۱۳۹۶ يکشنبه ۲ مهر
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۶۲ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۲۳ شهريور
ما كه مردم ايرانيم
حسين محمدنظامي

وضعيت ما مردمي که در محدوده مرز جغرافيايي ايران زندگي مي‌کنيم، چگونه است؟ هدف اين نوشته آن است که ابتدا به پرسش اشاره‌شده پاسخ داده شود و سپس راهکاري براي بهبود زندگي ارائه دهد.
چهارمين کشور در ذخاير نفت دنيا و چهارمين کشور توليدکننده نفت، اولين کشور در ذخاير گاز طبيعي و سومين کشور توليدکننده گاز طبيعي، دوازدهمين کشور در ذخاير مس و دوازدهمين توليدکننده مس، هجدهمين کشور پرجمعيت دنيا، هجدهمين کشور وسيع دنيا، چهار هزار ميليارد سرمايه ايرانيان خارج از کشور، دوهزارو 700 کيلومتر مرز آبي، شش هزار کيلومتر مرز خاکي، يک کشور چهار فصل، داراي300 روز خورشيدي، سرانه منابع آب، 30 درصد کمتر از سرانه دنيا؛ متوسط انرژي تابشي خورشيد حدود 5/4 کيلووات ساعت بر مترمربع، پتانسيل بسيار بالا در زمينه انرژي خورشيدي. 
الف- آمارهاي اميدوارکننده: رتبه دهم در صنعت گردشگري، رتبه چهارم در تنوع محصولات کشاورزي، رتبه 70 در خودکشي (47 نفر از يک ميليون نفر در سال)، رتبه 22 در سرانه پرونده‌هاي حقوقي در مقايسه با 28 کشور اروپايي، رتبه 168 در سرانه مصرف الکل در دنيا.
ب-آمارهاي نااميدکننده: رتبه چهارم طلاق در دنيا، جزء سه کشور پرمصرف دخانيات (قليان و سيگار)، 99 درصد شروع مصرف دخانيات زير 26 سال، رتبه پنجم در سرانه پرونده‌هاي کيفري در مقايسه با 28 کشور اروپايي، رتبه ششم در مصرف لوازم آرايشي در دنيا، رتبه 137 در شفافيت اقتصادي، رتبه 105 در نشاط عمومي، کاهش چشمگير تيراژ کتاب در 30 سال گذشته باوجود افزايش جمعيت، سرانه مطالعه ناچيز! اعتياد 13درصدي جمعيت ايران به مواد مخدر، بهترين رتبه المپيک 16 (نکته: از المپيک 2000 تاکنون کشورهاي 1+5 هميشه جزء 10 کشور اول مدال‌آور بوده‌اند) و سرانه اماکن ورزشي کمتر از يک مترمربع به هر نفر (استاندارد: دو و نيم مترمربع) مهاجرت خالص 300 هزار ايراني در سال.
 ابتدا مي‌خواستم درباره هر يک از آمارهاي نااميدکننده صحبت کنم و شايد راه‌حلي بيان شود، ولي اين احتمال وجود داشت که خواننده گمراه شود چون شايد اطلاعات بنده ناقص باشد که گفته‌اند: نيمه‌طبيب بلاي جان است.
به‌راستي مشکل چيست که با اين همه پتانسيل‌هاي شگفت‌آور آمار نااميدکننده بسيار زياد است؟ حتما هر کدام از شما مشکل را در جايي مي‌بيند. شايد در نبود قانون، در دخالت کشورهاي قدرتمند، در اجرا و نظارت بر قانون، در ناکارآمدي سيستم آموزش و پرورش و آموزش عالي، در ضعف قانون، در مُدل مديريت، در نخبه‌کشي و فساد، در ناکارآمدي مسئولان، در خود مردم و... . نقل قولي هست منتسب به اميرکبير:... دانستم مملکت مردم دانا مي‌خواهد. پس فارغ از همه دلايلي که شما حدس مي‌زنيد، راه‌حل جاودانه فقط‌وفقط يکي است و آن هم افزايش دانش و آگاهي مردم است.
تصميم با ماست: آينده فرزندانمان را مي‌خواهيم يا زندگي خودمان؟ اگر نسل بعد مهم باشد بايد زحمت بکشيم و دانا شويم چون توانا بوَد هر که دانا بوَد و متأسفانه به خاطر فقدان دانش عامه مردم، اکنون توانا است هر که داراست. به‌طور خلاصه بايد گفت راهکار افزايش کيفيت زندگي ايرانيان، افزايش دانش و آگاهي است. آگاهي بايد به عنوان يک ارزش بعد از نيازهاي اوليه خوراک و سرپناه در زندگي ما جاري شود. ارزش يعني چيزي مهم‌تر از «اولويت». ارزش آن چيزي است که حتي شايد جان را نيز فدايش کنيم. هنگامي که از گرسنگي جستيم و سقفي براي سُکني‌گزيدن داشتيم، بايد فعاليت بعدي ما افزايش دانش و آگاهي‌مان باشد. اما دانش و آگاهي را از کجا به‌دست آوريم؟ اگر سواد خواندن داريم، آگاهي از مطالعه روزنامه‌ها، کتاب‌ها، از محيط مجازي (اينترنت، ماهواره)، و اگر سواد خواندن نداريم، آگاهي از هم‌صحبتي، گوش‌دادن به فايل‌هاي صوتي-تصويري، راديو، تلويزيون و از هم‌نشيني‌ها و دورهمي‌ها به‌دست مي‌آيد.
نکته‌اي که مطرح مي‌شود اين است که کدام اطلاعات سودمند و کدام بيهوده است؟ بياييد اميدوار باشيم با کسب دانش حداکثري اطلاعات هرزه پالايش ‌شوند.

 


دیدگاه‌ها(۰)