۱۳۹۶ دوشنبه ۳ مهر
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۶۲ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۲۳ شهريور
رتبه‌بندی معلمان نه تأثیرگذار است و نه ضروری!
محمدرضا نیک‌نژاد.عضو كانون صنفي معلمان

موضوع «رتبه‌بندی معلمان» در دولت‌های دهم و یازدهم از جستارهای پربسامد در گفتار فرادستان آموزش‌وپرورش بوده و همچنان یکی از پربسامد‌ترین‌هاست. رتبه‌بندی معلمان قرار است این گروه تأثیرگذار و پرشمار از حقوق‌بگیران دولت را به‌گونه‌ای سامان دهد که هر آموزشگر با توجه به بازدهی آموزشی و کامیابی‌های حرفه‌ای خود ارزیابی شود و دستمزد بگیرد. تناسب میزان دریافتی با بازدهی آموزشی - حرفه‌ای معلمان در برخی از کشورهای جهان از جمله آمریکا اجرا شده و تاکنون هیچ پژوهش منطقه‌ای و جهانی‌ تأثیر تعریف‌شده و قابل اتکایی این طرح را تأیید نکرده است. برعکس گرایش منتقد و مخالف این رویکرد با دلیل‌های آماری و تحلیلی نشان داده‌اند اجرای چنین طرح‌هایی آموزش را از فرایندی کیفی و اخلاقی به‌سوی ارزیابی‌های کمی و بازاری برده و سیاست دستمزد در برابر بازده حرفه‌ای، نمره و معدل فردی و میانگین نمره کلاسی و درصد قبولی را از ابزاری آموزشی به هدف آموزشی تبدیل می‌کند؛ بهترین نمونه کتاب «نه تشویق، نه تنبیه» نوشته الفی کهن است که با رویکردی پژوهش‌مدار و با اتکا بر آمار و ارقام نه‌تنها در نهادهای آموزشی، بلکه با نگاهی فراتر از آن نشان می‌دهد، تشویق و تنبیه کارکنان، تأثیر ماندگار و تعریف‌شده‌ای در رشد کیفی سازمان‌ها و نهادها ندارد،
اما اگر در این زمینه از تجربه‌های جهانی فاصله بگیریم و چشم‌مان را بر ناکارآمدی‌های آموزشی آن ببندیم، با نگاهی به سامانه آموزشی کشور، به دلیل‌ها و علت‌های گوناگون درخواهیم یافت رتبه‌بندی حرفه‌ای معلمان نمی‌تواند گره‌ای از پرشمار گرفتاری‌های آموزشمان بگشاید. شوربختانه در دو دهه گذشته و با بی‌توجهی‌های پی‌درپی و آسیب‌زای مالی از سوی دولت‌ها، مدیریت کلان آموزشی، نگاه اقتصادی و بازاری را جایگزینِ رویکرد آموزشی کرده است. چیرگی چنین نگاهی زمینه‌ساز دوری از بهسازی آموزشی نوین شده است. ادامه این وضع سهم کیفیت‌بخشی آموزشی از بودجه را- به گفته خود دست‌اندرکاران آموزش کشور- کمتر از دو درصد کرده است.
از دیگر سو صرف 98 درصد بودجه برای دستمزد فرهنگیان نتوانسته شکاف فراخ آنچه آنان انتظارش را می‌کشند با آنچه دریافت می‌کنند پر کند. آنان میزان دریافتی خویش را در شأن و جایگاه حرفه معلمی نمی‌دانند و نارضایتی شغلی و رویگردانی از این شغل و رفتن به سوی حرفه‌های پردرآمد به‌عنوان شغل‌های دوم و سوم میان این گروه گسترده از کارمندان دولت، آن‌چنان گسترده است که به مدرک نیاز ندارد. در چنین شرایط ناگواری سخن‌گفتن از رتبه‌بندی معلمان و متناسب‌کردن میزان دریافتی با ارزیابی‌های حرفه‌ای آنان به شوخی نه‌چندان خنده‌داری می‌ماند که بیم آن می‌رود فضای آموزشی را بدتر از پیش کند. به گمان نگارنده تا زمانی که زمینه‌های ساختاری نارضایتی حرفه در میان معلمان، از مهم‌ترین دشواری‌های سامانه آموزش کشور است، چنین طرح‌هایی به‌ویژه آنکه به هدف تعدیل هزینه‌ها باشد، آب در هاون ‌کوفتن و زیره به کرمان بردن است.
 


دیدگاه‌ها(۰)