مسکو سفر کرد. درعين‌حال اين ارتباط در چشم بسياري پرابهام و سؤال‌‌برانگيز است، زيرا مسكو از يك طرف با تل‌آويو روابطي گرم دارد و از سوي ديگر با محور مقاومت‌ که دشن اسرائیل است در ارتباط است. اسرائیل اما براي مسكو حلقه اتصال با غرب است و رابطه گسترده با تل‌آویو، روسیه را از انزوای ناشی از خصومت‌ها و تحریم‌های غرب خارج می‌کند. به همين دليل است كه اسرائيل در برابر دخالت نظامی روسیه در سوریه سكوت مي‌كند و مقابل مسكو نيز، نسبت به حملات هوايي اسرائيل به خاك سوريه، ساكت مي‌ماند. روسيه همواره نقشی كليشه‌اي را در رابطه با فلسطین حفظ كرده است. 
در پايان بايد اشاره كرد هرچند روسيه بار ديگر بر آن شده است تا در خاورميانه نقش تازه‌اي داشته باشد، اما اين‌بار، برخلاف گذشته، ديگر اين نقش محتوايي ایدئولوژیک و امپرياليستي را ندارد و نقشش تنها در چارچوب منافع ملي و مستقيم اين كشور معنا مي‌شود. از همين‌روست كه ديگر از حاتم‌بخشي‌هاي گذشته خبري نيست و معادله «هزینه- فایده» در آن نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.


دیدگاه‌ها(۰)