۱۳۹۶ شنبه ۲۸ مرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۸۶۷ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۲۸ ارديبهشت
گفت‌وگو با ناهید توسلی
تریبون در دست تخریبگران ضدزن

شرق، شهرزاد همتی: در پی اظهارات هفته گذشته فاطمه آلیا، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، در زمینه مفاد برنامه کاری مشترک معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری با دفتر صندوق جمعیت ملل متحد در تهران و ارائه فهرستی از سوی این معاونت، از زنان مطلقه ۲۰ تا ۲۵ سال، به سازمان ملل به منظور اعزام به آنتالیا، معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده گفت: پیگیری قضائی و شکایت از اظهارات و ادعاهای سراسر کذب و خلاف‌واقع فاطمه آلیا را از طریق معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری به جریان انداخته‌ایم و پیگیری‌های لازم را تا مختومه‌شدن این پرونده انجام می‌دهیم. این مسئله واکنش فعالان حوزه زنان را نیز در پی داشت. ناهید توسلی، پژوهشگر و سردبیر مجله نافه درباره اظهارات فاطمه آلیا در گفت‌وگو با «شرق» به نکاتی اشاره می‌کند که در ادامه می‌خوانید. 

نگاه جنسیتی به زن در صحبت‌های نماینده پیشین مجلس که زمانی در فراکسیون زنان نیز حضور داشته، بسیار پررنگ است، این نگاه را ناشی از چه می‌دانید؟ 
اظهاراتِ (اگر نگوییم تهمت‌های) خانم آلیا، به نظر من درحال‌حاضر بیش و پیش از آنکه مورد اعتراض جامعه زنان ایران باشد، بايد از سوی نهادهای دولتی و به‌ویژه «رجال سیاسی» مورد بررسی، نقد و اعتراض قرار بگیرد. 
من در حیرتم که مردان مسلمان و غیرتمند ایران، چگونه حاضرند چنین اتهام‌هایی را بپذیرند و در برابر آن سکوت کنند. خانم آلیا که خودشان زمانی برای حفظ حرمت زنان و نیز حفظ حرمت جمهوری اسلامی بر کرسی نمایندگی مجلس نشسته بودند و به‌هرحال از ارکان نظام هستند، چگونه حاضرند با چنین تهمت‌هایی منافع و حیثیت و آبروی ایران و اسلام و نیز منافع جمهوری اسلامی ایران را به بازی بگیرند؟ شکی نیست که مطرح‌کردن چنین تهمت‌هایی، آن هم در این زمان و در این روزها، اهداف سیاسی است. تخریب دولتی که با تأیید همه نهادهای نظارتی و با رأی مردم و از همه مهم‌تر با تنفیذ رهبری نظام به روی کار آمده و خدماتش با توجه به امکاناتی که در اختیار داشته اظهر من‌الشمس است، آیا کاری اخلاقی و اسلامی است؟ 
ایشان نقطه‌نظرهای متضاد و تعجب‌آور دیگری را هم پیش‌ترها گفته‌اند و باید از خانم آلیا پرسید که اگر همه این اظهارات ایشان درست است و به آن باورمندید و به زنان توصیه می‌کنید، پس چرا خودشان خانه و شوهرداری و بچه‌داری و... را رها کرده و به «سیاست»، (که به زعم من و با این ادبیات و تئوری‌های موجود در جهان امری کاملا «نرینه» است) روی آورده‌اند؟ و اینک که تریبون در دست‌شان است، چرا برای تخریب معاونت امور زنان دولت که بانویی مؤمنه، فرهیخته، روشنفکر، کوشا و آشنا به همه مسائل حوزه زنان بوده و بیش از 20 سال است مشغولِ خدمت است، تهمت می‌زنند؟ درحالی‌که خود ایشان از زنان مسلمان هزینه می‌کنند. تأسف‌بار است که بخشی از زنانی که صندلی‌های قدرت سیاسی را (البته قدرت سیاسی با گفتمان تک‌جنسه مردانه)، در اختیار دارند به جای کوشش در اصلاح و تغییر این گفتمان تک‌جنسی به گفتمانی «فراجنسی»، در پی فربه‌کردن قدرت سیاسی مذکر هستند! 
به نظر شما چنین تهمت بزرگی به عرصه زنان جوان بیوه از چه مرجعی قابل پیگیری است؟ 
بدیهی است پیگیری تهمت‌های این‌چنینی باید از سوی قوه قضائیه با درخواست ارائه سند و مدرک صورت بگیرد. اما اینکه چرا نهادهای مسئول، پیگیر چنین اتهام‌هایی که بیش از آنکه خانم مولاوردی را زیر سؤال ببرد، نظام اسلامی، دولت و حاکمیت را زیر سؤال می‌برد و با آبروی نظامی که حفظ حرمت زنان و خانواده برایش یکی از مهم‌ترین داعیه‌هاست بازی می‌کند! 
اینکه چرا هسته مرکزی و اصلی این اتهام، زنان جوان مطلقه یا شوهر از‌دست‌داده هستند و با نگاهی این‌گونه غیرانسانی، اخلاقی و غیراسلامی، مشخص نیست! آیا تبلیغ سوء و تنزل شخصیت و تقلیل حقوق انسانی زن همسر از‌دست‌داده و گزینش او برای کاری غیراخلاقی کاری است که از سوی خانمی مسلمان و با‌ایمان پذیرفتنی باشد؟ آیا انتساب چنین کار غیرانسانی‌ای به بانویی مؤمنه و دیندار، تحصیل‌کرده و حقوق‌دان که از سوی ریاست اجرائی کشوری اسلامی برای حفظ حقوق انسانی زنان مسلمان ایران، برگزیده شده است، با هیچ‌یک از مؤلفه‌های جمهوری اسلامی ایران می‌تواند هماهنگی داشته باشد؟ 
بعید به نظر می‌رسد امکان چنین اتهامی، حتی از سوی هر ایرانی ضدانقلاب و ضددین، به یکی از اعضای زن در دولت زده شود. مهم‌تر از آن حتی آنان که با همه هستی جمهوری اسلامی ایران مخالف‌اند و نزدیک 40 سال است هرچه نسبت ناروا بوده است به این حکومت روا داشته‌اند، راضی نمی‌شوند به زنان مظلوم و مسلمان همسر ازدست‌داده میهن‌شان که در حاکمیت مرد/ پدرسالارانه، «بیوه» خوانده و نامیده می‌شوند این‌گونه تهمت بزنند. 
چنین نگاه و برخوردی به زنان هم‌وطن از سوی زنی که خود داعیه مؤمن و مسلمان‌بودن دارد، بسیار دردناک و ناپذیرفتنی است. کاش خانم آلیا خود نسبت به آنچه نه‌تنها معاونت امور زنان و خانواده را بلکه گروهی از زنان ایران را که ایشان «بیوه» می‌نامند، توضیح می‌دادند، شاید ما زنان کنشگر دچار «بدفهمی» شده‌ایم! 
واکنش جامعه زنان کنشگر را به این سخنان چگونه دیدید؟ 
اجازه بدهید پیش از پرداختن به واکنش جامعه زنان کنشگر و نیز همه زنان ایران، ببینیم جامعه مردان مسلمان ما و نیز «رجال سیاسی»مان که ما زنان را به دلیل خوانش مردانه قرآن که مخاطبش «ناس»، یعنی همه انسان‌ها فارغ از جنس و رنگ و نژاد و زبان و قومیت و... هستند و بی‌توجه به بررسی‌های اتیمولوژیکی و معنایی و نیز نقش «درزمانی» واژه «رجل» و کارکرد آن به‌عنوان متن text در زمینه context و تنها به جرم «نساء سیاسی» نبودن، از صحنه حضور در رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری حذف کرده، اما به شدت به رأی همین زنان برای انتخاب «رجل سیاسی» نیازمندند، چه واکنشی نسبت به متهم‌کردن خانم مولاوردی که در ذمه دولت اسلامی به خدمت به زنان مشغول است و همچنین به زنان به‌اصطلاح بیوه، دارند؟ 
بدیهی است جامعه زنان کنشگر و حتی برخی زنانی که مسئولیت‌های سیاسی داشته و دارند و نیز اساسا بخش عظیمی از زنان مسلمان ایران واکنش‌شان بسیار حیرت‌آور بوده، آن هم از سوی خانمی که مدت‌ها نماینده زنان این جامعه برای رفع تبعیض حقوق نابرابر و ناعادلانه انسانی‌شان نمایندگی آنان در مجلس قانون‌گذاری را بر عهده داشته است. گرچه برخی از این بانوان کنشگر و حتی نمایندگان کنونی مجلس به این نظر ایشان اعتراض کرده و از ایشان گلایه داشته‌اند، اما هنوز، نه خود ایشان و نه هیچ نهاد رسمی یا غیررسمی، در رابطه با سخنان و برخورد غیرمنصفانه و شاید هم سیاسی خانم آلیا واکنشی نشان نداده‌اند. 


دیدگاه‌ها(۰)