۱۳۹۶ شنبه ۶ خرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
ترامپ تنها نیست

گروه اندیشه: متفکران، نظریه‌پردازان و تحلیلگران ترقی‌خواه در سال‌های گذشته بارها بر نشانه‌های راست‌گرایی افراطی و رگه‌هایی از نئوفاشیسم در جهان انگشت نهاده‌اند. انتخاب ترامپ و برگزیت این نشانه‌ها را برجسته کردند و به سطح آگاهی عمومی رساندند. اکنون همه به تکاپو افتاده‌اند و از خطر فاشیسم می‌گویند. اما آیا برآمدن ترامپ را می‌توان با فاشیسم توضیح داد؟ پرونده پیش‌رو، ترامپ را به لحاظ نظری در یک تمامیت وسیع‌تر جهانی بررسی می‌کند، نه صرفا به‌عنوان کسی که با هیاهو به کاخ سفید راه یافته است. ترامپ، برگزیت و جنبش‌های نئونازی در اروپا تابع منطق مشترک نظام حاکم بر جهان‌اند که با سیاست‌های نولیبرال به تقویت ملی‌گرایی فاشیستی می‌انجامد و به گفتارهای پوپولیستی خوراک می‌رساند. پدیده ترامپ محصول رسانه‌های شرکتی، بیگانه‌هراسی، هویت‌طلبی و مالی‌شدن سرمایه جهانی است؛ نتیجه منطقی نظام سرمایه که خود را در قالب استثنای فاشیستی آن جا می‌زند. اصطلاح «فاشیسم» امروزه غالبا به‌عنوان یک دال تهی برای اشاره به هر حزب، جنبش، دولت و پدیده‌ای به کار می‌رود که آگاهی چندانی از آن نداریم اما خطر آن را حس می‌کنیم. حال آنکه برای شناخت راست افراطی باید از کلی‌گویی پرهیز کرد.
ترامپ تنها نیست. در سرتاسر جهان دولت‌ها و احزاب راست افراطی در حال ظهورند. حکمرانی ترامپ را باید در این چشم‌انداز خواند: اردوغان در ترکیه، اوربان در مجارستان، پوتین در روسیه، دوترته در فیلیپین، شاید مارین لوپن در فرانسه و دیگرانی در راه. این گروهی ناهمگن است ولی برخی ویژگی‌های مشترک فاشیسم را دارد: تهدید به اخراج توده‌های مهاجران، ایدئولوژی برتری‌جویی سفیدپوستان، یا در کاربرد عام آن خلوص نژادی و تعلق به یک ملت، قوانین اقتدارگرای پیش‌بینی‌ناپذیر، تعلیق روال‌های حقوقی برای حمله به مخالفان، قوانین نظارتی گسترده، ارعاب و وحشت‌افروزی نسبت به زنان، اقلیت‌های قومی، نژادی، جنسی و جنسیتی. به‌رغم داشتن این مجموعه ویژگی‌ها باز هم نمی‌توان آنها را به‌سادگی فاشیستی خواند. آنچه می‌بینیم ترکیبی از نولیبرالیسم و ملی‌گرایی افراطی است که به پوپولیسم دست‌راستی می‌انجامد. پرونده حاضر، به مهم‌ترین رگه‌های فاشیستی راست افراطی می‌پردازد و در عین حال فهم آن را به فاشیسم گره نمی‌زند. مقاله آرون کوندنانی به ایدئولوژی خلوص نژادی می‌پردازد. جودیت باتلر، ترامپ را تجسم عینی صورت جدیدی از فاشیسم مي‌داند. مقاله یانیک ثیم مطابقت تاریخی فاشیسم با راست افراطی را زیر سؤال می‌برد تا دریابد فاشیستی‌خواندن ترامپ به سود چه گفتاری است. سیاست‌های نولیبرال فصل مشترک راست افراطی در کل جهان است. مقاله نانسی فریزر و ویلیام دیویس به درک بهتر نولیبرالیسم و تغییر شکل آن در دهه اخیر کمک می‌کند. اتی‌ین بالیبار رشد جنبش‌های پوپولیستی در دو سوی اقیانوس اطلس را در تناظر هم می‌بیند و دعوت می‌کند به «ضدپوپولیسم فراملی». سمير امين سياست بين‌الملل آمريكا را بعد از پیروزی ترامپ بررسي مي‌كند. هم‌زمان درون آمريكا نيز نشانه‌هايي ظاهر شده از تلاش دوباره براي محدودسازي آزادي بيان؛ نظير انتشار «فهرست استادان خطرناك» سازمان راست آلترناتيو كه در پرونده حاضر پاسخ جان بلامي فاستر به آن را مي‌خوانيد.


دیدگاه‌ها(۰)