۱۳۹۶ جمعه ۶ مرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
نقشه‌ راه محمدرضا داورزنی برای تکرار موفقیت والیبال در ورزش ايران
حضور در المپیک با کاروان 200 نفری

سال‌هاست والیبال به‌عنوان نماد ورزش ایران شناخته می‌شود. رشته‌ای که دو دهه پیش جزء قدرت‌های آسیا هم نبود، اکنون یکی از قدرت‌های برتر جهان است. والیبال با پیشرفت تحسین‌برانگیزش باعث شد تا این باور در ورزش کشور ایجاد شود که رشته‌های دیگر هم می‌توانند این مسیر را طی کنند. محمدرضا داورزنی، رئیس باتجربه فدراسیون والیبال كه مدتي است معاونت ورزش قهرماني وزارت ورزش را نيز به‌عهده گرفته، درباره اینکه چه کارهایی باید انجام شود تا ورزش ایران به یکی از قدرت‌های دنیا تبدیل شود، از تجارب والیبال می‌گوید.

طبیعی است که والیبال به‌عنوان نمونه‌ای از توانمندی جوان ایرانی خودش را ارائه کرد. فدراسیون والیبال سعی کرد با برنامه‌ریزی نسبتا خوب و استراتژی بلندمدت این توانمندی را به خود مردم نشان دهد که آیا ایران می‌تواند با وجود مشکلات، محدودیت‌ها و تحریم‌هایی که برایش ایجاد کردند، جزء قدرت‌های برتر شود؟ و ثابت کرد که می‌شود.
ظرفیت ایران ظرفیتی استثنایی است. اگر نگاهی به جایگاه خودمان در منطقه بیندازیم، کشوری ویژه در دنیا هستیم؛ نه جزء کشورهای عقب منطقه، نه جزء کشورهای آسیای شرقی، نه قابل‌قیاس با کشورهای آسیای میانه و نه اروپایی، کشوری منحصربه‌فرد. به لحاظ استراتژیک و ژئوپلیتیک واقعا استثنایی هستیم. طبق آمارهایی که از سوی نهادهای بین‌المللی ارائه می‌شود، قدمت این کشور نزدیک به دو، سه هزار سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد. این تاریخ تمدن به ما می‌گوید این کشور ظرفیت‌هایی دارد که باید به‌خوبی شناسایی و از آنها استفاده شود.
ما در ایران از نظر فیزیکی و بهره هوشی از متوسط دنیا شرایط بهتری داریم. به لحاظ سرزمینی کشوری هستیم که یک ‌درصد زمین دنیا را در اختیار داریم و جمعیت‌مان هم یک درصد جمعیت دنیاست ولی 14، 15 درصد منابع دنیا را در اختیار داریم. می‌توان با برنامه‌ریزی و استفاده درست از همه ظرفیت‌ها به نتایج قابل‌قبولی رسید. برای اینکه به نتیجه نرسیم، بهانه زیاد است. از این مزیت‌ها باید استفاده کرد.جمعیت جوانی که ما داریم و قابلیت‌هایی که این جوانان دارند، به ما می‌گوید با برنامه‌ریزی و توجه بیشتر در خیلی از رشته‌ها می‌توان به نتیجه خوب رسید، مانند اتفاقی که در والیبال افتاد. در والیبال هم محدودیت و تحریم‌ها داشتیم، ولی با محافل بین‌المللی نشستیم و مذاکره و پیگیری کردیم. از آن طرف قدرتمان را به دنیا نشان دادیم. باید ابتدا قوی شوی، بعد از دنیا تقاضای جایگاه و دیده‌شدنت را داشته باشی، تقاضای حضور در معادلات دنیا. اگر می‌خواهی در تصمیم‌گیری‌ها حضور داشته باشی، باید قدرتمند باشی. این کار در والیبال کشور انجام شد. طی 25 سال گذشته ثباتی نسبی بر مدیریت والیبال کشور حاکم بوده؛ 15، 16سال آقای یزدانی‌خرم حضور داشتند و حدود 10 سال هم مدیریت والیبال را بنده برعهده داشتم. این ثبات مدیریت کمک کرده که شما براساس یک استراتژی بلندمدت بتوانی با برنامه‌ریزی اقدام کنی.

ثبات و استقلال مالی
برای سایر رشته‌ها چه باید کرد؟ ما در فدراسیون والیبال به شرایط کشور نگاه کردیم؛ یکی از مسائل وابستگی زمینه‌های مختلف کشور به درآمد نفتی است. بسیاری از کشورهای دنیا، وقتی فعالیت‌های ورزشی‌شان به منابع دولتی وابسته می‌شود، تحت‌تأثیر نوسانات بودجه دولت قرار می‌گیرند. ولی خیلی از کشورها به دلیل اینکه شرایط اقتصادی‌شان متفاوت است، خود را از دولت جدا کردند و از وجود اسپانسرها و مارکتینگ بهره بردند و منابع خودشان را تأمین کردند. ما هم از این فرصت استفاده کردیم. با استراتژی بلندمدتی که داشتیم، یک استراتژی منابع مالی هم برای خودمان تعریف کردیم که با چه سازوکاری وابستگی‌مان را از صددرصد به بودجه دولت، به صفردرصد برسانیم. شاید 10 سال پیش ‌می‌گفتند غیرممکن است. می‌گفتند با شرایطی که در کشور داریم (وضع خراب اقتصاد، مشکل کارخانه‌ها و مشکل تولید)، مگر می‌توان از این فضا استفاده و کسب درآمد کرد؟ اما درواقع اگر نگاه دقیق‌تری به کشورمان داشته باشیم، بازار، بازار بسیار خوب و اشباع‌نشده‌ای است. ما هم این کار را کردیم و با تنظیم یک برنامه خوب بازاریابی، فعالیت‌های وابسته به دولت را تقریبا به صفر رساندیم. می‌شود گفت جهش بسیار خوبی در این بخش انجام دادیم. از طرف دیگر حوزه مارکتینگ حوزه خاص خودش است. اول باید بپذیریم که مارکتینگ هم‌اکنون در دنیا یک علم است. باید نگاه تخصصی به آن داشت. اگر توقع داشته باشیم که یک مدیر همه‌چیز را خودش بداند، مارکتینگ، ساخت‌وساز و تیمداری را بداند و از حوزه قهرمانی و المپیک هم شناخت داشته باشد، توقع بیجایی‌ است. در دنیا کارها تخصصی شده است.

استفاده از تجربه و علم دنیا
باید واقع‌بین‌تر باشیم؛ با شعار نمی‌شود برای المپیک برنامه‌ریزی کرد. وقتی می‌خواهیم برای قهرمانی جهان برنامه‌ریزی کنیم، باز هم با حرف و شعار نمی‌شود برنامه‌ریزی کرد. خیلی چیزها را قبلا اختراع کرده‌اند، قرار نیست شما اختراع کنید. شما می‌توانید از تجربیات دنیا استفاده کنید؛ کاری که فدراسیون والیبال انجام داد. رفتیم دیدیم کشوری که در المپیک طلا گرفته چه کار کرده است. کشورهایی که چندسالی است جزء قدرت‌های برتر دنیا هستند چه اتفاقی برایشان افتاده است. با مطالعه و بررسی می‌توان فهمید که چه اتفاقاتی افتاده است. با شعار «ما بهترینیم» نمی‌توان المپیکی شد. زمانی که ما برای رسیدن به این جایگاه برنامه‌ریزی کردیم، در آن مقطع بسیاری از کارشناسان می‌گفتند که غیرممکن است، امکان‌پذیر نیست. می‌گفتند: «حالاحالاها باید به فکر گذشتن از سد ژاپن و کره باشیم». زمانی گرفتن عکس یادگاری با تیم‌های بزرگ دنیا در حد آرزو بود، درحالی‌که دیگر توقع مردم این‌قدر زیاد شده که وقتی به برزیل، روسیه یا ایتالیا می‌بازیم اعتراض می‌کنند چرا باختید؟ ببینید از گرفتن عکس یادگاری تا اینکه اکنون شما این تیم‌ها را می‌برید، فاصله خیلی زیاد است. به شما می‌گویند اگر مبتنی بر یک برنامه علمی پیش بروید، نتیجه می‌گیرید. این برنامه علمی را یک نفر خاص در یک کشور تعریف نکرده است؛ مجموعه اتفاقاتی است که در دنیا افتاده و تجربه شده و به نظریه تبدیل شده است و شما می‌توانید در مدل‌های برنامه‌ریزی از آنها استفاده کنید.

شاه‌کلیدی به نام مدیریت
نکته‌ای که در کشور ما مغفول مانده، خود مدیریت است. ما ده‌ها قهرمان المپیک و جهان داریم اما الزاما اینها مدیر نیستند. سبک و سیاق مدیریتِ امور را تجربه نکرده‌اند و علمش را بلد نیستند. بعد هم به هر خیابان یا اداره‌ای که بروید، هر فردی در هر سطحی یک نظریه راجع‌به مدیریت می‌دهد. درصورتی‌که این را باید بپذیریم که شاه‌کلید بسیاری از کارها در سازمان‌های بزرگ خودِ مدیریت است. مدیریت مفهومی است علاوه بر خود مدیر. اینکه امور مدیریتی را چه فردی انجام می‌دهد، مبحثی جداست. ما باید یک ساختار مدیریتی داشته باشیم، دارای سازمان و برنامه‌ای باشیم که عوامل خوب در آن تعریف‌شده باشند و بتوانند کنار همدیگر سازماندهی شوند و به سمت هدف حرکت کنند. باید بدانیم منابع را کجا باید هزینه کرد. چه نیروی انسانی به درد چه کاری می‌خورد. صرف اینکه یک نفر قهرمان المپیک یا جهان می‌شود، انتظار می‌رود که این آدم باید همه‌چیز را در این حوزه بلد باشد. این یک حرف اشتباه است. مورد درستی که باید اتفاق بیفتد، این است که ما فعالیت‌هایمان باید مبتنی بر یک مدل مدیریتی درست باشد. در این مدل مدیریتی، آدم‌های متخصص و نظام برنامه‌ریزی دیده می‌شود. اینکه فقط می‌خواهیم سیستمی را اداره کنیم، حقوق صدنفر، 200 نفر را تأمین کنیم، چراغ این سازمان روشن باشد، هشت صبح سرکار بیایند و پنج عصر به خانه‌هایشان بروند، بعد بگوییم سازمان دارد اداره می‌شود، مدیریت نیست. در کشور ما بسیاری از امور سرشار از آزمون و خطاست. منابع زیادی را صرف می‌کنیم که کارهای بدون مطالعه انجام دهیم. یک‌جا سدی را اشتباه می‌سازیم، جایی دیگر اتوبانی را اشتباه می‌کشیم و تونلی را اشتباه طراحی می‌کنیم؛ بعد از 10 سال می‌آیند می‌گویند هرکس تونل را اینجا ساخته، اشتباه کرده است. باید مطالعه کرد. باید دید کشورهای پیشرفته دنیا چه کارهایی انجام داده‌اند. در کشورهای دنیا مدیریت منابع چگونه است. چگونه پول درمی‌آورند و چگونه هزینه می‌کنند. در حوزه ورزش برنامه‌ریزی‌هایی انجام می‌دهیم که ما را به نتیجه نمی‌رساند و درجا می‌زنیم. فدراسیونی درست می‌کنیم که از منابع دولتی یک‌میلیارد تومان پول بگیرد و 900 میلیون تومان حقوق پرسنل بدهد. این موضوع منطقی است؟ می‌توان تجربیات دنیا را دید و از آن استفاده کرد. ما ابتدا رفتیم، دیدیم تیم‌هایی که المپیکی‌اند دارای چه ویژگی‌هایی هستند و به لحاظ فیزیکی چه ظرفیت‌ها و قابلیت‌هایی دارند. از نظر نظام برنامه‌ریزی و تعداد بازی‌های رسمی در چه وضعیتی‌اند. همه اینها را باید کنار هم بگذارید، بعد به شما می‌گوید تیمی که می‌خواهد به المپیک بیاید، باید این ویژگی‌ها را داشته باشد. شما نمی‌توانید با کشورهای آسیای میانه بازی تدارکاتی بگذارید، بعد بروید با آمریکا بازی کنید. مدل شما می‌گوید ابتدا باید به لیگ جهانی بروید؛ در یک بازه پنج، شش‌ساله 50، 60 بازی انجام دهید، بعد ادعا کنید که می‌خواهیم برویم در المپیک با اینها بازی کنیم.

خودباوری و زحمت
ابتدا تمام جوانان ما باید خودباوری داشته باشند که ما چیزی از دنیا کم نداریم که الحمدلله دارند. دوم باید برای موفقیت زحمت بکشند. تمام کشورهای دنیا برای موفقیت در المپیک زحمت می‌کشند. خدای ما خدای آنها هم هست. بله خدا گفته به من توکل کن. ولی درست برنامه‌ریزی کن، کارت را درست انجام بده، زحمت بکش، بعد به موفقیت می‌رسی. بدون برنامه‌ریزی و سختی‌کشیدن نمی‌توان به موفقیت رسید.

لزوم  مدیریت یکپارچه
من با توجه به سوابق 35ساله‌ام در حوزه ورزش معتقدم که در خیلی از رشته‌ها می‌توانیم با برنامه‌ریزی، توجه جدی، مدیریت منابع و هدفمند کارکردن به نتیجه برسیم. به اعتقاد من در والیبال، بسکتبال، هندبال و فوتبال می‌توانیم جزء کشورهایی باشیم که همواره در المپیک حضور دارند. توقع هم نباید داشته باشیم که همه‌چیز را دولت فراهم کند. مديريت اجرایی کشور ما یک مديريت سیستماتیک، منظم و یکپارچه نیست. این یک واقعیت است که باید آن را بپذیریم. نگاه بیشتر دوستان ما در قسمت‌های مختلف بخشی و جزیره‌ای است. درصورتی‌که در کشورهای مدرن دنیا این نگاه، سیستماتیک است. همه به هم سرویس می‌دهند. البته ما در تئوری این مباحث را داریم. در نظام جامع این مباحث دیده شده، ولی واقعیت چیز دیگری است. باید آموزش‌وپرورش، دانشگاه و وزارت ورزش همه در یک نظام یکپارچه دیده شود. فدراسیون‌ها نباید در بخش استعدادیابی و رده‌های پایه خودشان کار کنند. خروجی آموزشگاه‌ها باید به تیم‌ملی برسد. این شکاف در ورزش ایران وجود دارد. درحال‌حاضر فدراسیون والیبال در رده سنی 10، 11 سال و دیگر رده‌ها استعدادیابی می‌کند. البته دوستان ما در آموزش‌و‌پرورش نیز کارهایی برای خود می‌کنند و ما کمی با هم هماهنگیم. درمجموع این ساختار یک ساختار معیوب است و باید اصلاح شود تا در این بخش بتوانیم از همه ظرفیت‌ها استفاده کنیم.

استفاده بهینه از زیرساخت‌ها
هم‌اکنون چندهزار سالن، چندصد زمین چمن و استخر در سراسر کشور وجود دارد. هر نهادی برای خودش کارهایی انجام داده است. کارگری رفته سالن ساخته، دانشگاه آزاد ساخته، دیگر ارگان‌های دولتی و آموزش‌وپرورش به همین ترتیب. از هرکسی هم سؤال کنید، می‌گوید هیچی ندارم. می‌پرسیم: «چرا تیم به مسابقات نمی‌فرستید؟» می‌گویند: «امکانات نداریم. سالن نداریم.» اگر به کوچک‌ترین شهرهای کشور و روستاها نیز بروید، می‌بینید که سالن ساخته شده است. بیشتر شهرهای ما سالن دارند. 30 سال پیش این امکانات نبود، اما اینها تحت یک نظام واحد نیست. این یک اشکال عمده است.
درمجموع تمامی رشته‌های ورزشی این قابلیت را دارند که با برنامه‌ریزی و استفاده از همین ظرفیت‌های موجود به نتایج قابل‌قبولی برسیم. شک نکنید خیلی از این کشورهایی که در المپیک مدال می‌گیرند، نصف امکانات ما را ندارند. ما باید جزء کشورهای بالای المپیک باشیم. ما در رشته‌هایی مثل دوومیدانی و قایقرانی باید مدال بگیریم. مگر ما کم آب داریم. در بوکس و جودو این همه رینگ و تاتامی و باشگاه‌های مختلف داریم. باید از این ظرفیت‌ها به‌خوبی استفاده کنیم. ایران در المپیک نه با 60 نفر بلکه با 200، 300نفر باید شرکت کند. این را من باور دارم. باید توجه جدی‌تری به ورزش کرد. البته دولتمردان تاکنون توجه داشتند ولی کشورهای پیشرفته دنیا نوع توجهشان متفاوت است. از الان باید به فکر المپیک 2020 و 2024 باشیم. فعالیت‌های هر رشته باید در این راستا باشد. دولت و مجلس هم باید مسیر را هموار کنند. نگاه به ورزش، موضوع حاشیه‌ای و تفننی نباشد. ورزش یک موضوع اجتماعی است. هویت مردم است. ما کشوری با این تاریخ تمدن هستیم. اگر نظام درستی بر ورزش کشور حاکم باشد، می‌توانیم در بسیاری از رشته‌های ورزشی قدرتمندانه حضور داشته باشیم. کاروان ما باید یک کاروان 200، 300 نفری باشد. بیشتر کشورهای توسعه‌یافته دنیا در بیشتر رشته‌های گروه‌های المپیک حضور دارند، ما هم باید باشیم. انتظاری که خودمان از خودمان داریم خیلی بیشتر از این است. آیا ظرفیت کشور ما حضور با 60 ورزشکار است؟ به اعتقاد من هدف‌گذاری ما برای المپیک 2020 توکیو با صد تا 120 نفر باید باشد. این شدنی است.


دیدگاه‌ها(۰)