۱۳۹۶ دوشنبه ۲۹ آبان
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
تأثیر سیاست‌های «دونالد ترامپ» در تحقیق بر سلول‌های بنیادی و بافت‌های جنینی
سیاست، پاسخ‌گوي نياز بيماران نيست
مهدي كرميان.دانشيار دانشگاه علوم پزشكي بيرجند

با روی‌کارآمدن «دونالد ترامپ»، جامعه علمی آمریکا نه‌تنها با احتمال کاهش بی‌سابقه بودجه‌های تحقیقاتی دولتی مواجه شده، بلکه این اصل که تخصص علمی بايد مبنای سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری‌ها باشد نیز زیر سؤال رفته است. این کاهش بودجه تحقیقاتی علاوه بر فعالیت‌های زیست‌محیطی حتی ممکن است دامن‌گیر ناسا و سازمان‌های علمی مشابه هم بشود. از زیرمجموعه‌های مؤسسه ملی بهداشت آمریکا (NIH) به‌ویژه تحقیقات مربوط به سلول‌های بنیادی جنینی و نیز مطالعات ویرایش ژنی، از سوی تیم «ترامپ» مورد حمله قرار گرفته‌اند.
با وجود آنکه پیشرفت در زمینه کاربردهای درمانی سلول‌های بنیادی بسیار کند و طاقت‌فرسا بوده است، محققان مربوطه بر این باورند که سلول‌های بنیادی پتانسیل درمان بیماری‌هایی نظیر دیابت تیپ يك و پارکینسون را دارند. درعین‌حال پیشرفت تدریجی در زمینه درمان دژنراسیون ماکولا (شایع‌ترین علت نابینایی در کهنسالان)، کم‌شنوایی و درمان آسیب‌های نخاعی با استفاده از این سلول‌ها در حال وقوع است. بر این اساس، قطع یا کاهش بودجه دولتی در زمینه سلول‌های بنیادی محققان را بسیار نگران کرده است؛ محققانی که هنوز اثرات توقف کمک‌های مالی دولت «بوش» را از خاطر نبرده‌اند. درواقع در سال 2009 این «باراک اوباما» بود که پس از روی‌کارآمدن، با برداشتن محدودیت‌های دولت سابق در تحقیقات سلول‌های بنیادی، سبب شکوفاشدن این شاخه از علم شد. گرچه محدودیت‌های دوران «بوش» محققان مربوطه را بر آن داشت تا شبکه‌ای قوی از گزینه‌های جایگزین جهت تأمین مالی پروژه‌های خود، شامل حامیان مالی خصوصی، شرکت‌های داروسازی و مؤسسات تحقیقاتی خصوصی وابسته به برخی دانشگاه‌ها، ایجاد كنند. با این وجود همان بودجه دولتی است که سبب سرپا نگه‌داشتن بسیاری از مؤسسات تحقیقاتی وابسته شده و بدون کمک مالی دولت، تحقیقات در زمینه سلول‌های بنیادی کاهش چشمگیری خواهد داشت.
«تام پرایس»، گزینه پیشنهادی «ترامپ» برای وزارت بهداشت آمریکا، مخالف تحقیق روی سلول‌های بنیادی جنینی است؛ او معتقد است کشتن جنین برای تهیه سلول یا بافت‌های جنینی را، به دلیل غیراخلاقی‌بودن، باید متوقف کرد. درحال‌حاضر، سلول‌های بنیادی که از جنین یا منابع غیرجنینی تهیه می‌شوند جهت بازسازی بافت‌هایی که در اثر بیماری یا جراحات تخریب شده‌اند، مورد استفاده قرار می‌گیرند. به‌علاوه با استفاده از بافت‌های جنینی می‌توان پاتوژنز یک بیماری را ارزیابی کرد، چنان‌که با استفاده از بافت جنینی اثرات کشنده ویروس زیکا روی مغز جنین نشان داده شده است. البته در سالیان اخیر، تحقیقات بیشتر بر سلول‌های بنیادی‌ای که منشأ جنینی ندارند، معطوف شده است. این سلول‌های بنیادی مصنوعی که سلول‌های بنیادی پرتوان القائی و به اختصار IPS نامیده می‌شوند، عملکردی مشابه سلول‌های بنیادی جنینی دارند، اما از بافت‌های فرد بالغ، نظیر بافت پوست، تهیه می‌شوند. با این وجود محققان ذی‌ربط معتقدند که استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی نقشی حیاتی در تحقیقات مربوطه دارند، چراکه درواقع تنها بررسی تکامل سلول‌های جنینی است که نشان می‌دهد چطور رده‌های مختلف سلولی در یک فرد بالغ از یک نیای مشترک سلولی منشأ می‌گیرد و اینکه چگونه بافت‌های تخصصی، نظیر قلب و مغز و کبد، می‌توانند از یک سلول چندظرفیتی مشتق شوند. در این رابطه «دیپاک سریواستاوا»، محقق انستیتو گلدستون در سانفرانسیسکو، چنین اظهارنظر می‌کند: «البته فعلا بعضی کاربردهای اختصاصی برای سلول‌های IPS پیش‌بینی می‌شود، اما این سلول‌ها نمی‌توانند جای سلول‌های بنیادی با منشأ جنین را بگیرند. ما هنوز در حال بهینه‌سازی تولید سلول‌های IPS هستیم و برای این کار نیاز به مقایسه مكانيسم تولید آنها با منشأ طبیعی این سلول‌ها، یعنی سلول‌های جنینی،  داریم. تفاوت‌های دیگری هم بین رده سلول‌های بنیادی جنینی و مصنوعی وجود دارد. سلول‌های بنیادی جنینی برخلاف سلول‌های IPS قادرند به هر نوع سلولی در بدن تمایز و تکثیر پیدا کنند، از جمله سلول‌های بافت قلب و مغز. به‌علاوه بسیاری از کارآزمایی‌های بالینی مربوط به سلول‌هایي بنیادی که درحال‌حاضر در جریان‌اند، با استفاده از سلول‌هایی با منشأ جنین انجام شده‌اند و نه سلول‌های مصنوعی. بنابراین نمی‌توان به‌سادگی این سلول‌ها را کنار نهاد و تنها به IPS توجه کرد. مسئله دیگر آن است که مراحل تهیه و آزمایش بر روی سلول‌های IPS زمان و هزینه به‌مراتب بیشتری نسبت به سلول‌های جنینی تولید می‌کند، چراکه سلول‌های جنینی به‌طور طبیعی در آزمایشگاه تولید می‌شوند. نهایتا آنکه تکنیک‌های مختلف تهیه سلول‌های IPS می‌تواند بر ساختار کروماتین این سلول‌ها تأثیر بگذارد و به ایجاد سلول‌های فعال یا غیرفعال منجر شود؛ موضوعی که تحت عنوان اپی‌ژنتیک بررسی می‌شود. اما درواقع این سلول‌های بنیادی جنینی هستند که معیار مقایسه ساختار کروماتین و وضعیت اپی‌ژنتیک این سلول‌ها به شمار می‌روند.
هرچند کسی «دونالد ترامپ» را به عنوان فردی مذهبی یا اخلاق‌گرا نمی‌شناسد، اما از سوی اطرافیان محافظه‌کار سنتی احاطه شده است؛ افرادی نظیر «تام پرایس» و نیز معاون رئیس‌جمهور، «مایک پنس» که هر دو از مخالفان سرسخت تحقیق بر روی سلول‌های بنیادی جنینی هستند. «پرایس» می‌تواند با نظارت بر روی مؤسسه ملی بهداشت آمریکا (NIH) مانع از اعطای بودجه تحقیقاتی به سلول‌های بنیادی شود یا آنکه ممکن است «ترامپ» به علت مخالفت با فرمان سلفش، «اوباما»، تحقیقات بر روی سلول‌های جنینی را متوقف کند. از سوی دیگر «مایک مولوانی»، منتخب «ترامپ» برای مدیریت دفتر برنامه و بودجه کاخ ‌سفید، این موضوع را مطرح کرده که آیا اصلا نیازی هست دولت برای تحقیقات بودجه اختصاص دهد؟!
با این همه هنوز هم دلایل قوی در مقابله با محدود‌كردن تحقیقات مربوط به سلول‌های بنیادی در آمریکا وجود دارد: ترس از آنکه بیوتکنولوژی به‌تدریج به انحصار چین درآید و اینکه همین چند ماه قبل «جیمز کلاپر»، مدیر اطلاعات ملی آمریکا، اعلام کرد که روش‌های ویرایش ژنومی می‌تواند یک تهدید بیولوژیک جدید برای آمریکا باشد. درعین‌حال خود «ترامپ» هم وعده درمان بیماری‌ها را به عنوان قول انتخاباتی، به مردم آمریکا داده است.
پروفسور «آلتا چارو»، متخصص اخلاق و قوانین زیستی در دانشگاه ویسکانسین، بر این باور است که هرگونه مانع‌تراشی در مبحث سلول‌های بنیادی این تحقیقات را یک دهه به عقب برخواهد گرداند. او این پرسش را مطرح می‌کند كه «آیا مواضع ترامپ که به واسطه مصلحت‌اندیشی‌های سیاسی و شعارهای نمادین او علیه تحقیق بر سلول‌های بنیادی جنینی اتخاذ شده، می‌تواند نیازهای بیماران واقعی را که به درمان‌های واقعی محتاج هستند، پاسخ‌گو باشد؟


دیدگاه‌ها(۰)