۱۳۹۶ دوشنبه ۸ خرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
محمود خسروی‌وفا، رئیس فدراسیون ورزش‌های جانبازان و معلولین:
زنان پارالمپيكي نرفتند فقط سهميه بگيرند

در کارنامه محمود خسروی‌وفا 30 سال ریاست فدراسیون ورزش‌های جانبازان و معلولين دیده می‌شود، به‌طوری‌که خیلی‌ها ورزش پارالمپیک ایران را با نام محمود خسروی‌وفا به یاد می‌آورند. مرد سردوگرم‌چشیده ورزش ایران موفق شده ثبات مطلوبی در فدراسیون جانبازان و معلولين به‌وجود آورد. با رئیس کمیته ملی پارالمپیک، که سابقه سال‌ها حضور در کمیته ملی المپیک نیز دارد، درباره وضعیت ورزش پارالمپیک به گفت‌وگو نشستیم.

‌ آقای خسروی‌وفا کار فدراسیون ورزش‌های جانبازان و معلولين دارای گستردگی زیادی است و نسبت به کار در فدراسیون‌های دیگر سختی‌های بیشتری دارد. درواقع شما با ورزشکاران رشته‌های مختلف و با معلولیت‌های گوناگون و مسائل خاص خودشان طرف هستید. این گستردگی مشکلات زیادی برایتان ایجاد نمی‌کند؟
در همین ابتدا باید بگویم که کار ما زیبایی‌های بسیاری دارد. درست است گستردگی رشته‌ها و معلولیت‌ها مشکلاتی ایجاد می‌کند، اما این مشکلات و گستردگی در برابر زیبایی‌های کار هیچ است. البته مشخص است که این گسترش کار مشکلات و نیازهای خودش را دارد و از هر نظر تخصص‌های خاصی (ازجمله فنی، اجرایی، بهداشتی، حمل‌ونقل و تغذیه) می‌طلبد. فرضا، اگر ما بخواهیم برای ورزشکاران‌مان هتل بگیریم، ابتدا باید برویم ببینیم این هتل برای معلولين مناسب‌سازی شده است یا خیر. حتی برخی هتل‌های پنج‌ستاره دنیا نهایت پنج اتاقشان مناسب آنها باشد. همین موضوع ناخودآگاه کارهای ساده شما را با مشکل روبه‌رو می‌کند. گفتمان بین‌المللی این است که بگوییم ورزشکار المپیکی و ورزشکار پارالمپیکی، دیگر نمی‌گوییم معلول. زیبایی‌ای که شما هیچ جای دیگر نمی‌بینید، توانمندی‌هایی است که یک ورزشکار پارالمپیکی از خود نشان می‌دهد. این توانمندی‌ها شما را وادار به تفکر می‌کند. چطور می‌شود در پارالمپیک پکن یک ورزشکار دوتا پا و دوتا دست ندارد، ولی شنا می‌کند! خدا دوتا دست و دوتا پا به من داده ولی از آب می‌ترسم! این همان درس، تفکر و دانشگاه است. ما همیشه می‌آییم توانمندان‌مان را نمایش می‌دهیم. مردم دوست دارند توانمندی‌های ویژه را ببینند، اما در اصل توانمندی جای دیگری است؛ در رشته بوچیاست. رشته‌ای که در ورزش‌های ورزشکاران سالم به اسم بولز شناخته می‌شود. شدیدترین نوع معلولیت در دنیا متعلق به رشته بوچیاست. به نظرم ورزشکار قوی این است. ورزشکار بوچیا برای اینکه توپ را پرتاب کند، خیلی سختی می‌کشد. این خیلی دیدنی است. اگر احساسی شوی، گریه‌ات درمی‌آید. ما می‌گوییم احساسی به این اتفاق نگاه نکنید، به توانمندی‌ها توجه کنید. اگر ما جای این انسان بودیم از خانه هم بیرون نمی‌آمدیم. این الان آمده سوار ماشین شده، تمرین می‌کند، مسابقه می‌دهد و می‌رود در پارالمپیک شرکت می‌کند. از ابتدا تا انتهای کارش زیبایی است. در همین المپیک ریو چند ورزشکار پارالمپیک رکورد سالم‌های آسیا را شکستند. این اتفاق باورکردنی نیست. آدم با خودش می‌گوید مگر می‌شود یک انسان با یک دست قطع و یک پای قطع در دوچرخه‌سواری پیست رکورد آسیا را بشکند.
‌به نظر می‌رسد در سایه این اقدامات گسترده، طی این سه‌دهه‌ای که در فدراسیون جانبازان و معلولين حضور دارید، حمایت خوبی هم از شما شده است.
در این مدت سه‌دهه پیشنهادهای زیادی به من شد؛ از کمیته ملی المپیک گرفته تا فدراسیون‌های مختلف. ولی من گفتم یک متر فدراسیون ورزشی جانبازان و معلولين را با فدراسیون فوتبال هم عوض نمی‌کنم. اینجا زیبایی دارد. باید این زیبایی را حس و درک کنی؛ و‌الا فیش حقوقی و اضافه‌کاری هم نمی‌گیریم. کار در اینجا عشق می‌خواهد. درباره حمایت‌ها اجازه بدهید از ابتدا شروع کنم. زمانی‌که در سال 1359 کارمان را در فدراسیون شروع کردیم، در تمام کشور 50 ورزشکار داشتیم. آن زمان جنگ هم شروع نشده بود و همه معلول بودند. بعد از شروع شدن  جنگ، ذره‌ذره به تعداد ورزشکاران‌مان اضافه شد. این را هم بگویم که جانبازان به این راحتی هم وارد عرصه ورزش نمی‌شدند. مگر می‌شد آنها را وارد ورزش کنی! آنها ورزش را یک موضوع سرگرم‌کننده می‌دانستند. از این مهم‌تر همه شور و عشق دفاع از کشور را داشتند. کمااینکه خیلی از شهدای ما پس از جانبازشدن برگشتند و شهید شدند: شهید خرازی، شهید موحد، شهید افراسیابی.
خیلی طول کشید که بدنه جانبازان بپذیرد و در ورزش فعالیت کند. به‌تدریج مسئولان موضوع ورزش جانبازان را باور کردند و پذیرفتند.
در زمان ریاست مرحوم داودی در سازمان تربیت‌بدنی، ورزش بوکس در کشور تعطیل شد و ایشان سالن‌های بوکس را در اختیار ما قرار دادند. به این ترتیب ما صاحب سالن شدیم. بعد گفتیم برای تردد ورزشکاران وسیله می‌خواهیم، برایمان اتوبوس نو خریدند. هنوز پس از 30 سال هیچ فدراسیونی اتوبوس نو ندارد، ما آن زمان اتوبوس نو داشتیم. الان هم اتوبوس و ون‌های مناسب‌سازی‌شده داریم.
اولین‌باری که به ورزش جانبازان توجه ویژه شد، سال 1363 بود. ما اولین مسابقات قهرمانی کشور را به شکل جشنواره با حضور 350 معلول برگزار می‌کردیم. آن زمان برگزاری چنین مسابقاتی نشدنی بود. درواقع رسم بود برای همه دعوت‌نامه می‌فرستاند. ما یک دعوت‌نامه برای رئیس‌جمهوری وقت، که مقام معظم رهبری بودند، فرستادیم. توقع نداشتیم ایشان تشریف بیاورند، اما تشریف آوردند و آن جشنواره به نقطه‌عطف ورزش جانبازان و معلولين تبدیل شد. رئیس‌جمهوری وقت ورزش معلولين را پذیرفته و به دولت تأکید کردند که حمایت کنند. حمایت‌های ایشان ادامه پیدا کرد؛ به مسابقات رفتیم و برگشتیم و با ایشان ملاقات داشتیم. این حمایت‌ها تا دوره رهبری ایشان نیز ادامه پیدا کرد. سال 1372 به مسابقات مجروحان جنگی رفتیم. آقایان گلپایگانی، شهید صیادشیرازی، رحیم صفوی و چمران برای استقبال به فرودگاه آمدند. آقا در صحبت فردا صبحشان فرمودند: «من می‌خواستم بیایم فرودگاه»؛ اینها توجهات معنوی است، نشانه‌هایی که به دیگران می‌فهماند که باید به ورزش جانبازان و معلولين توجه شود. این حمایت‌های مقام ‌معظم رهبری تا به امروز ادامه داشته است. به دنبال آن، مجلس‌ها و دولت‌ها نیز حامی ما بودند. مجلس حمایت خوبی از ما داشت. قانون کردند 10 درصد از پول هر نخ سیگار را به ورزش بدهید. گفتند از این 10 درصد یک درصدش برای بانوان، یک درصد هم برای معلولين. خیلی خوب شد. ما با همان بودجه در استان‌ها مجموعه ورزشی اختصاصی ساختیم. همه دولت‌ها نگاه ویژه‌ای به ما داشته‌اند. حالا کم و زیاد هم داشته است. یک نکته دیگر هم بگویم: ما تا به حال جشنواره‌های باشکوهی برگزار کرده‌ایم که در دنیا بی‌سابقه بوده است. وقتی می‌گفتیم می‌خواهیم با حضور پنج‌هزار نفر جشنواره برگزار کنیم، کسی در دنیا قبول نمی‌کرد. بیشترین تعداد در آتن با سه‌هزارو 500 نفر بوده است که می‌گفتند شدنی نیست. با چندتا تیم بسکتبال؟ صد تیم. چندتا تیم والیبال؟ صد تیم. در المپیک 14 تیم حضور دارند. مسئولان کمیته بین‌المللی پارالمپیک «آی.پی.سی» را دعوتشان کردیم؛ آمدند و دیدند. همین جشنواره‌های ما الگو و مرجعی برای کشورهای دیگر شد. اول که ما می‌گفتیم می‌خواهیم جشنواره با پنج‌هزار نفر برگزار کنیم، آنها تصور می‌کردند که می‌خواهیم «یک‌قل، دوقل» بازی کنیم. اما آمدند و دیدند که مسابقات در سطح استاندارد برگزار می‌شود. حتی توزیع مدالش استاندارد است. رئیس‌جمهوری‌های مختلف به جشنواره‌های ما آمدند. همه اینها فرصت‌های دولتی است. درنهایت ما در ورزشگاه آزادی جشنواره گذاشتیم که مقام معظم رهبری هم تشریف آوردند. ایشان فقط یک‌بار در محیط‌های ورزشی حضور پیدا کردند که آن هم برای جانبازان بوده است.
‌شما از نتایج ایران در پارالمپیک 2016 ریو راضی بودید؟ همان تعداد مدال لندن تکرار شد و درنهایت کاروان ایران پانزدهم شد؟
اگر بخواهم کلی بگویم، خیلی راضی‌ام. ما به ژاپن نگاه می‌کنیم: 136 ورزشکار داشت، همه هم در ورزش‌های انفرادی. ورزشکاران انفرادی‌ ما پنجاه‌وخرده‌ای بودند. زیرساخت کشور ژاپن کامل است، با آن زیرساخت و سرمایه آمده و شصت‌وچهارم شده و یک طلا هم نگرفته است. با کانادا مقایسه کنیم: 134 ورزشکار داشت و فقط نقره‌اش بیشتر از ما بود.
‌قبول دارید این ظرفیت وجود دارد که در جدول جایگاه بهتری از پانزدهمی داشته باشیم؟ فاصله کشورهای بالاتر با ما زیاد نبود.
شدنی است. با اینکه از نتایج راضی‌ام اما خدایی ته دلم می‌گویم ظرفیت جمهوری اسلامی این نیست. ظرفیت ورزش کشور ما به‌ویژه پارالمپیک تک‌رقمی است. باید از فرصت‌ها استفاده کنیم. می‌پذیرم که بهتر می‌توانستیم استفاده کنیم. پانزدهم ریو و یازدهم لندن برای ما کم است. اما چرا گفتم راضی‌ام؟ فینال تمامی بازی‌های المپیک و پارالمپیک دیدنی است. المپیک به ماراتن ختم می‌شود و پارالمپیک به فینال والیبال نشسته. ما با آن اختلاف بوسنی را بردیم و قهرمان شدیم. دیدید مدال‌آوران ما چه شاخصه‌های بین‌المللی‌ای داشتند. از همان رژه شروع کنیم. برای نمایش رژه به هر کشور 30 ثانیه پرداختند، ولی به ما دو دقیقه. گزارش «سی‌ان‌ان» را نگاه کنید، می‌گوید چرا این‌قدر زمان ایران طولانی شد. طبق قانون زمان نمایش هر کشور 30 ثانیه است. ناخودآگاه برای ایران دو دقیقه شد. دو دقیقه گزارشگر «سی‌ان‌‌ان» از ابتدا تا انتها از ایران تعریف می‌کند. من به دستگاه دیپلماسی‌مان می‌گفتم چقدر باید هزینه کنیم که سی‌‌ان.‌ان دو دقیقه از ما تعریف کند؟ می‌گفت این سیامند رحمان است؛ کسی که قرار است وزنه 300کیلویی بزند. این زهرا نعمتی است. این بلندقدترین ورزشکار پارالمپیک است. چه لباس‌های زیبایی دارند! چقدر خوب است که دولت‌ها ورزشکاران را در انتخاب رنگ لباس آزاد می‌گذارند. چقدر خوش‌سلیقه! این تازه شروع کار ما در رژه بود. در مسابقات چه شد؟ به سیامند رحمان می‌رسیم؛ سایت «آی‌پی‌سی» می‌نویسد مرد افسانه‌ای. در پارالمپیک مگر به چند نفر گفته شد افسانه‌ای؟ نوشت مرد افسانه‌ای که با رکوردش دو بچه فیل را از زمین بلند کرد. ما همه‌جا اثرگذار بودیم. در رژه اثرگذار بودیم. مرگ یکی از ورزشکاران‌مان خیلی تلخ بود، ولی اثر آن از 20 مدال هم بیشتر شد. در یک مراسم بین‌المللی با پخش تلویزیونی سراسری با حضور 150 کشور دنیا و مسئولان‌شان یک دقیقه سکوت برای یک ورزشکار جانباز، که از 15سالگی جانباز بود، برگزار شد. تمامی تیم افتخارآمیز بود. چطور من به کاروان ایران نمره خوب ندهم؟
‌ یکی از ویژگی‌های مثبت پارالمپیک ما موفقیت بانوان بود. سه طلای ایران را بانوان کسب کردند که اگر این سه طلا نبود، رتبه پایین‌تری در جدول داشتیم. این نشان می‌دهد که در فدراسیون جانبازان و معلولين به‌خوبی از ظرفیت ورزشکاران زن استفاده شده است.
اول باید به یک نکته اشاره کنم: ورزشکاران خانمی که چهارم، پنجم و ششم شدند، واقعا کار باارزشی انجام دادند که آنها را نباید نادیده گرفت. برای اولین‌بار تیمی از خانم‌ها رفت و در پارالمپیک شرکت کرد؛ در المپیک که حالاحالاها نمی‌تواند ورزش تیمی خانم‌ها شرکت کند. تیم والیبال نشسته ما برای اولین‌بار وارد سالنی شده و هشت هزار تماشاگر را می‌بیند که ایران را تشویق می‌کنند. با اینکه حجاب دارند، خوب بازی می‌کنند. نرفتند فقط کسب سهمیه کنند. در بازی کسب رتبه پنجم- ششمی تمامی سالن بچه‌های ما را تشویق می‌کند. بازی پنج‌سته می‌شود، ایران با دو امتیاز اختلاف می‌برد. این پنجمی برای ما خیلی ارزش دارد. از نظر حضور خانم‌ها در پارالمپیک ما در ریو نسبت به لندن سه‌برابر رشد داشتیم. اصلا حضور این خانم‌ها جلو این کاروان تمام این حرف‌وحدیث‌های حقوق بشر را باطل می‌کند. باید به زنان اعتماد کرد و به آنها فرصت داد. الان در فدراسیون جانبازان، مسئول انجمن تیراندازی ما یک زن است؛ هم مدیریت آقایان را برعهده دارد و هم خانم‌ها را. همچنین فدراسیون جانبازان ورزشکار و پرچمدار به المپیک صادر کرده است. احتمالا در المپیک بعدی در تیراندازی هم صادر می‌کنیم. من نوید این را داده‌ام. خوشحالیم که توانمندی‌های پارالمپیک ایران دیده شده، آن‌هم در سطح بین‌المللی. زهرا نعمتی سیزدهمین ورزشکاری بوده که در تاریخ صدساله المپیک، هم در پارالمپیک شرکت داشته ،هم در المپیک. اولین ورزشکار دنیاست که از پارالمپیک به المپیک آمده و پرچمدار شده. دیپلماسی یعنی چی؟ شاخصه‌های حقوق بشر مشخص است. سالمندی است. زن است. زن در جلو کاروان المپیکی ما حضور داشت، معلول حضور داشت. با حداقل هزینه و بدون تنش‌های سیاسی کشورمان را نشان دادیم.
‌حمایت دولت تدبیروامید در این سه سال از شما در چه سطحی بوده است؟
می‌خواستم در این‌باره حتما توضیح بدهم. خدمات دولت هم جنبه‌های معنوی دارد و هم مادی. از جنبه‌های معنوی بگویم: یک ورزش تیمی ما مقامی به دست می‌آورد، آن زمان ما انتظار پیام از ریاست جمهوری، معاون اول، معاونان دیگر و وزیر ورزش نداریم، چون سطح مسابقه بالاست اما عالی نیست. یک‌باره متوجه می‌شویم که رئیس‌جمهوری پیام داد. می‌دانید این یعنی چه؟ یعنی ورزشکار ما دیده شده است. این ارزش است. باعث می‌شود توجه بیشتری هم به ما شود. ناخودآگاه این توجه معنوی به‌دنبال خود توجهی مادی هم جلب می‌کند. دیگر مدیریت و برنامه‌ریزی هم ما را خوب می‌بیند. این اولین کار معنوی است. فکر کنم این دوره اولین باری است که معاون رئیس‌جمهوری به دفعات در جلسه مدیران ورزشی وزارت ورزش شرکت کرد. من تجربه‌ام زیاد است، شک نکنید که ایشان رکورد زدند. آیا این آقایان بیکارند که در جلسات ما شرکت می‌کنند؟ یقینا با این جریان برجام، مسائل اقتصادی و تحریم اگر فرصت داشته باشند که کمی استراحت کنند، خیلی خوب است. پس معلوم است برای این دولت شاخصه ورزش یک تعریف مطلوب دارد. وقتی در یک جلسه ورزشی سه معاون رئیس‌جمهوری شرکت می‌کنند (آقای جهانگیری، نوبخت و آقای بانک)، نشانه‌ای برای کارشناسان زیرمجموعه دولت است. معاونان به زیرمجموعه‌شان ‌گرا می‌دهند که وقتی ما این‌گونه برای ورزش وقت می‌گذاریم، شما هم باید توجه ویژه داشته باشید.
پاداش‌های عقب‌افتاده دولت‌های قبل پرداخت می‌شود. کار سختی است که یک دولت بیاید پاداش عقب‌افتاده دو سال قبل را پرداخت کند. باعث می‌شود رشد کنیم.
به یک موضوع مهم دیگر اشاره کنم: ما مالکیت‌هایمان بر مجموعه‌های ورزشی بر اثر ماده 88 زیر سؤال رفت. آقای جهانگیری ورود کردند، به همراه وزیر ورزش وقت کمیسیون لوایح تشکیل شد، ما را دعوت کردند که فدراسیون ورزش‌های جانبازان و معلولين را مستثنا کنید. اتفاق فراتر از تصور ما بود. در بخش بودجه هم حمایت دولت از ورزش عالی بوده است. در بودجه سال 93 و 94 تنها دستگاه دولتی و نهادی که صددرصد بودجه‌اش را گرفت، وزارت ورزش بود که قبل از 9 ماه پایان سال دریافت کرد. حمایت‌ها واقعا قابل‌توجه است. دیدارهای مکرری با رئیس‌جمهوری داریم. پاداش‌هایی که به‌موقع پرداخت شد. برای ما دو اتفاق بزرگ باورنکردنی رخ داد که‌ «آی‌.پی.‌سی» هم در سایتش گذاشت؛ به دستور رئیس‌جمهوری در سال 94 روز پارالمپیک (24 مهر)، پس از تصویب شورای‌عالی فرهنگی، در تقویم کشور ثبت می‌شود. کجای دنیا چنین اتفاقی افتاده است؟ «آی.او.سی» هم اعلام کرد که رئیس‌جمهوری ایران روز پارالمپیک اعلام کرد. اتفاق مهم دیگر هم این بود که رئیس‌جمهوری موضوع تفکیک کمیته ملی پارالمپیک از المپیک را ابلاغ کرد. این اتفاق تضمین صدساله ورزش پارالمپیک است؛ اتفاقی ماندگار. از نظر ما این یک معجزه بود. ما شش سال برای این تفکیک تلاش می‌کردیم. منتظر بودیم همچنان چانه این موضوع را بزنیم. من خودم اگر در مجلس بودم، به این سادگی به دوفوریتی این طرح رأی نمی‌دادم. به خدا قسم وقتی اخبار را شنیدم که دوفوریتی شده، گفتم معجزه شده است. باورم نمی‌شد! مگر می‌شد پارالمپیک دوفوریتی رأی بیاورد؟ خداراشکر. به صحن مجلس که رفتیم، اصلا نیاز نبود ما کاری کنیم؛ دولت موافق، مجلس موافق، قانون شد. شورای نگهبان تأیید کرد و ابلاغ شد. موضوع دیگری هم وجود دارد: شورای فرهنگی عمومی کشور در این دوره به تمامی دستگاه‌های دولتی و غیردولتی ابلاغ کرد، به هزاران شهرداری کشور ابلاغ شد که امکانات مناسب برای ورزش معلولين به‌وجود آورید. مسئولان کمیته بین‌المللی پارالمپیک اعلام کردند که ایران در توجه به ورزش معلولين در دنیا تک است. خودشان گفتند


دیدگاه‌ها(۰)