۱۳۹۶ پنج شنبه ۱۰ فروردين
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
راست‌گراها تهديدي براي اروپا نيستند
پیروز ایزدی-کارشناس اروپا

اروپا در سالی که گذشت، دغدغه‌هایی را در سر داشت که می‌توان به «مهاجرین» و مسائلی که آنها برای کشورهای اروپایی به وجود آورده‌اند، اشاره کرد. همچنین دولت‌ها در شرایطی که به دلیل بی‌کاری و مشکلات معیشتی تحت فشار قرار می‌گیرند، از مهاجرهایی که در کشورشان حضور دارند، به عنوان سپر بلا استفاده می‌کنند. آنها در ضمن این‌طور عنوان می‌کنند که تهدیدهای اقتصادي موجب شده است تا دولت‌ها ماليات‌های سنگين وضع كرده و در نتیجه مردم مشکلات و محدودیت‌های معیشتی بیشتری را تجربه کنند و همچنین روزبه‌روز به آمار بي‌كاران افزوده شود. این شرایط موجب شده تا مردم اروپا در کشورهای مختلف، مخالفت خود را با پذیرش مهاجرین به دولت‌ها اعلام کنند، به ویژه اینکه مهاجرین بیشتر از کشورهای جنگ‌زده خاورمیانه می‌آیند و همین باعث شده تا حساسیت بیشتری روی آنها باشد. بنابراین می‌توان این‌طور نتیجه‌گیری کرد که تا زمانی که اروپایی‌ها از سبد خرید خود راضی نباشند و تا روزی که اشتغال را نه به عنوان یک دغدغه، بلکه به عنوان فرصتی برای مشغول‌شدن خود در یکی از حرفه‌ها نبینند، اروپا همچنان شاهد اعتراض‌هایی است که درباره پذیرش مهاجرین طرح می‌شود، آن‌هم درحالی‌که برای مثال آنگلا مرکل که یکی از قوی‌ترین رهبران اروپاست، همچنان با تعیین سقف برای پذیرش مهاجران مخالفت می‌کند. از طرف دیگر آنها گرایش‌های ناسیونالیستی اقتصادی دارند؛ معتقدند فرایندهای جهانی‌شدن و هم‌گرایی سبب شده است که وضعیت اقتصادی کشورها رو به وخامت برود، زیرا تصمیم‌ها به‌طور برون‌مرزی از مرکزی مثل بروکسل اتخاذ می‌شود و به همین دلیل تصمیم‌گیران در شرایطی به تصمیم می‌رسند که تماس مستقیمی با مردم عادی و اقشار متوسط و ضعیف ندارند؛ بنابراین از مطالبات آنها اطلاع دقیقی ندارند، در نتیجه معمولا هرچه آنها در نظر می‌گیرند، به ضرر مردم تمام می‌شود. از طرف دیگر با طرح این مسئله که سیاست‌های احزاب جریان اصلی در کشورهای اروپایی همگی به بن‌بست رسیده‌اند و به همین دلیل می‌توانند از بی‌اعتمادی مردم به نخبگان دولتی مستقرشان بهره‌برداری کنند. آنها این‌طور ادعا می‌کنند که در تحریک مشکلات هیچ نقشی نداشتند و از مردم می‌خواهند تا به راه‌حل‌هایی که می‌دهند، اعتماد کنند. به هر حال یکی از شاخصه‌های پوپولیستی این است که راه‌حل‌هایی ساده برای مسائل پیچیده که مردم‌پسند هم هستند، در نظر بگیرند. جریان‌های افراطی در سال‌های قبل البته در حاشیه بودند و به هیچ وجه شرایط این را نداشتند که تهدیدی جدی برای اروپا باشند و تلاش‌هایشان برای به‌دست‌آوردن کرسی‌های پارلمانی با ناکامی توأم می‌شد.
اكنون شرایط فرق کرده است و به نوعی تحرک‌های بیشتری دارند؛ اما در این حالت هم نمی‌توانند موقعیت‌شان را طوری ببینند که بخواهند قدرت را در دست بگیرند و برای کشورهای اروپایی تهدیدی جدی باشند. بااین‌حال آنچه مشخص است، این است که افراطیون راست‌گرا موانع اقتصادی را به عنوان فرصتی بزرگ برای پیروزی در انتخابات می‌بینند تا با ارائه برنامه‌های مدون اقتصادی و البته تمرکز روی مسئله مهاجرت و امنیت بتوانند نظر مردم را به سمت خود جلب کنند. در همین فضا درحالی‌که انتظار می‌رود «خرت ویلدرز» به عنوان نماینده حزب راست‌گرای هلند بیشترین رأی را بیاورد، اما چون برای رسیدن به این مهم نیاز به ائتلاف دارند و احزاب دیگر هم حاضر به همنشینی نیستند، تشکیل دولت برای راست‌ها سخت شده است تا بتوان به این نتیجه رسید که این کشور کوچک در معرض خطر افراطیون قرار ندارد.
در فرانسه هم شرایط به گونه‌ای است كه  اگر حتی «مارین لوپن» از حزب «جبهه ملی» در دور اول بیشترین آرا را از آنِ خود کند، به دلیل ائتلاف احزاب دیگر در مرحله دوم نمی‌تواند امیدی به موفقیت داشته باشد و با اتحاد احزاب چاره‌ای جز شکست نخواهد داشت. این شرایط در حالی است که جامعه جهانی خانم لوپن را نسخه اروپایی دونالد ترامپی می‌داند که در همان روزهای ابتدایی حضورش در کاخ سفید، چهره و وجهه ایالات متحده آمریکا را به کلی تغییر داد. در اتریش هم با وجود اینکه ریاست‌جمهوری مقامی تشریفاتی است و از نفوذ چندانی برخوردار نیست، کاندیدای حزب افراطی راست‌گرا شرایط مناسبی را برای خود نمی‌بیند تا آنها هم از گزند افراطی‌گری در امان بمانند. درباره انتخابات آلمان هم در شرایطی که خانم آنگلا مرکل برای چهارمین‌بار خودش را نامزد کرده است، پیش‌بینی می‌شود به‌راحتی بتواند در انتخابات برنده شده و برای چهارمین دوره متوالی قدرتش را تمدیدشده ببیند. البته این احتمال، احتمالی محتمل است که از تعداد آراي مرکل کاسته شود؛ اما واضح است که در آلمان، راست‌گرایان شانس چندانی برای قدرت‌داری ندارند. همچنین باید اشاره کرد که درحال‌حاضر، احزاب افراطی چه از نوع چپ‌گرا و چه آنهایی که راست‌گرا شناخته می‌شوند، با توجه به عدم اعتماد نخبگان سیاسی و احزاب جریان اصلی با تهدیدهایی بیش از پیش مواجه هستند و دقیقا به همین دلیل به‌طور کاملا ملموسی فعالیت‌هایشان در شاخه‌های مختلف کم‌رنگ شده که این اتفاق هم ناشی از موج بی‌کاری است که مخصوصا در بین جوانان به‌کرات وجود دارد؛ همچنین قدرت خرید مردم به‌طور غیرقابل‌انکاری محدودتر شده است و بر اساس ریاضت اقتصادی طبقه متوسط و ضعیف فشارهای زیادی را متحمل می‌شوند. مجموع این عوامل سبب شده است تا افراطیون روزبه‌روز عرصه را برای خود تنگ‌تر ببینند.

 


دیدگاه‌ها(۰)