۱۳۹۶ يکشنبه ۱ بهمن
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۵۹ - ۱۳۹۶ شنبه ۲۳ دي
به مناسبت ٧٦ سالگی «استیون هاوکینگ»
پرواز در لابه‌لای سیاهچاله‌ها
دکتر عبدالرضا ناصرمقدسی- متخصص مغز و اعصاب

«استیون هاوکینگ»، فیزیک‌دان مشهور، ٧٦ساله شد. زندگی او از جنبه‌های بسیار متفاوتی قابل‌ تحلیل و بررسی است. بی‌شک کتاب‌های زیادی در مورد او و آثارش به رشته تحریر درخواهد آمد. برای من بسیار جالب بود که این فیزیک‌دان بزرگ همراه با دخترش چندین کتاب برای کودکان نوشته است. همه اینها نشان از ذهنی پرتکاپو و جست‌وجوکننده برای کشف و تجربه دنیاهای جدید دارد. به‌عنوان یک پزشک، یکی از جالب‌ترین جنبه‌های زندگی هاوکینگ همانا مبارزه خستگی‌ناپذیر وی با بیماری‌اش است. بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک یا ALS یک بیماری کشنده است که در مدت کوتاهی بیمار را از پا درمی‌آورد. برای محققان جای تعجب است که هاوکینگ چگونه توانسته این‌همه‌سال در برابر این بیماری مهلک دوام بیاورد. بیماری، تکه‌تکه توان انسان را تحلیل می‌برد. آرام‌آرام قدرت اندام‌ها را گرفته، تکلم را مختل کرده و حتی تنفس و بلع او را هم دستخوش آسیب می‌کند. بیمار هر روز ناتوان‌تر از قبل می‌شود. متأسفانه با وجود تمام تحقیقات، هنوز هیچ دارویی که بتواند حداقل شرایط بیماری را کنترل کند، کشف نشده است. من به دلیل رشته تخصصی‌ام، با این بیماران زیاد برخورد داشته‌ام. به غیر از تحلیل جسمانی، نوعی تحلیل روانی را نیز در آنها مشاهده کرده‌ام. بیمار از لحاظ روانی روزبه‌روز مستأصل‌تر از قبل می‌شود. مشکل این بیماری این است که بیمار کاملا آگاه بوده و نسبت به آنچه برای او اتفاق می‌افتد، بینش دارد. او می‌بیند که نمی‌تواند حرکت کند، نمی‌تواند حرف بزند و نمی‌تواند نفس بکشد. او این سیر پیش‌رونده را با آگاهی تمام درک می‌کند. از این دکتر به آن دکتر می‌رود، بدون آنکه نتیجه‌ای کسب کند. درعین‌حال اتفاق مهمی نیز در روند شناختی او می‌افتد. این سیر پیش‌رونده همه‌چیز او می‌شود. اندام‌های مضمحل، جای آگاهی او را می‌گیرد و او از نظر شناختی به این ضعف پیش‌رونده تقلیل می‌یابد. هویت بیمار، بیماری ALS می‌شود. او دیگر هویت مجزایی ندارد. انگار بیماری ALS سیاهچاله‌ای است که او را در خود می‌بلعد، بی‌آنکه نشانی از وی به‌جا بگذارد. نکته مهم در مورد هاوکینگ این است که او دقیقا عکس این ماجرا را طی کرده است. درست است که اندام‌ها و تکلم وی روز‌به‌روز تحلیل رفته‌اند، اما او توانسته به‌طور کامل از نظر آگاهی خود را از بیماری منفک کند. او هم مانند سایر بیماران در سیاهچاله بیماری افتاده، اما برخلاف آنها از درون آن فرار کرده است. اتفاقی نیست که استیون هاوکینگ در فیزیک نظری به‌خاطر کارهایش در زمینه سیاهچاله‌ها معروف است، به‌خصوص برای آنچه که تابش هاوکینگ خوانده می‌شود. او نشان داده که فوتون‌ها می‌توانند از جاذبه سیاهچاله فرار کرده و در این فرار، کمی از انرژی آن بربایند تا به آنجا که درنهایت سیاهچاله تجزیه شده و از بین برود. گاه فکر می‌کنم اینکه او توانسته چنین کشفی کند، ناشی از همین جدال وی با بیماری و تلاشش برای رهایی از سیاهچاله‌ای است که در آن افتاده است. او در این جدال نفس‌گیر برخلاف باور همگان اثبات کرده که چه در دنیای فیزیک نظری و چه در عرصه زندگی، فرار از سیاهچاله کاملا مقدور بوده و سیاهچاله‌ها برخلاف تصور آن‌قدرها هم سیاه نیستند. حتی سیاهچاله‌ها هم به‌واسطه نوری که می‌تابانند می‌توانند زیبا باشند. 


دیدگاه‌ها(۰)