۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۹ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
سیاست‌های ضدعلمی «ترامپ» تا کجا پیش خواهد رفت؟
ذبح مرغ دانایی به ‌پای کدخدای بی‌سواد
عرفان خسروی.روزنامه‌نگار علم

فکر نمی‌کنم درباره سیاست‌های ضدعلم «ترامپ» و دارودسته او کم گفته و نوشته باشند. همه مي‌دانیم «ترامپ» ضد محیط‌زیست، ضد پژوهش‌های علمی، ضد پژوهش‌های حوزه سلامت و ضد خیلی چیزهای دیگر است. معاون او «مایک پنس» نیز یکی از مخالفان زیست‌شناسی تکاملی است و بسیاری دیگر از اعضای کابینه نیز چنین تفکراتی دارند. تاکنون ابراز نگرانی‌های فراوانی درباره کاهش بودجه ناسا و پژوهش‌های فضایی شنیده‌ایم، اما به نظر می‌رسد همه اینها قطعات کوچکی از پازل بزرگی هستند که روزبه‌روز در دست ساخته‌‌شدن است. اغلب نگرانی‌های ابرازشده با این دید مطرح‌ شده‌اند که «ترامپ» می‌آید و همه‌چیز را برای محیط‌زیست و سلامت و فضا نابود می‌کند. ماجرای منع ورود اتباع هفت‌ کشور اسلامی که به ‌نظر نمی‌رسد سیاستی موقتی باشد، ضلع دیگری از نگرانی‌های جامعه علمی آمریکاست که از همین حالا باعث ‌شده خیلی از متخصصان علمی این کشورها تصمیم بگیرند برای دومین‌بار به قصد ادامه حیات علمی خود، مهاجرت کنند و به کانادا یا اروپا بروند. اما آیا نگرانی‌های فعلی، پیشگویی دقیقی از آینده علمی آمریکا دارند؟ احتمالا نه؛ و چه‌بسا با عملی‌شدن همه منویات رئیس‌جمهور جدید ایالات متحده، آینده پژوهش‌های علمی در این کشور بسیار تاریک‌تر از چیزی باشد که امروز از ذهن‌ها می‌گذرد. این آینده احتمالا سرد و تاریک بیش از آن‌که معلول مواضع خاص «ترامپ» درقبال مسائلی مانند محیط‌زیست، سقط جنین و بیگانه‌هراسی باشد، از نگاه تاجرمآبانه و کوتاه‌مدت او برمی‌خیزد.

ایالات متحده نماد خیلی چیزها بوده و هست، از جمله کاپیتالیسم، لیبرالیسم و پراگماتیسم؛ عبارت‌هایی که در ظاهر، ممکن است با پرداخت بودجه‌های پژوهشی برای علوم پایه متناسب نباشند. علوم پایه از نظر «بی‌فایده‌بودن» در برابر علوم کاربردی قرار دارند. در بسیاری از کشورهایی که علم را تنها به‌مثابه «شعار» و «تبلیغات» می‌شمارند، علوم پایه دچار رکود و ورشکستی مطلق هستند، چون سیاست‌های اقتصادی معطوف به حیطه‌های مفید و زاینده می‌شوند و بودجه‌های پژوهشی را صرف علوم کاربردی می‌کنند. اما در آمریکای کاپیتالیست و پراگماتیست، نهادهایی دولتی از جمله بنیاد ملی علوم (NSF) حمایت خود را متوجه همین رشته‌های در ظاهر بی‌فایده علوم پایه کرده‌اند. تعجبی ندارد که درک این سیاست برای کسانی که نگاهی تا پیش پا و درکی کوتاه‌مدت از سرمایه‌گذاری علمی دارند، دشوار باشد. «ترامپ» و دارودسته او که حالا زمام اختیار بزرگ‌ترین بنیاد علوم جهان را در کف دارند، مصداق بارز چنین کوته‌بینی‌هایی هستند. این گروه نورسیده تاجرانی هستند که حکومت بر ایالات متحده را نیز به چشم پروژه‌ای تجاری می‌بینند. طرز فکر «ترامپ» درباره محیط‌زیست مصداق فعلی درک کوتاه‌مدت او از سرمایه‌گذاری است. عوارض آینده این زاویه‌دید طی چند سال آینده با رشد گرمایش جهانی و آسیب‌های اقتصادی آن در سراسر جهان آشکار خواهد شد. نادیده‌گرفتن و کاهش شدید پژوهش‌های علوم پایه برآیند دیگر این چرخش‌به‌راست خواهد بود. در زمستانی که «ترامپ» برای پژوهش‌گران علوم پایه رقم خواهد زد، نه‌تنها پژوهش‌های حوزه سلامت، فضا و محیط‌زیست به محاق خواهند رفت، بلکه رشته‌هایی از قبیل ستاره‌شناسی، دیرینه‌شناسی، باستان‌شناسی، فیزیک محض و بسیاری دیگر که در کوتاه‌مدت تنها ارزش نظری دارند، قربانی خواهند شد. میان همه این حوزه‌ها، شاید زیست‌شناسی تکاملی و دیرینه‌شناسی در صف اول اعدام قرار بگیرند، زیرا نه‌تنها فایده‌ای برای آنها متصور نیست، بلکه از نظر سردمداران جدید آمریکا مضر و گمراه‌کننده نیز هستند و یکی از جبهه‌های اصلی ضدیت با کتاب مقدس به‌شمار می‌روند. تدریس تکامل زیستی که پیش از این در برخی ایالت‌های آمریکا با چالش همراه بوده، گاهی ممنوع شده و گاهی هم تدریس فرضیات جایگزین (خلقت‌گرایی برآمده از کتاب مقدس، طراحی هوشمندانه...) در کنار آن اجباری شده و بعید نیست اگر به نخستین «علم ممنوعه» در کل ایالات متحده تبدیل شود. دیرینه‌شناسی نیز که همراه همیشگی زیست‌شناسی تکاملی بوده، بیشترین شواهد متعارض با خلقت‌گرایی برآمده از کتاب مقدس را ارائه کرده و از این‌رو، خلقت‌گرایان یا سراسر با یافته‌های دیرینه‌شناسی مخالفت و مبارزه کرده‌اند، یا کوشیده‌اند از طریق راه‌اندازی «موزه‌های خلقت» (که در آنها دایناسورها به‌عنوان موجوداتی هم‌عصر انسان‌های پیش از توفان نوح مطرح می‌شوند) دیرینه‌شناسی را مقهور دیدگاه خود کنند. این سیاست‌های ضدعلمی احتمالا انعکاسی جهانی هم خواهند داشت. برخلاف سیاست‌های فاشیستی «ترامپ» که با فرش قرمز کشورهای دیگر برای پژوهشگران رانده‌شده از آمریکا تعقیب شد، کاهش بودجه‌های پژوهشی ایالات متحده در علوم پایه، روند پژوهش در بسیاری کشورهای دیگر را نیز که وابسته به بودجه‌های پژوهشی بنیادهای آمریکایی بودند، تعطیل خواهد کرد. شاید تنها برنده این اوضاع، پژوهشگرانی باشند که پیش از این در کشورهای مستقل از آمریکا مشغول پژوهش‌های علوم پایه بودند و اکنون می‌توانند وارد رقابتی تقریبا برابر با هماوردان آمریکایی شوند. بسیاری پیش‌بینی می‌کنند که پس از انگلیس و آمریکا، راست‌های افراطی در کشورهای اروپایی دیگر نیز پیروز خواهند شد و اگر دست‌پخت همه اینها جنگی قریب‌الوقوع نباشد، دست‌کم دوران پیش‌رفت سریع علوم پایه، که از اواسط دهه 80 میلادی با آب‌شدن یخ‌های جنگ سرد و برگزاری نخستین همایش‌های علمی بین‌قاره‌ای آغاز شده بود، به پایان خواهد رسید. شاید خیلی بدبینانه به نظر برسد، اما تصویری که در فیلم «میان‌ستاره‌ای» از آینده تاریک جهان و ایالات متحده ترسیم شده، با وجود برخاستن افراطیان راست‌گرایی مثل «ترامپ»، چندان دور از تصور نخواهد بود.


دیدگاه‌ها(۰)