۱۳۹۶ دوشنبه ۲۹ آبان
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
ما به گذشته چسبیده‌ایم یا گذشته به ما

آدم‌هاي بازي، زمان بازي، مكان بازي، چشم‌اندازها، صحنه‌ها،‌ همه‌وهمه در نمايشنامه‌ها يا «بازي‌»هاي بهمن فرسي آمده است با شرح‌وبسطِ دقيق و جزئيات بسيار. همه‌چيز در نمايشنامه‌هاي او درست سر جاي خودش نشسته و در پيشبردِ روايت او به ‌كار مي‌آيد، مانند شرح صحنه‌ها كه خود بخشِ مهمي از نمايشنامه‌ها هستند نَه شگرد يا امكاني براي چفت‌وبست‌كردن صحنه‌ها آن‌هم به‌طرزي كه اختيار را به كارگردان سپرده باشد كه اگر خواست آن فضا يا حول‌وحوش آن را بسازد. «يك داربست فلزي عظيم. داربست خانه‌خانه است. خانه‌هايي با پهلوهاي مساوي. بلندي دهانه هر خانه چنان است كه آدم‌هايی با قدهاي متفاوت را قد مي‌دهد...». شرحِ‌صحنه پرده يكِ «آرامسايشگاه» به‌همين‌ترتيب تا سه‌صفحه ديگر كتاب ادامه دارد. هم‌چنين است ديگر شرح صحنه‌ها در ديگر نمايشنامه‌هاي فرسي. «همه‌جا تاريك مي‌شود. ده نفر از بازيگران، در تاريكي، از اعماق صحنه،‌ اعداد از صفر تا نُه را فرياد مي‌زنند. با هر عدد نور عمومي صحنه اندكي بيشتر مي‌شود. پس از آنكه عدد نُه گفته شد يكي از بازيگران به مركز ديوار چهارم صحنه مي‌آيد. مي‌ايستد و فرياد مي‌زند نودونُه.» بعد هفت بازيگر روي صحنه مي‌آيند و اعدادي را فرياد مي‌زنند كه به رويدادهاي مهم در تاريخ سرزمين ما اشاره دارند. تاريخِ آدم‌هاي آرامسايشگاه گويا از نُه حوتِ 1299، نخستين كودتا، نطفه بسته است تا برسد به 28 مرداد 32. فضاي «آرامسايشگاه» آن‌طور كه از نامش برمي‌آيد، آسايشگاه‌ است اما كلمه خودساخته فرسي شَق ديگري هم دارد: سايشگاه. آرامـ-سايشگاه. نرم‌نرم ساييده‌‌شدن. آنچه در طول روايت پديدار مي‌شود: مردمانِ بازي فرسي اينجا به‌جاي آنكه به آرامش برسند، ساييده مي‌شوند. «موش»، نمايشنامه ديگر فرسي در سال‌هاي دهه‌چهل نوشته شده و موضوع آن در يك كلام روندِ «موش‌شدن» جامعه‌اي خيالي است. نُه‌نفر، شهري را از شهروندانش مي‌خرند و مناسبات حاكم بر آن را به‌كلي تغيير مي‌دهند،‌ باقي روايتِ زيروروشدن مناسبات است و ازدست‌رفتنِ جامعه به‌بهاي آزادي فردي. «توسعه مداوم دغدغه و بیهودگی: اینم یه معنی زندگی‌یه!» نمايشنامه دوپرده‌اي «صداي شکستن» بسيار به صحنه و اجرا وابسته است، ازجمله به‌خاطر بازي‌هاي نور و صدا که فرسي با وسواس بسيار طراحي كرده. آدم‌هاي «صداي شکستن» همه گرفتار بازي‌اند. بازي معماگونه‌اي که چندان قاعده‌اي ندارد و هركس ناگزير در آن نقشي پذيرفته است. نمايشنامه «چوب زیر بغل» و «دو ضرب‌در دو مساوی بی‌نهایت» در يك كتاب آمده‌اند. «چوب زیر بغل» حول‌ محورِ يك پرسش مي‌چرخد: ما به گذشته چسبیده‌ایم یا گذشته به ما؟ و آن را سپر کنیم در برابر امروزمان؟ یا متکی بر آن، در برابرش بایستیم و خود باشیم؟ «دو ضرب‌در دو مساوی بی‌نهایت» نيز «ظاهرا» روایتی روزمره از تقلب یومیه و زورورزی با مصاحبه‌گران مطبوعاتی و «باطنا» چرخُشت دیگری از فرسی است. و اما «پله‌هاي يك نردبان» بيشتر به داستان وابسته است. در انبار شرکتي سرقتی شده. باباحیدرِ انباردار زیر ظن است. جغدی آنجاست که به باباحیدر اهلی شده. زوزه سگی فضا را می‌خراشد،‌ پسر انباردار از دانشسرا اخراج شده «به‌علت كله و بوي قرمه‌سبزي» و «چند خردوريز ديگر بازي» كه در ميان واقعيت و داستان در رفت‌وآمدند. با ‌اين‌ اوصاف از بهمن فرسي عجالتا شش كتاب با هشت نمايشنامه در نشر بيدگل به‌ طبعِ رسمي رسيده و باقي، رمانِ معروفش «شب يك، شب دو» و مجموعه‌داستان «زير دندان سگ» و برخي ديگر، به‌شكل نسخه افستي يا پي.‌دي.اف موجودند و به‌بركت نبودِ هرگونه حق مؤلفِ قابل پيگيري يا قانوني چون كپي‌رايت، به‌دست مخاطب رسيده‌اند و به‌قول فرسي «خيرشان مي‌رسد به سارقان الكترونيك».


دیدگاه‌ها(۰)