۱۳۹۶ سه شنبه ۱ اسفند
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۶۵ - ۱۳۹۶ شنبه ۳۰ دي
ریشه‌یابی به جای برخورد رمانتیک
نیره توکلی

حادثه تأسف‌آور نفت‌کش سانچی و ازدست‌رفتن جوانان این کشور غم‌انگیز است، اما نباید آن را دراماتیزه و رمانتیزه کرد. نباید آن را به سوز و گداز و شعار تبدیل کرد؛ هم از جانب مسئولان و هم از طرف مردم.
 آنچه دولت و مسئولان انجام می‌دهند باید براساس اعتمادسازی برای پیشگیری از بحران و مدیریت بحران باشد و شفافیت در اطلاع‌رسانی. خود شفافیت به اعتمادسازی کمک می‌کند و بسیاری از شایعات بی‌اساس را خنثی می‌کند. مثلا اگر درباره فاجعه پلاسکو از لحاظ ریشه‌یابی و برخورد با عاملان آن اقدامات اساسی صورت گرفته بود، عاملان بروز آن، مجازات شده بودند و در موارد مشابه پیشگیری انجام شده بود، اکنون در مورد حادثه نفت‌کش سانچی در فضای مجازی این‌همه شایعات بی‌اساس و غیرکارشناسانه به راه نمی‌افتاد و طبق معمول، کسانی که نه دلسوز مردم ایران‌اند و نه واقعیت برایشان اهمیتی دارد، فرصت را برای دروغ‌سازی و فداکردن منافع مردم ایران و واقعیت مناسب نمی‌دیدند؛ از متهم‌کردن کشور چین به اینکه دشمن قسم‌خورده ماست و بنابراین، اسرائیل و آمریکا دوستان واقعی ما هستند. یا اینکه در لحظه برخورد اساسا انفجاری در کار نبوده است و تا آنجا پیش بروند که گویا آتش‌سوزی و انفجار عمدی بوده است. ناامیدکردن مردم از ایجاد اعتماد، از پاسخ‌گویی به پرسش‌ها، از پیشگیری و از پیگیری ریشه‌ها و مجازات عاملان و شفافیت در اطلاع‌رسانی، کار را برای ابراز نظرهای غیرمسئولانه و شایعات بی‌اساس هموار کرده است.
در زمان هر فاجعه‌ای برخوردها فقط با سوز و گداز همراه است و فقط احساسات مردم، برای سودجویی‌های سیاسی برانگیخته می‌شود و از طرف دیگر به شعارهای بی‌اساس دامن زده می‌شود. با شعارهای بی‌اساس راه بر عوام‌فریبی از همه طرف باز می‌شود؛ عوام‌فریبی از طرف کشورهای خارجی یا دشمنان شناخته‌شده‌ای که در لباس دوست درمی‌آیند؛ عوام‌فریبی از طرف ترامپ که در فجایع روزانه کشور خود و کشتار مردم، به علت آزادی حمل اسلحه، به‌هیچ‌وجه احساس مسئولیت نمی‌کند. تأسف‌بار این است که برخورد مسئولان ما با شهروندان به گونه‌ای است که گفته‌های امثال ترامپ، حتی غیرمعقول‌ترین حرف‌های او، ممکن است خریدار پیدا کند. یا تحلیل‌هایی که مثلا درباره اقتصاد صورت می‌گیرد، بدون آنکه درباره این صحبت شود که چرا اقتصاد به اینجا رسیده است و ریشه‌های مسئله چیست.
مسکن مهر را در نظر بگیرید و پیمانکاری‌هایی که با استفاده از رانت‌های دولتی و صرفا با هدف سودجویی در آن فعال بوده‌اند. این مشکل فقط مختص مسکن مهر نیست؛ به لوله‌کشی آب در شهرهای مختلف توجه کنید. برای مثال، آب لوله‌کشی شهری مانند سرخ‌رود، حتی با وجود دستگاه‌های تصفیه، پر از ماسه است. می‌گویند پیمانکاران قبلی لوله‌های نامناسبی کار گذاشته‌اند و در نهایت، هیچ‌کس حاضر نیست مسئولیت بپذیرد. چرا باید مردم یک شهر فراموش شوند و آب ناسالم کثیف و پر از گِل به‌عنوان آب لوله‌کشی به آنها داده شود و هیچ‌کس پاسخ‌گوی آنها نباشد؟ سلامت مردم یک شهر مهم است، همان‌طور‌که از‌دست‌رفتن جان افراد در فجایعی مانند سانحه کشتی مهم است. با فساد باید مبارزه‌ای واقعی  صورت گیرد.
تهران را در نظر بگیرید که به شهری پر از خطر تبدیل شده است. آیا سلامت مردم این شهر مهم نیست؟ در کشوری که هر روز مثل گهواره‌ای نامهربان می‌لرزد، چگونه می‌توان به روند برج‌سازی و ساخت‌وسازهای خطرناک ادامه داد و شب با خیال راحت سر بر بالین گذاشت؟ چگونه می‌توان آلودگی ناشی از درجا کارکردن 24ساعته ماشین‌های گازوئیل‌سوز را برای ساختمان‌سازی و برج‌سازی، در کوچه‌‌پس‌کوچه‌ها و قطع درختان و نابودی باغ‌ها را نادیده گرفت؟ چگونه می‌توان به ترافیک سنگینی که حالت عادی و قاعده شهر تهران شده بی‌اعتنا بود، اما مردم را مطمئن کرد که در مواقع بحران فکر همه‌چیز شده و آسوده باشند؟
طرز برخورد با قضیه نفت‌کش از دیگر تمهیداتی که ما برای مدیریت بحران داریم؛ جدا نیست.


دیدگاه‌ها(۰)