۱۳۹۶ جمعه ۵ خرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۸۳۶ - ۱۳۹۶ دوشنبه ۲۱ فروردين
جایگاه متزلزل سینمای مستند
جواد طوسی

با نمایش فیلم مستند «قهرمان آخر» تجربه‌ای از حقیر سراپاتقصیر در گروه «هنر و تجربه»، به مهجوربودن و مظلومیت «سینمای مستند» بیشتر ایمان آوردم. با آنکه عده‌ای از مسئولان و سیاست‌گذاران همواره از تریبون‌های مختلف سنگ این نوع سینما را به سینه می‌زنند، ولی عملا می‌بینیم تلاش چندانی برای فرهنگ‌سازی و مخاطب‌شناسی وسیع سینمای مستند صورت نمی‌گیرد. در طول سال چند جشنواره به طور کامل اختصاص به فیلم مستند دارد. در جشنواره داخلی فیلم فجر نیز هنوز این سینمای تک‌افتاده، مغضوب واقع نشده است. خب، با همین ظرفیت‌های محدود و نفس‌های نصفه‌ونیمه جا دارد که فضای بهتر و مناسب‌تري برای موجودیت این نوع سینما و شناخته‌شدن هرچه‌بیشترش در نظر گرفته شود. برنامه‌ریزی درست و روشن‌بینانه درباره شیوه‌ اکران مداوم آثار قدیم و جدید مستند در طول سال، می‌باید یکی از اهداف اصلی این حوزه باشد. در چند سال قبل به همت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، یکی از سالن‌های سینما سپیده به نمایش فیلم مستند اختصاص داشت که طبق گفته‌ها و شنیده‌ها با استقبال چنداني از سوی تماشاگر مواجه نشد. اما ظاهرا دوستان و مدیران به جای بررسی علت‌ها و اِعمال تمهیدات لازم برای رونق این نوع سینما و شناسایی و جذب مخاطب، راه‌حل نهایی را در این دیده‌اند که همین تنها سالن نیز درش تخته شود.
اساسا چرا «سوبسید فرهنگی» براي این سینمای مهجورمانده و آسیب‌پذیر منظور نمی‌شود؟ در تعامل و مناسبات فرهنگی میان وزارت ارشاد و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و سازمان صداوسیما و سازمان فرهنگی- هنری شهرداری می‌توان براي پخش تیزر تلویزیونی و تبلیغات درون‌شهری این فیلم‌ها، تسهیلاتی را در نظر گرفت. خودِ شبکه مستند در کنار یک‌سری برنامه‌های کلیشه‌ای، می‌تواند برای ارتقای سینمای مستند ایران و معرفی آثار برتر و فیلم‌سازان مستعد و خوش‌فکر این رشته نقش مؤثرتري داشته باشد. در این میان، شورای سیاست‌گذاری گروه «هنر و تجربه» با تمام گام‌های مثبتی که برای معرفی سینمای مستند در این مدت برداشته و این نظر لطفشان اخیرا شامل حال فیلم «قهرمان آخر» نیز شده است، ولی جسارتا حق مطلب را به طور کامل ادا نمی‌کنند. اصلا نمی‌خواهم به این مناسبت سنگ خودم را به سینه بزنم و بازارگرمی کنم، ولی اگر بپذیریم مستند پرتره مربوط به سینمای بومی خودمان به طور اجتناب‌ناپذیر ارزش و اهمیت تاریخی دارد، در آن صورت جا دارد که فضای گسترده‌تری برای نمایش و دیده‌شدن این‌گونه آثار پیش‌بینی شود. حال که فرصتی پیش آمده تا به یکی از پایه‌های اصلی و تاریخ‌ساز سینمای ایران (مسعود کیمیایی) در «قهرمان آخر» پرداخته شود، آیا بهتر نبود که سالن موزه سینما چند سئانس خود را به نمایش این فیلم اختصاص می‌داد؟ مدیریت فعلی موزه سینما بنا به دلایل گوناگون دل‌ِخوشی از نگارنده ندارد، ولی خود را یکی از ارادتمندان مسعود کیمیایی می‌داند. خب این تعلق‌خاطر حتی اگر محدود و مقید به یک ادای تاریخی باشد، ادب و انصاف حکم می‌کرد که برای حرمت‌نگه‌داشتن این فیلم‌ساز کهنه‌کار و صاحب سبک یکی، دو سئانس مربوط به فیلم‌های بفروش «خوب، بد، جلف» و «گشت 2» را در طول هفته به فیلم «قهرمان آخر» اختصاص می‌دادند. این نادیده‌گرفتن را در مورد دو پردیس سینمایی پرمشتری «کورش» و «چارسو» نیز می‌بینیم. البته صادقانه انتظار داشته و دارم که این حمایت و امکانات نمایشی بیشتر و بهتر برای فیلم‌های «موج نو» احمد طالبی‌نژاد،‌ «مردان ارباب جمشید» پگاه آهنگرانی و دُرنا مدنی و «76 دقیقه و 15 ثانیه» سیف‌الله صمدیان هم فراهم می‌شد. به‌هرحال، دیوار سینمای مستند، ‌کوتاه‌تر از آن است که بخواهیم قضیه را شخصی کنیم و سلیقه و جناح‌بندی را به نگاه متعالی فرهنگی و حمیت صنفی ترجیح دهیم. اگر بخواهیم منابع مناسب و کارساز در حوزه‌های جامعه‌شناختی، ادبی/ تاریخی/ ملی، پژوهشی، قوم‌نگارانه و... داشته باشیم و به پیوندی عمیق میان گذشته و حال برسیم، می‌باید در یک همدلی عمومی و دلسوزانه به سینمای مستند بیش از این بها بدهیم. بدون تعارف عرض می‌کنم، باید روشن شود که فیلم مستند برای خالی‌نبودن عریضه و جورشدن جنس و بیلان کار دادن به بازی گرفته می‌شود، یا ارزش و اهمیت فرهنگی/ تاریخی/ اجتماعی دارد؟


دیدگاه‌ها(۰)