۱۳۹۶ پنج شنبه ۳۰ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۸۶۸ - ۱۳۹۶ شنبه ۳۰ ارديبهشت
ادب پیروزی، ادب شکست
کریم ارغنده‌پور

این یادداشت پنجشنبه‌شب و با این تصور نوشته شده که نتیجه انتخابات در همین دور اول رقم می‌خورد. 

انتخابات در کشور یک سرفصل است. لحظه آزمون روش‌ها و منش‌ها و برنامه‌ها و قضاوت افکار عمومی است. انتخابات اگرچه عین دموکراسی نیست؛ اما از نمادهای اصلی آن است. به این معنا باید توجه كرد که در انتخابات، رقابت‌های جدی و قاطع وجود دارد و در نهایت جامعه انتخاب می‌کند. مهم‌ترین پرسش این است که ترمیم شکاف‌های ایجادشده در زمان انتخابات چگونه ممکن است؟ پیش از هر چیز ضروری‌ترین نکته این است که همه بر سر اصل لزوم چنین امری توافق داشته باشند. دوم اینکه مراجع اجتماعی - از جمله گروه‌های مورد اعتماد عمومی، چهره‌ها و رسانه‌ها و امثال آنها- در این جهت تلاش کنند و از همه مهم‌تر این است که خود نامزدها چنین کنند. ادبِ پیروزی این است که فردی که بیشترین اقبال اجتماعی را پشت سر خود دارد، دست دوستی به سمت رقیب شکست‌خورده دراز کند و حامیان او را با اعتمادبرانگیزترین روش مورد تفقد قرار دهد. فرد پیروز از لحظه پیروزی، رئیس‌جمهور همه مردم است. تلخی‌های دوران رقابت را باید پشت سر گذاشت و دفتر آن را به شرطی که حقی از مردم مخدوش نشده باشد، باید بست. رقابت در انتخابات از جهاتی شبیه کشتی‌گرفتن است. در حین مسابقه هریک از طرفین از همه توان خود برای پیروزی بهره می‌برند؛ ولی ادب پیروزی این است که پس از مسابقه رقبا با هم دست دهند. این برای پیمودن ادامه مطلوب مسیر مهم و حیاتی است. سیاست عرصه عقلانیت تمام است، آنان که این عرصه را احساساتی می‌کنند و بر رگ‌های برآمده گردنشان تکیه دارند و تأکید می‌کنند مسابقه را در صورت شکست حتی پس از سوت داور -تا لحظه انتقام- تمام نمی‌کنند در واقع ادب شکست را رعایت نمی‌کنند. ادب شکست یعنی گردن‌نهادن به خواست اکثریت و قاعده بازی. کسی که قادر نیست بر خود چنین کنترلی داشته باشد، اصولا فرد مناسبی برای عرصه سیاست نیست. همه دیده‌ایم که در این انتخابات لحظاتی که مرزهای اخلاق درنوردیده شد، کم نبود. ما باید از این رقابت‌ها بیاموزیم که شیوه‌ها را عادلانه‌تر و قاعده‌مندتر کنیم. (اگر بتوانیم اخلاقی‌تر هم بکنیم که نور علی نور است) بخشی از اینها وظیفه مجلس است. بخشی دیگر باید موضوع گفت‌وگوها در عرصه عمومی باشد تا نتیجه مطلوب حاصل شود. صحنه‌های رویارویی چنان که دیدیم بسیار جدی است؛ ولی این هماوردی‌ها نباید به مرزهای دشمنی برسد. به‌همین‌دلیل ادب پیروزی و شکست فقط در نامزدهای پیروز و ستادهای انتخاباتی آنها خلاصه نمی‌شود. همه جامعه باید به آن ملتزم شوند. شکاف‌هایی که در هنگام انتخابات در جامعه ایجاد شده باید ترمیم شود و یکپارچگی جامعه مجددا احیا و کامل شود. ما اگر این آموزه را فرابگیریم به نظرم مسیر پیشرفت را کاملا هموار کرده‌ایم. اینکه در گذشته نمانیم و نگاهمان را به آینده معطوف کنیم. البته طبیعی است که گذشته را فراموش نمی‌کنیم. آن درس مهمی است که برای آن رنج فراوان برده‌ایم ولی در آن توقف نمی‌کنیم. حرکت‌مان امیدوار، آداب‌مند و راهگشاست. انتخابات فصل تمام‌شدن سیاست نیست، بلکه آغاز یک فصل جدید است، هم برای اکثریت و هم اقلیت. فرد پیروز باید راه‌ها را برای امکان‌پذیرشدن وعده‌ها، توافق‌ها و تعاملات سطوح مختلف اجتماعی باز کند. طرف پیروز و شکست‌خورده توأمان باید نشان دهند از آن پس خواست عمومی ارج می‌بیند و بر صدر می‌نشیند؛ ولی با رعایت حقوق اقلیت و لزوم حرمت او و فراهم‌کردن فرصتی که او بتواند روزی به اکثریت تبدیل شود. پیروزی اکثریت به معنای حذف اقلیت نیست، بلکه بلوغ اجتماعی و سیاسی در هم‌زیستی مناسب این دو است. اگر چنین باشد حتی اقلیت هم احساس شکست نخواهد کرد. ادب پیروزی یعنی فروتنی و گذشت از تلخی‌ها و ادب شکست در احترام و گردن‌نهادن به حق اکثریت است. 


دیدگاه‌ها(۰)