۱۳۹۶ دوشنبه ۲۹ آبان
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۶۲ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۲۳ شهريور
زندگی و فعالیت‌های دکتر «هاشم رفیعی‌تبار» از زبان خودش
پژوهش در 4 گوشه جهان

من در سال 1327 شمسی در تهران متولد شدم و بعد از اتمام تحصیلات متوسطه (که زودتر از موعد طبیعی بود)، به انگلستان رفتم. نزدیک 17 سال داشتم که دیپلم گرفتم. آن زمان خیلی مرسوم نبود که افراد برای تحصیل به انگلستان بروند، چون این کشور دیپلم ایران را قبول نداشت و هرکسی که به این کشور می‌رفت، باید دیپلم آنجا را می‌گرفت. در آنجا حدود یک سال به مدرسه شبانه‌روزی رفتم و سپس وارد دانشگاه شدم. چون خیلی به فیزیک علاقه‌مند بودم، دوره فیزیک را طی کردم و بعد از اخذ کارشناسی فیزیک، دوره فیزیک هسته‌ای را طی کردم. البته آن زمان در رشته فیزیک خیلی رقابت زیاد بود، چون بسیاری از انگلیسی‌ها در رشته فیزیک تحصیل می‌کردند و به‌همین‌دلیل افراد خارجی کمی را در این رشته قبول می‌کردند، اما الان افراد خارجی بیشتری را می‌پذیرند و خودشان اغلب رشته‌های آی‌تی را می‌خوانند.
به هر صورت بعد از اتمام دوره کارشناسی‌ارشد برای دکترا اقدام کردم و گرایش ذرات بنیادی نظری را انتخاب کردم که گرایش بسیار مطرح و فوق‌العاده سختی بود، البته اکنون هم رشته مطرحی است اما آن زمان یکی از سرآمدان رشته فیزیک بود و تعداد کمی دانشجو پذیرش می‌کردند، به‌ویژه دانشجوی خارجی. به‌هرحال موفق شدم این رشته را در دانشگاه لندن بخوانم و رساله‌ام را هم نوشتم و کار بسیار مهمی در زمینه محاسباتی انجام دادم.
در عین حال چون به مبانی نظری و عملی فیزیک کوانتومی علاقه‌مند بودم، به پاریس رفتم و با برخی دانشمندان بزرگی که در این زمینه فعالیت می‌کردند، کار کردم و مقالات متعددی در زمینه مکانیک کوانتومی نوشتم. البته حضورم در پاریس به صورت نیمه‌وقت بود و بین انگلستان و پاریس در رفت‌وآمد بودم و در این مدتی که در انگلستان بودم درباره فیزیک ماده چگال کار کردم و پی بردم که در فیزیک ماده چگال، ساختارهای پیچیده‌ای موجود است که امروزه به آن نانوساختار می‌گویند و ما به کمک تعدادی از دوستان انگلیسی، طرحی را برای بررسی فیزیک این ساختارها (مانند خواص مکانیکی، خواص نوری و خواص الکترونیکی آنها) آماده کردیم. شورای فرهنگی انگلیس یا به‌اصطلاح شورای پژوهشی انگلیس، پژوهشگاه بزرگی را در اختیار ما قرار داد که من به‌عنوان محقق ارشد در دانشگاه آکسفورد مستقر شدم. در آنجا به کمک دوستان انگلیسی، حوزه نانوفیزیک محاسباتی را برپا کردیم که در آن زمان خیلی مطرح نبود. ما در آن زمان کار مهمی در زمینه مکانیک نانوساختارها انجام دادیم. در دوسالی که در آنجا فعالیت کردیم، توانستیم نظر دانشمندان جهانی را جلب کنیم. ما حتی توانستیم نظر دانشمندان نسل قبل را که اعتقادی به شبیه‌سازی و کارهای محاسباتی نداشتند، نیز جلب کنیم.
دانشمندان ژاپنی کارم را دیدند و از من خواستند به آنجا بروم، با وجود اینکه اطلاعات کمی درباره ژاپن داشتم، اما بااین‌حال قبول کردم به آنجا بروم و حدود یک سال و اندی در دانشگاه توهوکو در شمال ژاپن فعالیت و حوزه نانوفیزیک محاسباتی و نانوتکنولوژی محاسباتی را در آنجا برپا کردیم. ژاپنی‌ها به کاربرد این حوزه در کارهای صنعتی، بسیار علاقه‌مند بودند. من استاد مدعو و جزء اولین استادان خارجی مدعو بودم که به ژاپن می‌رفتم چراکه قوانین‌شان برای خارجی‌ها بسیار پیچیده بود. بودجه من را شرکت هیتاچی تقبل کرده بود و من روی بررسی مولکول 30/60  با زیرپایه‌های سیلیکونی که تازه کشف شده بود، کار می‌کردم که بعدا این شرکت از نتایج این پژوهش استفاده کرد و باتری‌های خشک را طراحی کردند که می‌شود مقدار زیادی بار درون‌شان قرار داد و در سیستم‌های پیشرفته صنعتی از آنها استفاده کرد. در ژاپن که بودم کارهای بسیار عمده‌ای در زمینه نانو محاسباتی انجام دادم و بعد به انگلستان بازگشتم. یک دانشگاه جدیدالتأسیس در کنار یکی از رصدخانه‌های لندن در گرینویچ برپا شده بود که از من خواستند یک بخش نانو در آنجا برپا کنم. حدود هشت سال مسئول آنجا بودم و در این مدت روی خواص الکتریکی نانوساختارها بسیار کار کردیم. طی این مدت به ایران می‌آمدم و بازمی‌گشتم و در دانشگاه‌های شهید بهشتی و شریف، دوره‌هایی را برای دانشجویان دکترا برگزار می‌کردم.
سال 1380 تصمیم گرفتم به طور دائم به ایران بیایم. اول به دعوت آقای دکتر «محمدجواد لاریجانی»، در مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضی مستقر شدم که اکنون پژوهشگاه دانش‌های بنیادی نام دارد. بعد هم به همت وزارت علوم رشته نانو را در کشور برپا کردیم. از درون همین‌ها، ستاد فناوری نانو به‌وجود آمد که الان چندین و چند سال است فعالیت می‌کند. از حدود سه، چهار سال پیش عضو بنیاد نخبگان شدم. به‌عنوان چهره ماندگار نیز برگزیده شدم. رشته جدیدی به ‌نام علوم اعصاب را در مقیاس نانو راه‌اندازی کردم. حوزه بیوفتونیک را دو سال پیش آغاز کردیم که درباره نوری است که از گیاهان ساطع می‌شود. در بدن انسان میدان‌هایی الکترومغناطیسی وجود دارد که اگر تعادل اینها به هم بخورد، شخص بیمار می‌شود که اگر بتوانیم این تعادل را برقرار کنیم بدون استفاده از مواد شیمیایی و دارو می‌توانیم سلامت بیمار را تأمین کنیم. اسم این روش را انرژی‌درمانی گذاشتیم، اما درحال‌حاضر از لغت انرژی‌درمانی سوءاستفاده می‌شود، اما آنچه ما اعتقاد داریم این است که با ورود انرژی درون سلول‌های زیستی و با تعادل انرژی‌های موجود، می‌توان از بیماری‌ها پیشگیری کرد.


دیدگاه‌ها(۰)