۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۹ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
گفت‌وگو با فراهم آورنده اعضای اهدايي بدن در كهگيلويه و بويراحمد
اشك‌ها و لبخندها

ساسان عباسي 46ساله، ليسانس پرستاري و كارمند دانشگاه علوم پزشكي ياسوج است. او شش سال است كه در سمت فراهم‌آورنده و هماهنگ‌كننده اهداي عضو استان كهگيلويه و بويراحمد، ‌استاني كه مقام اول اهداي عضو در كشور را دارد، مشغول کار است و با تمام وجود به کارش عشق می‌ورزد. هرچند خود می‌گوید کاملا اتفاقی وارد این شغل شده ‌است اما این اتفاق آنقدر زندگی و روحیه نوازشگر او را تحت‌تأثیر قرار داده‌ که بعد از این‌همه سال هنوز هم تا صبح بالای سر افرادی می‌نشیند که مرگ‌مغزی شده‌اند تا تصمیم سخت و بزرگی که خانواده اهداکننده گرفته‌اند به هدر نرود و اعضای بدن فرد در سلامت کامل اهدا شود. او از رنج‌ها و خوشی‌های شغلش برایمان می‌گوید.

‌چطور شد كه سِمت فراهم‌آورنده و هماهنگ‌كننده اهداي عضو را بر‌عهده گرفتيد؟
به صورت اتفاقي وارد اين شغل شدم و سپس در آن  ماندگار شدم. پيش از اينكه در اين سمت باشم، مسئول تداركات دو معاونت دانشگاه علوم پزشكي ياسوج بودم. ولي عذرم را خواستند و در آن مجموعه عدم نياز من را زدند. آن زمان یکی از دوستانم در معاونت آموزش بود و با توجه به شناختي كه از من داشت، به واحد بيماران خاص معرفي‌ام كرد و من هم با روي باز پيشنهاد او را پذيرفتم. بعد از مدتي كه مشغول شدم، یقین پیدا کردم از نظر روحي و كاري اين شغل همان‌ است كه من دنبال آن بودم و از آن لذت می‌برم. البته درست است سختي‌هاي زيادي دارد و گاهي پيش مي‌آيد كه دو سه شب بالاي سر بيمار بيدار می‌مانیم، يا براي اينكه به بالين يك بيمار مغزي برسيم 300، 400 كيلومتر را سفر می‌كنيم و در اين مدت همسر و دو دخترم در خانه تنها هستند و اذیت می‌شوند. درواقع مي‌توان گفت فشار شغل من را آنها هم تحمل مي‌كنند. اما از آنجا كه مي‌دانند من اين شغل را دوست دارم و کاری که می‌کنم چه تأثيري روی سرنوشت آدم‌ها دارد، سختي‌ها و فشارهاي روحي ناشي از شغلم را تحمل مي‌كنند و با حمایت روحي، من را در بهتر انجام‌دادن شغلم‌ ياري مي‌كنند كه برای اين همراهي از آنها سپاسگزارم.
‌بهترين خاطره‌اي كه از اين شغل داريد، چيست؟
هر اهداي عضوی خود خاطره خوبي است كه براي من به يادگار مانده است.‌ از اول فروردين سال 90 که من اين کار را شروع كرده‌ام، تاكنون بيش از 110 پيوند در استانمان داشته‌ايم. فكر كنم مرداد سال 92 بود كه براي جلب‌نظر خانواده يك جوان 22ساله كه به دليل سقوط از بلندي دچار مرگ‌مغزي شده بود، به يكي از شهرهاي استان سفر كردم. همه تلاش خانواده آن جوان، كه ليسانس حقوق داشت و تك‌فرزند بود، بازگرداندن سلامت او بود. آنها درعین‌حال اميدوار بودند كه وارد بازار كار شود و وضع خانواده را تغيير دهد. مادر پيرش که او را با يتيمي بزرگ كرده بود، در حالي كه اشك می‌ریخت، به من گفت: «فكر كن پسر خودت است. آيا او برمي‌گردد؟» من در پاسخ به او گفتم: «نه‌تنها در ايران بلكه در هيچ جاي دنيا درماني براي شرايط فعلي او وجود ندارد و امكان بازگشت وجود ندارد». پيرزن در آن هنگام رو به آسمان كرد و گفت: «خدايا خودت دادي و خودت هم گرفتي. راضي‌ام به رضاي تو.» .
‌بدترين خاطره‌اي كه داريد، چيست؟
براي پيوند ريه از نوزاد 9ماهه‌اي كه به دليل تشنج دچار مرگ‌مغزي شده بود، اقدام كرديم. من بالاي سر او يك شب تا صبح بيدار بودم و در تمام مدت احساس مي‌كردم كه او فرزند خودم است. من و همه همكارانم اشك مي‌ريختيم.
‌ضرورت اينكه بالاي سر بيمار باشيد، چيست؟
چون افرادي كه مرگ‌مغزي‌ مي‌شوند بايد در آي‌سي‌يو از آنها مراقبت شود و آنها كاملا به دستگاه و دارو وابسته هستند، چون مغز از كار افتاده و تمام اندام‌ها و كارهاي ارادي و غيرارادي و كنترل عملكرد ارگان‌ها با دارو و دستگاه است. اگر يك لحظه از آنها غافل شويم و دچار تغيير عملكرد‌، مثلا عارضه فشارخون شوند، عملكرد عضو مختل مي‌شود و نتيجه مطلوب از پيوند به دست نمي‌آيد.
‌آيا خانواده‌هايي كه اهداي عضو مي‌كنند ويژگي‌هاي شخصيتي خاصي دارند؟
افرادي كه اهداي عضو مي‌كنند مثل بقيه هستند‌؛ تنها تفاوت اين است كه وقتي عزيزشان دچار مرگ مغزي شده و موضوع به آنها اعلام مي‌شود، با توجه به مدارك و مستندات موضوع را مي‌پذيرند. اين در حالي است كه با وجود شرايط روحي سخت، تصميم اخلاقي را مي‌گيرند و با وجود فشار روحی و غم و غصه‌اي كه به آنها وارد مي‌شود، به نيازمندان كمك‌ مي‌كنند و به آنها شادي مي‌بخشند.
‌چه دلايلي مانع از موافقت خانواده‌ها براي اهداي عضو مي‌شود؟
نپذیرفتن مرگ‌مغزي مهم‌ترين دليل است. وقتي مرگ‌مغزي اتفاق مي‌افتد بافت‌هاي مغز از بين مي‌رود و فقط قلب است كه با كمك دستگاه و دارو كار مي‌كند. مسائل عاطفي مانع از پذيرش موضوع مي‌شود، اما به هر حال فرد به اين دنيا باز نخواهد گشت و گذر زمان فقط باعث ازدست‌رفتن امكان اهدا مي‌شود.
‌وقتي پيشنهاد اهداي اعضای بدن عزیزشان را که مرگ‌مغزی شده، به آنها می‌دهید معمولا چه برخوردی با شما دارند؟
اكثر برخوردها در نهايت ادب و احترام است، حتي افرادي كه اجازه اهدا نمي‌دهند. به‌هرحال قانون است كه حتي اگر فردي يك ضربان قلب دارد بايد زير دستگاه بماند و از حمايت درماني و حمايت‌هاي جانبي برخوردار باشد. فقط پزشكي‌قانوني يا خانواده به همراه پزشك‌قانوني اجازه جداكردن دستگاه از فردي را دارد كه مرگ‌مغزي شده‌ است. مواردي هم بوده‌ كه اهدا انجام نشده و در نهايت مرگ كامل اتفاق افتاده است و خانواده‌ها هم پشيمان شده‌اند.
‌اينكه در چنين سمتي مشغول به‌خدمت هستيد چه اثري در روحيه شما دارد؟
افراد در چنين شرايطي خودبه‌خود دچار افسردگي مي‌شوند. همه آنهايي كه در اين زمينه كار مي‌كنند، از ابتدا تا انتها، از اتاق عمل گرفته تا سردخانه، با اين مشكل روبه‌رو هستند. درست است كه نتيجه كار خير است و به نجات جان انسان‌ها منجر مي‌شود و اين اقدام به خانواده‌ها كمك مي‌كند در برابر تألمات و فشارهاي روحي و افسردگي ناشي از مرگ عزيزشان مقابله كنند، اما به ‌هرحال يک طرف موضوع نجات و طرف ديگر ماجرا ازدست‌رفتن یک نفر است و اين باعث مي‌شود ما هم تألم و افسردگي را تحمل كنيم.
‌ آيا دولت و سيستم درماني براي كاهش تأثيرات منفي اين شغل، خدماتي به شما  مي‌دهند؟
چون اين كار در ايران تقريبا نوپاست، هنوز خيلي جاي كار دارد. اهداي عضو در ايران از سال 72 آغاز شد. البته در سال‌هاي 49 و 50 هم مواردي از اهداي عضو در ايران انجام شده است. سال 78 هم به طور قانوني و رسمي فعاليت براي اهداي عضو شروع شد. دولت هم حمايت‌هايی در اين زمينه انجام ‌مي‌دهد كه بيشتر حمايت کاری است؛ مثلا در تسهیل امور اداری کارهایی انجام می‌دهد؛ چون ما بايد دائم براي هماهنگي موارد مختلف در سفر باشيم. در اين بين وقتي مردم در هر شهری از استان‌ها مطلع مي‌شوند ما به آنجا رفته‌ايم، لطفشان شامل حال ما مي‌شود كه اين بيشترين تأثير را در روحيه ما دارد. اين كار با اعتقادات ديني ما گره خورده و كمك به نيازمند جزو آموزه‌هاي ديني است كه اين هم در حفظ روحيه به ما كمك مي‌كند. اما اگر تغييراتي ايجاد شود كه هماهنگ‌كننده‌هاي پيوند اعضا بتوانند ملاقات‌هاي بيشتري با هم داشته باشند و تجربيات علمي خود را با هم به اشتراك بگذارند، مفيدتر خواهد بود؛ همين‌طور اگر امكانات تفريحي بيشتري فراهم شود تا مانع از رسوخ افسردگي در فعالان اين حوزه شود. البته در سال يك يا دو بار جلساتي در نقاط مختلف كشور برگزار مي‌شود كه در تغيير روحيه و محيط مفيد است، اما جا دارد اين جلسات بيشتر شود.
‌براي بهبود شرايط چه انتظاري داريد؟
از آنجايي كه اين كار خير است و هيچ قوم و جناح سياسي در آن مطرح نيست و در هدف سياسي تأثير ندارد، جا دارد مسئولان، مردم، صداوسيما و رسانه‌هاي محلي و الكترونيك تمام تلاش خود را در اين راستا انجام دهند. البته هميشه لطف مردم و مسئولان شامل حال ما بوده است اما باز هم دست نياز دراز مي‌كنيم؛ چون در اين عرصه هنوز خيلي مي‌توان كار كرد و از آنجايي كه محدوديت اخلاقي و انساني وجود ندارد، از همه افراد و گروه‌ها دعوت به همكاري و همياري مي‌كنيم تا با كمترين هزينه مالي و روحي، اين امر انسان‌دوستانه اتفاق بيفتد.
‌چطور مي‌توان به ترويج فرهنگ اهداي عضو كمك كرد؟
همه هدف ما و هموطنان نيك‌سرشت و نيك‌پندار نجات جان همنوعان است؛ منظور افرادي است كه موضوع برايشان مهم است و اینکه ياد و صحبتي از اهداي عضو داشته باشند كه كاري مقدس است. خداوند هم در آيه 32 سوره مائده مي‌فرمايد: نجات يك انسان نجات تمامي انسان‌هاست.
‌آيا نحوه اعلام موضوع به خانواده‌ها در واكنش‌آنها تأثير دارد؟
بسيار مؤثر است، براي همين ما دوره‌های زيادي در این‌باره دیده‌ایم و طوري رفتار می‌کنیم كه كمترين آسيب و واكنش را ايجاد كنيم.
‌چه چيزهايي باعث اين واكنش بهتر در مردم مي‌شود؟
به‌هرحال ما وقتي وارد ماجرا مي‌شويم كه عزيزي دارد از دست مي‌رود و اين باعث تألم است. اما در استان ما اين كار خوب انجام مي‌شود و رسانه‌ها هم موضوع را پوشش مي‌دهند و در جلسات مختلف نيز در اين مورد صحبت مي‌شود، اين باعث مي‌شود پذيرش موضوع بالا برود.
‌آيا قبل از اعلام موضوع مرگ‌مغزي، واكنش‌ خانواده‌ها قابل‌پيش‌بيني است؟
تقريبا با توجه به تجارب اين چندساله موضوع واكنش براي ما قابل پيش‌بيني است. وقتي از سوي مراكز درماني موضوع به ما اعلام مي‌شود، مي‌توانيم حدس بزنيم كه، با توجه به بخش و روستا يا نزديكي مورد جديد با موارد قبلي، با چه واكنش احتمالي روبه‌رو خواهيم شد. البته خانواده‌ها هم با توجه به موارد قبلي، وقتي ما را در بيمارستان يا مركز درماني‌ مي‌بينند، مي‌توانند حدس بزنند كه ما چرا به آنجا رفته‌ايم و تصميم داريم با آنها جلسه‌اي برگزار كنيم.
‌دريافت عضو چه تأثيري در زندگي عضوگيرنده دارد؟
دريافت عضو را مي‌توان تولد دوباره براي هر فردي دانست كه عضوي دريافت مي‌كند، به‌خصوص بيماران كليوي، قلبي و ريوي. فردي را تصور كنيد كه به خاطر نوع بيماري‌اش دائم بايد دياليز كند و در هر جلسه دياليز چهار ساعت زير دستگاه باشد. اين اتفاق باعث مي‌شود كه او نتواند جايي برود. درمجموع اهداي عضو باعث مي‌شود زندگي فرد عضوگيرنده به زندگي عادي نزديك‌تر شود و اين در حالي است كه هزينه هر فرد پس از دريافت عضو به ميزان 10درصد هزينه قبل از دريافت كاهش خواهد يافت كه اين نيز تغيير بزرگي در وضع مالي و زندگي فرد عضوگيرنده ايجاد خواهد كرد.
‌اهداي عضو چه تأثيري روي خانواده متوفي دارد؟
مسئله اهداي عضو براي خانواده‌هايي كه با اين كار موافقت مي‌كنند يك نكته مثبت دارد و آن اين است كه تعدادي از اعضاي عزيزشان در بدن افراد ديگري به حيات ادامه مي‌دهد و اين نكته مثبت باعث دلگرمي عزيزاني مي‌شود كه با اهداي عضو موافقت كرده‌اند و همين نكته مثبت تحمل داغ ازدست‌دادن عزيز را براي آنهايي كه اين كار را كرده‌اند، نسبت به آنهايي كه با اهدا مخالفت ورزیده‌اند، راحت‌تر مي‌كند.
‌بيشتر در چه مواردي خانواده‌ها با اهداي عضو موافقت مي‌كنند؟ آيا شرايط سني، تحصيلي، محله زندگي يا مواردي از اين دست در موافقت يا مخالفت تأثير دارد؟
واقعا تحقيق دقيقي در اين مورد انجام نشده است و آمار دقيقي هم وجود ندارد، اما اگر بخواهم با توجه به تجربه خود به اين سؤال پاسخ بدهم، معمولا خانواده افرادي كه جوان و مجرد هستند مقاومت بيشتري در برابر پذيرش مرگ‌مغزي دارند و مخالفتشان با پافشاري بيشتري همراه است، چون مهر و علاقه و عاطفه به آنها بيشتر است. اما من در سابقه كاري خودم از نوزاد شش‌ماهه تا سن 70 شاهد موافقت با اهداي عضو بوده‌ام.
‌تا چه سني امكان اهداي عضو وجود دارد؟
محدوديت سني وجود ندارد. موضوع مهم اين است كه فردي كه قرار است اعضا از بدن او اهدا شود بيماري زمينه‌اي نداشته باشد. يعني بيماري‌ای نباشد كه كار آن عضوي را كه قرار است اهدا شود، مختل مي‌كند؛ مثل ديابت، فشارخون و بيماري‌هاي اين‌گونه؛ چون عضوي كه اهدا مي‌شود بايد عملكرد قابل‌قبولي داشته باشد تا در كيفيت زندگي فرد عضو‌گيرنده تغيير ايجاد كند.
‌آيا میان افرادي كه نيازمند دريافت عضوند، افرادي هستند كه نياز مالي هم داشته باشند؟
افرادي كه نياز به دريافت عضو دارند از دولت خدمات درماني و بهداشتي دريافت مي‌كنند. تا مدتي قبل فقط پيوند كليه تحت پوشش بيمه بود، اما امروزه اكثر پيوندها تحت پوشش بيمه هستند. اما افرادي كه در انتظار عمل جراحي‌اند معمولا هزينه بالايي به آنها تحميل مي‌شود. حتي در مواردي نيز بايد پس از پيوند مبالغ هنگفتي هزينه كنند؛ مثلا در مورد پيوند كبد، چون مركز پيوند كبد در شيراز است و به طور معمول افرادي كه پيوند كبد مي‌شوند بايد سه تا چهار ماه زير نظر متخصصان پيوند باشند و اين مستلزم آن است كه تمام مدت را در شيراز حضور داشته و ساكن شيراز باشند. اين هم هزينه هنگفتي را به فرد پيوندي و خانواده او تحميل مي‌كند چراکه  انواع بيماري‌هايي‌ كه به پيوند مي‌انجامد، در افرادي كه سطح پايين اقتصادي را دارند ايجاد مي‌شود؛ بنابراين، امكان حمايت كامل دولت از اين افراد ممكن نيست و براي حل مشكل مالي آنها به كمك خيران و ان‌جي‌اوها و مراكز غيردولتي نياز است.
‌خيّران و سازمان‌های مردم‌نهاد كه قصد كمك دارند، چطور مي‌توانند به اين دسته از بيماران نيازمند کمک کنند؟
اخيرا «انجمن اهداي ايرانيان» تشكيل شده كه مركزي در تهران است و شاخه‌هاي استاني‌اش به تبعيت از آن در كل كشور وجود دارد. يكي از وظايف كمك به حال و زندگي افرادي است كه قرار است عضو دريافت كنند يا دريافت كرده‌اند. همه افرادي كه نذر يا قصد كمك دارند، مي‌توانند با مراجعه به اين مراكز در جهت هدف خود اقدام كنند و بيماران پيوندي را از لطف خود محروم نكنند.
‌چه نوع كمكي در اولويت است؟
هر نوع كمكي از مردم نوع‌دوست پذيرفته مي‌شود، اما مسئله مهمي كه بايد به آن توجه شود این است: كمك‌ها بايد به نحوي انجام شود كه در يك چارچوب باشد و شخصيت دريافت‌كننده كمك زير سؤال نرود و عزت نفس افراد حفظ شود.‌ اگر كمك‌هاي مردمي با حفظ اين موازين باشد ما هر نوع كمك و مساعدتي را قبول مي‌كنيم.
‌اخیرا مباحثی مبنی بر اینکه اعضای بدن در ایران به فروش می‌رسد مطرح شده‌است. آيا این ادعا درست است؟ البته خریدوفروش کلیه وجود دارد و مسئله پنهانی نیست. سؤال من در مورد سایر اعضای بدن است.
نه، اصلا اینطور نیست. درحال‌حاضر خريدوفروش كليه هم محدود شده‌ و حتي‌ به جرئت مي‌توان گفت نزديك به صفر است. در دولت آقاي روحاني و وزارتخانه زير نظر دكتر هاشمي و دست‌اندركاران پيوند و اساتيدي مانند آقاي ملك‌حسيني و فاضل كه از پيشكسوتان هستند، با قوانيني سفت‌وسخت كارهايي انجام داده‌اند كه كار غيراخلاقي خريدوفروش كليه هم انجام نشود. ازطرفي خريدوفروش بيشتر در مورد كليه رايج و ممكن است، چون هر انسان دو كليه دارد و اين در حالي است كه با يك كليه هم مي‌توان به زندگي ادامه داد، اما در مورد اعضاي ديگر اين امكان وجود ندارد.


دیدگاه‌ها(۰)