۱۳۹۶ جمعه ۲۶ آبان
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۶۱ - ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۲ شهريور
روایت «نوید نیک‌کار» از ترانه «نقش بهشت»
سر حرفم هستم
سارا شعاعی

 

 


در خانواده‌ای که با هنر بیگانه نبوده به دنیا آمده. پدربزرگ پدری از نوازندگان تار و از شاگردان استاد فقید جلال ذوالفنون بوده است. پدربزرگ مادری او هم ضمن برخورداری از صدای خوش و دانش آواز، از خوانندگان محلی شهرستان نی‌ریز بوده که چندی‌پیش آثار جمع‌آوری‌شده‌اش به صورت لوح فشرده منتشر شد و در دسترس همگان قرار گرفت. تاكنون كنسرت‌ها و فستيوال‌هاي بين‌المللي بسياري در كشورهايي همچون ايتاليا، اتريش، ارمنستان و آلمان و... داشته است. «نوید نیک‌کار» متولد شیراز است و فراگیری موسیقی را از 11سالگی با سازهای تار و دف آغاز کرده است. به مناسبت رونمایی از ترانه «نقش بهشت» او در شیراز که با استقبال مواجه شده، گفت‌وگویی با او کردیم که می‌خوانید.

  از دوران کودکی و نحوه علاقه‌مندی‌تان به هنر برای ما بگویید. با اینکه در 11سالگی سازهای تار و دف را شروع کردید، چطور شد که به آواز رو آوردید؟
شاید بتوانم این‌طور بگویم که هنر در خانواده ما موروثی است. هم در خاندان پدری و هم مادری هنر نوازندگی و خوانندگی رواج داشته و من به نوعی با این عرصه از همان آغاز بیگانه نبوده‌ام و داشتن موهبت و نعمت صدای خوش از همان کودکی بارز شد. اما شروع یادگیری حرفه‌ای و علمی موسیقی برای من با یادگیری ساز تار از 11سالگی رقم خورد. در آن زمان چیزی به اسم موسیقی کودک و این موارد اصلا وجود نداشت و هنرجو یکسره به سراغ ساز مورد علاقه خود می‌رفت و خب قطعا این روش مشکلات خاص خود را هم داشت ولی آنچه هرگز از من دور نشد و علاقه جدی‌تر و واقعی‌تر من بود، همان آواز بود و خواندن برایم حال دیگری داشت.
 چرا با اینکه علاقه‌مند به هنر و آواز بودید، در دانشگاه رشته مترجمی زبان را انتخاب کرده و ادامه دادید؟
درحال‌حاضر شرایط خیلی فرق کرده؛ وقتی 18ساله بودم و باید برای انتخاب رشته دانشگاهی و کنکور آماده می‌شدم، اصلا رشته موسیقی مانند امروز در دانشگاه‌ها رواج نداشت و اگر هم بود، ورود به آن خیلی دشوار بود. دقیقا به همان علتی که من همیشه آواز را بیشتر از نوازندگی دنبال کردم، تمایلم به رشته‌های نوازندگی کمتر بود و آن زمان رشته آواز نداشتیم. درحالی‌که امروزه شاهد ایجاد چنین رشته‌ای در دانشگاه‌های فرهنگ و هنر هستیم و جای خوشحالی است که جوانان و علاقه‌مندان به این حرفه می‌توانند در این رشته تحصیل کنند. اما خود من فرصت حضور در این رشته را با توجه به شرایط کاری امروز شاید دیگر نداشته باشم.
  آواز را نزد چه اساتیدی آموختيد؟
داستان ورود من به عرصه جدی آواز هم خیلی مفصل است و هم گفتن آن شنیدنی. اما بعید می‌دانم در این فرصت کوتاه بتوانم همه‌اش را بیان کنم. نزد اساتید مختلفی در رشته‌های آواز ایرانی، آواز پاپ و پرورش صدا دوره دیده‌ام و عمدتا در شیراز. اما اجازه می‌خواهم در این فرصت از شاخص‌ترین‌ها یاد کنم که واقعا نزد ایشان آموختم. از جمله استاد آرش آبسالان در پرورش صدا، حامد همایون که آن روزها با نام محمودزاده فعالیت می‌کرد در آواز پاپ و همچنین در قالب مسترکلاس در محضر اساتید عزیز ماریو تقدسی، هومن خلعتبری در پرورش صدا و صدیق تعریف در آواز ایرانی بوده‌ام و بسیاری از عزیزان دیگر که پیشنهاد می‌کنم علاقه‌مندان رزومه من را در سایتم مطالعه کنند و اسامی تک‌تک اساتیدم را بخوانند.
 گویندگی، خبرنگاری، طراحی، مدیریت تبلیغات و... را در رزومه کاری خود دارید. آیا اینها را مکمل هنر می‌دانستید یا بر حسب اتفاق این رشته‌ها را دنبال می‌کردید؟
بله دقیقا، هرچیزی که به صدا ربط داشته باشد، من را به سمت خود جذب می‌کند. گویندگی هم جزء همین موارد بود. خبرنگاری و طراحی و همچنین مدیریت تبلیغات و روابط‌عمومی شاید جزئی از اخلاق و کشش‌های روحی‌ام بوده‌اند و تمام این موارد را قطعا مکمل هنر می‌دانستم. چون معتقدم هنرمند بدون شناخت مخاطب، بدون تجهیزات لازم برای معرفی خود به عموم جامعه کامل نمی‌شود!
  شما خودتان هم دوره‌های آموزشی برگزار می‌کنید. از این کلاس‌ها و دوره‌ها برای ما بگویید... .
پس از گذراندن سال‌های آموزشی با اجازه استادانم اقدام به برگزاری کلاس‌های پرورش صدا و همچنین تصنیف‌خوانی کردم و رفته‌رفته با توجه به اینکه هم تجربه بهتری در انتقال مفاهیم به دست آوردم و هم اینکه همیشه به دنبال چیزهای جدید برای یادگیری هستم، موفق شدم خودم را هم ارتقا دهم و کلاس‌هایم با استقبال مخاطبان مواجه شد و دوره‌های مختلفی از جمله فن بیان و پرورش صدا برگزار کردم که اتفاقا چند نفر از هنرجویان پرتلاشم امروز به صورت جدی گوینده و خواننده هستند و در سطح شیراز به صورت رسمی فعالیت می‌کنند.
 فکر می‌کنید مدرس آواز باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد. چون امروزه متأسفانه کلاس‌های آواز و مدرسان آواز به حدی زیاد شده‌اند که حتی برخی از آنها صلاحیت تدریس ندارند و باعث دلزده‌شدن هنرجوها از آواز می‌شوند... .
اینکه چه کسی صلاحیت دارد یا نه، دو بخش است. بخش اول که به نظرم باید توسط واحد موسیقی اداره ارشاد تأیید شود که چنین تأیید صلاحیتی را در واقع نداریم یا اگر داریم تاکنون آن‌قدر جدی گرفته نشده است که الزام‌آور باشد و بخش دوم شناخت مخاطب است که معمولا مربی‌های خوب به دلیل خروجی‌هایی که داشته‌اند، شناخته‌شده هم هستند. مربی خوب به اعتقاد من کسی است که توانایی انتقال دانش و دورشدن از روش‌های دیربازده و فرسایشی را داشته باشد. آواز و پرورش صدا دیگر یک مسئله عادی نیست. برای آن تولید علم شده و باید علمی و دقیق منتقل شود و دیگر روش سینه‌به‌سینه محبوب نیست؛ همچنین دانش مربی و تلاش‌هایی که برای یادگیری خودش کرده و نحوه تدریس او چیزی است که مهم است و هنرجو باید برود، ببیند و بسنجد؛ شاید بهترین راه درحال‌حاضر، دیدن خروجی‌های یک مربی و کارنامه او باشد.
 شما تا به حال اجراهایی در کشورهایی مانند ایتالیا، اتریش، ارمنستان و آلمان داشته‌اید. چطور به این اجراها و فستیوال‌ها دعوت می‌شوید؟
اولین‌بار با مربی آواز خودم و با همراهی ایشان به‌عنوان همخوان به جشنواره موسیقی ایتالیا رفتیم و از آن پس با حمایت و دعوت برنامه‌گذاران خارجی موفق شدم در جشنواره‌های دیگر که نام بردید شرکت کنم. در ضمن در جشنواره فرهنگ و هنر ایروان هم اول شدیم!
 از سال 94 شروع به انتشار تک‌آهنگ کرده‌اید. به تازگی هم تک‌آهنگ جدیدتان به نام نقش بهشت رونمایی شد. در مورد این رونمایی و آهنگ برای ما بگویید. چطور شد این تک‌آهنگ به مرحله رونمایی رسید؟
بله، نقش بهشت عنوان جدیدترین اثر من است که 16 شهریور منتشر شد. این اثر به سفارش اداره کل ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری شیراز و به نام این شهر زیبا که این روزها هم به همت مسئولان چهره‌ای جدید به خود گرفته، ضبط شده است. مراحل هنری این پروژه از ابتدا بیش از 90 روز به طول انجامید. از مرحله سرایش ترانه گرفته تا میکس و مستر و بالاخره پس از گذشت چهارماه‌ونیم با حضور مسئولان محترم شهرداری شیراز و در قالب مراسمی منتشر شد.
 پیش از این در گفت‌وگویی با یکی از جراید گفته بودید برای پیشرفت، عزیمت به تهران اجباری است؟ آیا هنوز هم همین‌طور فکر می‌کنید؟
بله، سر حرفم هستم. پایتخت‌نشینی اجباری است که شرایط حاکم بر فضای هنر آن را ایجاب می‌کند. قطعا امکانات و دسترسی‌ها در تهران نه‌تنها سریع‌تر و ساده‌تر است بلکه تجمع هنرمندان بیشتر در تهران است و دسترسی‌ها بهتر؛ از زمانی به بعد باید شرایطت را به‌گونه‌ای مدیریت کنی که بتوانی آینده‌ای که متصور هستی را بسازی و حال چه خوب یا بد، این وسوسه پایتخت‌نشینی! برای ایجاد روند رو به جلو و عدم توقف یک ضرورت اجتناب‌ناپذير است.


دیدگاه‌ها(۰)