۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۹ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۳۹۶ - ۱۳۹۵ يکشنبه ۲۹ اسفند
ظلم كودكانه

اگر آتش گداخته پلاسکو، رنج نهفته آتش‌نشان‌ها را به رخ کشید، اگر حادثه قطار سمنان، خطای انسانی را نمایان کرد و یادآور شد هیچ تکنولوژی‌ای نمی‌تواند مرگ را از انسان‌ها دور کند، اگر قتل‌عام‌های اراک و فهرج خشم عریان‌شده در جامعه را نشان داد؛ این قتل ستایش، کودک افغان بود که فریاد زد حتی کودکان هم علیه کودکان ظلم می‌کنند.
اردیبهشت‌ماه سال جاری، خبر قتل ستایش 9 ساله به دست امیرحسین منتشر شد. قتل به قدری فجیع و آزاردهنده بود که بلافاصله توجه رسانه‌ها و فعالان اجتماعی را به خود جلب کرد. همه از ستایش و تنهایی و دردهای مهاجرت نوشتند و رنج‌هایی را که برخی از افغانستانی‌ها در ایران تحمل می‌کردند، دوباره برجسته کردند. شمع‌ها مقابل خانه پدر ستایش روشن شد و ایراني‌های زیادی با این مردِ مهمان هم‌دردی کردند. او از روزی که دخترش برای خرید بستنی از خانه بیرون رفت گفت و از تلاش‌هایش برای یافتن دختر شیرینِ 9 ساله‌اش، از روزهای تلخی که همسرش می‌گذراند گفت و از دردی که در درون تحمل می‌کند تا مبادا رنج همسر را بدتر کند. اما در این میان کمتر کسی بود که به شناسنامه امیرحسین توجه کند؛ از مادری بگوید که پسری که هنوز 17سالش تمام نشده را در مقابل حکم اعدام و قصاص می‌دید و با فاجعه‌ای مواجه شده ‌بود که ابعاد آن بزرگ‌تر از آن بود که حتی بتواند در برابر هجمه‌ای که به او و خانواده‌اش می‌شد بگوید، «لطفا صبر کنید، متهم این پرونده هم یک کودک است».
مادر امیرحسین فقط به روان‌شناسان گفت، اگر پسرش مردی بالغ‌ بود شاید وضعیت برای او کمی فرق می‌کرد. او حالا نمی‌داند با پسری که تازه متوجه شده از کودکی اعمال خلاف انجام می‌داده ‌است چه باید بکند.
جنایت کودک علیه کودک فقط در ایران رخ نداده و نمی‌دهد؛ تقریبا در همه کشور‌ها این اتفاق افتاده است. یکی از تلخ‌ترین این جنایت‌ها سه سال پیش در اروپا رخ داد؛ پسری 14ساله بعد از مستی، خواهر و برادر خود را به طرز فجیعی به قتل رساند و به مادرش هم آسیب وارد کرد.
چرا کودکان، علیه همدیگر مرتکب جرم می‌شوند و آیا تنها مقصر این جرم خودشان هستند یا نادیده‌گرفتن و بی‌توجهی به مسائلي جزئی که می‌تواند تکان‌های شدیدی در زندگی آنها به وجود آورد علت اصلی چنین جرائمی است؟
حالا ستایش 9 ساله زیر خروارها خاک است و امیرحسین که به‌تازگی 17 ساله شده، باید زیر خروارها ناامیدی و در انتظار چوبه‌دار بماند. امیرحسین درحال‌حاضر تحت نظر روان‌پزشکان زندان است و گفته می‌شود وضعیت مناسبی ندارد. آنچه امروز امیرحسین را رنج می‌دهد زخم‌های نهفته‌ای است که تازه سر باز کرده‌ است.


دیدگاه‌ها(۰)