۱۳۹۶ دوشنبه ۸ خرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
پيش‌بيني‌ها درباره موفقيت روزنامه‌نگاري آنلاين درست از آب در نيامده
چاپ مرده است، زنده‌باد چاپ
مايكل رُزِنوالد.نويسنده واشنگتن ‌پست

راجر فيدلر يكي از اجداد روزنامه‌نگاري ديجيتال است. او در اوايل دهه 1980، با ذكر نمونه‌هايي درباره آينده اخبار، یک مقاله تحقيقي نوشت. وقتي كه فيدلر ايده خود را حول شركت رسانه‌اي «نايت ريدر» ارائه مي‌كرد، همكارش مي‌خنديد و يك بار به من ‌گفت: «ايده او واقعا اين‌طور نبود كه انگار يكي از نوادگان راجر از يك كره ديگر آمده باشد ولي آن چه مي‌گفت در آن زمان به‌سختي قابل باور بود».
ايده‌اي كه او از آن صحبت مي‌كرد، بيشتر از همه به همان ایده‌ای شبيه بود كه چندين سال بعد استيو جابز داشت؛ يك لوحه براي خواندن روزنامه‌هاي الكترونيك روي آن. طراحي و طرز كار نمونه اوليه فيدلر بسيار شبيه چيزي بود كه عاقبت به صورت «آي‌پد» درآمد. همان «آي‌پد»ي كه وقتي از «سامسونگ» شكايت كرد كه حق طراحي او را زير پا گذاشته، شركت كره‌اي از ايده‌هاي فيدلر به عنوان شواهد اوليه‌اي استفاده كرد تا استدلال كند ايده «آي‌پد»  امری متعلق به قلمروي عمومي بوده است. در نگاه فيدلر به آينده، اخبار و اطلاعات در رأس اينترنت نوپايي قرار داشتند كه در آن، مطالب فورا از يك كامپيوتر به بيش از ميليون‌ها كامپيوتر منتشر مي‌شد و نياز به فعاليت مطبوعات گران‌قيمتي را از بين مي‌برد كه با كاركنان گران‌قيمت كار مي‌كردند. او فكر مي‌كرد يك لوحه مناسب‌ترين ابزار براي جايگزين‌شدن با كاغذ است. خوانندگان مي‌توانستند روي خانه‌هايي كليك كنند كه داده‌ها يا اطلاعات بيشتري را درباره يك موضوع خاص در اختيار همگان قرار مي‌داد. آگهي‌دهندگان مي‌توانستند تبليغات سه‌بعدي و تعاملي توليد كنند. اين لوحه مي‌توانست در يك چمدان يا كيف جای بگيرد. البته فيدلر درست مي‌گفت؛ «اپل» صدها ميليون «آي‌پد» فروخته و نيز بيش از يك ميليارد تلفن همراه كه اغلب همان اهداف را برآورده مي‌كند.   حالا فيدلر از خود مي‌پرسد كه آيا اشتباه مي‌كرده است. او در تابستان گذشته به من گفت: «اين‌طور فهميده‌ام كه عينا پياده‌كردن چاپ در يك ابزار ديجيتال بسيار سخت‌تر از آنچه بوده كه هر كسي، از جمله خودم، تصور مي‌كرد». و اين حرفش تنها به تبلت هم مربوط نبود. فيدلر به همان اندازه نگران تجربه خوانده‌شدن و اقتصاد همه اَشكال اخبار ديجيتال بود. او كه اكنون از تدريس روزنامه‌نگاري در دانشگاه «ميسوري» بازنشسته شده، ناظر تقلاي روزنامه‌ها براي حركت‌دادن محتوا و كسب‌وكارشان به فضاي آنلاين است. او مي‌گويد ايده تبليغات تعاملي آشكارا راه به جايي نبرده است. خوانندگان با آنها آزرده و گيج مي‌شوند، بنابراين بسياري اين تبليغات را با افزونه‌هاي مرورگرهاي اينترنتي مسدود مي‌كنند. او و ديگران مشاهده كردند كه چاپ ميزان محدودي از فضاي تبليغاتي را ارائه مي‌كند؛ اين فضا كه در محيط آنلاين نامحدود است، قيمت آگهي‌ها را پايين آورده و ناشران را به سوي رقابتي، مثل دويدن دور چرخ عصاري، سوق داده است. اين ناشران براي درآمدزايي نياز به محتواي بيشتري دارند تا در كنارش آگهي بگذارند. بعضي از اين محتواها مزخرف هستند- به چه زباني بايد اين را گفت؟ تأکیدی دیگر بر اینکه خوانندگان براي خبرها پول نپردازند. حتي با اينكه «آي‌پد» فيدلر هرگز از او دور نمي‌شود، او هنوز مشترك نسخه‌هاي چاپي «نيويورك تايمز»، «كلمبيا ديلي تريبيون» و «كلمبيا ميسورين» است. فيدلر مي‌گويد: «بارها از من پرسيده شده كه آيا ما كارآيي و فايده توليدات چاپي را كلا دست‌كم نگرفته‌ايم؟». من دايناسور نيستم؛ يك فقره از آن ديوانه‌هاي تكنولوژي هستم كه بيرون از فروشگاه‌هاي «اپل» براي «آي‌فون»‌هاي جديد توي صف در انتظار مي‌ايستند. اگر همسرم روزی از من طلاق بگيرد، شهادت خواهد داد كه بيش از حد در «فيس‌بوك» و «توييتر» زيادي را مي‌گذرانم. من يك طرفدار مشتاق و علني اخبار ديجيتال در محيط كارم، «واشنگتن‌پست»، هستم؛ تا حدي كه همكاران و رؤسايم تعجب خواهند كرد حتي اگر اين سؤال را پيش بكشم: «چه مي‌شود اگر همه چيزهايي كه عقيده ما را درباره آينده روزنامه‌نگاري ساخته‌اند، اشتباه باشد؟» دو دهه از زماني كه روزنامه‌ها وب‌سايت به راه انداختند گذشته است و حالا ما به اينجا رسيده‌ايم. روزنامه‌هاي شهرهاي بزرگ از پا درآمده‌اند، هزاران روزنامه‌نگار شغل خود را از دست داده‌اند و اين ايده كه اخبار ديجيتال سرانجام به كسب‌وكاری معقول تبديل خواهد شد شبيه به يك شايعه است. واقعيت اين است: هيچ اپليكيشني، هيچ وب‌سايت كارآمدي، هيچ يكپارچه‌شدني به صورت عمودي در تحريريه، هيچ شبكه اجتماعي‌اي، هيچ الگوريتمي، هيچ «اَپلي»، هيچ دكه مجازي مطبوعاتي‌اي در «اپل»، هيچ ديوار پرداخت پولي جلوي محتواي رسانه‌هاي آنلاين، هيچ ديوار پرداخت نامحسوسي، هيچ تبليغات هدفمندي و هيچ استراتژي‌اي كه به تلفن همراه اولويت مي‌دهد، نتوانسته به موفقيت چاپ در كسب درآمد يا جذب مخاطب نزديك شود. و همچنين تعيين‌كننده‌ترين فرضي كه ناشران درباره خوانندگان داشته‌اند- به‌وي‍ژه درباره نسل هزاره كه بي‌واسطگي ديجيتال را ترجيح مي‌دهند- اكنون قابل ترديد به نظر مي‌رسد.

آمار نااميدكننده
آرزو مي‌كردم در حال مبالغه‌كردن مي‌بودم، اما «ايريش چيا»، استاديار دانشگاه «تگزاس» و پژوهشگر رسانه‌هاي نوين، شواهدي در حمايت از اين تأكيدات را جمع‌آوري كرده است. چيا نيز مثل من ضدتكنولوژي نيست. او از وب‌گردي‌هاي خود لذت مي‌برد. چيا وقتي كه دكتراي خود را در اواخر دهه 1990 پيگيري مي‌كرد، پژوهشي درباره مخاطبان روزنامه «آستين امريكن- استيتزمن» انجام داد. اما تقريبا يك دهه بعد، با نگاه‌كردن به آمار خوانندگان، براي چيا آشكار شد كه نفوذ اخبار آنلاين و درگيرشدن مخاطب با آنها رشد نكرده است. اين اتفاق باعث به وجود آمدن اين سؤال براي چيا شد، همان‌طور كه براي فيدلر هم پيش آمد، كه آيا روزنامه‌ها آينده‌اي را دنبال مي‌كنند كه هرگز نخواهد آمد؟ چيا شروع به انجام پيمايش و جمع‌آوري داده‌هاي خوانده‌شدن رسانه‌ها و تحليل همگي آنها در قالب مقاله‌هاي دانشگاهي و كتابي كرد كه اخيرا با عنوان «آزمون و خطا: تقلاهاي ديجيتال روزنامه‌هاي ايالات متحده در قبال احساس حقارت» منتشر شده است. او به اين اعتقاد رسيد كه دگرگوني ديجيتال، فاجعه‌اي براي سازمان‌هاي رسانه‌اي بوده و شواهدي درباره اينكه اخبار آنلاينی وجود ندارد که حتي از نظر اقتصادي و فرهنگي هم ماندگار باشند. چيا به من در يك مصاحبه گفت: «آنها با اين همه تمركز بر حوزه آنلاين، چاپ را كه محصول اصلي‌‌شان بوده نابود كرده‌اند».
چيا در كتابش مي‌نويسد: «نسخه چاپي (ظاهرا در حال زوال) هنوز از محصول ديجيتال (ظاهرا اميدواركننده) تقريبا از نظر همه استانداردها، چه خوانده‌شدن، چه درگيركردن مخاطب، چه درآمد تبليغات و مخصوصا اشتياق واقعي براي پرداخت پول بابت محصول، بهتر عمل مي‌كند». او در مقاله‌اي، اوايل سال گذشته ميلادي، نتايج تحقيقي را منتشر كرد كه در آن، داده‌هايي را آزمایش کرده بود كه از سوی شركت تحقيقات بازار «اسكاربارو»، متعلق به مؤسسه «نيلسن»، درباره 51 روزنامه بزرگ آمريكايي جمع‌آوري شده بود و دريافت كه نسخه‌هاي چاپي به 28 درصد تيراژ‌ها دسترسي دارند، در حالي كه ميزان دسترسي نسخه‌هاي ديجيتال تنها 10 درصد است. خوانندگان ديجيتال يك‌جا باقي نمي‌مانند؛ داده‌هاي مركز تحقيقات «پيو» نشان مي‌دهد خوانندگاني كه مستقيما از وب‌سايت‌هاي خبري به صفحه يك خبر مي‌آيند، كمتر از پنج دقيقه در آن مي‌مانند و خوانندگاني كه از فيس‌بوك مي‌آيند در كمتر از دو دقيقه از آن خارج مي‌شوند.
ناشران استدلال مي‌كنند خوانندگان چاپي اكنون در حال پيرترشدن‌اند، در حالي كه خوانندگان جوان‌تر در حال دورترشدن از وضعيتي هستند كه حتي نسخه‌هاي چاپي را زير نظر بگيرند، ولي پيمايش‌هاي مؤسسه «پيو» و تحليل داده‌هاي «اسكاربارو» از سوی چيا نشان مي‌دهند که همچنان تمايل قابل‌توجهي به چاپ باقي است،‌ حتي در ميان خوانندگان جوان. «پيو» گزارش مي‌دهد كه چاپِ صِرف هنوز متداول‌ترين راه خواندن اخبار است و بيش از نيمي از خوانندگان در سال گذشته هر روز براي خواندن خبر، دردست‌گرفتن جوهر و كاغذ را انتخاب كرده‌اند. درصد كساني كه اخبار را فقط از طريق كامپيوتر خوانده‌اند؟ پنج درصد در سال 2014... و در سال 2015؟ همان پنج درصد.
يافته‌هاي چيا نشان مي‌دهد كه در ميان خوانندگان 18 تا 24ساله اخبار، طي يك هفته قبل از نظرسنجي 19.9 درصدشان نسخه‌هاي چاپي يك روزنامه و كمتر از هشت درصدشان آن را به صورت ديجيتالي خوانده بودند.
از سال 2013، فروش كتاب‌هاي چاپي هر سال بالا رفته است، در حالي كه كتاب‌هاي الكترونيك وضعيت ثابتي داشته يا در برخي ژانرها كاهش يافته است. مطابق با نتايج پيمايش‌ها، دانشجويان دانشگاه‌ها كتاب‌هاي درسي چاپ‌شده را به كتاب‌هاي الكترونيك ترجيح مي‌دهند. كتاب‌فروشي‌هاي مستقل و فروشگاه‌هاي كتاب‌هاي دست‌دوم به ميدان بازگشته‌اند. هنوز با اينكه ناشران كتاب به چاپ علاقه بيشتري نشان مي‌دهند- افزايش قيمت كتاب‌هاي الكترونيك حتي چاپ را جذاب‌تر هم كرده- قيمت روزنامه‌هاي چاپ‌شده در حال افزايش است، نه كاهش. ناشران در حال آب‌‌بستن به ليموناد هستند، اما سكه‌هاي 25سنتي بيشتري براي آن طلب مي‌كنند. لازم نيست شما اقتصاددان باشيد تا ببينيد اين كار پايان خوشي نخواهد داشت. بدون شك درست است كه آمريكايي‌ها سال‌به‌سال اخبار چاپي كمتري مي‌خوانند؛ براي اينكه نسبت به مرشدهاي عالم ديجيتال رعايت انصاف شده باشد، من اين واقعيت را پنهان نخواهم كرد: تعداد خوانندگان روزنامه‌هاي چاپي در 20 سال گذشته نصف شده است. اما اگر كاهش زياد خوانندگان چاپي بيشتر ناشي از فقدان كيفيت باشد تا فقدان علاقه، چه؟ با كاهش شمار كاركنان، حذف‌كردن سرويس‌هاي نشريات و جلوترآمدن مهلت ارسال انتشار اخبار (بيات‌شدن زودتر اخبار پيش از اينكه منتشر شوند) ناشران اين‌طور بيان مي‌كنند كه چاپ ديگر فقط براي سبزي پاك‌كردن مفيد است.شركت‌هاي غول تجاري اغلب مي‌گويند شما بايد مشتاقانه بهترين محصول‌تان را براي توسعه محصولات جديد و بالقوه بزرگ‌تر قرباني كنيد. «اپل»، «آي‌پاد» را قرباني «آي‌فون» كرد. همه ما مي‌دانيم كه اين تصميم چطور از آب درآمد. اما اگر روزنامه‌ها «آي‌پاد» خود را بدون داشتن چشم‌اندازي از يك «آي‌فون» قرباني كنند، چه؟روزنامه‌ها هنوز اكثر درآمد خود را از چاپ كسب مي‌كنند. در اين ميان،‌ تعداد روبه‌رشدي از خوانندگان آنلاين از مسدودكننده‌هاي آگهي‌هاي آنلاين استفاده مي‌كنند؛ كمتر از 10درصد خوانندگان تمايل دارند براي محتواي آنلاين بيشتر پول بپردازند و كسب‌وكار تبليغات ديجيتال نفرت‌انگيز شده است؛ نه صرفا به دليل عرضه فضاي بيش‌ازحد براي تبليغات. در ماه اكتبر، مديران روزنامه «گاردين» براي وب‌سايت خود آگهي جذب كردند تا ببينند كه بعد از كسر سهم «گوگل» و شركت‌هاي تبليغاتي گوناگون، چقدر پول براي آنها باقي مي‌ماند. نتيجه؟ 30 سنت براي هر دلار. با درنظرگرفتن همه اين موارد، شايد فكر كنيد كه در اين صنعت بايد تأمل جدي كرد. اما اشتباه مي‌كنيد.درعوض، شواهدي هست از اينكه ناشران به اعلام خطر روي مانيتورهاي‌شان اعتنايي نمي‌كنند. چيا در كتابش مي‌نويسد: «يك انجمن روزنامه‌نگاري شناخته‌شده كه بنا بود اعضايش را از تحقيقي مربوط به وضعيت اين صنعت آگاه كند، يك‌دفعه از انتشار چكيده تحقيقي كه از من دعوت كرده بودند تا بنويسم، امتناع كرد». اين گروه در نامه‌اي، كه تشريح كرده بود چرا اين تصميم گرفته شده، به او گفت چون يافته‌هايش نشان مي‌داد حركت به سمت حوزه ديجيتال ممكن است بهترين استراتژي براي روزنامه‌ها نباشد، اين سازمان نمي‌خواهد آن را با اعضايش به اشتراك بگذارد.

آينده سنگ‌بناي دموكراسي
فيدلر، چيا و ديگراني كه دل‌مشغول اخبار ديجيتال هستند فقط نگران آينده روزنامه‌نگاري نيستند؛ آنها نگران جامعه‌اند. در سال‌هاي اخير، سِيلي از مطالعات نشان داده‌اند كه تجربه خواندن آنلاين كمتر از چاپ، عميق و لذت‌بخش است. اين امر اشاره ضمني به اين دارد كه ما چگونه اطلاعات را مصرف مي‌كنيم و به خاطر مي‌سپاريم. مطالعات نشان مي‌دهند كه خوانندگان تمايل دارند در محيط آنلاين بيشتر از چاپ، نگاهي اجمالي به مطالب بيندازند و از روي آنها بپرند و اين پرش را نه فقط از مطالبِ يك فرد به فرد، ديگر بلكه از يك صفحه به صفحه ديگر و از يك وب‌سايت به وب‌سايت ديگر انجام مي‌دهند. چاپ روشي خطي‌تر و كمتر گيج‌كننده براي خواندن ارائه مي‌كند و متقابلا فهم را افزايش مي‌دهد. «توماس جفرسون» زماني نوشت: «سنگ‌بناي دموكراسي برپايه رأي‌دهندگان فرهيخته استوار است». اما يك جامعه تورق‌كننده واقعا چطور مي‌تواند فرهيخته باشد؟ يك مطالعه در سال 2013 در ژورنال علمي «تحقيق در روزنامه‌ها» دريافت كه خوانندگان روزنامه «تايمز» مطالب و جزئيات مشخصي را در نسخه چاپي، بيشتر از نسخه آنلاين آن، به خاطر مي‌آورند. نويسندگان آن مقاله، مقصر اين نتايج ضعيف در حوزه آنلاين را حواس‌پرتي ناشي از تبليغات،‌ لينك‌ها و نظاير آن و نشانه‌هاي طراحي‌شده كمتر براي اينكه كدام مطلب خبري‌ و مهم است، دانسته بودند. اين مقاله مي‌گفت چنين نتايجي در روشن‌كردن «نقش جديدي كه روزنامه‌ها در آگاه باقي‌ماندن شهروندان بازي مي‌كنند» مهم است. رأي‌دهندگان هيچ وقت به طور كامل آگاه نمي‌شوند، اما دست به انتخابي معمولي مي‌زنند. اين تحقيق مي‌گويد كه اخبار آنلاين مي‌توانند آگاه‌شدن را غيرممكن سازند، حتي براي كساني كه مي‌خواهند آگاه شوند. چيا در كتابش از تحقيقي نقل‌قول كرده كه در آن، يك ناشر روزنامه بدون اينكه نامش بيايد، مي‌گويد: «اگر ما نسخه چاپي نداشتيم، وب‌سايت‌مان هم وجود نداشت، چون سايت پولي نمي‌سازد». سپس از ناشر پرسيده شد: «آيا توليد چاپي بدون نسخه آنلاين وجود خواهد داشت؟» و  ناشر اندكي سردرگم بود، گفت: «سؤال خوبي است و چيزي كه من درباره‌اش مطمئنم چيزي است كه براي هر كسي در اين صنعت پيش آمده است: اگر ما اين كار را نكنيم چه كنيم؟ ما داريم آب در هاون مي‌كوبيم. اين همه تلاش براي واردشدن به وب‌سايت دارد به نسخه چاپي ضربه مي‌زند. مي‌توانيم ديگر اين كار را نكنيم؟ نمي‌دانم». دست‌كم يك ناشر اين كار را امتحان كرده است. «مايكل گربر» يكي از فرزندان خانواده سالزبرگر نيست. او هرگز در يك روزنامه كار نكرده است. او طنزنويس است. سال گذشته، مجله «ناظر آمريكايي» را راه‌اندازي كرد كه ‌برخي از بزرگ‌ترين نام‌ها، از جمله «جورج مِيِر»، نابغه پشت سر كارتون «سيمپسون‌ها»، يا كارتونيستي مثل «رز چَست» در آن طنز مي‌نويسند. گربر يك وب‌سايت دارد اما چيزي از مجله در آن نمي‌نويسد. اين سايت صرفا براي هدايت خوانندگان به سوي نسخه‌هاي چاپي به‌وجودآمده است كه برايشان پست مي‌شود.
گربر به من گفت: «اگر شما محتواي باكيفيت را در محيط آنلاين بگذاريد، آن را به يك مدل تجاري زنجير مي‌كنيد كه در حال فوران‌كردن و ازبين‌رفتن است». و اضافه كرد كه «تعداد خيلي خيلي كمي از نشريات سابقا چاپي در وب بهتر از قبل هستند». مجله «ناظر آمريكايي» روي كاغذ ضخيم چاپ مي‌شود و خيلي چشمگير به نظر مي‌رسد. هر يك از دو شماره اولش بيش از 100 صفحه داشت. بااين‌حال، گربر نزديك به 40 هزار دلار بابت مجله، فقط از طريق وب‌سايت «كيك‌استارتر» كه از پروژه‌هاي خلاق حمايت مي‌كند، پول جمع كرد. او متوجه اين تناقض مي‌شود، اما مي‌گويد: «ما داريم دنبال آن مي‌رويم. ما داريم جايي مي‌رويم كه كس ديگري نمي‌رود». منظورش كاغذ است. او در حال انتخاب گذشته براي قماري در آينده است. گربر مي‌گويد: «فرض بر اين است كه قالب آنلاين امري اجتناب‌ناپذير است و اينكه مثل موتور بخار یا يك چيزي شبيه به آن است. شايد باشد. اما شايد هم نباشد. شايد نمي‌تواند باشد».
روزنامه‌نگاري فعاليتي درباره گزارش‌دادن است. گزارش‌دادن يعني توجه‌كردن و برداشتن يادداشت‌هاي خوب. براي من يعني استفاده از يك قلم خوب؛ يك خودنويس. قبلا من وقت زيادي صرف پيداكردن يك خودكار خوب مي‌كردم. خاطر خودكار را مي‌خواستم اما هيچ وقت عاشقش نشدم. بعد از آن بود كه خودنويس را امتحان كردم. محبوب من. آنها روي كاغذ مي‌خرامند. ميليون‌ها رنگ جوهر متفاوت وجود دارد. خودنويس‌ها كثيف‌كاري نمي‌كنند. بازي‌كردن با آنها مفرح است. و شما بدون خرج كردن پول زيادي، مي‌توانيد يك نوع عالي آن را داشته باشيد. بهترين قسمتش اين است: دريافتم كه با خودنويس توجه بيشتري به يادداشت‌برداشتن دارم. خب ديگر، همين يك نوآوري است.
منبع: كلمبيا ژورناليسم ريويو

 


دیدگاه‌ها(۰)