۱۳۹۷ جمعه ۳۱ فروردين
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۵۲ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۱۴ دي
گفت‌وگوی «شرق» با معاون وزیر بهداشت
قالیباف و هاشمی سیاسی نبودند بهتر بود

سمیرا حسینی: می‌گوید «با طیف‌های مختلف سیاسی اصولگرا و اصلاح‌طلب ارتباط دارم و از ظرفیت آنها در کار‌ها استفاده می‌کنم و هر دو جریان را دو بال می‌داند که به نظام کمک می‌کنند». اوایل حضور قالیباف در شهرداری، رئیس گروه مشاوران شهردار اصولگرای تهران شد و پس از هشت سال همکاری با قالیباف، هنگامی که در بالاترین رده معاونت اجتماعی شهرداری قرار داشت، از آنجا خداحافظی کرد و به‌عنوان قائم‌مقام وزیر بهداشت همکاری خود را با وزیر اصلاح‌طلب دولت یازدهم آغاز کرد و سال گذشته با تصمیم وزیر بهداشت و موافقت سازمان مدیریت به‌عنوان اولین معاون اجتماعی وزیر بهداشت منصوب شد. محمدهادی ایازی در اتاقی نیمه‌مجلل در طبقه چهاردهم ساختمان وزارت بهداشت واقع در خیابان ایوانک شهرک‌غرب، میزبان «شرق» است. «تهران» از این نما لخت‌تر و عریان‌تر است و هوای آلوده و آسمان‌خراش‌های بی‌درو‌پیکرش بهتر به‌چشم می‌آیند. قبل از شروع گفت‌وگو، کت طوسی‌رنگش را به چوب‌لباسی کنار میز کارش می‌آویزد و روی مبل چرمی‌ قهوه‌ای‌رنگ روبه‌رویم می‌نشیند تا به سؤالات پاسخ دهد. وقتی از او می‌پرسم اصلاح‌طلب هستید یا اصولگرا، می‌خندد می‌گوید با توجه به اینکه من با همه طیف‌های سیاسی همکاری می‌کنم ، خودتان حدس بزنید چه گرایش سیاسی‌ای دارم. ایازی در این مصاحبه از اهمیت عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت و غفلت‌های گذشته می‌گوید. فرصت برای این گفت‌وگو کوتاه بود؛ آنچه در پی می‌آید، مشروح این گفت‌وگو است.

 شما هم معاون آقای قالیباف بودید، هم معاون آقای قاضی‌زاده؛ قبل از آن هم که یک شخص نظامی بودید. قالیباف اصولگراست و قاضی‌زاده اصلاح‌طلب یا اعتدالی، شما به لحاظ سیاسی خودتان را جزء کدام جریان سیاسی می‌دانید؟
همیشه هرجایی که بودم، دغدغه‌‌ام خدمت به مردم فارغ از مسائل سیاسی بود. شاید گرایش‌های سیاسی خاصی داشته باشم؛ اما مقید بودم آن را در کارم دخالت ندهم. اگر دوستانی را که در معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری با من همکار بودند مرور کنید، متوجه خواهید شد با همه جریان‌های سیاسی همکاری داشته‌ام؛ به دلیل اینکه بنا را بر کارکردن می‌گذارم. آقای صالحی‌امیری، آقای نوبخت، آقای آشنا و گلزاری ازجمله کسانی بودند که آن زمان در شهرداری با ما همکاری داشتند و حالا در دولت حضور دارند. همچنین دوستانی از جبهه اصولگرایان که افتخار همکاری در شهرداری را با آنها داشتیم ماند دکتر مرندی، حجت‌الاسلام محمدی، حجت‌الاسلام خاموشی و حجت‌الاسلام موسوی‌مقدم؛ چراکه انگیزه اصلی خدمت به جامعه و مردم بود. اینها نشان می‌دهد مشی ما استفاده از تمام ظرفیت‌های متعلق به نظام است. من هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا را به‌عنوان دو بال می‌‌دانم که به نظام کمک می‌کنند. جریان‌‌های سیاسی باید آستانه تحملشان را در مواجهه با مسائل افزایش دهند و بپذیرند وقتی مردم به جریانی اقبال نشان می‌دهند، باید آن را قبول کنند. حالا شما با این توضیحات، خودتان حدس بزنید اصولگرا هستم یا اصلاح‌طلب.
 تجربه کار و معاونت آقای قالیباف راحت‌تر بود یا معاونت آقای قاضی‌زاده‌هاشمی؟ از نظر شیوه‌های مدیریتی هرکدام از اینها می‌پرسم؛ یعنی به نظر خودتان کارکردن با کدام‌یک راحت‌تر یا جالب‌تر بود؟
هر دو مدیران بسیار پرکاری هستند. خاطرم هست وقتی که در شهرداری بودم، آقای قالیباف بعد از خواندن نماز در یکی از مساجد تهران، از شهر بازدید می‌کرد و بعد کارش را در شهرداری آغاز می‌کرد. آقای دکتر هاشمی هم اول صبح کارش را آغاز می‌کند و تا ساعت 11 یا 12 شب، بعضی اوقات هم بیشتر، مشغول به کار است. هر دو زمان جنگ در جبهه حضور داشتند؛ یکی در حوزه جهاد و دیگری در سپاه مسئولیت داشت و نقش‌هایی جدی ایفا می‌کردند. هر دو اول انقلاب مسئولیت داشتند؛ یکی فرمانده لشکر بود و دیگری عضو شورای مرکزی جهاد.
هردو دغدغه پاسداری از انقلاب را دارند و با این نگاه موضوعات را دنبال می‌کنند، البته نگاه سیاسی‌شان ممکن است با یکدیگر متفاوت باشد که این هم طبیعی است؛ همه انسان‌ها که مثل یکدیگر فکر نمی‌کنند. فارغ از همه مسائل سیاسی که این‌ روز‌ها مطرح می‌شود، همه می‌دانند دوره کاری آقای قالیباف به چه صورت بود؛ مردم اقبال خوبی به ایشان نشان می‌دادند. آقای هاشمی هم با طرح تحول سلامت رضایتمندی عمومی را در سطح جامعه ایجاد کرد، البته، هم در دوره آقای قالیباف ممکن است مشکلات وجود داشته باشد، هم درحال‌حاضر در دوره آقای قاضی‌زاده، اما نکته مهم این است که این‌ دو توانسته‌اند در دوره ریاست خود تحول ایجاد کنند و در کار خود تأثیرگذار باشند. به اعتقاد من این دو مدیر در سطح مدیران طراز اول کشور هستند. در مقطعی قالیباف شهردار هشتم دنیا شناخته شد. خود شهردار تهران که این ارزیابی را انجام نداد، بلکه یک مجموعه در سطح بین‌الملل آن را انجام دادند.
 ویژگی خاصی این دو مدیر شما - قالیباف و قاضی‌زاده- دارند که مایل باشید به تجربه همکاری با آنها اشاره کنید؟
پرکاری و سخت‌گیری به مدیران در مسائل کاری یکی از خصوصیات مشترک آنهاست، به‌خصوص آقای قالیباف. هردو دارای برنامه هستند. زمانی که آقای قالیباف وارد شهرداری شد، روی تابلو‌هایی نصب کرد که تونل رسالت یا توحید چه روزی افتتاح می‌شود و اگر چند روز عقب می‌افتاد، از مردم عذرخواهی می‌کرد. خب ما کار‌های خوب را نباید فراموش کنیم. نباید کار‌های خوب آقای هاشمی را فراموش کنیم که در برخی موارد به دلیل محدودیت‌هایی که وجود داشت، بیماران در بیمارستان پذیرش نمی‌شدند، اما درحال‌حاضر هیچ‌گونه از این دغدغه‌ها وجود ندارد.
 تا جایی که می‌دانم، شما آدم رک و صریحی هستید، شاید به سابقه نظامی‌تان مربوط باشد. اگر بخواهید به دو نقد درباره شیوه مدیریتی قالیباف و قاضی‌زاده‌هاشمی اشاره کنید، روی چه موضوعی انگشت می‌گذارید؟
هیچ‌کدام از آنها نباید خیلی سیاسی می‌شدند که باز این وجه مشترک هردوی آن‌ها بود. به اعتقاد من دکتر هاشمی در دوره انتخابات نباید سیاسی می‌شدند، چون مردم از وزیر بهداشت انتظار دارند دغدغه‌‌اش سلامت مردم باشد. به نظر من اگر آقای قالیباف و ‌آقای هاشمی سیاسی نمی‌شدند خیلی بهتر بود.
 شما اولین معاون اجتماعی وزارت بهداشت هستید. چه نیازی در وزارت بهداشت و جامعه حس می‌شد که وزارت بهداشت تصمیم به ایجاد معاونت اجتماعی گرفت؟
دولت‌هایی موفق هستند که بتوانند مردم را در برنامه‌های خود مشارکت دهند؛ به‌طورمثال مشارکت بخش خصوصی، سازمان‌‌های مردم‌نهاد، خیریه‌ها یا مشارکت‌ کانون‌‌های اجتماعی. این مسئله در مورد نظام سلامت هم صادق است. قانون‌گذار در سال 64 یعنی حدود 30 سال قبل هنگام ایجاد وزارت بهداشت آن را مکلف به مشارکت مردم در حوزه سلامت کرد، اما وزارت بهداشت به دلیل مسائل و مشکلات متعددی که با آن مواجه بوده، این مسئله را به صورت جدی مورد توجه قرار نداده بود. قبل از تشکیل این معاونت، حدود 620 سازمان‌ مردم‌نهاد در حوزه سلامت و 875 خیریه سلامت وجود داشت که عملا متولی در وزارت بهداشت نداشتند. این از جمله مسائل جدی بود که موجب ایجاد ساختاری در این زمینه شد، به‌گونه‌ای که مشارکت مردم را به صورت گسترده‌تر در حوزه سلامت داشته باشیم. مسئله دوم نبود مشارکت بین‌بخشی بود. به‌طورکلی 25 درصد از مشکلات سلامت مردم در اختیار مدیران سلامت است و 75 درصد خارج از نظام سلامت باید حل شود. بر همین اساس مشارکت بین‌بخشی را شکل دادیم تا بتوانیم از ظرفیت سازمان‌ها، نهاد‌ها و دستگاه‌های دیگر در حوزه سلامت استفاده کنیم؛ به‌عنوان‌مثال در ایجاد حادثه‌های رانندگی ما به‌عنوان وزارت بهداشت هیچ نقشی نداریم؛ یا خودروساز کیفیت خودرویش پایین است یا وضعیت جاده‌ها خراب است یا پلیس اقدامات کنترلی را به‌خوبی انجام نداده‌ یا راننده و سرنشین پایبند به قوانین نبوده‌اند و باعث ایجاد تصادف می‌شوند، اما بخش عمده‌ای از پیامد‌های آن متوجه وزارت بهداشت می‌شود؛ یعنی چیزی حدود 700‌ هزار نفر فقط مجروحان تصادفات رانندگی به مراکز درمانی ما مراجعه می‌کنند. حالا اگر بتوانیم اقداماتی انجام دهیم که تصادفات کاهش پیدا کنند، خیلی از تخت‌های بیمارستانی ما آزاد می‌شوند و ما می‌توانیم از آن در بخش‌های دیگر استفاده کنیم.
مشارکت بین‌بخشی یعنی همین، یعنی ما با مطالبه‌گری وظایف مسئولان را به آنها گوشزد ‌کنیم. اینها اقداماتی است که در حوزه مشارکت‌های بین‌بخشی ما به‌عنوان معاونت اجتماعی وزارت بهداشت می‌توانیم دنبال کنیم و تأثیرگذار باشیم که نتیجه آن را در تفاهم‌نامه‌های مختلف که با دستگاه‌ها تنظیم کرده‌ایم و درگیرکردن آنها با مسائل مربوط به سلامت می‌توان دید؛ به‌‌طوری‌که برخی از دستگاه‌ها مانند آموزش‌وپرورش، جهاد کشاورزی و ورزش و امور جوانان با راه‌اندازی دفاتر سلامت به ما کمک می‌کنند. مسئله سوم افزایش سواد سلامت مردم است. اگر سواد سلامت مردم افزایش پیدا کند و به‌نوعی زندگی کنند که بیمار نشوند، بیشتر عمر می‌کنند و امید به زندگی افزایش پیدا می‌کند؛ به‌همین‌خاطر یکی از بحث‌های جدی ما بحث فرهنگ سلامت است.
 قبل از تشکیل معاونت اجتماعی آیا هیچ نهاد دیگری روی کار خیریه‌ها نظارت نمی‌کرد؟
خیر، ساختاری که بتواند متولی این کار باشد و ارتباط مستقیمی با وزارت بهداشت داشته باشد، وجود نداشت. البته ما هم هنوز نتوانسته‌ایم آن‌طور که باید، نقش نظارتی خود را ایفا کنیم.
  این معاونت به ‌غیر از نظارت بر سازوکار خیّران به چه امور دیگری می‌پردازد؟
راه‌اندازی کانون‌های اجتماعی محور سلامت در سطح محلات، راه‌اندازی مجمع سلامت محله، راه‌اندازی مجمع سلامت شهرستان، استان و کشور، ارتقای فرهنگ سلامت، تولیدات مختلف فرهنگی و هنری در حوزه سلامت، برگزاری جشنواره‌های مختلف در حوزه سلامت مثل برگزاری فیلم سلامت، مشارکت‌های بین‌بخشی، کاهش و کنترل آسیب‌های اجتماعی، تعیین شاخص‌های عدالت در سلامت و اجتماعی‌شدن مسئله سلامت.
 تجربه دیگر کشور‌ها در این زمینه به چه صورت است. آیا در کشور‌های دیگر نیز خیّران سلامت از طریق دولت و وزارت بهداشت هدایت می‌شوند؟
بله. ما در مجمع ملی سلامت از تجربه کشور‌های دیگر در این زمینه استفاده کردیم و جالب اینجاست که حالا به‌عنوان یکی از کشور‌هایی که در این حوزه حرفی برای گفتن دارد، از ما دعوت می‌شود تا در مجامع مختلف حضور پیدا کنیم و از تجربیات‌مان بگوییم؛ به‌ویژه درباره اجتماعی‌شدن نظام سلامت که در نشست‌های مختلف آن را به‌عنوان یکی از تجارب خوب کشور ما مطرح می‌کنند. در دهمین اجلاس مجمع ملی سلامت تایلند از کشور ما، تونس و فرانسه دعوت شد تا از تجربیات خودمان بگوییم.
 آیا معاونت اجتماعی وزارت بهداشت با بهزیستی و تأمین اجتماعی هم‌پوشانی ندارد؟ مرز‌های معاونت اجتماعی با بهزیستی چیست؟
خیر، سازمان بهزیستی به گروه‌هایی از مردم مانند معلولان و سالمندان در زمینه توان‌بخشی خدمات ارائه می‌دهد که این گروه‌ها فقط خدمات سلامت را از ما دریافت می‌کنند. تقریبا حدود مرز‌های ما با بهزیستی مشخص است. در برخی موارد که شاید هماهنگی لازم وجود نداشت، جلساتی با آنها برگزار کردیم تا با یکدیگر هم‌پوشانی نداشته باشیم؛ مثلا تعیین ‌تکلیف درمان معتادان ، دو ماده 15 و 16 که طبق ماده 16 معتادان متجاهر به عهده سازمان بهزیستی و بقیه در قالب ماده 15 به عهده وزارت بهداشت قرار گرفت. درباره سالمندان قرار شد نظام رفاه سالمندان برعهده وزارت رفاه و سازمان بهزیستی باشد و نظام سلامت برعهده وزارت بهداشت. خوشبختانه با هماهنگی‌هایی که صورت گرفت، بسیاری از موارد حل شد؛ البته در خیلی از کشور‌ها نظام رفاه و بهداشت در یک مدیریت است؛ اما در کشور ما چون جدا شده، این تفکیک را قائل شدیم.
درباره تأمین اجتماعی با انتقال شورای عالی بیمه وزارت بهداشت از منظر سیاست‌گذاری بیمه خدمات درمانی آن هم قاعدتا باید با سیاست‌های وزارت بهداشت خودشان را هماهنگ کنند در برنامه ششم هم این موضوع مورد تأکید قرار گرفته؛ به‌ویژه با راه‌اندازی پرونده خدمات الکترونیک سلامت عملا این هماهنگی‌ها بیشتر خواهد شد. 
 با توجه به تجربه‌های اخیر، به‌ویژه زلزله اخیر در کرمانشاه که ما شاهد آن بودیم مردم به‌صورت خودجوش و با اعلام حساب‌های شخصی خود و حتی با ورود برخی از سلبریتی‌ها سعی در کمک‌کردن به مردم را داشتند. چقدر مردم و خیرین به معاونت اجتماعی اعتماد دارند؟ 
خوشبختانه مردم به مدیریت نظام سلامت کشور اعتماد دارند؛ ما روز‌های نخست زلزله غرب کشور برای راه‌اندازی خانه‌های بهداشت که تخریب شده بودند، به کانکس نیاز داشتیم که با اعلام معاونت اجتماعی وزارت بهداشت به‌سرعت مردم استقبال کرده و کانکس مورد نیاز ما را تامین کردند. خیرین همچنین متعهد شدند دو بیمارستان در سرپل ذهاب و اسلام‌آباد، پنج پایگاه اورژانس، 22 مرکز جامع سلامت و 62 خانه بهداشت بسازند؛ یعنی چیزی بالغ بر 70‌میلیارد تومان. خوشبختانه در ایران فرهنگ کار خیر بسیار گسترده است؛ به‌طوری‌که ما در سال 95 چیزی حدود ‌هزارو 500 میلیارد تومان کمک خیّران را به نظام سلامت داشتیم و به نظر می‌رسد در سال 96 این رقم بیشتر باشد. البته در همه کشور‌ها موقوفات سلامت بسیار گسترده‌ است.
 از یک زمانی به بعد رشد سمن‌ها شدت گرفت؛ به‌طوری‌که درحال‌حاضر تعداد زیادی خیریه و سمن مرتبط ‌با بیماری‌ سرطان و بیماری‌های نادر داریم در‌حالی‌که در اصل قانون اساسی آمده است بهداشت و آموزش وظیفه دولت است. به نظر می‌رسد دولت این وظیفه را زمین گذاشته به‌همین‌دلیل مردم ورود پیدا کرده‌اند که این خود مشکلاتی را به وجود آورده است مانند تجربه اخیر بیماران‌ ام‌پی‌اس که در خیابان تجمع کردند. نظر شما در‌این‌باره چیست؟ 
حتی در کشور‌های توسعه‌یافته که بخش عمده‌ای از تولید ناخالص داخلی (جی‌دی‌پی) به بخش سلامت اختصاص دارد، سازمان‌های مردم‌نهاد سلامت فعال گسترده‌ای دارند. کمک سازمان‌های مردمی منافاتی با اینکه دولت عهده‌دار بهداشت و درمان مردم است، ندارد. فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد به معنی این نیست که دولت وظیفه خود را انجام نمی‌دهد یا نباید انجام دهد؛ اتفاقا در کشور‌های توسعه‌یافته تعداد سازمان‌های غیردولی‌شان بیشتر است. در جمهوری اسلامی ایران نیز همان‌طور که اشاره کردید، در سال‌های اخیر تعداد سمن‌های سلامت افزایش پیدا کرده است، مثلا مؤسسه‌ای مثل محک به‌عنوان یک خیریه، به حدود سه ‌هزار و 400 کودک مبتلا به سرطان خدمت ارائه می‌دهد. امکان دارد ما به‌عنوان وزارت بهداشت در بیمارستان خدمات ارائه کنیم اما این خانواده‌ها با نیاز‌هایی مواجه می‌شوند که مؤسسه محک می‌تواند آن را انجام دهد یا انجمن ‌«ام‌اس» حمایت‌هایی به عمل می‌آورد که ما به‌عنوان دولت نتوانیم کاری انجام دهیم، به همین علت توسعه سازمان‌های مردم‌نهاد به‌عنوان یکی از اولیت‌های ما است، ضمن اینکه ما می‌خواهیم سازمان‌های مردم‌نهاد با یکدیگر ارتباط داشته باشند؛ به همین سبب شبکه سازمان‌های مردم‌نهاد را شکل دادیم، مثلا در حوزه سرطان 72 سازمان مردم‌نهاد و خیریه در کشور فعالیت دارند که اینها شبکه ملی سازمان مردم‌نهاد در زمینه سرطان را تشکیل دادند یا در حوزه ایدز 46 سازمان مردم‌نهاد فعالیت دارند که سازمان ملی مردم‌نهاد ایدز را شکل داده‌‌اند. سازمان‌های مردم‌نهاد نه تنها باید شکل بگیرند بلکه باید شبکه ملی آنها نیز شکل بگيرد. آنها باید مطالبه‌گر باشند و مسائل و مشکلات خودشان را به ما منتقل کنند و ما درصدد رفع آن باشیم، اگر یک سازمان مردم‌نهاد در حوزه بیماری وجود نداشته باشد مشکلاتشان به ما منعکس نمی‌شد. در خیلی از مسائل، ما با توجه به محدودیت‌های منابعی که داریم قادر نیستیم که مشکل را حل کنیم، بنابراین روشن به آنها می‌گوییم ما منابعی نداریم که بتوانیم کاری انجام دهیم در خیلی از موارد هم ما می‌توانیم و درصدد حل مشکل ‌برمي‌آییم. 
  شما قبلا گفته بودید در حوزه امور اجتماعی وزارت بهداشت تحول ایجاد می‌کنم به نظر خودتان چقدر در اين كار موفق بوده‌ايد؟ 
 ساختاری که کار خیریه‌ها را تسهیل کند در وزارت بهداشت وجود نداشت؛ ساختاری که بتواند با سازمان‌های مردم‌نهاد ارتباط داشته باشد و حرف‌های آنها را بشنود وجود نداشت و در حوزه آسیب‌های اجتماعی ساختاری که بتواند نقش هماهنگی بین اجزای درون وزارت بهداشت و بیرون وزارت بهداشت داشته باشد، نداشتیم که ما آنها را ایجاد کردیم در حوزه مشارکت‌های بین‌بخشی یک ظرفیت جدید ایجاد کردیم که بتوانیم از ظرفیت بخش‌های دیگر استفاده کنیم؛ مؤسسه‌‌ای ایجاد کردیم به نام مؤسسه «آوای هنر سلامت» تا تولیدات مختلف هنری و جشنواره‌های گوناگونی را برگزار کنیم یا مثلا در حوزه کانون‌های اجتماعی سلامت‌محور، ما در سطح محلات مختلف چنین ساختاری نداشتیم که حالا با مصوبه‌ای شورای سلامت و امنیت غذایی ما می‌توانیم در محلات کانون‌های اجتماعی سلامت‌محور راه‌اندازی کنیم؛ اینها از جمله‌ کارهایی بود که در این مدت انجام شد. 


دیدگاه‌ها(۰)