۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۹ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
روایت جزیره: بدون آزادی دیگر بدون برابری

سودابه رخش: نیم‌قرن پس از انقلاب کوبا و سرنگونی دیکتاتوری باتیستا، نسل اول انقلابی‌ها یک به یک از دنیا می‌روند؛ همان‌ها که شور و شعف‌شان در چشیدن و چشاندن جهانی ایده‌آل جزیره را برای سال‌ها به تنها کشوری بدل کرد که به دور از های و هوی سرمایه‌داری و نابرابری‌ ناگزیر حاصل از آن نفس می‌کشید و به رهبری کاسترو یک‌تنه از کارآمدی یک ایده دفاع می‌کرد. با این همه فیدل کاسترو اواخر سال میلادی گذشته درگذشت تا آینده پروژه سوسیالیسم در کوبا نامشخص‌تر از همیشه به نظر آید. واکنش‌ها به مرگ او هم، مانند همه سال‌های قدرتش، دوگانه کوبای خوب و کوبای بد را شکل داد. گروهی با تکیه بر اقدامات رفاهی و هزینه‌های اجتماعی حکومت او تلاش می‌کردند از او اعاده حیثیت کنند و برخی دیگر با تشریح شرایط بسته سیاسی و حکومت تک‌حزبی کوبا بر آن بودند چهره کاریزماتیک فیدل را نقض کنند. اما پس از مرگ فیدل کاسترو، آنچه بیش از همه رو آمد نیاز به واگویی داستان کوبا از درون بود؛ نقصانی که از یک‌سو به رسانه‌های مسلط اجازه داد به نگاه‌های احساسی و منفعت‌محور به نفع سرمایه‌داری و سازوکارهای بازار جهت دهند و از دیگر سو مدافعان کاسترو را هم در حد تحلیلگرانی دم‌دستی پایین کشید. اما هستند فعالان و تحلیلگران اندکی که با دنبال‌کردن نگاه دقیق و موشکافانه آنها از شرایط کوبا می‌توان جزیره را ملموس‌تر و صادقانه‌تر روایت کرد. مرگ کاسترو فقدان رهبری انقلابی از این دست را نه تنها برای کوبایی‌ها بلکه برای همه کسانی پررنگ کرد که هنوز و با وجود جهان همه‌گیر سرمایه‌داری نمی‌توانند از رؤیای رهایی دست بردارند، اما کوبا از حدود یک دهه قبل یعنی از سال 2006 و با قدرت‌گرفتن رائول کاسترو پا در مسیری گذاشت که به باور بسیاری در نهایت کوبا را یک‌سره از ایده‌آلیسم ابتدای انقلاب دور می‌کند. ساموئل فاربر، تحلیلگر کوبایی، یکی از کسانی است که کوبای زمان رائول را ‌دوره فاصله‌گرفتن این کشور از رفاه و عدالت اجتماعی می‌خواند و بر این باور است که اقدامات رائول در جهت اجرای برنامه اصلاحات ساختاری کوبا را به شکلی از سرمایه‌داری دولتی بدون دموکراسی نزدیک می‌کند که همین حالا در روسیه اجرا می‌شود. کوبای رائول در این مسیر به الگوی روسی سرمایه‌داری می‌رسد: ترکیب دزدی گسترده اقلیت حاکم از دارایی‌های دولتی و اسمی بی‌مسما از «دموکراسی». در واقع، رائول با روی خوش نشان‌دادن به آمریکا و شکست مقاومت نیم‌قرنی برادرش فیدل کاسترو در برابر همسایه متخاصم شمالی تلاش می‌کند آغوش کوبا را نه به رفت‌و‌آمد آزادانه بلکه به روی شرکت‌های خصوصی و بازار آزاد باز کند ولی همزمان دولتی تک‌حزبی را ابقا و هرگونه صدای مخالفی را سرکوب کند. کوبایی‌ها در حالی کاهش مزایای دولتی بی‌سابقه را در تاریخ چپ کشور خود تجربه می‌کنند که به گفته اقتصاددانان کوبایی تولید ناخالص ملی در سال 2017 سه درصد کاهش می‌یابد و نخستین سال در ربع قرن گذشته است که با رشد منفی مواجهیم.  
این یعنی کوبا که حالا در خفقان سیاسی، برابری و رفاه اجتماعی را در بسیاری از حوزه‌ها از جمله آموزش و بهداشت برقرار کرده، در آینده نزدیک به سمت فقدان توأمان آزادی و برابری پیش می‌رود. با این حساب، دوگانه واقعی نه انتقاد یا دفاع از فیدل کاسترو و کوبا بلکه مخمصه‌ای فراخ‌تر است؛ گویی ما همواره یا باید به رژیم‌های سوسیالیستی بسته تن دهیم یا به نظام‌های نئولیبرال که تعادل و قرار آن در ثروتمندترشدن ثروتمندان و فقیرترشدن فقراست. ساموئل فاربر، تحلیلگر کوبایی، البته در مطلب پیش‌رو، که با اندکی تلخیص ترجمه شده، با نگاهی دست‌اول به واقعیت‌های اقتصادی و سیاسی کوبا به ما می‌گوید بدیلی درکار است. بدیلی سوسیالیستی برای بناکردن حکومتی دموکراتیک و هم‌زمان برابری‌خواه در جزیره. 

 


دیدگاه‌ها(۰)