۱۳۹۶ يکشنبه ۲۶ آذر
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۳۵ - ۱۳۹۶ يکشنبه ۲۲ مرداد
ردپای هالیوود در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی
هادی فیروزی

پایان جنگ جهانی دوم، شروع جنگ تازه‌ای بود که بدون شلیک هیچ گلوله‌ای، جهان را به دو قطب غرب و شرق تقسیم کرد. جنگ سرد در دورانی روی داد که زنگ خطر گسترش کمونیسم در تمام دنیا، حتی در دل آمریکا به گوش می‌رسید. این جنگ تقابلی بین آمریکا و شوروی بود و در آن به‌قدری بمب‌های هسته‌ای آماده شلیک بود و به حدی زاغه‌های مهمات تا نهایت ممکن پر از سلاح و بمب‌های ویرانگر بودند که برای نابودی تمام کره زمین کافی بود.
در این میان دانشمندان، ورزشکارها، پزشکان، فضانوردان و هنرمندان هر دو سوی نبرد نقش پیاده‌نظام را داشتند. در این شرایط بود که هالیوود جنگ را بدون شلیک هیچ گلوله‌ای به نفع آمریکا به پایان رساند. تصویر پررنگ‌ولعاب و زیبای زندگی غربی در فیلم‌های هالیوود از قناعت ریاضت‌وار مردم در نظام کمونیستی جذاب‌تر بود و مردم شوروی را شیفته غرب کرد.
هم‌زمان حکومت شوروی تبلیغات اغراق‌آمیزی در فیلم‌ها برای تبلیغ زندگی به سبک کمونیستی انجام می‌داد. اهالی شوروی در این داستان‌های خیالی مردمی بودند که همگی با رضایت به طور دسته‌جمعی کار می‌کردند و کار می‌کردند. قهرمان این فیلم‌ها همه مردم و توده‌ها بودند، اما سبک فیلم‌های آمریکایی متفاوت بود.
قهرمانان فیلم‌های آمریکایی اَبَرانسان‌هایی بودند که یک‌تنه به جنگ همه بدی‌های دنیا می‌رفتند. برای مردم شوروی تماشای این ابرقهرمان‌ها از تماشای مردم سخت‌کوش تحت نظام کمونیسم جذاب‌تر بود. آن‌طور که جلال‌آل‌احمد در «سفر روس» می‌نویسد، دوباره مردم شوروی در پی رفاه به سبک غربی حرکت می‌کنند و روزبه‌روز خشونت نظام‌مند کمونیستی کم‌رنگ می‌شود.  در شرایطی که پس از مرگ استالین، شوروی روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شد، آمریکا به‌سرعت در حال تکمیل تصویر «رؤیای آمریکایی» بود. رؤیای سرزمین قهرمان‌ها؛ جایی که هرکسی می‌توانست در آن با سعی و تلاش به هرجایی برسد و این‌گونه هالیوود کارخانه رؤیاسازی شد. در این شرایط شوروی که از درون پوسیده بود نیاز به حمله خارجی نداشت.  گورباچف، آخرین رهبر شوروی، زمانی که قدرت را در دست گرفت، مصمم بود رابطه با غرب را عادی کند. با آشتی شوروی و آمریکا، ابهت ابرقدرت شوروی درهم شکست، زیرا تمام ماهیت شوروی کمونیست دشمنی با غرب بود و در نهایت یلتسین پس از گورباچف آمد تا فروپاشی شوروی رو به احتضار را نهایی کند.
در دوران جنگ سرد و پیش از فروپاشی شوروی، پروژه دیپلماسی رسانه‌ای آمریکا معطوف به شوروی و اقمار آن بود. در کنار هالیوود، ابزارهای دیگری همچون موسیقی راک، ارائه سبک زندگی آمریکایی با تمام جذابیت‌هایش، برنامه‌های رادیو اروپای آزاد و ... نیز مورد استفاده قرار گرفتند. این ابزارها وضعیتی روانی را برای شهروندان شوروی کمونیستی فراهم می‌آورد که ناخودآگاه خود را مشتاق به پیوستن به غرب احساس می‌کردند.  «پرده آهنین» (1946) اثر ویلیام ولمن و فیلم «مایکل اندرسون» (1956)، اثر گوردون داگلاس با موضوع وجود کارخانه‌ای هسته‌ای که جاسوسان خارجی درصدد یافتن نقشه آن بودند، گام‌های نخست هالیوود در این نبرد بود. سینما در دوران جنگ سرد بیش از دیگر وسایل ارتباط جمعی توانست وحشت، ترس جمعی و بی‌اعتمادی موجود در جامعه کمونیستی را منعکس کند.
خطر «تهدید سرخ» جامعه آمریکایی را فراگرفته بود و بعضی از فیلم‌ها با این ایدئولوژی که دشمن از خارج می‌آید، ازهم‌گسیختگی خانواده‌های تحت سلطه نظام کمونیسم را نشان می‌داد. فیلم‌های «جیب‌بر خیابان جنوب»، «یک، دو، سه»، «یک‌دقیقه به صفر» و «حکومت نظامی» هم نمونه‌های دیگری از رویکرد بازنمایی هیولای کمونیسم در هالیوود است.
انیمیشن «مزرعه حیوانات» از اواخر دهه 50 میلادی و با اختصاص بودجه قابل‌توجه و مخفی دولت آمریکا برای مبارزه با گسترش فرهنگ کمونیسم ساخته شد. شرکت ساترلند نیز با تولید مجموعه‌ای از انیمیشن‌های تبلیغاتی وارد کارزار شد. هدف از این تولیدات، رواج فرهنگ آمریکایی و همچنین جلوه‌دادن به آمریکا به‌عنوان بهترین بود. انیمیشن «در رفت‌وآمد» که سال 1948 به سفارش دانشگاه هاردینگ ساخته شد و به کارتون جنگ سرد معروف شد.
قهرمان‌ها و اَبَرقهرمان‌ها نقش پررنگی در این میان پیدا کردند. فیلم پرفروش «راکی2» نمایش تمثیلی جنگ سرد شوروی و آمریکا در رینگ بوکس است. در این فیلم «سیلوستر استالونه» (بازیگر نقش راکی) که با ایفای نقش در سه فیلم قبلی راکی، هویت خود را به‌عنوان نماینده مردم آمریکا که می‌تواند با پشتکار از صفر به قله‌های پیشرفت برسد تثبیت کرده، با حریف روس خود به نبرد پرداخته و پیروز می‌شود. در پایان فیلم «راکی4» نیز پس از اینکه استالونه به شوروی می‌رود و دل تماشاگران روس اطراف رینگ بوکس را به دست می‌آورد و قهرمان بوکس شوروی را شکست می‌دهد، در نطقی خطاب به مردم شوروی می‌گوید: «وقتی اینجا آمدم شما من را دوست نداشتید و من نیز علاقه چندانی به شما نداشتم، بعد دیدم که احساسات کم‌کم تغییر کردند. شاید همه ما بتوانیم تغییر کنیم». جمعیت می‌خروشد و رهبر شوروی هم برای تشویق به‌پا می‌خیزد. استالونه همچنین در فیلم «رمبو» که جنجالی‌ترین فیلم آن زمان بود، نقش یک سرباز بازنشسته، عضلانی و غیرقابل‌انعطاف جنگ ویتنام را ایفا می‌کند. «رمبو» یک‌تنه زندانیان آمریکایی در ویتنام را از دست شکنجه‌گران کمونیست ویتنامی و رئیس روس اردوگاه زندانیان جنگی نجات می‌دهد. در «رمبو3» در سال 1988 قهرمان به افغانستان می‌رود تا مجاهدین افغان را در جنگ با متجاوزان شوروی یاری دهد.
سرانجام با متلاشی‌شدن کمونیسم در شوروی و فروپاشی بلوک شرق، هالیوود در «راکی5» سقوط کمونیسم جشن گرفته می‌شود. در سکانسی که راکی، مشت‌زن روسی را شکست می‌دهد، گویی نه‌تنها حریف خود که همه روس‌ها و عقاید آنها را نابود می‌کند. سقوط حزب کمونیست در شوروی و بلوک شرق نقطه‌عطفی در تاریخ سینمای هالیوود بود.
فروپاشی شوروی کمونیسم، ورشکستگی کارخانه ساخت آدم‌های قالبی در این کشور بود؛ آدم‌هایی که مجبور بودند یکسان فکر کنند و مطیع محض اوامر حزب حاکم باشند. شورش مردم علیه دیوارها اجتناب‌ناپذیر بود و آرمان‌های سوسیالیسم فروپاشید. حالا هر مجسمه تکه‌تکه‌شده لنین در گوشه ‌‌کنار شوروی سابق، یادگار کسی است که زمانی به جنگ خدا و الهیات رفت و قهرمان مردمی شد که تا چندین نسل تاوان ایمان به او را پرداختند.
اینک مردم بسیاری که هنوز در دیگر کشورهای تحت سیطره کمونیسم هستند؛ نظیر چین، کره‌شمالی و کوبا چشم‌انتظار رهاشدن از دیوی هستند که از قرن گذشته تا به امروز هنوز به حیات خود ادامه می‌دهد.

 


دیدگاه‌ها(۰)