۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۹ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۸۶۷ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۲۸ ارديبهشت
بیراهه‌های سقوط
محسن شورگشتی- کارشناس هوانوردی

بسیاری از ما با استدلال برخی از دوستان و نزدیکان، برای سفرنکردن با هواپیما مواجه شده‌ایم که می‌گویند شما اگر با خودرو، قطار و حتی کشتی سفر کنید، در صورت وقوع اتفاقی ناگوار، به زمین یا وسیله‌ای برای نجات دسترسی‌ دارید؛ اما اگر در هواپیما اتفاقی رخ دهد، در آسمان هیچ دستاویزی نخواهی داشت. یکی از ریشه‌های چنین نگاهی را می‌توان در وضعیت صنعت حمل‌ونقل هوایی در چند دهه اخیر جست‌وجو کرد. صنعت حمل‌ونقل هوایی جهان با جابه‌جایی بیش از 3.5‌ میلیارد مسافر و بیش از 50‌ میلیون تن بار در سال، به‌عنوان ایمن‌ترین روش حمل‌ونقل شناخته می‌شود که متأسفانه این امر در کشور ما به‌گونه‌ای است که از بیراهه‌رفتن آن در گذشته حکایت دارد. 

بیراهه‌رفتن در صنعت حمل‌ونقل هوایی، آن را به خطرناک‌ترین روش حمل‌ونقل در ذهن مردم تبدیل می‌کند. بیراهه‌رفتن در صنعت هواپیمایی، کشور را به جایی می‌رساند که با پرداخت چندین برابر مبلغ یک فروند هواپیمای نو، باز هم نتوان هواپیمای نو خریداری کرد و به ناچار به ناوگان فرسوده روی آورد. بیراهه‌رفتن منجر می‌شود که یکی از قدیمی‌ترین و موفق‌ترین شرکت‌های هواپیمایی منطقه در سالیان دور و بزرگ‌ترین شرکت هواپیمایی کشور، به وضعیتی اسفناک از نظر اقتصادی برسد که عرضه سهام آن در بازار بدون متقاضی و با شکست مواجه شود. بیراهه‌رفتن موجب کمبود هواپیما و تجهیزات و در نتیجه تضییع حقوق مادی و معنوی مردم با ایجاد تأخیرها و سردرگمی‌های فرودگاهی می‌شود. بیراهه‌رفتن، متخصصان صنعت حمل‌ونقل را با هدر‌رفت وقت، انرژی و آسیب‌های جسمی و روانی بیشتری درگیر می‌کند؛ مهندسان توانمند تعمیر و نگهداری که با وجود کمبود قطعات، باید براساس اسناد استاندارد، هواپیماها و تجهیزات فرودگاهی را عملیاتی نگه دارند. خلبانان ماهری که به علت وضعیت ناوگان، بیش از حد معمول با نقص فنی و وضعیت اضطراری مواجه می‌شوند. میهمانداران زحمتکشی که باید فشارهای ناشی از تأخیرها، بی‌برنامگی‌ها و کمبودها را بر فشارهای کاری خود بیفزایند. کنترلرهای فداکار ترافیک هوایی که در نبود تجهیزات نظارتی و ارتباطی مناسب، با قطع تماس با هواپیماها یا خطاهای نمایشی در صفحه رادار، استرسی جان‌فرسا و سنگین را علاوه بر استرس حل گره‌های ترافیکی تحمل کنند. بیراهه‌رفتن همه اینها را در کنار مدیریت غیرعلمی، جایگاه‌های شغلی غیراستاندارد و آموزش‌های محدود و ناکافی به همراه دارد. از‌این‌روست که بیراهه‌رفتن در هر زمانی نتیجه‌اش سقوط خواهد بود و عزای ملی. 
در مقابل این وقایع تلخ، «راه»ی هم وجود دارد که پیمودن آن می‌تواند صنعت هواپیمایی کشور را به جایگاه ویژه‌ای که شایسته مردم ایران است برساند؛ در «راه»‌رفتن، موجب نوسازی ناوگان هوایی و رفع کمبود تجهیزات در بخش‌های مختلف و در نتیجه احقاق حقوق مردم خواهد شد. در راه‌رفتن، موقعیت جغرافیایی ایران را با مهارت متخصصان به هم می‌آمیزد و با ارائه خدمات فنی- مهندسی و فرودگاهی به پروازها، ضمن ایجاد اشتغال، منافع اقتصادی کلانی را برای کشور به ارمغان می‌آورد. در راه‌رفتن، به تاجران و بازرگانان ایرانی اجازه می‌دهد تا کالاها و محصولات ایرانی را با سرعت و اطمینان به مقاصد مختلف صادر کنند. مسافران و گردشگران از تهران - نه از کشورهای منطقه- با هواپیمای ایرانی و به میزبانی فرهنگ و سنن زیبای ایرانی، رفت‌وآمد کنند. 
بالاخره پس از سال‌ها، دولت یازدهم با خرید هواپیماهای جدید، اولین گام مهم و بنیادی را با موفقیت در این «راه» برداشت و امید به اصلاح را به قسمت‌های مختلف صنعت هواپیمایی بازگرداند. گام بعدی، بهسازی ساختار مسیرهای هوایی بود که بخش‌هایی از آن در قالب مدیریت آسمان ایران‌شهر اجرائی شده است. هنوز گام‌های زیادی باید برداشته شود تا حضور در این راه تثبیت شود. جمعه این هفته فرصت انتخاب این «راه» است؛ فرصتی که با حضور حداکثری پای صندوق‌های رأی، انتخابی حیاتی را برای صنعت و مردم به‌عنوان بهره‌برداران آن، رقم خواهد زد. مواردی مانند اصلاح مدیریت‌های غیرعلمی و روندهای توسعه ستیز به‌ویژه در بخش‌های دولتی، بازتعریف جایگاه نیروی انسانی متخصص به‌عنوان مهم‌ترین عامل توسعه در صنعت، اهتمام به تغییرات بنیادین در چگونگی ارتباط متقابل صنعت با مردم، احیای جایگاه سازمان هواپیمایی کشوری به‌عنوان ناظر بر رعایت استانداردها، رفع موانع توسعه هوانوردی عمومی، نهایی‌سازی و اجرای پروژه بازطراحی ساختار فضای کشور و تهیه تجهیزات مرتبط و مدیریت جديد فرودگاه‌ها براساس تجارب موفق جهانی در راستای افزایش ظرفیت و کیفیت خدمات، گام‌هایی است که با مطالبه‌گری از سوی فعالان صنعت هوانوردی، می‌تواند مرکز توجه دولتمردان واقع شود. 


دیدگاه‌ها(۰)