۱۳۹۶ پنج شنبه ۳۰ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
تقلید از تهران
پيروز حناچي.معاون معماری و شهرسازی وزیر راه‌و‌شهرسازی و دبیر شورای‌عالی شهرسازی و معماری ایران

کلان‌شهر تهران، به‌سرعت الگوهای غالب مدیریت شهری و شهرسازی خود را به دیگر شهرها تسری می‌دهد. در کشور ما، نگاه کلان‌شهرها به پایتخت است. هر نوع تصمیم‌گیری در تهران و به‌ تبع آن هر نوع اقدام در زمینه‌های مختلف نحوه مدیریت تأمین منابع ارتباط با دولت و...، با فاصله زمانی نه چندان طولانی به الگویی برای دیگر کلان‌شهرها تبدیل می‌شود. این امر، اگرچه می‌تواند موجب انتقال تجربیات مثبت از تهران به دیگر کلان‌شهرها باشد و این اتفاق عمدتا می‌افتد، اما از دیگر سو نیز موجب می‌شود اقدامات نادرست، غیرکارشناسی و سوءمدیریت‌های احتمالی، همچون ویروسی به دیگر نقاط سرایت کند.

حمل‌ونقل عمومی و فقدان مبانی نظری
در شهر تهران، دستگاه مدیریت شهری نسبت به توسعه حمل‌ونقل عمومی کم‌توجه نبوده است و اقدامات بسیاری در این حوزه در پایتخت انجام شده است؛ به‌ویژه در شرایطی که کمک‌های دولت به توسعه ناوگان حمل‌ونقل که عمدتا از طریق فاینانس باید محقق می‌شد، به دلیل شرایط تحریم امکان تحقق نداشته است یا در برهه‌ای ناخواسته، دستگاه مدیریت شهری حجم وسیعی از سرمایه‌گذاری در این بخش را بر دوش کشیده است. قصد ندارم نافی تلاشی که در این حوزه انجام می‌شود، باشم. اما باید توجه داشت توسعه حمل‌ونقل عمومی به معنای اقدام در جهت کاهش سفرهای درون‌شهری با خودروهای شخصی و در نتیجه کاهش سفر‌های غیرضروری، کاهش مصرف سوخت در شهر و کاهش بار ترافیک و تلاش در جهت کاهش آلودگی هوا و حتی مصادره مسیر‌های سواره به نفع توسعه قلمرو پیاده در شهرهاست. از دیگر سو، وقتی دستگاه مدیریت شهری، تصمیم به دوطبقه‌کردن بزرگراه صدر می‌گیرد؛ چنین اقدامی به‌روشنی در تقابل با توسعه حمل‌ونقل عمومی قرار می‌گیرد. در نتیجه دوطبقه‌کردن پل صدر، یعنی افزایش تقاضای القایی سفر و در واقع این اقدام مترادف است با تشویق شهروندان به استفاده بیشتر از خودروی شخصی. آن هم در شرایطی که بدانیم با هزینه ساخت طبقه فوقانی بزرگراه صدر، می‌توانستیم پنج خط مترو احداث کنیم و به واسطه اجرای این طرح، چند سال بخش عظیمی از بودجه شهر تهران به این مورد اختصاص یافته است. روشن است که در اینجا با دو دسته اقدام مواجهیم که اساسا در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند. اگر رویکرد ما در شهر- به‌درستی- توسعه حمل‌ونقل عمومی است، اقداماتی از قبیل دو‌طبقه‌کردن پل صدر (آن هم در وضعیتی که امروزه در بسیاری از کشورها در حال جمع‌آوری اتوبان‌هاي دوطبقه هستند و مثال‌های متعددی در آمریکا و کره... وجود دارد) و اقدامات مشابهی که اساسا در جهت تشویق استفاده از خودروی شخصی است، اساسا بی‌معناست. این امر، پیام روشنی دارد. این پیام، فقدان مبانی نظری روشن در دستگاه مدیریت شهری است؛ مبانی نظری‌ای که بر‌اساس آن، بردارهای مختلف‌الجهت اقدامات پراکنده- که به طور طبیعی یکدیگر را خنثی می‌کنند- همسو شوند.
متأسفانه امروزه در کلان‌شهرهای ما، مسیر نادرستی که تهران در زمینه توسعه بزرگراه‌ها پیموده است، به عنوان سرمشق و الگو تلقی می‌شود. اقداماتی نظیر توسعه افراطی و خارج از برنامه بزرگراه‌ها، تقاطع‌های غیرهمسطح و... آثار مثبت توسعه حمل‌ونقل عمومی را خنثی می‌کند و به بازار استفاده از خودروهای شخصی، رونق می‌بخشد. رونقی که ترافیک بیشتر، آلودگی بیشتر هوا، ازدحام و مسائلی از این قبیل را به دنبال دارد.
امروز در برخی از کلان‌شهر‌های ما، اقداماتی نظیر توسعه بی‌حد‌و‌مرز اتوبان‌ها، پل‌ها و تقاطع‌های غیرهمسطح و...، به غلط، مترادف با توسعه شهری تلقی می‌شود. در واقع، این چرخه ناکارآمد ازدحام خودروهای شخصی، افزایش بزرگراه‌ها به منظور کاهش ترافیک و مجددا افزایش و ازدحام بیشتر خودروهای شخصی، وضعیتی است که شهرهای ما نیز تا حدودی به آن گرفتار شده‌اند.

برخورد سهل‌انگارانه با بلندمرتبه‌سازی
یکی دیگر از موضوعاتی که در این دوره مورد توجه شورای‌‌عالی شهرسازی و معماری قرار گرفته است، مسئله بلندمرتبه‌سازی است. در سال‌های اخیر، با مسئله بلندمرتبه‌سازی بسیار سهل‌انگارانه برخورد شده است؛ برای مثال، با اینکه در آخرین طرح جامع تهران، صرفا پهنه‌های مشخصی به منظور احداث ساختمان‌های بلندمرتبه پیش‌بینی شده بود، اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، اقداماتی در مغایرت با این سند توسعه تهران بود.
به طور کلی، هرگونه تصمیم و اقدام در رابطه با بلندمرتبه‌سازی، باید بتواند به دو دسته پرسش یا مسئله، پاسخ درخور و قانع‌کننده بدهد. دسته اول، پرسش‌های مربوط به چرایی بلندمرتبه‌سازی است. آیا بررسی‌ها و مطالعات، لزوم بلندمرتبه‌سازی را اثبات می‌کند؟ آیا لزوم توسعه عمودی شهر، در قالب بلندمرتبه انکارناپذیر است؟ و به طور کلی آیا طرح و برنامه‌های شهری که براساس مطالعات و بررسی‌های کلان تدوین شده است، مؤید این اقدام در سطح وسیع است؟
دسته دوم از پرسش‌هایی که باید به آن پاسخ گفت، در پاسخ به ملزومات بلندمرتبه‌سازی مطرح می‌شود. در پاسخ به الزامات ایمنی ساختمان‌های بلندمرتبه، چه راهکارهای عملیاتی‌ای در شرایط فعلی در دسترس ماست؟ در پاسخ به الزامات ترافیکی و شبکه‌های عبوری، تا چه میزان چنین شبکه‌های معابر در نقاط مختلف شهر، تبعات ترافیکی ناشی از بلندمرتبه‌سازی خواهند بود؟
در تهران و برخی از کلان‌شهرها، از بلندمرتبه‌سازی بیش از ظرفیت شهر استفاده شده است. در طرح جامع تهران مصوب 86، محدودیت‌هایی برای بلندمرتبه‌سازی در نظر گرفته شده است. به‌تازگی آماری از وضعیت بلندمرتبه‌سازی در پایتخت از سوی شهرداری تهران ارائه شده که بیانگر صدور بی‌رویه و خارج از ضابطه مجوز احداث ساختمان‌های بلندمرتبه در سال‌های اخیر است. متأسفانه این روند نیز به برخی از کلان‌شهرهای ما سرایت کرده و در مواردی نیز، اقدامات مجوزهای احداث بلندمرتبه، در مغایرت با اسناد ملاک عمل، از سوی شهرداری‌ها صادر شده است. این موضوع نیز مانند مثال قبل مؤید نداشتن استراتژی مشخص در مقوله بلندمرتبه‌سازی است؛ حتی اگر بلندمرتبه‌سازی با هدف آزادشدن زمین برای احداث خدمات یا تأمین فضای سبز و توجه یکپارچه و همه‌جانبه به بلندمرتبه‌سازی که هم منافع سرمایه‌گذاران هم منافع ساکنان و هم منافع بلندمدت شهروندان و هم ایجاد شرایط امن و پایدار قابل قبول را به دنبال داشته باشد.


دیدگاه‌ها(۰)