۱۳۹۶ پنج شنبه ۱۰ فروردين
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
پیامدهای مخالفت «دونالد ترامپ»، با اصول پذیرفته‌شده علمی، خوشایند نیست
عوام‌گراها چگونه مردم را می‌فریبند؟
مهدی زارع.استاد پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله - عضو وابسته فرهنگستان علوم

یکی از مشخصات مهم در اعلان‌ها و تبلیغات رهبران سیاسی عوام‌گرا (پوپولیست) در سال 1395، مخالفت با دستاوردهای علمی و به طور خاص گرم‌شدن زمین و اصل موضوع تغییرات اقلیمی بود. این موضوع به طور خاص در سخنرانی‌های انتخاباتی «دونالد ترامپ» و همچنین در سخنرانی مرحله اول مبارزات انتخاباتی «نیکولا سارکوزی» (برای شروع رقابت در انتخابات 2017) نمود بیشتری داشت. البته «سارکوزی» که قبلا (در 2007 تا 2012) رئيس‌جمهوری فرانسه بود، در همان دور اول رقابت‌های درون‌حزبی جمهوری‌خواهان فرانسه (در اکتبر 2016) از دور رقابت‌ها خارج شد، ولی «ترامپ» در 8 نوامبر 2016 در انتخابات برابر «هيلاري کلینتون» پیروز شد و از 20 ژانویه 2017 کار خود را به عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا شروع کرد. همین تم مخالفت با مسائل مربوط به تغییرات اقلیمی و انکار گرم‌شدن زمین در انتخابات ریاست‌جمهوری اتریش (سال 2016)، از سوی کاندیدای پوپولیست از حزب راستگرای افراطی آزادی، «نوربرت هوفر»، نیز مطرح شد. البته، او چهارم دسامبر ،2016 خوشبختانه در مقابل کاندیدای اکولوژیست و عضو حزب سبزها، «فان دربلن»، شکست خورد. شکست «فان دربلن» و حذف سارکوزی در اروپا خبر خوبی برای اکولوژیست‌ها و طرفداران محیط‌زیست (در اروپا و جهان) بود، ولی انتخاب «دونالد ترامپ» به عنوان چالشی در صحنه بین‌المللی مطرح است، به‌ویژه برای کسانی که به دستاوردهای علمی و عقلی پایبندند و نیز طرفداران محیط‌زیست و آنها که موضوع تغییرات اقلیمی را چالش مهمی برای بشر آینده می‌دانند.
خلاصه گفتار سیاسیون عوام‌گرا درباره مسئله گرم‌شدن زمین و تغییرات اقلیمی آن است و به این دلیل مطرح می‌شود که کارخانه‌ها تعطیل و جلوی توسعه صنعتی گرفته شود. به همین دلیل، مردمان را علیه چنین واقعیات و یافته‌هایی می‌شورانند.
«دونالد ترامپ» در مبارزات انتخاباتی‌اش رسما اعلام کرد شواهدی را که دانشمندان در مورد تغییرات اقلیمی ارائه‌ کرده‌اند، واقعی نمی‌داند و می‌خواهد از معاهده پاریس برای تغییرات اقلیمی خارج شود. منظور «ترامپ»، چهارچوب سازمان ملل متحد برای تغییرات اقلیمی است که در پی کنفرانس جهانی سازمان ملل متحد در مورد تغییرات اقلیمی (در آذر )1394 منتشر شد. هدف اصلی این معاهده کنترل گرم‌شدن زمین در قرن 21، تا حداکثر دو درجه، تنظیم شد؛ مسئله‌ای که در کنفرانس جهانی تغییر اقلیم بر آن تأکید شد، اهمیت سهم پذیرفتن کشورهای مختلف (به‌ویژه تولیدکنندگان اصلی گازهای گلخانه‌ای در جهان که عبارت‌اند از: چین، آمریکا، هند و کشورهای عضو اتحادیه اروپا)، در کاهش گاز كربن دی‌اکسید و بنابراین توافق برای تغییر در روند توسعه صنعتی و اقتصادی‌شان بود؛ هدف مورد توافق محدودکردن میزان گرم‌شدن به حداکثر دو درجه (و در صورت امکان 1.5 درجه) بود. ضمنا موافقت شد تا سال 2020 سالانه صد میلیارد دلار از سوی کشورهای ثروتمند به کشورهای فقیر و درحال‌توسعه، برای کاهش گازهای گلخانه‌ای و استفاده از انرژی‌های جدید و پاک، کمک شود. گرمای ثبت‌شده در سال 2016 هواشناسی عبارت بود از: بیش از 1.5 درجه گرم‌تر از میانگین متوسط ثبت‌شده از دهه آخر قرن نوزدهم تاکنون!
حال توجه کنیم به اینکه «ترامپ» می‌خواهد از این معاهده خارج شود؛ حداقلش آن خواهد بود که با چنین معاهده‌ای‌ و همه اهداف آن مخالف است و با آن همکاری نخواهد کرد. تولیدکنندگان کربن و گاز كربن دی‌اکسید، بر اساس سیاست‌های «ترامپ»، امکان فعالیت گسترده‌تر خواهند یافت. این چالش (گرم‌شدن زمین) تهدیدی جدی برای همه دنیا و البته کشورهایی مانند کشور ماست که مدت‌ها با مسائلی از این دست، خشکسالی، ازبین‌رفتن منابع آب و آلودگی هوا مواجهیم. نکته مهم این است که بسیاری از پژوهش‌هایی که در زمینه توسعه انرژی‌های نو، سنجش تغییرات اقلیمی، بررسی و ارزیابی اثرهای مخرب توسعه صنعتی، به شیوه‌های قرن 19 و 20 هم‌اکنون در دنیا انجام می‌شود، عملا به صورت چراغ خاموش انجام می‌شود! چرا؟ اگر پژوهش‌هایی که در اروپای غربی (مانند سوئیس، فرانسه، آلمان و بریتانیا) و آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا) انجام می‌شود، با ارائه گسترده و تبلیغ نتایج‌شان همراه باشد، شرکت‌های سرمایه‌گذار تأمین‌کنندگان مالی پروژه‌های پژوهشی و صنعتی، روی خوش به آن نشان نخواهند داد. پژوهش برای توسعه انرژی‌های نو، حتی بدون حضور «ترامپ»، به عنوان رئیس‌جمهوری ایالات متحده، نیز معمولا با ملاحظات خاصی دنبال می‌شد؛ اکنون در نظر بگیرید که مردمان (عمدتا از دسته رأی‌دهنده به «ترامپ») آماده خواهند بود تا با تحریکات سیاست‌مدارانی مانند او در سراسر جهان، انجام هر نوع پژوهش در یافتن راه‌حل‌هایی برای معضل گرم‌شدن زمین را به عنوان فعالیتی در جهت حذف شغل‌ها و تهدید زندگی روزمره‌شان تلقی کنند.
از نظر برنامه‌های علمی کلان، «ترامپ» اعلام کرده به برنامه‌های فضایی علاقه فراوان دارد و از آنجا که از نظر توسعه، اولویت‌هایش «زیرساخت‌ها، اقتصاد و مسائل دفاعی (نظامی‌گری)» است و بخش‌های مربوط به اکتشافات فضایی در توسعه مرزهای دانش از نظر او لوکس هستند، بر پایه اولویت‌های سه‌گانه مورد نظرش، در مورد آن برنامه‌ها تصمیم خواهد گرفت (در این مورد هم‌حزبی‌های جمهوری‌خواه «ترامپ» با او کمابیش هم‌نظرند).
«دونالد ترامپ» در مورد مهندسی ژنتیک در مبارزات انتخاباتی‌اش حرفی نزد، ولی جمهوری‌خواهان با مسئله تراریخته و مهندسی ژنتیک، با او هم‌نظر نیستند. در مورد مسئله سلامت و تولید واکسن‌ها، «ترامپ» در سال 2014 تويیتی منتشر کرد که به باور او در مورد مبتلاشدن به اُتيسم، بر اثر تزریق واکسن‌ها، حکایت دارد! البته او در اظهارنظرهای بعدی سعی کرد این نظر را کمی تعدیل کند. در مورد آموزش عمومی هم در ژانویه 2016 اظهارنظر کرد اگر رئیس‌جمهوری شود، از بودجه وزارت آموزش آمریکا خواهد کاست. از نظر او آموزش مسئله‌ای محلی است و بهتر است به صورت محلی (و نه ملی) به آن رسیدگی شود. به نظر می‌رسد که در میان باورهای عوام‌گرایانه «ترامپ»، باورهای شبه‌علمی و ضدعلمی فراوان است و از این نظر انتخاب او به مقام ریاست‌جمهوری خبر خوبی برای دانشمندان در آمریکا و سایر کشورهای جهان نبود و نیست.خوشبختانه «ترامپ» همه‌کاره جهان نیست و مخالفانش در جهان، میان عقلا، دانشمندان و نخبگان، فراوان‌اند و در بسیاری از برنامه‌های عمرانی و توسعه صنعتی در سطح اروپا، گروه‌های طرفدار محیط‌زیست بسیار قوی هستند و با توسعه عوام‌گرایی (در جهت نمایش توان منطقه‌ای، ایجاد فرصت شغلی، بهبود وضع روزمره زندگی ساکنان همان منطقه و...) با شدت و دقت مقابله می‌کنند و این مقابله‌شان عملی است. نگارنده شخصا اطلاع دارد که در فرانسه این گروه‌ها به صورت گروه‌های فعال مدنی محلی (در سطح شهرستان و حتی روستاها) با توسعه و عمران همان منطقه (در صورتی که در جهت تخریب محیط‌زیست و برهم‌زننده تعادل اکولوژیک منطقه باشد)، مقابله جدی و عملی (میدانی) می‌کنند و به شرکت‌های سازنده چنین پروژه‌هایی اجازه ادامه فعالیت نمی‌دهند. این مخالفت‌ها عبارت‌اند از: مقابله میدانی توسعه میدان‌های زغال سنگ، ایجاد رآکتورهای هسته‌ای و انتقال زباله‌های هسته‌ای، تأسيس خطوط لوله نفت‌وگاز در مناطق جنگلی و حفاظت‌شده و تأسيس کارخانه‌های صنعتی در نواحی حفاظت‌شده از دیدگاه زیست‌محیطی.
به نظر می‌رسد در ایران باید، بر پایه آنچه منافع ملی و واقعیت‌ها حکم می‌کند، برای همکاری بین‌المللی با تمامی کشورها و دانشمندان آمریکا با برنامه‌ای مدون پیش رفت که برخلاف «ترامپ» به نتایج علمی و کار دانشمندان باور دارند و از وخیم‌شدن اوضاع جهان، به‌ویژه متضررترشدن کشورمان از شرایط جدید، جلوگیری کرد. باور به علم و توان دانشمندان ایران برای حل مشکلات کشور (که به باور نگارنده هنوز در کشور ما چنین باوری جدی نیست)، راه برون‌رفت از تنگناهاست. برای بهره‌گیری از این توان باید هم به دانشمندان اعتماد کرد و هم دست آنها را باز گذاشت. بازبودن دست البته به دراختیارقراردادن امکانات و فرصت‌های مالی، برای توانمندسازی این نیروی مهم کشور، به‌ویژه هنگامی که در ارتباط‌های بین‌المللی حضور و مشارکت دارند، بسیار بستگی دارد. همکاری‌های علمی بین‌المللی، فرصت و امکان تبادلات صلح‌آمیز را فراهم کرده و به توسعه ارتباط‌های بین‌المللی کمک می‌کند. این زمینه‌ای است که در دنیای پرمناقشه و پرچالش کنونی (به‌ویژه هنگامی که فردی مانند «ترامپ» رئیس‌جمهوری آمریکاست)، می‌تواند به دیپلماسی کشور کمک فراوانی کند.


دیدگاه‌ها(۰)