۱۳۹۶ جمعه ۲۷ مرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۸۴۴ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۳۱ فروردين
نیازهای کلان‌شهری مانند تهران
رضا خدابخش

در دنیای امروز، جهانی‌شدن و اطلاعاتی‌شدنی، ارزش و اهمیت شهرها را مشخص می‌کند؛ مسئله‌ای که در پایتخت به مراتب کم‌رنگ‌تر از دیگر کلان‌شهرهای دنیا به آن پرداخته شده است. بدون شک پس در هر پدیده شهری، پیشینه‌ای نهفته شده است. سابقه تاریخی شهر تهران، باعث ایجاد درهم‌تنیدگی پیچیده‌ای از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی شده؛ به‌طوری‌که راهکاری جز حل مسائل شهری نمی‌تواند ضامن پایداری و حیات آینده شهرمان باشد. دیگر با انتقال پایتخت و گزینه‌هایی این‌چنینی، نمی‌توان از حل مشکلات شهری فرار کرد.  ما در شهری زندگی می‌کنیم که با تمهیدات لازم مدیریتی مانند برنامه‌ریزی توسعه فضایی، برنامه‌ریزی منطقه شهری و حکمروایی شایسته، می‌توان به کیفیت زندگی شهروندان و زیست‌پذیری، بیشتر از قبل بها داده تا اصلاحات لازم برای تحقق چنین اهدافی صورت پذیرد. زمانی که در ارتباط با چالش‌های اساسی شهر تهران صحبت می‌کنیم، به‌سرعت یاد ترافیک، آلودگی محیط‌ زیست و هوا، مشکلات تأمین منابع آب، نظام مالی و اقتصادی شهر، مدیریت شهری، آسیب‌های اجتماعی، تمرکززدایی، فقر و نابرابری، اسکان غیررسمی و حاشیه‌نشینی مواجه خواهیم شد. لازم به ذکر است تنها با تجدیدنظرکردن در نگرش حاکم بر مدیریت کلان نهادی و همدلی بین دستگاه‌ها نسبت به درهم‌تنیدگی مسائل کلان‌شهری خود و همچنین رصدکردن مشکلات منطقه‌ای کشور به‌عنوان عامل ترغیب‌کننده مهاجرت‌پذیری پایتخت، می‌توان گامی به سمت دستیابی به توسعه پایدار برداشت.  مهم‌ترین چالش و معضل تهران در ارتباط با مخاطراتی طبیعی مانند زلزله است؛ اتفاقی که دور از تصور نیست و با رخ‌دادن آن، فاجعه‌ای جهانی به علت ناکارآمدی سازه‌های فرسوده و محدودیت زیرساخت‌های خدمات‌رسانی در چنین حجمی رقم خواهد خورد. جبران‌ناپذیربودن چنین رخدادی به علت تبعات انسانی، اقتصادی، امنیتی و سیاسی آن باعث وزن‌دهی و اولویت‌بخشی در جهت رسیدگی با جدیت تمام و تبدیل‌شدن آن به یک وظیفه ملی برای همه ما به‌ویژه مسئولان شهری است. کاری که در جهان کنونی با پیشرفت فناوری‌ها و علوم امکان‌پذیر بوده و تنها نیازمند اهتمام‌ورزیدن برای پرداختن به آن است.  علاوه بر این، همه ما در شهری زندگی می‌کنیم که همواره در حال بازتاب اثرات منفی ناشی از عملکردهای نادرست و سطحی‌نگرانه ماست. روزی از آلودگی هوا می‌نویسیم، به محض اینکه منافع شخصی‌مان تأمین شد، از مسئله بافت فرسوده پرده‌برداری می‌کنیم که همچنان مناطق بسیاری با این معضل دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ به یاد کمبود آب می‌ا‌فتیم تا هدررفت آب در شبکه شهری‌مان را بسنجیم؛ سنگ حاشیه‌نشینی و بی‌عدالتی فضایی را به سینه‌مان می‌زنیم تا از پس‌ هزاران مشکل آمیخته با مدیریت شهری سرافراز برآییم. خلاصه به جای حل مسائل، پیوسته در حال پاک‌کردن صورت‌مسئله هستیم؛ غافل از اینکه اعتبار هر تمدن بزرگی در شهرهای آن نهفته است که با تدوین قوانین و مقررات، حکمروایی شایسته، طراحی و برنامه‌ریزی پایدار و اشاعه فرهنگ درست شهری می‌توانیم به آن جامه‌ عمل پوشانده و در ارتقای کیفیت زندگی و حفظ هویت شهریمان کوشا باشیم. شهر، ساختنی است نه یافتنی... پس بیش از پیش در پی ساختن و آفرینش محیطی پویا و سرزنده برای شهرمان باشیم.


دیدگاه‌ها(۰)