۱۳۹۶ شنبه ۴ آذر
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۸۴۴ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۳۱ فروردين
نگاهي به موضع‌گیری یکان در موقعیت‌های گوناگون علمی
نگهبان منزلت دانشمندان ایرانی
محمدرضا دستوراني

بی‌توجهی به اعتبار و منزلت دانشمندان ایرانی در کنگره بین‌المللی ریاضی‌دانان (که از 16 تا 26 آگوست سال 1966 در مسکو برگزار شد و در نتیجه آن در جزوه چاپی فهرست کشورهای شرکت‌کننده و جزوه متمم آن، نامی از ایران به چشم نمی‌خورد)، موجب شد تا آقایان «ابوالقاسم غفاری» و «وازگن آوانسیان» باوجود حضور در کنگره یادشده به عنوان نمایندگان ایران معرفی نشوند و عملا نام کشورمان در کنگره یادشده در هیچ گوشه‌ای ثبت نشود. این امر نیز واکنش دکتر «مصحفی» را به همراه داشت و ایشان در سرمقاله یکان در اردیبهشت 1346 ناراحتی خود را از انجام این عمل با نوشته زیر ابراز كرد: آیا برای مقامات علمی ایران این امکان وجود نداشت که موجباتی را فراهم آورند تا استادان مذکور (آقایان غفاری و آوانسیان) که به احتمال قریب به یقین با هزینه شخصی در کنگره شرکت کرده‌اند، به عنوان نمایندگان ایران معرفی شوند؟ و نگذارند دو شخصیت مشهور ایرانی در زمره شخصیت‌هایی از کشورهای دیگر به حساب آیند؟
از سوی دیگر و در پی موفقیت اجرای آزمایشی برنامه «ریاضیات جدید» در کشورهایی که به این کار دست زده بودند، استاد انتقاد خود را متوجه عدم آشناكردن دبیران شاغل و تربیت دبیران آینده براساس برنامه‌های «ریاضیات جدید» كرده و شکست برنامه تنظیمی هندسه دبیرستانی به علت عدم آشنايی دبیران با روش اجرای آن را یادآور شدند. در پی تشکیل وزارت علوم در سال 1346، استاد بنای وزارت علوم را عمارتی رفیع در دست ساختمان دانست که مسلما بایستی پی‌ریزی آن نیز در خور و شأن چنان رفعتی می‌بود. همچنین به منظور افزایش اعتبار و حیثیت علمی کشور، خواستار تأسیس آکادمی علوم شد که زمینه‌ای برای جلب دانشمندان ایرانی مقیم خارج از کشور و تشویق جوانان با‌استعداد به پژوهش‌های علمی باشد. متأسفانه بی‌توجهی وزارت آموزش و پرورش وقت و نیز وزارت علوم به انتقادها و پیشنهاد‌های استادان صاحب‌نظری مانند زنده‌یادان دکتر «هشترودی»، دکتر «بیرشک»، استاد «شهریاری»، دکتر «مصحفی»، دکتر «امامی» و دیگر استادان دست‌اندرکار آموزش ریاضیات کشور، کار را به جايی کشاند که دکتر «مصحفی» در سال 1347 بار دیگر زبان به انتقاد از سیستم آموزش ریاضی کهنه کشور گشود. ایشان با طرح مشکل فارغ‌التحصیلان دوره لیسانس که با استفاده از بورس‌های تحصیلی وقت جهت ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته و ناچار به گذراندن مجدد دوره دیپلم یا لیسانس مطابق با برنامه تحصیلی آن کشور می‌شوند، وجود کتاب در زمینه ریاضیات جدید به زبان فارسی را که جواب‌گوی احتیاجات باشد، زمینه‌ای برای پیشرفت در فرصت‌های مطالعاتی خارج از کشور دانسته و با بیان انتقاد از برنامه درسی که بیش از 30 سال در آن زمان از تدوین آن می‌گذشت، تجدیدنظر برنامه درسی دوره متوسطه ازسوي وزارت علوم را عاملی برای به‌عقب‌راندن محتوای برنامه‌های درسی دانسته و با بیان آنکه به لحاظ نیاز مبرم و فوری سیستم آموزشی کشور به اصلاحات و تجدیدنظرهای اساسی، مهم نیست که چه وزارتخانه‌ای اقدام به ایجاد تغییرات و اصلاحات لازم كند، بلکه آنچه اهمیت دارد، انتخاب شایسته هیئت مأمور تنظیم برنامه است، به‌صراحت اعلام کرد: دبیری که به دلیل خوب اداره‌کردن کلاس معروفیت یافته است و تمام اوقات خود را صرف تدریس می‌کند، یعنی مانند نوار ضبط صوت مطالب معینی را مرتبا تکرار می‌کند، فرصت و حال مطالعات علمی را ندارد و برای تنظیم برنامه‌های تحصیلی شایستگی لازم را دارا نیست. استاد دانشگاه هم که از محیط مدارس متوسطه به دور است، نمی‌تواند برنامه‌ای تنظیم کند که با قوه درک و استعداد دانش‌آموزان سازگاری داشته باشد.
ایشان سپس نخستین اقدام اساسی را انتخاب یا تربیت متخصصانی می‌داند که برای تنظیم یک برنامه تحصیلی جامع و کامل، از هر جهت شایستگی لازم را داشته باشند یعنی در آن زمان، اندیشه ایجاد دوره آموزش ریاضی در سطح تخصصی در ذهن ایشان تبلور یافته و مدنظر بود که در سال‌های بعد از انقلاب محقق شد و دوره‌های آموزش ریاضی در سطوح تخصصی ایجاد و فارغ‌التحصیلان رشته آموزش ریاضی به عنوان کارشناسان و خبرگان تدوین و تنظیم ساختار آموزش ریاضی کشور وارد جامعه شدند. ایشان مجددا در بهمن 1347 و پیرو انتشار کتب درسی جدید دوره ابتدايی، مشکلات مربوط تدریس صحیح کتب جدید را کهنگی روش تدریس دانسته و دو عامل مهم در آغاز انقلاب آموزشی را تنظیم برنامه‌های جدید آموزشی و تهیه کتب درسی بر مبنای آن برشمردند. وی معتقد بود انطباق روش تدریس معلمان با کتاب‌های درسی، نخستین عامل مهمی است که انقلاب آموزشی را به ثمر می‌رساند و متأسفانه در این زمینه کوتاهی شده بود. همچنین شواهدی در دست بود که نشان می‌داد حتی در بسیاری از مدارس دولتی بهترین نواحی تهران، آموزگاران در تدریس خود همان روشی را به کار برده‌اند که معلمانشان در تدریس به آنان به کار می‌بردند و بعضی کلاس‌های کارآموزی هم که تشکیل شده بود، مربیان نیز خود را به برنامه‌ها و کتاب‌های درسی جدید بی‌اعتنا جلوه داده، ادامه همان روش تدریس را توصیه کرده بودند. وی معتقد بود: «برنامه نو و کتاب نو باید با روش نو آموخته شود، کتاب‌های جدید به نحوی نیست که محصل تعاریف و قواعدی را حفظ کند و طوطی‌وار بازگو کند، برای درک هر مطلب و حل هر تمرینی، دانش‌آموز باید فکر کند و آماده شود تا موضوع تازه‌ای را شخصا کشف کند و مسلما با انتخاب روش سابق تدریس، نمی‌توان چنین موقعیتی را برای محصل به وجود آورد».
سپس ایشان بار دیگر به لزوم ایجاد مقدمات لازم برای فراگیری ریاضیات جدید نه از طریق کلاس‌های کارآموزی کوتاه‌مدت، بلکه همگامی با برنامه‌های آموزش ریاضیات جدید در سایر کشورهای دنیا و انطباق محتوای سرفصل‌های آموزشی براساس به‌روزترین سرفصل‌های موجود دنیا اشاره مي‌كند و از تأخیری که از این باب روی داده، اظهار تأسف می‌کند. همچنین درخصوص نقایص موجود در مواد ریاضی دبیرستانی می‌گوید: نقایص عمده‌ای در برنامه مواد ریاضی دبیرستان وجود دارد که مکررا ازسوي صاحب‌نظران یادآوری شده اما هیچ‌گاه مورد توجه واقع نشده است، یک دفعه هم که تذکر یک دانشکده خارجی باعث شد تا اقدامی کنند، عده‌ای را دعوت کردند، چندین ماه وقت آنان را گرفتند و آخرالامر بدون آنکه حتی یک بارک‌الله هم تحویل داده باشند، با بی‌اعتنايی کامل نسبت به پیشنهادهای ایشان، عملا به آنان فهماندند دیگر دعوت به شرکت در چنین کمیسیون‌هايی را با خوش‌بینی قبول نکنند!


دیدگاه‌ها(۰)