۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۹ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۶۱ - ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۲ شهريور
چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را ...
حسن كیائیان- مدیر نشر چشمه

در صفحه‌ی 10 روزنامه‌ی «شرق» مورخ دوشنبه ششم شهریور‌ماه گفت‌و‌گویی با همکار ناشرم جناب آقای طائب به‌عنوان مدیرعامل شرکت ماه‌پیشونی و مدیر بخش کودک و نوجوان مجموعه‌ باغ‌کتاب منتشر گردیده است که در آن چند‌بار نام این‌جانب و نشرچشمه برده شد.با وجود پرهیزی که در چند ماه گذشته از ورود به این مسئله و پاسخ به برخی از سخنان داشتم، این‌بار و از آن‌جایی که می‌بینم تلاش شده مشابه‌سازی بین کتاب‌فروشی شرکت ماه‌پیشونی در بخش کودک باغ‌کتاب با فروشگاه‌های نشرچشمه به‌عمل آید، وظیفه‌ی خود می‌دانم پاسخ مختصری را جهت روشن‌تر‌شدن اذهان عمومی برای آن روزنامه‌ی محترم ارسال کرده و امیدوار باشم به دور از جنجال‌ها و تهمت‌زدن‌ها‌ی رایج این روزها، از‌ هر طرف، این گفت‌و‌گو بابی شود جهت رسیدن به نتایجی که ثمرات مثبتی برای فرهنگ مکتوب مظلوم‌مانده -‌کتاب‌- در کشورمان به همراه داشته باشد.منتقدان راه‌اندازی کتاب‌فروشی در باغ‌کتاب دو ایراد اساسی - به زعم حقیر - به این کار دارند:

1. نَفس راه‌اندازی کتاب‌فروشی توسط نهادهای دولتی یا عمومی (از قبیل شهرداری) در جهت خلاف اصل 44 قانون اساسی بوده و رقابت نابرابری بین بخش خصوصی (از نوع واقعی آن) و بخش دولتی ایجاد می‌کند. که نتیجه آن از پیش مشخص است! و می‌تواند با‌ توجه به امکانات گسترده‌ی دولتی و نهادهای عمومی موجب کسادی کار کتاب‌فروشی‌های سطح شهر شده و حتی در مواردی آنها را به تعطیلی بکشاند.
2. اتفاقی که در مورد اجاره‌ی بخش کودک و نوجوان باغ‌کتاب افتاد، بهره‌مندی گروه اندک‌شماری است از امکانات گسترده‌ای که در عمل توسط شهرداری تهران در اختیارشان قرار گرفت.
اجازه می‌خواهم در حد بضاعتم به این دو موضوع بپردازم.
1. چرا راه‌اندازی این کتاب‌فروشی (آن هم با ابعاد عظیمی که گفته‌ می‌شود بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی دنیا است) در محل باغ‌کتاب کاری نادرست و به زیان کتاب‌فروشان است؟
واقعیت این است که سرانه‌ی مطالعه‌ی کتاب در کشور ما بالا نیست. تلاش‌هایی که طی دهه‌های گذشته برای افزایش این سرانه به‌عمل آمده است، چندان نتیجه‌‌بخش نبود. این واقعیت را از متوسط تیراژ کتاب‌ها که برخلاف عناوین آنها سال‌به‌سال از آن کاسته می‌شود، می‌توان دید. این تناقض آشکار و غیرقابل‌انکاری است بین سرانه‌ی پایین مطالعه در کشور ما و راه‌اندازی بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی جهان !!
به‌همین‌دلیل در جلسه‌ای که جناب آقای طائب به آن اشاره کردند و به دعوت آقای دکتر مجید حسینی، مدیرعامل محترم نشر شهر در سال گذشته در محل باغ‌کتاب تشکیل شد، اولین سؤالی که از دکتر حسینی پرسیدم این بود که آیا امکان حذف کتاب‌فروشی را (چه در حوزه‌ی کودک و نوجوان و چه در حوزه‌ی بزرگ‌سال) از مجموعه‌ی باغ‌کتاب دارند یا خیر؟ که گفتند خیر؛ ولی از فضای آن به اندازه‌ای که می‌توانستم کاسته‌ام. در یادداشتی که بعد از آن برای ایشان فرستادم، نوشتم که با اصل راه‌اندازی کتاب‌فروشی در باغ‌کتاب مخالفم ولی چنانچه حتما باید مبادرت به راه‌اندازی کتاب‌فروشی کنند، چون پیش‌بینی اعتراض همکاران کتاب‌فروش و ناشرمان را می‌کردم، پیشنهاد کردم حتما هر کاری که می‌کنند، از مسیر اتحادیه باشد تا شبهه‌ای ایجاد نشود که متأسفانه این‌طور نشد.
البته می‌‌پذیرم که افتتاح هر کتاب‌فروشی در سطح کشور می‌تواند به نوبه‌ی خود مختصری به رونق بیشتر امر کتاب و کتاب‌خوانی کمک کند ـ هر چند اصلی‌ترین معضل کتاب، کمبود کتاب‌فروشی‌ها نیست و در جای دیگری است ـ اما نه به این شکل و شمایلی که در بخش فروش کتاب کودک مجموعه‌ی باغ‌کتاب اتفاق افتاده است. یعنی بهره‌مندی اقلیتی در قالب یک شرکت از امکانات وسیع شهرداری که در اختیار آنها قرار گرفته است.
2. همکاران منتقد ما بر این گمان‌اند که اتفاقی که 
در مورد اجاره‌ی کتاب‌فروشی و بخش کودک باغ‌کتاب افتاد به‌نوعی بهره‌مندی از موقعیتی انحصاری و برتر توسط چند نفر می‌باشد؛ هر چند با انگیزه‌ی به‌ظاهر مثبت فروش کتاب‌های کودک‌، رخدادی که در این سال‌ها به دفعات شاهد نظایر آن در رشته‌های دیگر اقتصادی بوده‌ایم و در قُبح آن کتاب‌ها نوشته شده است.بررسی تشابه‌سازی که خود جناب طائب بین کتاب‌فروشی کودک باغ‌کتاب با کتاب‌فروشی‌های نشر‌چشمه انجام داده‌اند‌، می‌تواند راه خوبی برای پی‌بردن به صحت یا سقم این مدعای منتقدان سهام‌داران شرکت ماه‌پیشونی باشد.
1. جمع مساحت کتاب‌فروشی‌های استیجاری نشر‌چشمه‌، که مالکیت تمام آنها متعلق به بخش خصوصی است‌، تقریبا یک‌پنجم فضای کتاب‌فروشی کودک باغ‌کتاب است ولی برعکس اجاره‌ی این کتاب‌فروشی‌ها حدود 20 درصد بیشتر از اجاره‌ای است که شرکت ماه‌پیشونی قرار است ماهیانه به شهرداری بپردازد - با توجه به اینکه تا آغاز پرداخت اجاره‌ی کتاب‌فروشی باغ‌کتاب شش ماه فرجه هم در اختیارشان قرار‌گرفته است. 
2. برای دکوراسیون و قفسه‌بندی و راه‌اندازی هر یک از شعبات نشر‌ چشمه حدود 175 میلیون تومان هزینه شده (‌جمعا حدود 700 میلیون تومان‌) در‌حالی‌که چند میلیارد تومان هزینه‌ی دکوراسیون و قفسه‌بندی فضای کتاب‌فروشی چهار هزار متری ماه‌پیشونی در مجموعه‌ی باغ‌کتاب توسط شهرداری پرداخت گردیده است.
3. در شروع به‌کار یکی از شعبات نشر‌چشمه جهت اطلاع‌رسانی این کتاب‌فروشی تنها در فضای داخلی مجتمع تجاری‌ - ‌فرهنگی که در آن واقع شده بود‌، آن هم در زمانی محدود حدود ده میلیون تومان هزینه‌ی این تبلیغات شد. در‌حالی‌که در شروع‌به‌‌کار کتاب‌فروشی ماه‌پیشونی، این کتاب‌فروشی به‌عنوان جزئی از مجموعه‌ی باغ‌کتاب به‌‌طور مجانی از ده‌ها بنر بزرگی که در سراسر شهر تهران جهت اطلاع و هدایت مردم به آن محیط از سوی شهرداری تهران نصب شده بود‌، بهره‌مند شده است. البته به موازات آن اطلاع‌رسانی گسترده‌تری هم با پشتوانه‌ی شهرداری تهران با استفاده از رسانه‌های مختلف صورت گرفت.
در ماه‌های اخیر لا‌اقل پنج ناشر‌- ‌کتاب‌فروش اقدام به راه‌اندازی - به‌ قول جناب آقای طائب -کتاب‌فروشی‌های زنجیره‌ای در سطح شهر تهران و شهرستان‌ها کرده‌اند. چرا کسی به آنها اعتراض نمی‌کند؟ آیا این قریب به 350 کتاب‌فروش و ناشری که به شرکت ماه‌پیشونی اعتراض کرده‌اند عقل‌شان نمی‌رسید به این همکاران نیز اعتراض کنند؟ مسلم است که پاسخ منفی است و بدیهی است به این دلیل واضح که منتقدان کتاب‌فروش و ناشر جناب آقای طائب و دوستان‌شان می‌دانند که این کتاب‌فروشی‌ها با استفاده از امکانات شخصی و در حوزه‌ی بخش خصوصی راه‌اندازی شده است، و تفاوتی ماهوی با کار ماه‌پیشونی دارد. در پایان به جناب طائب توصیه می‌کنم که در برخورد با منتقدان خویشتن‌داری کنند. به آن‌ها اتهام‌زدن و پای این و آن را به‌میان‌کشاندن مشکلی از ایشان و دوستان‌شان حل نخواهد کرد. اگر می‌خواهند همچنان به‌‌عنوان یک ناشر فعال و با‌سابقه در میان صنف بمانند و ادامه دهند راهش از میان این هجمه‌ها و دعواها نمی‌گذرد. واقعیت این است که وقتی کتاب‌فروشان می‌بینند هر‌ساله پس از برگزاری 10 روزه‌ی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران‌، رکودی چندین‌ماهه بر بازار کتاب حاکم می‌شود‌، می‌گویند چطور ممکن است فعالیت یک فروشگاه چند‌هزار‌متری کتاب در طول سال با این پشتیبانی گسترده‌ی شهرداری تهران تهدیدی برای بازار کوچک و محدود فروش کتاب آنها نباشد؟


دیدگاه‌ها(۰)