۱۳۹۶ دوشنبه ۸ خرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
وقت رجوع دوباره به کتاب کلاسیک علی محمدی و آنابل سربرنی فرارسیده است
رسانه‌های کوچک در برابر رسانه‌های بزرگ

یک بار دیگر رسانه‌های کوچک ایران با رسانه‌های بزرگ به مقابله برخاسته‌اند. رسانه‌های کوچک را می‌توان شامل انواع محتواها در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های تلفن‌همراه و دیگر قالب‌های رسانه‌های جایگزین مبتنی بر اینترنت دانست که به رقابت شدید با رسانه‌های حرفه‌ای و رسمی بزرگ ایران آمده‌اند. رسانه‌های بزرگی مثل صداوسیما، خبرگزاری‌های پرهزینه و مطبوعات باسابقه و سرمایه‌بر، خود را در مصاف با رسانه‌های کوچکی مثل کانال‌های تلگرامی و صفحات اینستاگرامی می‌یابند. اما این اولین‌بار نیست که چنین اتفاقی می‌افتد؛ حدود چهار دهه پیش، رسانه‌های کوچک آن زمان، که شامل اوراق پلی‌کپی‌شده و نوارهای کاست و دیوارنوشته‌ها بودند، به نبرد با رسانه‌های بزرگی، مثل رادیو و تلویزیون ملی و خبرگزاری پارس، برخاسته بودند. بستر اجتماعی و سیاسی آن زمان که ناشی از حرکت‌های انقلابی بود، اصلا قابل مقایسه با دوران کنونی نیست، اما زمانه کنونی، از زاویه تصادم رسانه‌های خُرد با رسانه‌های بزرگ، با آن دوران شباهت زیادی دارد. مرور چگونگی عملکرد رسانه‌های کوچک در نیمه دوم دهه 1350 ایران و روش‌های مقابله و تحت‌تأثیر قرارگرفتن رسانه‌های بزرگ از آنها، می‌تواند روشن‌کننده مسیر و کارکرد رسانه‌های بزرگ در مقابل رسانه خُرد کنونی باشد. برای این منظور، کتاب کلاسیک رسانه‌های کوچک، انقلاب بزرگ نوشته آنابل سربرنی و علی محمدی بسیار راهگشاست. آنابل سربرنی استاد دانشگاه سواس لندن و علی محمدی استاد بازنشسته دانشگاه ناتینگهام هستند. آنها در سال 1994 میلادی، مصادف با 1373 شمسی، کتاب خود را با عنوان کامل رسانه‌های کوچک، انقلاب بزرگ: ارتباطات، فرهنگ و انقلاب ایران، در انتشارات دانشگاه مینه‌سوتا، منتشر کردند. این کتاب دارای 12 فصل در چهار بخش است که بخش اول به مفاهیم نظری رسانه‌ها در مدرنیزاسیون ایران می‌پردازد. بخش دوم کتاب نگاهی به اقتصاد سیاسی رسانه‌های ایران قبل از انقلاب و ارتباط رسانه‌ها با دولت طی تاریخ معاصر و سپس ظهور تلویزیون در کشور انداخته است. بخش سوم استفاده رسانه‌ای مخالفان سیاسی پیش از انقلاب از رسانه‌های کوچک، در مقابل رسانه‌های بزرگ تحت اختیار حکومت پهلوی را برجسته کرده و بخش چهارم کتاب نیز به اسلامی‌شدن رسانه‌ها در دوران بعد از انقلاب و فضای فرهنگی جدید رسانه‌های رسمی و مقاومت فرهنگی در قبال آن پرداخته است.
نویسندگان کتاب، ابتدا به تاریخچه ورود تلگراف، پست‌مدرن و تلفن به داخل کشور اشاره کرده‌اند و سپس به افتتاح شبکه رادیویی در ایران در اردیبهشت 1319 رسیده‌اند. این دوران اوج اقتدار و سیاست‌های سرکوب حکومت رضاشاه بود. رادیو اولین رسانه واقعا محبوب در ایران بود و از سوی دیگر، به‌خوبی به هژمونی ایدئولوژیک رضاشاه خدمت و از دولت مرکزی حمایت می‌کرد و دست به یکسان‌سازی فرهنگ ایرانیان می‌زد. نویسندگان کتاب در مورد مطبوعات نیز به تئوری «دولت ضعیف، مطبوعات آزاد» اعتقاد دارند؛ به این معنی که هر گاه در ایران دولت مرکزی ضعیف بوده و توان کنترل اجتماعی و فرهنگی را نداشته، مطبوعات به‌خوبی رشد کرده‌اند و آزادی نسبی در آنها حکمفرما شده است. اما به محض اینکه دولت قوی شده، مطبوعات از حرکت ایستاده‌اند.
سال‌های بعد از کودتای 28 مرداد، زمان مطلوبی برای ارائه محتواهای رسانه‌ای سیاسی نبود، اما بهترین زمان برای کارآفرینی بود. سربرنی و محمدی معتقدند که شروع فعالیت تلویزیون در ایران برای افزایش اقتصادی مصرفی بود که بخش خصوصی وابسته آن را ترویج می‌کرد. حبیب‌الله ثابت‌پاسال، یکی از این خانواده‌های سرمایه‌دار بود که پسرش، فیروز، در دانشکده کسب‌وکار هاروارد درس خوانده و عنوان پایان‌نامه‌اش نیز «امکان سازگاری پخش تلویزیون مدرن با نیازهای خاص ایران» بود. ثابت‌پاسال و پسرش تصمیم گرفتند نخستین ایستگاه تلویزیونی را در ایران تأسيس کنند و در سال 1337 اولین شبکه تلویزیونی ایران شروع به کار کرد. حکومت ایران که دریافته بود تلویزیون ابزاری کارآمد برای تاثیر بر جامعه است، تلاش کرد تلویزیون را از ثابت بگیرد.
در سال 1346، سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران تأسيس شد و زمینه برای انحصاری‌شدن فعالیت‌های رادیویی و تلویزیونی به‌وجود آمد. سربرنی و محمدی در کتاب خود گزارش می‌دهند كه توسعه تلویزیون به یکی از اهداف عمده استراتژی توسعه کشور تبدیل شد و بودجه زیادی را به آن اختصاص دادند. حتی در روستاهایی که مردم امکانات زیادی نداشتند، ژنراتور خریده می‌شد تا تلویزیون نگاه کنند. با کاهش بودجه در دهه 1350 همچنان بودجه تلویزیون رشد می‌کرد. در سال 1355، تلویزیون ایران بعد از تلویزیون ژاپن دومین کشور در آسیا بود. به‌تدریج، در اواخر دهه‌های 1340 و 1350، پروپاگاندای سیاسی در تلویزیون شدت گرفت.  در خلال همین اتفاقات بود که انقلاب سربرآورد. انقلابیون که خود را با مطبوعات به‌شدت سانسورشده و تلویزیون انحصاری در‌دست‌حاکمیت روبه‌رو می‌دیدند، دست‌به‌کار استفاده از رسانه‌های کوچک شدند. سربرنی و محمدی در کتاب خود نوشته‌اند، رسانه‌های کوچکی مثل منبرهای مساجد، شبکه‌های رسمی و غیررسمی مذهبیون و روشنفکران، تظاهرات، پلاکاردهای موجود در تظاهرات، پوسترهای روی دیوارها، اعلامیه‌های زیراکس‌شده، شایعات و نوارهای کاست، به عنوان منبرهای الکترونیک و نشریات زیرزمینی گروه‌های مختلف در کنار نوع ارتباطاتی که رهبران انقلابی با مردم برقرار می‌کردند و ارتباطات بین‌المللی انقلابیون با رسانه‌های خارجی، همه به آتشبار سنگین معترضان و مخالفان تبدیل شد که درنهایت توانست بر رسانه‌های بزرگ غلبه کند.بخش آخر کتاب سربرنی و محمدی به دوران رسانه‌ای پس از انقلاب نیز پرداخته است؛ شاید در این دوره، آنها نقش مردم را با مدل مقاومت فرهنگی بهتر توضیح داده باشند. آنها می‌گویند که حاکمیت تلاش می‌کند با سازوبرگ رسانه‌ای خود به عنوان یک دولت بزرگ، از تلویزیون به عنوان رسانه‌ای بزرگ استفاده و نیز مطبوعات را محدود کند تا فضای فرهنگی کنترل شود. در این میان، مردم به عنوان مخاطبان، به نپذیرفتن محتواهای رسانه‌ای جریان اصلی دست می‌زنند. بااین‌حال، خود گفته‌اند که قراردادن مدل مقاومت فرهنگی در برابر مدل دولت بزرگ- رسانه بزرگ، این کاستی را دار‌د که همان‌قدر که در مدل اول در تک‌صدایی و گستره نفوذ حاکمیت اغراق می‌شود، در مدل دوم، در تأثیرات واقعی و آثار سیاسی کارهای بسیار کوچکی مخالف آموزه‌های رسمی نیز اغراق صورت می‌گیرد. اما مدل مقاومت فرهنگی می‌تواند شروع شکل جدیدی از روابط نیروهایی باشد که منجر به تغییراتی بطئی در نظام رسانه‌ای خواهد شد.با اینکه وضعیت سیاسی و اجتماعی از 40 سال پیش تا کنون به‌شدت تغییر کرده است، اما مدل رسانه‌های کوچکی که امروز می‌خواهند راه خود را از رسانه‌های بزرگ جدا کنند، همچنان دیده می‌شود. شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های تلفن‌همراه این روزها تلاش می‌کنند از روزنامه‌ها و مخصوصا صداوسیما فراتر بروند. بااین‌حال، تفاوتی که بین دوران کنونی و دوره مورد تحلیل سربرنی و محمدی وجود دارد، همگرایی و تداخل مصرف بین رسانه‌های کوچک و بزرگ است. رسانه‌های بزرگ از محتوای رسانه‌های کوچک استفاده می‌کنند و رسانه‌های کوچک محتواهای رسانه‌های بزرگ را بازنشر می‌دهند. در این دوران، ما شاهد نوعی تقابل و همزیستی همزمان بین رسانه‌های بزرگ و کوچک هستیم. بااین‌حال، تقابل رسانه‌های کوچک با رسانه‌های بزرگ همچنان پررنگ‌تر است و اگر رسانه‌های بزرگ فکری به حال خود نکنند، شاید دوباره با همان شکست تاریخی مواجه شوند.


دیدگاه‌ها(۰)