۱۳۹۶ پنج شنبه ۲ آذر
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۶۱ - ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۲ شهريور
عليرضا علوي‌تبار:
تضعيف اصلاح‌طلبان به معناي تقويت اصولگرايان نيست

ايرنا: عليرضا علوي‌تبار نسبت به عدم پذيرش اصلاح‌طلبان در حاکميت نيز هشدار مي‌دهد و مي‌گويد: تضعيف اصلاح‌طلبان به معناي تقويت اصولگرايان نيست، بلکه نوعي راديکاليسم و فراتررفتن از اصلاح‌طلبي تقويت مي‌شود. او در ادامه مي‌گويد: «نکته ديگر اين است که اغلب چهره‌هاي تأثيرگذار اصلاح‌طلب به اين نتيجه رسيده‌اند که رابطه اصلاح‌طلبان با ساختار قدرت بايد بازسازي شود. اصلاح‌طلبان منکر اختلافات و تفاوت‌ها نيستند و قصد فريب کسي را هم ندارند. اما باور دارند که تفاوت‌ها به خوبي مديريت و بيان نشده‌اند و روابط به جاي واقعيت، بيشتر بر اساس سوءتفاهم شکل گرفته است. به علاوه آنها (اصلاح‌طلبان) مي‌گويند گروهي که تأمين منافع خود را دنبال مي‌کرده‌اند، تمامي تلاش خود را براي تخريب روابط و جايگزين‌کردن خشم و انتقام به جاي گفت‌وگوي انتقادي به کار برده‌اند و به دليل سوءاستفاده از امکانات نهادي و عمومي‌اي که در اختيار داشته‌اند، در اين زمينه موفق هم بوده‌اند. از اين رو خط‌مشي غالب اصلاح‌طلبان پيش از سال 92 همراهي توأم با سکوت بوده است. نکته ديگر اين است که اصلاح‌طلبان به اين تحليل رسيده‌اند که برخي بحران‌ها فراتر از جناح‌بندي‌ها، کل موجوديت کشور را به خطر انداخته است. البته اصلاح‌طلبان براي خروج از بحران‌ها چارچوب و توان طرح پيشنهاد دارند اما مهم اقدام واقعي و عملي است». او مي‌گويد: «توازن نيروها به دليل نابرابري شديد در توزيع منابع (مادي- نهادي- رسانه‌اي و...) به‌گونه‌اي است که اصلاح‌طلبان طرح‌هاي خروج از بحران را نمي‌توانند به‌تنهايي عملي کنند.اگر تلاش اصلاح‌طلبان براي بازسازي رابطه با ساختار قدرت از طرف آنها دفع شود و بحران‌ها و ابرچالش‌هاي ملي نيز به سوي حل‌شدن سوق داده نشود، اصلاح‌طلبان با بحران خط‌مشي مواجه خواهند شد. آن‌گاه اگر فشارهايي که براي حفظ هويت به اين جريان وارد مي‌شود، با پاسخ مناسب از سوي آنها روبه‌رو نشود، به نااميدي، چندپارگي و کاهش اعتبار اصلاح‌طلبي منجر خواهد شد. البته تضعيف اصلاح‌طلبان به معناي تقويت اصولگرايان نيست بلکه نوعي راديکاليسم و فراتررفتن از اصلاح‌طلبي تقويت مي‌شود. او درباره آينده جريانات عمده سياسي کشور مي‌گويد: «پيش‌بيني آينده البته دشوار است. اما اگر اتفاق عجيب‌وغريبي که همه معادلات را عوض نکند رخ ندهد، آرايش نيروها در آينده به اين شکل قابل پيش‌بيني است. يک جريان «راست ميانه‌رو» که کم‌وبيش در عرصه جامعه محافظه‌کار است اما لوازم مردم‌سالاري را مي‌پذيرد، از ترکيب بخشي از اصولگرايان محافظه‌کار و اعتدال‌گرايان پديد مي‌آيد که محور اصلي فعاليت‌هايش تأمين ثبات و عادي‌سازي جريان امور در کشور خواهد بود. بخشي از اصولگرايان محافظه‌کار به اصولگرايان تندرو مي‌پيوندند و جريان «راست تندرو» به صورت يک اقليت فعال در کشور باقي خواهد ماند. اگر اين جريان ترغيب به تصرف قدرت از طريق قهرآميز نشود، مي‌توان تا افقي طولاني آن را به صورت يک اقليت فعال در کشور ديد. از ميان جريان اصلاح‌طلب نيز دو جريان اصلي «راست مدرن» و «چپ مدرن» بيشتر نمايان شده و گفت‌وگو و رقابت و در مواردي همکاري خواهند داشت. راست مدرن بيش از پيش به ‌‌ايده‌هاي ليبرال در عرصه سياست و اقتصاد ميل خواهد کرد و چپ مدرن به سوي نوعي از مردم‌سالاري اجتماعي خواهد رفت».


دیدگاه‌ها(۰)