۱۳۹۶ سه شنبه ۲۱ آذر
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۸۴۴ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۳۱ فروردين
آموزش ریاضیات از دیدگاه استاد «عبدالحسین مصحفی»
كار دانش‌آموز استدلال است، نه حفظ فرمول و روابط
پویا مصحفی

روزهای پایانی ماه اسفند هر سال یادآور فقدان استادی بزرگ در عرصه آموزش ریاضیات این کشور است. روانشاد دکتر «عبدالحسین مصحفی» در تاریخ سی‌ام اسفندماه 1391 دار فانی و عرصه خدمت‌رسانی به آموزش ریاضی را وداع گفت و نامش را ماندگار و یادش را جاودان كرد. درخصوص زندگی استاد و خدمات ارزنده ایشان کمابیش مطالبی در روزنامه‌ها و مجلات گوناگون؛ چه در زمان حیات ایشان و چه بعد از آن، منتشر شده است. نگارنده قصد ندارد تا در این نوشتار به بررسی مجدد زندگی ایشان به بهانه سالگرد درگذشتشان بپردازد، بلکه قصد دارد تا نه به‌عنوان یکی از بستگان نزدیک و نه به‌عنوان کارشناس آموزش ریاضی، بلکه به عنوان شاگرد کوچکی که غیرمستقیم از محضرشان بهره‌مند شده، در جستاری کوتاه به بررسی بزرگ‌ترین تلاش زندگانی پربرکت ایشان؛ یعنی انتشار مجله ریاضی یکان (که خود باعث تحول و تغییر در زندگی بسیاری از دانش‌آموزان و دانش‌پژوهان این کشور شد)، بپردازد. اعتقاد نگارنده بر آن است که تنظیم جستاری در زمینه نوشتارهای استاد در آن مجله، نه‌تنها می‌تواند برای استفاده دبیران ارجمند و کارشناسان آموزش ریاضی کشور مفید باشد، بلکه بهانه‌ای برای گرامیداشت ایشان نیز باشد. در این نوشتار، بخش‌هایی از نوشته‌های استاد در مجله ریاضی یکان بدون هیچ‌گونه دخل‌وتصرفی ذکر شده است.

شماره نخست مجله یکان، نخستین‌بار در بهمن‌ماه 1342 منتشر شد که یک هفته بعد از انتشار، همه نسخه‌های آن به فروش رسید و چون طالبان مجله بیش از حد انتظار بود، به‌ناچار چاپ دوم شماره اول هم‌زمان با چاپ شماره دوم آغاز و در اسفند 1342 منتشر شد. با وجود آنکه مجله در چاپ‌های اول و دوم، به تعداد قابل‌ملاحظه و بیش از آنچه که پیش‌بینی شده بود، چاپ شد، اما باز هم بیش از یک ماه نگذشت که مجددا نسخه‌های شماره اول نایاب شد. بسیاری از مشترکان و دیگران مجله را از شماره دوم تهیه کردند و بدون داشتن شماره اول، دوره آنها ناقص بود. به‌همین‌دلیل مجله یک‌بار آگهی کرد که اگر کسی شماره اول اضافی دارد، آن را در اختیار بگذارد. متعاقب این آگهی، عده‌ای به رایگان نسبت به ارسال نسخ اضافی اقدام كردند و برخی نیز آن را به قیمت اصلی به مجله فروختند. با وجود این به‌لحاظ مراجعانی که به‌دفعات شماره اول را طلب می‌کردند، برای بار سوم اقدام به چاپ شماره اول در آذرماه 1343 شد. هرچند که این امر باعث زیان مالی استاد شد، ولی شادی ناشی از فراهم‌آوردن رضایت خاطر خواستاران شماره نخست باعث شد تا بار ناشی از زیان مالی برای استاد قابل تحمل شود.
دلایل انتشار یکان
استاد در نخستین شماره یکان، فلسفه انتشار آن را به‌روشنی شرح می‌دهد: «یک کتاب راهنمای ریاضی چگونه باید باشد تا محصل را سودمند واقع شود؟ آیا فقط حل‌المسائل باشد؟ دراین‌صورت آیا قوه ابتکار شاگرد را ضایع نمی‌سازد؟ آیا فقط شامل راهنمای حل مسائل باشد؟ دراین‌صورت شاگرد چگونه بر صحت عمل خود اطمینان حاصل نماید؟ نشریه‌ای مرتب که حل نمونه مسائلی را ارائه دهد و مسائل دیگری را برای حل مطرح كند و بعد از انقضای مدت مناسب، حل مسائل دسته دوم را نیز عرضه بدارد، امکان آن را به‌وجود می‌آورد تا دانش‌آموز هم فکر خود را در کشف راه‌حل مسئله به کار اندازد و هم ثمره کوشش خود را دریابد و بالنتیجه مهارت لازم را در حل مسائل کسب بنماید. نشریه مرتب راهنمای ریاضی، مزایای دیگری هم دارد، این امکان را دارد که هر زمان مسائل مندرجه را با میزان معلومات محصل تطبیق دهد، در طول سال تحصیلی مددکاری برای معلم و راهنمائی برای متعلم باشد. خوانندگان خود را در جریان پیشرفت‌ها و تحولات علوم بگذارد و خارج از چارچوب برنامه مصوبه مواد تحصیلی، اطلاعات لازم را در اختیار آنها قرار بدهد و ... ». استاد در شماره بعد، هدف از انتشار را با ذکر این جمله روشن‌تر می‌کند: «هدف ما آن است که دانش‌آموزان ما به‌جای آن‌که در ریاضیات، به یک ماشین حل مسئله تبدیل شده باشند، مفهوم کلی ریاضیات را درک کرده باشند. ماهنامه یکان برای دانش‌آموزان تهیه می‌شود و متعلق به آنها است و افتخار خواهیم داشت که آثار علمی ایشان را برای چاپ در مجله دریافت کنیم. انتظار داریم نظریه‌های دانش‌آموزان درباره چگونگی مندرجات مجله واصل شود تا بتوانیم برنامه کار خود را آنطور که باید، تنظیم و عمل كنیم». در حقیقت برای نخستین‌بار مجله‌ای به همت ایشان منتشر شد که رکن اصلی آن دانش‌آموز بود تا عرصه‌ای را برای جلوه خلاقیت‌ها و توانایی‌های خویش در اختیار داشته باشد. حتی ماهنامه یکان دربرگیرنده نوشته‌ها و مقالات و مسائل ارسالی از برخی گریزپایان عرصه ریاضیات (که به مدد و درایت بزرگانی همچون روانشاد استاد دکتر پرویز شهریاری به مکتب ریاضیات بازگشته بودند)، نیز شد. بخشی از صفحه اول مجله یکان نیز به اخبار ویژه یا بزرگداشت‌ها تعلق می‌گرفت؛ به‌عنوان‌نمونه می‌توان به نامه استعفای دکتر «وازگن آوانسیان» در اعتراض به انحلال غیرمترقبه رشته ریاضی دانشکده علوم دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی فعلی) یا معرفی دکتر «ابوالقاسم غفاری» به‌عنوان یکی از مفاخر ملی ایران در آن زمان که در مؤسسه تحقیقات فضایی و هوایی آمریکا (ناسا) مشغول به کار بود، اختصاص یافت. دکتر «غفاری» به همراه عده‌ای از دانشمندان مشغول انجام محاسبات فیزیکی و نجومی طرح مربوط به مسافرت به کره ماه و برگشت از آن (طرح آپولو) بود و تمام محاسبات آن زیر نظر ایشان انجام می‌شد (آذرماه 1343). استاد درمهر 1344، در مقاله‌ای تحت عنوان «پرورش خاص استعدادها» به روند موجود و حاکم آن زمان که نسبت به تشخیص و پرورش استعدادهای فوق‌العاده برای تربیت دانشمندان آینده عملا اقدامات اساسی صورت نگرفته بود، اعتراض كردند. «در کشورهايی که در تمام مدارس برنامه تحصیلی واحد اجرا می‌شود، برای آن دسته از محصلان که استعدادی بالاتر از سطح متوسط دارند، ارائه برنامه اختصاصی لزوم کامل دارد. مجموعه محصلان هر کلاس از سه گروه تشکیل می‌شود؛ دسته‌ای که اکثریت را تشکیل می‌دهند و استعداد آنها در سطح متوسط است، اقلیتی دارای استعداد بالاتر از سطح متوسط و اقلیتی دارای استعداد پايین‌تر از سطح متوسط. عموما برنامه تفصیلی مواد، متناسب با استعداد سطح متوسط تهیه می‌شود. اقلیتی که صاحب استعداد ضعیف است، در مراحل مختلف از قافله عقب مانده و بالاخره در مرحله‌ای، راه دیگری در پیش گرفته و استعداد خود را در جهت دیگری می‌آزماید. اقلیت صاحب استعداد بالاتر، اجازه تندروی ندارد، از کندروی همراهان خسته می‌شود و به ناچار، استعداد بالقوه خود را در جهت دیگر به کار می‌اندازد.
یکی از موضوعاتی که استاد همیشه در فکر آن بودند، بحث استعدادهای درخشان بود». وی زمانی درهمین‌باره گفته بود: «نسبت به تشخیص و پرورش استعدادهای فوق‌العاده و برای تربیت دانشمندانی برای آینده، چه اقدامات اساسی انجام گرفته است؟ بررسی دقیق تحولات و تغییرات برنامه نشان می‌دهد دراین‌زمینه هیچ نوع توجهی مبذول نشده است». ایشان در انتهای نوشتار خود راهکار مقابله با چنین امری را به این صورت بیان می‌‌كنند: «نیاز شدید جامعه در حال پیشرفت کشور ما به وجود دانشمندان متخصص، ایجاب می‌کند به موازات تغییر برنامه‌ها، طرح‌های لازم برای کشف و پرورش استعدادهای ممتاز تهیه شود و به صاحبان این استعدادها اجازه داده شود به تناسب توانایی خود، مدارج تحصیلی را طی کنند». با اینکه طرح پیشنهاد تأسیس مرکزی برای تشخیص و هدایت استعدادهای درخشان در آن زمان از سوی استاد مطرح شد اما عملا این موضوع سه سال بعد یعنی در سال 1347 با تأسیس اداره کل امور کودکان و دانش‌آموزان استثنایی در وزارت آموزش‌وپرورش و تأسیس «مرکز آموزش کودکان تیزهوش» در سال 1348 مرکز توجه مسئولان وقت قرار گرفته و در همان سال‌ها، اولین دبستان تیزهوشان ایران به نام «هشدار» با ۱۴ دانش‌آموز دختر و شش پسر، به وجود آمد. استاد در آبان سال 1344، با ذکر این جمله از دکتر «رابرت میگر» که «مادامی که یک معلم درست نداند که محصلانش در پایان دوره آموزش، از عهده چه کارهایی باید برآیند، خودش مانند نابینایی غرق در ظلمت خواهد بود»، به انتقاد از نحوه آموزش ریاضی که در آن صرفا حافظه دانش‌آموز از دستورها و اصطلاحاتی انباشته می‌شود، بدون آنکه مفهوم صحیح آنها را درک کند و بدون آنکه نوع کاربرد آنها را بشناسد، پرداخته و بر لزوم فراگیری ریاضیات کاربردی به‌جای صرف فراگیری ریاضیات محض تأکید می‌کند. استاد در مقاله‌ای با عنوان «هدف از آموزش ریاضیات»، پرسشی را مطرح کرد و در پی پاسخ، به مبحث ریاضیات کاربردی به‌جای ریاضیات محض ورود می‌كنند. «چرا باید ریاضی بخوانیم؟ این ریاضیات به چه درد ما می‌خورد؟، پرسش‌هايی است که اغلب دانش‌آموزان از معلمان خود می‌پرسند و شاید معمولی‌ترین پاسخی که دریافت می‌کنند، این باشد که مجبورند ریاضیات را بخوانند تا در امتحانات موفق شوند. ریاضیات از مضامین مجرد صحبت می‌کند، با محسوسات سروکار ندارد و با وجود این، در همه رشته‌های علوم و فنون، استعمال می‌شود. هر علم و هر فنی، محتاج ریاضیات است درحالی‌که ریاضیات محتاج به هیچ یک از علوم دیگر نیست. در ریاضیات عملی، امکان استفاده از ریاضیات در سایر رشته‌ها فراهم می‌شود و جواب مسائل لاینحل با چنان تقریبی به دست می‌آید که برای مورد استفاده عملی آن کافی باشد. فارغ‌التحصیل ابتدایی مسائل فکری (اغلب غیرعملی) حساب را حل می‌کند؛ اما از محاسبه قیمت دو متر پارچه که در بازار می‌خرد، ناتوان است. دانش‌آموز سال آخر رشته ریاضی دبیرستان، فرمول‌های کذایی محاسبه طول نیمساز یا میانه مثلث را بر حسب سه ضلع حفظ می‌کند؛ اما در محاسبه مساحت زمین به شکل چهارضلعی غیرمشخص درمی‌ما‌ند». استاد سپس راه‌حل را در امکان استفاده از روش‌های جدید تدریس ریاضیات پیشنهاد می‌کند تا محصل ریاضیات را آن‌چنان فراگیرد که هم برای ادامه تحصیلات و مطالعه در ریاضیات محض آمادگی داشته باشد و هم برای اشتغال به فنون و حرف و استفاده عملی (کاربردی) از ریاضیات توانايی لازم را کسب كند. در بهمن سال 1344، بر اساس مصوبه شورای عالی فرهنگ وقت، مقرر شد کمیسیون خاصی در برنامه آموزش دبیرستان‌های آن زمان تجدیدنظر کلی به عمل آورد و برنامه جامعی در سطحی که متناسب با ادامه تحصیلات دانش‌آموزان فارغ‌التحصیل رشته ریاضی و دانشگاه‌های ایران و کشورهای خارج باشد، تنظیم کند تا به طور آزمایشی اجرا شود و پس از آزمایش، نتیجه برای اتخاذ تصمیم قطعی و تعمیم آن در همه دبیرستان‌های کشور، به شورا گزارش شود. در واکنش به این مصوبه، دکتر «عبدالحسین مصحفی» به صراحت دغدغه خود از تشکیل دبیرستان‌های خاص را به شکل زیر ابراز کرد: تصویب ماده واحده شورای عالی فرهنگ، اقدامی کاملا بجا و نوید‌بخش است؛ اما نکته مهمی که باید مورد توجه کامل واقع شود، شرایط تحصیل در دبیرستان خاص است. آیا این دبیرستان خاص، خاص افراد خانواده‌های متمکن خواهد بود؟ آیا همه جوانان بااستعدادی که استحقاق هرگونه آموزش پیشرفته‌ای را دارند، به آن راه خواهند داشت؟ توجه‌نکردن دستگاه آموزشی در بهبود وضع دبیرستان‌های دولتی و سهل‌انگاری یا توانايی‌نداشتن در تکمیل کادر آموزشی آنها، بین معلومات محصلان این مدارس و محصلان مدارس ملی اختلاف سطحی پدید آورده است. اجرای برنامه‌های خاص در دبیرستان‌های ملی، این اختلاف سطح را بیشتر خواهد کرد و این خود نسبت به اکثریت محصلان که استطاعت مالی برای تحصیل در مدارس خاص را ندارند، ظلم فاحش خواهد بود». در مهر سال 1345، نسبت به نقایص موجود در برنامه جاری آموزش ریاضیات در مدارس متوسطه و نقایص موجود در آن اعتراض خود را به شکل رسمی بیان کرده و می‌نویسد: «از شروع به اجرای برنامه فعلی آموزش ریاضیات در مدارس متوسطه بیش از 10 سال می‌گذرد. از همان ابتدا، هرگاه که نقایص برنامه از سوی مجریان آن یادآوری شده است، به آنها نوید داده‌اند که تقریبا تجدیدنظرهای مطلوب در برنامه انجام خواهد گرفت و نقایص موجود مرتفع خواهد شد اما هنوز معلمان با این مشکلات دست به گریبان‌اند و اکنون هم که اعتراضات خود را تجدید می‌کنند، پاسخ می‌شنوند که تجدیدنظر اساسی در برنامه‌ها به عمل آمده است، اما اجرای آن سال به سال انجام خواهد گرفت. فقط محصلانی که امسال پا به دبستان می‌گذارند، آمادگی دارند که نظام جدید آموزشی را بپذیرند و این نظام جدید وقتی در کلاس ششم متوسطه قابل اجراست که این محصلان به کلاس مزبور رسیده باشند. مثل اینکه اصول انقلابی که نظام جدید آموزشی براساس آن طرح‌ریزی شده است، محصلان فعلی مدارس را دربر نمی‌گیرد! برنامه‌ای با همه نقایصی که داشته، 10 سال است که اجرا می‌شود و هنوز 11 سال دیگر هم باید مجری باشد. یعنی مشکلاتی که هم‌اکنون در کار تدریس ریاضیات ششم متوسطه وجود دارد، 12 سال دیگر مرتفع خواهد شد، البته اگر مشکلات تازه‌ای جایگزین آن نشود!» استاد در ادامه پیشنهاد خود برای رفع مشکلات یادشده، تغییر در ساعات هفتگی برخی مواد (حتی بدون آن که در مجموع ساعات هفتگی ریاضیات یک کلاس تغییری حاصل شود و در نتیجه برای مقامات اداری اشکالاتی پدید آورد)، مطرح کرد و معتقد بود برخی از نقایص موجود در برنامه یادشده با این روش قابل رفع خواهد بود وگرنه بايد باز هم در انتظار آینده ماند. وی همچنین درخصوص عدم کسب نتیجه مطلوب از تجدیدنظر چندباره کتب درسی در سال 1345، معتقد بود روش تدریس معلمان ثابت مانده و نسبت به تطبیق آن با کتاب‌های جدید اقدام اساسی انجام نگرفته است. اکثر معلمان در آن زمان، به کتاب‌های جدید اعتقادی نداشته و کتاب‌های به سبک قدیم را بر کتاب‌های تجدیدنظرشده ترجیح می‌دادند چراکه روش تدریس کتاب‌های جدید عملا به آنها آموخته نشده بود و این امر گوشه‌ای از معضلات موجود و حاکم بر نظام آموزشی وقت به‌ویژه در زمینه آموزش ریاضیات را نشان می‌داد.
تأسیس انجمن ریاضی ایران
در دی سال 1347 و بنا بر پیشنهاد استاد فقید پروفسور «محسن هشترودی»، دکتر «مصحفی» اقدام به دعوت دبیران و استادان علاقه‌مند به منظور تأسیس انجمن ریاضی ایران کرد. این امر مورد استقبال شایان و قابل توجه استادان و دبیران دلسوز قرار گرفت و بدین طریق انجمن ریاضی ایران تأسیس شد. ایشان همچنین با حفظ مواضع خود در جهت ایجاد تغییرات و اصلاحات در روش‌های تدریس کهنه، بر ارائه روش‌های آموزشی نوین و کسب مهارت دبیران در فراگیری روش‌های تدریس موفق در آموزش ریاضیات جدید، با آن بخش از جامعه ریاضی کشور که حاضر به پذیرش ریاضیات جدید نبودند، چالشی را آغاز کرد. این امر تا جایی پیش رفت که به سرمایه مجله یکان، نخستین کتاب در زمینه ریاضیات جدید با نام «مبادی منطق و ریاضی جدید» از سوی روانشاد استاد «عسجدی» منتشر شد تا آغازگری برای آن دسته از فارغ‌التحصیلان دبیرستان و حتی لیسانسیه‌های دانشگاه، بسیاری از دانشجویان دانشکده‌های ایران، دبیرانی که به آموزش ریاضیات اشتغال داشتند و سرانجام اشخاصی که در طلب فکری نو از راه مطالعه یک کتاب مقدماتی ریاضی جدید بودند، باشد.
توجه به اهمیت زبان فارسی
دکتر «مصحفی»، در کنار تأکید بر لزوم فراگیری روش‌های نوین آموزش ریاضی، این سخن استاد گران‌قدر، پروفسور «هشترودی» را که برای درک صحیح ریاضی بایستی درکی درست و عمیق از فارسی و دستور زبان داشت، نصب‌العین قرار داده و به عموم شاگردان و علاقه‌مندان آموزش ریاضیات و نیز خوانندگان مجله یکان نیز همواره توصیه می‌کردند که در کسب مهارت فراگیری زبان فاخر فارسی و دستورات آن بکوشند. وی همچنین در سال 1350 در نوشتاری که مخاطبان آن طراحان سؤال‌های امتحانی بودند، بر درنظرگرفتن معلومات متوسط و شرایط تحصیلی دانش‌آموزان سراسر کشور تأکید و از اینکه بسیاری از افرادی که برای طرح سؤال امتحان انتخاب می‌شدند از معلمان دبیرستان‌های خاص بوده و با دانش‌آموزانی سروکار داشتند که معلومات و اطلاعات و حتی رفاه آنان در یک سطح کاملا بالا بود، انتقاد کرد. وی معتقد بود: «طراح سؤال امتحانی در عین آنکه باید از طرح سؤالات مبتذل که نتیجه آن تنزل سطح آموزش کشور است، احتراز کند، وجدانا مؤظف است وضع عمومی آن دانش‌آموزانی را هم مدنظر داشته باشد که با وجود همه استعداد خود از شرایط آموزشی خوب برخوردار نیستند. وی باید سؤال را آن‌گونه طرح کند که دانش‌آموزان کلاس وی با دیگر دانش‌آموزان در سراسر کشور در شرایط یکسان قرار داشته باشند».
عیب و حسن کلاس‌های تقویتی
نکته بعدی که ایشان بدان پرداختند، بحث کلاس‌های تقویتی بود. آنچه در بسیاری از کلاس‌های تقویتی آن زمان روی می‌داد و متأسفانه در بسیاری از کلاس‌های تقویتی امروز نیز به چشم می‌خورد، انتقال خلاصه، فشرده و بی‌سروته درس‌های کلاس بالاتر به دانش‌آموز در مدتی کوتاه است. این امر باعث می‌شود دانش‌آموز شرکت‌کننده در چنین کلاس‌هایی مغرور از آنچه زودتر از موعد آموخته، چنین احساس کند که دیگر به حضور منظم در کلاس و توجه به درس معلم احتیاجی ندارد و ازاین‌رو مدتی را بی‌توجه به درس معلم سپری کند و در جریان امتحانات، تازه متوجه شود از دیگران عقب افتاده است و ازاین‌رو بایستی بیشتر بکوشد تا خود را به پای دیگران برساند. ازاین‌رو اعتقاد دکتر «مصحفی» بر این بود که کلاس‌های تقویتی باید به معنی صحیح خود، بنیه تحصیلی جوانان را قوی کند، نه آنچنان باشد که آنان را حتی از تحصیلات عادی نیز باز دارد.
لزوم ایجاد تفکر ریاضی
وی مهم‌ترین هدف از تغییر ساختار آموزش ریاضیات از قدیم به جدید را ایجاد تفکر ریاضی در دانش‌آموز می‌دانست. بدین معنی که دانش‌آموز چنان بار آید که درباره قضایا و موقعیت‌ها مانند یک ریاضی‌دان واقعی استدلال و نتیجه‌گیری کند، نه آنکه به‌سان یک ماشین الکترونیکی بی‌روح، مغزی داشته باشد انباشته از فرمول‌ها و دستورات، بدون آنکه مفاهیم اساسی مربوط به آنها را درک کرده باشد و بدون آنکه توانایی به‌کاربستن آنها را به‌دست آورده باشد. از دیدگاه استاد «مصحفی»، اگر در ایجاد تفکر ریاضی در دانش‌آموز، آن‌طور که شایدوباید، توفیق حاصل شود، فردی به اجتماع و به مؤسسات علمی و دانشگاهی تحویل داده خواهد شد که نه‌تنها توانایی درک سریع موقعیت‌ها و نظریات را خواهد داشت، بلکه در این موارد از قدرت خلاقه نیز برخوردار خواهد بود. با اینکه مجله یکان در سال‌هایی بسیار دورتر از امروز به چاپ رسید و اکنون حکم عتیقه‌ای ارزشمند را در جامعه ریاضیات ایران پیدا کرده است، اما بخش اعظم باورها و اعتقادات دکتر «مصحفی» در زمینه آموزش ریاضیات پس از گذشت فاصله زمانی 40 تا 50 سال، همچنان برای علاقه‌مندان به آموزش ریاضیات و نیز دبیران ارجمند و پژوهشگران عرصه ریاضیات تازه و کاربردی است. در خاتمه ضمن گرامیداشت نام و یاد این استاد بزرگ، مایلم از همسر همراه، گرامی و وفادار ایشان، بانو «نصرت ملک‌یزدی» که نه‌تنها در زندگی شخصی، بلکه در زندگی کاری استاد نیز همواره در کنار ایشان حضور فعال و راهگشايی داشتند و مشوقی برای این‌جانب در انجام این پژوهش مختصر بودند و نیز خانه ریاضیات یزد که حسب خواسته استاد «مصحفی»، مسئولیت اموراتی که به هر نحو به مجله یکان مربوط می‌شود را عهده‌دار بوده و با تهیه نسخه الکترونیکی مجله و ارسال آن برای عموم دانش‌آموزان خلاق و مبتکر و پژوهنده، گام مثبتی در زمینه گسترش علم ریاضیات را ایفا کردند، تشکر و قدردانی کنم.


دیدگاه‌ها(۰)