۱۳۹۶ جمعه ۶ مرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
هم‌کيش رندان جهان...
ساسان رحیمی كازروني.سرپرست شرق در استان فارس

خيام ز پشت پرده سرمست آمد
با کوزه‌اي از ترانه در دست آمد
بگذشت هزاره‌اي و ما چشم به راه
تا نوبت ايرج زبردست آمد
رباعيِ فوق، سروده استاد بهاءالدين خرمشاهي، حُسن مطلعي است تا پيرامونِ رباعي‌سراي توانا و نام‌آشنايِ هم‌روزگارمان، ايرج زبردست، سخن آغاز کنيم.
ايرج زبردست در سال 1353 در شيراز ديده به جهان گشود. در سال 1374 اولين رباعي‌اش را قلمي کرد و در تابستان همان سال، روزنامه خبر ِجنوب با انتشار اين رباعي، انديشه‌ورزي پر‌شور و احساس را به اهالي شعر و ادب و انديشه معرفي کرد که قالبِ رباعي را براي بيانِ احساس و انديشه‌اش برگزيده بود:
چون غربت آفتاب، خونين کفنم    
با سرخ‌ترينِ واژه‌ها هم‌سخنم   
اين شعر تمام حرف‌هايم را زد   
دلتنگ‌ترين شاعر اين شهر منم
در سال 1377، اولين دفتر شعرش با عنوان «خنده‌هاي خيس» به اين جهان گام نهاد و ديري نپاييد که اين «دلتنگ‌ترين شاعر»ِ شهر ِ شيراز به‌واسطه سروده‌هايش در ميانِ اهلِ فرهنگ و ادب نام‌بُردار شد. در روزگاري که نوع ِ رباعي در ميان قالب‌هاي ديگر شعري، رنگ باخته است و به تعبير ِ دکتر سيروس شميسا در کتاب «سير رباعي»: «اصولا شيوه شاعري تغيير کرده و سبک، عوض شده است»، ايرج زبردست با انتخابِ قالبِ رباعي و تسلط بر لفظ و معنا، جانِ تازه‌اي در اين قالب دميده است.
استاد خرمشاهي در کتاب «حيات دوباره رباعي» که به کوشش ايشان و محمد اجاقي منتشر شد، زبردست را شاعري «نوگرا، نوسرا و نوانديش» معرفي مي‌کند که رباعي‌هايش مضاميني نو و معاني پيشرفته‌ای دارند و چنان خوب‌اند که مي‌توان از ماندگاريِ آنها دم زد. خرمشاهي البته به عرفاني‌بودنِ بعضي از رباعيات زبردست هم اشاره مي‌کند، اگرچه نشاني از آنها نمي‌دهد.
چنانچه رباعي را مانند دکتر سيروس شميسا در فصل سيزدهم کتاب «سير رباعي» به لحاظ معنايي به سه قسم 1.عاشقانه، 2. عارفانه و 3. فلسفي-حکمي (خيامي) تقسيم کنيم، اگر نگوييم تمام، بي‌گمان قسمت عمده رباعي‌هاي زبردست را از نظرِ معنايي مي‌توان در اقسام اول و سوم قرار داد و شايد همين است که آثارِ زبردست را با اقبالي چنين گسترده مواجه کرده است و کساني را تا آنجا پيش برده است که او را خيامي ديگر بنامند.
زبردست علاوه بر تسلطش بر لفظ و نيز دميدن انديشه (در قسمِ رباعي فلسفي- حکمي) و احساس (در قسمِ رباعيِ عاشقانه) به بهترين شکل، در فرم ِ کلاسيکِ رباعي، نوآورانه و خلاقانه شکل‌هاي جديدي را نيز به رباعي افزوده است. رباعي‌هاي پلکاني و تصويري، از ابداعات اوست که پيش از او هيچ‌گاه در اين نوعِ ادبي سابقه نداشته است:
به صورتِ پلکاني اين شعر که از کتاب «حيات دوباره رباعي» انتخاب شده است، نظر کنيد:
با صورتِ اتفاق
از ثانيه رد خواهي شد
انتظار پر خواهد زد
مي‌دانم
با اقاقيا
با نرگس
باز از همه سو
به خانه خواهي آمد
در ابتدا تصور مي‌کنيد با شعري در قالبِ نو مواجهيد، حال آن را به شکلِ معمولِ رباعي صورت‌بندي کنيد:
با صورت اتفاق از ثانيه رد
خواهي شد، انتظار پر خواهد زد
مي‌دانم با اقاقيا، با نرگس
باز از همه سو به خانه خواهي آمد
نمونه فوق نشان مي‌دهد زبردست به يک آفرينش هنري دست زده است که از خلاقيت منحصربه‌فردِ او سرچشمه مي‌گيرد.
اين رباعي تصويري را نيز ملاحظه کنيد:
يک بوم و هواي قامتي اين‌گونه
يک دايره و اقامتي اين‌گونه
يک شهر بکش که ساکنانش دارند
جاي سرشان علامتي اين‌گونه
باز هم او يک صحنه هنري و بديع ِديگر خلق مي‌کند؛ صحنه‌اي که چون پيش‌تر، آن را نديده‌ايم، تعجب و تحسينمان را برمي‌انگيزاند.
از ديگر ويژگي‌هاي ايرج زبردست که به قول زنده‌ياد عمران صلاحي، اجازه نمي‌دهد رباعي‌هايش را به حساب خيام واريز کنيم استفاده او از ويژگي‌هاي زباني امروز است:
دل، اين دل پر حسرت و غم هديه به تو
شمع و شب و دفتر و قلم هديه به تو
مي‌خواستم از درد جدايي بنوي...
اين نامه ناتمام هم هديه به تو..
باري ايرج زبردست، احساس و هنر (برساختن قسم اولِ معنايي) و نيز انديشه و هنر (برساختن قسم سومِ معنايي) را چنان ميناگرانه در قالب رباعي مي‌ريزد و نقشي زيبا مي‌افکَند که خواننده رباعي، ديگر تنها خواننده نيست، بلکه به بيننده‌اي بَدَل مي‌‌شود که دوست دارد آن نقشِ زيبا را بارها و بارها ببيند و به وجد آيد:
با جمله رندان جهان هم‌کيشم
خيام ترانه‌هاي پر‌تشويشم
انگار شراب از آسمان مي‌بارد
وقتي که به چشمان تو مي‌انديشم
او نه‌تنها بر تاريخ رباعي ما تسلط دارد و از آثار گران‌سنگِ پيشينيان تأثير مي‌پذيرد، بلکه با اِشراف کامل بر الفاظ و نيز صنايع ادبي به عنوان ابزار کار، هنرمندانه و خلاقانه، از نگاه عميق، نوين و تحليلگرانه و نيز احساسات لطيفش در همراهي با تجارب پيشينيان، معجوني مي‌سازد که به بسياري از ذائقه‌ها خوش مي‌آيد و آنها را به تحسين وا‌مي‌دارد.


دیدگاه‌ها(۰)