۱۳۹۶ دوشنبه ۳ مهر
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۶۲ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۲۳ شهريور
حذف اجتماعی با فقر آموزشی
فقر آموزشی عامل بازتولید چرخه فقر است

مطالعات سال‌های اخیر بانک جهانی نشان می‌دهد فقر دو رویه دارد. یکی فقدان درآمد یا درآمد اندک و دیگری هراس ازدست‌دادن همین موقعیت ضعیف اقتصادی. یعنی فقرا هم از کمبود درآمد رنج می‌برند و هم اینکه همواره در هراس از آینده زندگی می‌کنند. برخورداری از قابلیت‌های پایه ضمن آنکه امکان خروج از وضعیت فقر را فراهم می‌کند، ابزاری است که ترس از آینده را نیز بی‌معنا می‌سازد. متأسفانه بررسی‌ها نشان می‌دهد فقرا به‌دلیل سطح پایین‌تر آموزش، سلامت، دسترسی به اطلاعات و... نسبت‌به سایر افراد جامعه از قابلیت پایین‌تری برای خروج از فقر برخوردار هستند. به‌عنوان مثال، مطالعات نشان می‌دهد فقر آموزشی در دهک‌های پایین درآمدی بیشتر از دهک‌های بالای درآمدی است. بنابراین توجه به آموزش کودکان خصوصا در خانوارهای آسیب‌پذیرتر موضوع مهمی است که باید مورد توجه مسئولان و دست‌اندرکاران قرار بگیرد.  همچنین بررسی وضعیت فقر آموزش به اين دليل دارای اهمیت است که می‌تواند بر سایر ابعاد فقر تأثیرگذار باشد. همچنین فقر آموزشی ممکن است در اثر سایر ابعاد فقر به وجود بیاید. استان‌های محروم از نظر فقر آموزشی در سایر ابعاد نیز فقیر هستند که علت این موضوع ممکن است در فقر آموزشی آنها باشد.
حذف اجتماعی با فقر آموزشی
 به‌علاوه، فقر آموزش می‌تواند حذف اجتماعی را به‌دنبال داشته باشد. افراد با سطح آموزش پایین‌تر به‌طور سیستماتیک از فرصت‌ها و منابع جامعه که به‌طور طبیعی برای افراد قابل دسترسی است، محروم می‌شوند. بنابراین آموزش‌وپرورش با استفاده از این ابزار توانمندسازی، می‌تواند امکان دسترسی به امکانات و فرصت‌ها را برای اقشار فقیر فراهم آورد. به این دليل ضروری است سیاست‌گذاران بتوانند به‌درستی افراد و گروه‌هایی که از نظر آموزشی در سطح پایینی قرار دارند را شناسایی کنند.
بررسی داده‌های آموزش نشان می‌دهد متأسفانه در کشور نابرابری بین اقشار مختلف وجود دارد. به‌عنوان مثال، بررسی آموزش در سطح استانی نشان می‌دهد بین استان‌های مختلف کشور نابرابری هم در دسترسی به امکانات آموزشی و هم در سطح آموزش افراد وجود دارد. بررسی آموزش در سطح یک استان نیز نشان می‌دهد بین مناطق شهری و روستایی استان‌های مختلف تبعیض آموزشی به زیان مناطق روستایی مشاهده می‌شود. همچنین اگرچه در مناطق شهری تبعیض آموزشی بین دختران و پسران مشاهده نمی‌شود، در مناطق روستایی کشور این موضوع کماکان وجود دارد.
نمودار زیر شاهدی بر آنچه گفته شد خواهد بود. در این نمودار درصد کودکان هفت تا 18ساله که به مدرسه نمی‌روند به تفکیک مناطق شهری و روستایی از سال 1376 تا 1392 نشان داده شده است. مشاهده می‌شود اگرچه فقر آموزشی هم در مناطق شهری و هم در مناطق روستایی رو به کاهش است، مسئله تبعیض آموزشی بین مناطق شهری و روستایی همچنان وجود دارد.
خانواده‌ها چقدر برای آموزش هزینه می‌کنند؟
معیار دیگری که می‌تواند شاخصی از میزان دسترسی آموزشی باشد، هزینه خانوار بر آموزش کودکان است. بررسی هزینه خانوار به‌ازای هر کودک در سن تحصیل به تفکیک استان‌های کشور نشان می‌دهد کمترین هزینه خانوار شهری برای آموزش کودک مربوط به استان‌های سیستان‌وبلوچستان، خراسان جنوبی و ایلام است. بیشترین هزینه خانوارهای شهری مربوط به استان تهران، فارس و گیلان است. همچنین نتایج نشان می‌دهد هزینه خانوار شهری در استان تهران برای آموزش کودک 50 برابر هزینه خانوار شهری در استان سیستان‌وبلوچستان است. همچنین در همه استان‌های کشور هزینه خانوار شهری برای آموزش کودک بیش از خانوار روستایی است، به‌طوری‌که در استان تهران هزینه خانوار شهری برای آموزش کودک سه برابر هزینه خانوار روستایی در همین استان است.
برای کاهش نابرابری آموزشی چه کنیم؟
نتیجه اینکه نابرابری آموزشی در کشور هم در سطح استانی و هم به‌تفکیک مناطق شهری و روستایی وجود دارد، همچنین فقر آموزشی در خانوارهای با درآمد پایین‌تر بیش از خانوارهای با درآمد بالا مشاهده می‌شود. با توجه به آنچه گفته شد، مسائل مربوط به آموزش در سه بُعد مدرسه، دانش‌آموز و معلمان قابل طرح است. همان‌طور که اشاره شد پوشش منطقه‌ای آموزش در کشور متنوع است. این موضوع لزوم تأمین حداقل استانداردها از نظر فضا و تعداد کلاس، سیستم گرمایشی، سرمایشی، بهداشتی و... را نشان می‌دهد. در بُعد دانش آموز، توجه به مسائل فرهنگی خانواده‌ها و طراحی برنامه‌های مشروط حمایت از خانوار و برنامه تغذیه در مدارس می‌تواند مفید باشد. همچنین سیاست‌های منطقه‌ای برای کاهش فقر در همه ابعاد (مواد غذایی، سلامت، مسکن، حمل‌ونقل) می‌تواند در این مهم کمک‌کننده باشد. همچنین معلمان از نظر تعداد و توانایی ممکن است نیاز به بهبود داشته باشند. لذا سیاست‌های منطقه‌ای برای بهبود وضعیت معیشت معلمان، جلوگیری از چندشغله‌بودن معلمان و توانمندسازی معلمان بایستی در دستور کار قرار گيرد.


دیدگاه‌ها(۰)