۱۳۹۶ شنبه ۶ خرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
استانی وام‌دار وفاق 2 عالم ربّاني
حسين الله‌ديني.سرپرست شرق در سیستان و بلوچستان

هيئت تحريريه «شرق» براي کتاب سال، پيشنهاد داده بود سرپرستان استاني «شرق» مقاله‌اي درباره يکي از شخصيت‌هاي تأثيرگذار آن خطه بنويسند. با مقدمه‌اي که گذشت و با عنايت به اينکه زاهداني هستم، حيفم آمد از تأثير دو شخصيت روحاني که نهال وفاق و همزيستي قومي و مذهبي را در اين منطقه به كمك يکديگر غرس کرده و زمينه‌ساز همزيستي مسالمت‌آميز مردم و تداوم پيشرفت و توسعه آن شدند، يادي نکنم.
اين دو شخصيت روحاني، حضرت آيت‌الله محمد کفعمي‌خراساني و حضرت مولوي عبدالعزيز ملازاده، امامان جمعه و جماعت شيعه و سني زاهدان آن زمان هستند.  براي شناخت بيشتر دو رهبر جامعه مسلمان آن دوره استان و تدوين نوشتار، به کتاب «فضيلت‌هاي ماندگار» چاپ هليا توس که قاسم کفعمي‌خراساني فرزند آن مرحوم در سال 1384 چاپ کرده و زندگي‌نامه حضرت مولوي عبدالعزيز ملازاده (ره) که با همکاري مشترک عبدالباسط بزرگ‌زاده و نورالنساء ملازاده در سال 1387 چاپ شده است، مراجعه کردم، هر دو کتاب به دليل نپرداختن به تاريخ دقيق وقايع و ظرايفي که مورد نياز يک محقق است، اشکالاتي دارند. به همين خاطر نگارنده حدود زماني يک واقعه را مبنا قرار داده تا بتواند به زمان درست وقايع ديگر تا حدودي نزديک شود.

ويژگي‌هاي مشترک
سرگذشت اين دو عالم رباني را که خواندم، از شباهت‌هاي نزديک زندگي آنان شگفت‌زده شدم. هر دو حدود 20‌سالگي خانه پدري را ترک كرده و براي ادامه تحصيل علوم ديني يکي به نجف و ديگري به هند، به مشهورترين حوزه‌هاي درس زمان خود مي‌روند. پس از 10 سال تحصيل در غربت که پر از رنج و سختي و مرارت است به خانه پدري بازمي‌گردند.
بيشتر صفحات دو کتابي که درباره اين دو بزرگوار چاپ شده، حکايت‌هاي مشابهي از رفاقت و صميميت آنان، دیدوبازدید مکرر از يکديگر و برقراري جلسات صلح و آشتي بين مردم زاهدان و ساير نقاط استان از شيعه و سني و اقوام ديگر است. اين مردان با‌‌تدبير همواره خيرخواه مردم و مروج ارزش‌هاي ملي و ديني بوده‌اند.  
شواهد بسياري دلالت بر آن دارد که آيت‌الله کفعمي و مولانا عبدالعزيز هر دو به فراست دريافته بودند که از جنبه نظري قادر به حذف اختلاف نظر بين پيروان فرقين اسلامي، به‌ويژه بين شيعه و سني نيستند؛ بنابراین تلاش داشتند در ميدان عمل و عرصه اجتماع اين خواسته خود را آزموده و نهادينه کنند.   
آيت‌الله محمد  کفعمي‌خراساني (ره)
در سال 1289 خورشيدي در محله عيدگاه مشهد در خانواده‌اي روحاني متولد مي‌شود. قرآن را نزد مادر و خاله و مقدمات صرف و نحو را نزد پدرش حاج شيخ رجبعلي فرا‌مي‌گيرد و سپس به حوزه علميه ابدالي مي‌رود و حجره‌اي مي‌گيرد. محمد نو‌جوان چند سالي در مدرسه ابدالي از درس مجتهدان بزرگي مانند اديب و شيخ عبدالجواد نيشابوري و شمس و مدرس يزدي بهره‌مند مي‌شود. 20‌ساله است (سال 1309 شمسي- از روي تقريب) که پس از يک سخن سرزنش‌آميز پدر که چرا خوب نياموخته‌اي، بدون خبر و خرج سفر، با چند نفر از همدرسان از راه کرمانشاه عازم نجف مي‌شود. وي هشت سال در محضر استادان بزرگ و آيات عظامي مانند ميرزا‌باقر زنجاني، موسي خوانساري، ضياءالدين عراقي و ابوالحسن اصفهاني، علوم اسلامي و خارج فقه و اصول را مي‌آزمود و به مرتبه اجتهاد مي‌رسد و پس از تأييد هشت مرجع تقليد آن زمان، در سال 1317 شمسي به مشهد بازمي‌گردد. پدر را پس از واقعه مسجد گوهرشاد که در تيرماه 1314 شمسي اتفاق افتاده بود، به روستاي باخرز تربت تبعيد کرده بودند و شيخ محمد 28‌ساله پس از توقف کوتاهي در مشهد به ديدار پدر و مادر مي‌شتابد. مادر در بستر بيماري است و زماني نمي‌گذرد که جان به جان‌آفرين تسليم مي‌کند (سه سال پس از بازگشت از نجف) در سال 1320 خورشيدي به زابل مي‌رود و مسجدي در آنجا بنا مي‌کند و پيش‌نماز مردم آنجا مي‌شود. در سال 1326 حاجي سلمانزاده از تجار و ملاکین زاهدان، با جمعي از بزرگان شهر از جمله سيرجاني، روحي، رزاق‌زاده، معماران، حميد آقا‌ترک (صمدي‌زاده) به زابل مي‌روند و ايشان را براي امامت جمعه و جماعت به زاهدان مي‌آورند. مرحوم کفعمي (ره) از سال 1320 شمسي به استان آمد و 29 تيرماه 1362 شمسي که در بيمارستان قائم مشهد چشم از جهان فروبست.

مولوي عبدالعزيز (ره)
مولانا عبدالعزيز ملازاده در آذر 1295 خورشيدي در روستاي دپکور دهستان پارود شهرستان سرباز به دنيا آمد و در بامداد چهارشنبه 21 مرداد 1366 خورشيدي در شهر مقدس مشهد، چشم از جهان فرو‌بست و در کنار پدر بزرگوارش مولوي عبدالله (ره) در روستاي حيط از توابع شهرستان سرباز در مسير جاده ايرانشهر- چابهار به خاک سپرده شد. مفتي ديار سيستان‌وبلوچستان از دو همسر صاحب 14 فرزند دختر و پسر شد.
عبدالعزيز جوان پس از گذراندن سال‌هاي کودکي و آموزش قرآن نزد آخوند ملاعطا محمد- پدربزرگ مولانا نذير احمد سلامي، عضو مجلس خبرگان رهبري- مقدمات و فقه را نيز نزد پدر بزرگوار خود که تنها قاضي معروف منطقه بود به پايان ‌برد. وي پس از چهار سال تحصيل علوم ديني و حفظ «کنزالدقايق» که از متون معتبر فقه حنفي است، بنا بر آنچه از وقايع بعدي برمي‌آيد، در سال 1315 خورشيدي و حدود 20‌سالگي براي ادامه تحصيل، عازم هندوستان مي‌شود. در سال 1325 پس از 10 سال غربت، در 30‌سالگي با درجه اجتهاد، به روستاي زادگاه خود برگشت. مولوي عبدالعزيز دو سال را در زادگاهش گذراند و در سال 1328 (ه.ش) به حج مشرف شدند و پس از پايان مناسک حج براي آموختن بيشتر علوم و معارف اسلامي به مدرسه صولتيه مکه مکرمه رفتند. ايشان پس از بازگشت به منطقه سرباز براي آموزش طلاب با همت اهالي «مدرسه عزيزيه» دپکور را تأسيس و علاوه بر وعظ و تدريس و ارشاد، امر قضا و حل اختلافات مردم را هم عهده‌دار مي‌شوند. در سال 1333 که براي درمان بيماري پدر به زاهدان مي‌آيند، گروهي از بزرگان اهل سنت شهر از ايشان دعوت مي‌کنند که به زاهدان بيايند. مدتي بعد (به تقريب‌‌به صورت دائمي در سال 1335) پدر به زاهدان هجرت مي‌کنند و ابتدا امامت مسجد نور و پس از درگذشت قاضي شاه‌محمد در سال 1340، امامت مسجد جامع زاهدان در شمال چهار‌راه چه کنم را که بعدها «مسجد جامع عزيزيه» نام گرفت برعهده مي‌گيرند.
کلام آخر؛ آيت‌الله محمد کفعمي خراساني(ره) و مولوي عبدالعزيز ملازاده (ره)، هر دو از نوادر روزگار خود بودند. در سال‌هاي آخر عمر، از اتفاقات ناگواري که شاهد آن بودند ناراضي به نظر مي‌رسيدند و نگران نهال وفاقي بودند که با كمك يکديگر براي تداوم زندگي مسالمت‌آميز و صميمت مردم اين خطه از وطن غرس کرده بودند و اکنون آن را در معرض تند‌بادهاي تفرقه مي‌ديدند. شايد همين غصه در روزهاي آخر زندگي بود که توان جسمي آن دو بزرگوار را بيشتر از پيش به تحليل برد. در اين روزگاري که مردم جهان دچار تفرقه و جدا سري و افراطي‌گري شده‌اند و مردم‌فريباني مانند ترامپ مي‌خواهند بر جهان سروري کنند، يکي از وظايف مهم آحاد اين ملت و به‌ويژه هم‌استاني‌هاي عزيز، اين است که با زنده‌کردن ياد و خاطره اين رادمردان نگذارند که مردم‌فريبان، اميد با‌هم‌زيستن را از ما بگيرند و دچار تفرقه و نفاق و سرافکندگي شويم.


دیدگاه‌ها(۰)