۱۳۹۶ شنبه ۴ آذر
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۱۱ - ۱۳۹۶ سه شنبه ۲۳ آبان
فلسفه ساده

ریچارد رورتی از مهم‌ترین فیلسوفان تحلیلی معاصر است و بسیاری بر این باورند که بزرگ‌ترین فیلسوف آمریکایی است. او نظرات جدیدی در سنت پراگماتیسم ارائه کرده است. اگرچه برخی او را به‌خاطر نظرات نسبی‌گرایانه‌اش پست‌مدرن می‌نامند، خود او چنین عنوانی را هرگز نپذیرفت و آن را از اساس بی‌معنا می‌دانست. رورتی در ایران نیز فیلسوفی کاملاً شناخته‌شده است. او حتی در سال ۱۳۸۴ و درحالی‌که هیچ اثری از او به فارسی ترجمه نشده بود به ایران آمد. پس از آن ترجمه آثار او کلید خورد و این روند تا امروز نیز همچنان ادامه دارد. به‌تازگی یکی دیگر از آثار رورتی به فارسی منتشر شده است: «فلسفه همچون سیاست فرهنگی». رورتی در کتاب حاضر برخلاف مجموعه‌مقالات قبلی، کمتر به دفاع از خود در برابر اتهاماتی همچون نسبی‌گرایی و پست‌مدرنیسم می‌پردازد. کتاب حاضر چهارمین مجموعه‌مقالات اوست که انتشارات کمبریج منتشر کرده و آخرین کتاب ریچارد رورتی است. مقالات این کتاب مربوط به 10 سال پایانی عمر رورتی است و در نتیجه شامل پخته‌ترین استدلال‌ها و توصیف‌های رورتی است. این کتاب در مقایسه با سه مجموعه‌ قبلی رورتی کمتر به مسائل فنی فلسفی می‌پردازد و زبانی کمابیش ساده‌تر دارد. البته چه‌بسا برای پژوهشگران جدی آثار رورتی، «پیامدهای پراگماتیسم»، «فلسفه و آئینه طبیعت» شروع بهتری باشد، ولی برای مخاطب غیرآکادمیک کتاب حاضر شاید بهترین کتاب رورتی به حساب آید که هم چندان وارد جزئیات فلسفی نمی‌شود و هم فشرده‌ای از آرای رورتی را در طیف بسیار وسیعی از موضوعات شامل می‌شود. این کتاب برجسته‌ترین استدلال‌های رورتی در فلسفه‌ اخلاق، ذهن، زبان و علم را دربر می‌گیرد که از موضعی متفاوت‌تر از سایر فیلسوفان ارائه شده است. رورتی در این کتاب کمتر به استدلال‌های به‌اصطلاح فلسفی می‌پردازد و بیشتر با نگاهی که به تاریخ غرب دارد و با تکیه بر احساسات و تجربیات مشترک انسانی استدلال می‌کند. پرداختن به این مباحث از این حیث ضروری است که چنین احساسات و تجربیاتی را یکایک ما در تصمیم‌گیری‌های اخلاقی حس کرده‌ایم اما ارتباطی میان آن‌ها و اخلاق کانتی نیافته‌ایم و رورتی می‌کوشد در این کتاب این بی‌ربطی را دقیق‌تر ترسیم کرده و جایگاه اصول برآمده از فلسفه‌های اخلاق گوناگون را در زندگی روزمره نشان داده و درعین‌حال واژگانی برای تصمیم‌گیری‌های اخلاقی ارائه کند که می‌توانند سودمندتر باشند و بسیاری از دوراهی‌های اخلاقی را برطرف کنند. از این جهت این کتاب را شاید طبق سنت فلسفه تحلیلی بتوان فرافلسفی‌ترین کتاب رورتی دانست. رورتی می‌کوشد در این کتاب به صورت سلبی نشان دهد که بسیاری از مسائل فلسفی از توصیفی قدیمی و اکنون زائد ناشی شده‌اند، توصیفی که روزگاری به سیاست فرهنگی یاری می‌رساند ولی امروزه کارکرد خود را از دست داده است. رورتی همچنین می‌کوشد به صورت ایجابی نشان دهد فرهنگی مابعد متافیزیکی و مابعد شناخت‌شناسانه، بحث‌های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی را چگونه پیش می‌برد و چگونه برخی مسائل بحث‌برانگیز امروزی را حل یا منحل می‌کند.


دیدگاه‌ها(۰)