۱۳۹۶ جمعه ۲ تير
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۸۶۷ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۲۸ ارديبهشت
تداوم گفت‌وگو
مهرداد حجتی

سال‌ها پيش در دهه 50، زماني كه كانون پرورش فكري كودكان تأسيس شد، گروهي از هنرمندان نخبه در آن گرد آمدند تا در زمينه‌هاي مختلف هنري آثاري ماندگار خلق كنند؛ آثاري كه تا پيش از آن سابقه نداشت. از كتاب كودك با ايلوستراسيون بديع گرفته تا نوار كاست اشعار شاعران و فيلم‌هاي كوتاه و بلند كارگردانان پرآوازه و انيميشن‌هاي اعجاب‌برانگيز انيماتورهاي خلاق معجزه‌گر ايراني، در همه رشته‌ها و زمينه‌ها انقلاب بزرگي پديد آمد كه تا سال‌هاي بعد را همچنان زير تأثير گرفت. از همان دوره بود كه آثار هنرمندان ايراني از طريق جشنواره‌ها به دنيا عرضه شد تا ملل ديگر هم با هنر ما آشنا شوند. آن آثار در بسياري از جشنواره‌ها جايزه گرفتند و هنرمندان ما از اين رهگذر پرآوازه شدند. ارتباط با جهان و فرهنگ‌هاي مختلف، هنرمندان ما را وارد دوران تازه‌اي كرد؛ دوراني كه در آن هنرمندان مي‌توانستند از طريق آثارشان با جهان گفت‌وگو كنند؛ گفت‌وگويي كه در آن از منازعه و خشونت اثري نبود. در اين گفت‌وگو زبان هنر چيره بود كه اساسا ذات هنر زيبايي است. كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان اين فرصت را فراهم آورده بود تا به شكلي ناخودآگاه ديپلماسي فرهنگي شكل بگيرد. هنرمندان ايراني سفيران فرهنگي كشوري شده بودند كه سابقه ديرينه فرهنگي داشت. ادبيات كهن ايران سال‌ها پيش از آن به اروپا رفته بود و گروهي از برجسته‌ترين نويسندگان و شاعران را تحت‌تأثير قرار داده بود از جمله «گوته» شاعر بلندمرتبه آلماني كه از حافظ‌ تأثير گرفته بود. اما تا پيش از آغاز دهه 50، غرب عمدتا با شعر و ادبيات كلاسيك ما آشنا بود، نه با هنر و ادبيات معاصر ما. هنرمندان ما عمدتا ناشناخته بودند و جهان تصوير روشني از هنر و ادبيات معاصر ما نداشت. رفت‌وآمد هنرمندان ما با هنرمندان ديگر كشورها، به‌ويژه كشورهاي توسعه‌يافته، هنر ما را متحول كرد. آثار هنرمندان ما در كمتر از يك دهه با جهشي چشمگير روبه‌رو شد و هنر معاصر ما در آستانه دوران تازه‌اي قرار گرفت؛ دوراني برگشت‌ناپذير و روبه جلو. ادبيات معاصر هم پوست انداخت. شعر نو فراگير شد، داستان و رمان رونق گرفت و آثار ادبي بيش از گذشته با اقبال روبه‌رو شدند. گفت‌وگوي ميان فرهنگ‌ها تأثيرش را گذاشته بود. در همين دهه 50 بود كه رفته‌رفته اهل فرهنگ بر سياست پيشي گرفتند و در ميان مردم هواداراني يافتند. جريان روشنفكري هم در اين دوران قدرت خود را به رخ كشيد و حركت‌هاي سياسي را شكل داد. جامعه غرب به‌جاي توجه به اهل سياست به اهل فرهنگ ما توجه نشان مي‌داد. آنها ترجيح مي‌دادند با روشنفكران ما وارد گفت‌وگو شوند. اهل سياست، ما حرف تازه‌اي براي غرب نداشتند، شايد به همين دليل بود كه حكومت وقت مدام در تلاش بود در مسابقه‌اي ناخواسته با روشنفكران از گفت‌وگو با غرب عقب نيفتد، اما جنس گفت‌وگوها با هم فرق داشت. به‌همين‌خاطر او همواره چندگام از روشنفكران كشورش عقب بود. ديپلماسي فرهنگي تراز هنرمندان و روشنفكران ما را بالا برده بود و جهان براي اهل فرهنگ ما احترام ويژه‌اي قائل بود؛ احترامي كه سال‌ها بعد در دوران اصلاحات بازگردانده شد و بار ديگر اهل فرهنگ را بر اهل سياست رجحان داد. 

امروز به نظر مي‌رسد هنرمندان و روشنفكران ما با موفقيت‌هاي جهاني‌ای كه كسب كرده‌اند توانسته‌اند موقعيت منحصربه‌فردي براي كشور ما به وجود آورند؛ موقعيتي كه از آن پيام صلح به گوش مي‌رسد؛ پيامي كه نيم‌قرن پيش هم به جهان داده شد و همچنان پرچمدارش اهل فرهنگ و هنر اين سرزمينند. با اين پيام بود كه در دوران اصلاحات، جهان شيفته ما شد. آيا جمعه باز هم براي جهان پيامي خواهيم داشت؟ 


دیدگاه‌ها(۰)